سلام دوستای گلم
همه نظراتو خوندم و الان یه جورایی گیج ویجی دارم می زنم...
از خودم بگم چرا راه دور؟؟
اون موقع که نمی دونستیم مهریه چیه و فقط یاد گرفته بودیم که ادامش بگیم [b]کی داده کی گرفته!!![/u] پس اعتقادی هم بهش نداشتم..
چن سال بعد دیدم خواهر یکی از دوستانم داره جدا می شه قضیه رو جویا شدم چرا که این مرد و تقریبا می شناختم و اغلب از دینداری و ایمانش گفته بودن... دوستم گف که خواهرش ی روز می ره خونه می بینه به به آقا پسرمون کنار یه خانم ترگله نشستن دل بده قلوه نیفته

...
خواهر دوست ما با هزار بدبختی جدا شد. چند وقت بعد وقتی داشتم باهاش صحبت می کردم (خواهر دوستم)ازش پرسیدم خداییش چیزی براش کم گذاشتی تو خانمی شیک گشتن...؟ صادقانه گف که براش همون قدر که از یه زن میومده و وظیفه یه زن بوده گذاشته(به صداقتش ایمان دارم)
بعد این ماجرا ترس افتاد به جونم که ای بابا اگه مردی که این همه دم از ایمان زده این طوریه وای به روز اونی که ایمان نداره پس باید رو مهریه جدی فکر کرد.. یادمه اون زمان می گفتم مهریه ام باید 707 باشه..
یه مدت بعد که با دین خدا و قانونش آشنا شدم(آخه من مسلمون شناسنامه ای بودم تازگی دارم ایمان میارم) دیدم مهریه پشتوانه مناسبی نیس زیرا: باز یکی از دوستانم که از همسرش به دلیل خیانت پسره اونم دو ماه از زندگی مشترکش نگذشته بود می خواست جدا شه و مهریه اش 1357 بود اگه اشتباه نکنم (پسره هم مایه دار) ولی اینقد این دوست منو زجر داد که بیچاره مهرش حلال (که مطمئنن نی) جونش آزاد شد.
دیدم نه مهریه زیاد، نه ظاهر بلکه این ایمان به خدا و اخلاقه که باعث می شه زندگی ،زندگی باشه..
آقایون اگه خانما کوتاه میان توی قضیه مهریه، شما و خانواده گرام هم این کار دخترو نه با چشم اینکه حتما ایرادی داره یا هر لفظ دیگه ای که به منزله این ببینید که می خواد زندگی کنه...
و ترو خدا یکم مردونگی از خودتون نشون بدین تا ما دخترا هم بتونیم اینقدی بهتون اعتمادکنیم که مهریه سنگین نذاریم(خداییش پسری که الان دست تو جیب خودشه ولی استقلال فکری نداره و نمی تونه از انتخابش دفاع کنه چطور باید بهش تو زندگی اعتماد کرد؟)

دختر خانمای عزیز(خودم اولیش) بخدا اگه عروسی نگیرین نعوذبالله قران خدا چپه نمی شه بخدا من دوستی دارم که با هزار بدبختی و دردسر عروسی گرفت الان بیشتر بحثا و جنجالای اول زندگیش با همسرش سر همین یه شب بیاد موندنی و بسی تلخ برای اوناس..(دنبال دردسر نگردین) چه ایرادی داره یه مهمونی ساده بگیرین و بقیه مخارج هم پس انداز یا خرج اول زندگی کنین؟؟

خداییش می ارزه برین زیر بار قسط و وام برای یک شب اونم اول زندگی ؟؟

با هر دو قشر محترم آقایون و خانمها هستم هر چقدر برای مراسم و مهریه و این ببخشید مزخرفات دست و پا گیر سخت گیری کنین فردا توی زندگی همون چماق می شه بالای سرتون...
عاجزانه تقاضا دارم از برادران عزیز که اگه کسی باب میلتون اومد بجای دوستی با خانواده در میون بذارید تا قضیه رنگ جدی پیدا کنه اینطوری خانما زودتر بهتون اعتماد می کنن..
و ملتمسانه از خواهرای گلم می خوام که اگه کسی بهتون ابراز علاقه کرد فازتونو تغییر ندین(تا بچه دار شدن و نوه نتیجه نرید) تا زمانی که قضیه جدی نشده..
و حرف آخر...
به خدا همه ازدواج می کنیم پس ترو خدا عجله نکنین و با دید باز به شناخت طرفتون بپردازین(بخدا کسی با دوبار بیرون رفتن و دونستن رنگ مورد علاقه و غذای دلخواه نمی تونه به شناخت دقیق برسه) خانواده و دوستان طرفتون رو بشناسین که بیشتر عقاید و سلایق طرفتونو شناختین ...
ببخشید زیاد شد..
