نقل قول:سید جان اولا این رسومات از آدم فضاییا به اجداد ا نرسیده. هر کدومش دلیل و منطق پشتشه. یه سرچ کن پیدا میکنی.
شما که این قضیه الگو رو پتک کردی میزنی تو سر ما. شما هیچ وقت نمیتونی وضع امام علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیه) با وضعیت خودت مقایسه کنی. اولا که اونا تو یه کشوری به نام عربستان زندگی میکردند نه ایران. دوما وضع زندگی اون زمان وضع خیلی بدی بوده. سوما معصوم (علیه السلام) باید زندگی داشته باشه در سطح متوسط به پایین جامعه.
ولی شما میتونی ساده زیستی رو در رسوماتت دخیل کنی.
فکر میکنم بحث داره میره به سمت حاشیه. حرف من این است که خوب و خوبتر رو که داریم (البته قابل مقایسه نیستند) چرا خوبتر رو برنگزینیم؟
مگر امام علی و حضرت فاطمه نعوذبالله از فضا امده بودند؟ مگر این دو بزرگوار امده اند تا برای فضاییان الگو باشند. انها هم انسان بودند و برای هدایت انسان ها امدند. چرا نباید مقایسه کنیم؟ مگر تلاش ما برای نزدیک شدن به انها نیست؟ و...
شما اینبار مرتکب مغالطه ی تفسیر نادرست شدید.
دلایلی رو که برای توجیه شیوه ی ازدواج امام علی(علیه السلام) آورده اید، تفسیر به رای شده است.
اگر انها در ایران زندگی میکردند رسم و رسوماتی غیر از انچه انجام دادند، انجام میدادند؟
همچنین استفاده از کلمه ی "باید" در "
معصوم (علیه السلام) باید زندگی داشته باشه در سطح متوسط به پایین جامعه." اشتباه است. انها بهترین رسم را انتخاب کردند در حالی که میتوانستند از مدل های دیگر هم استفاده کنند.
نقل قول:ولی شما میتونی ساده زیستی رو در رسوماتت دخیل کنی.
احسنت. حرف من هم همین است. اگر
ساده زیستی و رضایت خدا رو در رسومات مان اعمال کنیم به نظر من خیلی شبیه به مواردی که دوستان از تجربیات شخصی شان گفتن میشود. حالا هر رسمی در هر زمینه ای که میخواهد باشد.
امیدوارم اینطور برداشت نشود که نظر ما در مقابل همدیگر قرار دارد.
نظر ما یکیست و فقط در جزئیات اختلاف نظر داریم
خدا مارا هم جزء پیروان حقیقی انها چه در رفتار و چه در عمل قرار دهد
والسلام
یا حسین
آقای " سید رضا " من حرف شما رو قبول دارم که باید از معصومین خودمون در این مسئله پیروی کنیم ولی 2 مسئله وجود دارد :
1.اینکه من این مسئله رو قبول ندارم که الگوی ازدواج فقط ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه است. ما 12 امام و همچنین پیامبر رو داریم که همشون ازدواج کردند و مراسم ازدواج تک تک این افراد می تونه برای ما الگو باشه
2. واقعا این مسئله ازدواج معصومین برای من یکی که تئوریزه نشده.... می گویند حضرت علی فلان قدر مهریه داد این مقدار یعنی چقدر پول الان؟( با توجه به متوسط درآمد مردم اون موقع ) می گویند ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه " ساده " برگزار شدو این ساده برگزار شدن یک گزاره فوق العاده کلی( و نامفهوم ) است برای من !!! نگاه کنید با توجه به درآمد سالیانه افراد و در صورتی که فرد درآمدش بالا باشه ممکنه ازدواج در یک هتل مجلل از نظر خودش بشه یک عروسی ساده و در صورتی که فرد درآمد کمی داشته باشه از نظر خودش ازدواج در زیر زمین خونشون هم بشه یک عروسی مجلل.
الان بالاخره عروسی ساده یعنی چی؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
دوستان مشکل اصلی و سد بزرگ در این راه فقط و فقط شما و همسرتون هستید.
اگر شما اراده کنید و محکم بگویید که می خواهید چگونه ازدواج کنید همه در برابر شما نرم می شوند.
فقط کمی مقاومت ، صبر و شجاعت لازم دارد.
هدفتون فقط خدا و رضایت خدا باشه و همه چی رو بسپارین دست خودش هم چون براتون درستش می کنه که بیا و ببین.
یادتون باشه که اگه برای رضایت خدا در برابر رضایت مردم بایستید خودش کاری می کنه که مهرتون تو دل مردم بیفته ولی اگه برعکسش عمل کنین بعد از مدتی همه ازتون ناراضی میشن.
مثلا ما خودمون؛ اول همه از دستمون ناراحت بودن ولی بعد از مدتی همه ما رو مثال می زدن و ازدواج ما رو الگو می گرفتن.
یه چیز مهم دیگه اینکه زندگی ای که شالوده و پایه اون با اصراف و تجملات و گناه و معصیت باشه دیگه خودتون بگید آخرش چی میخواد بشه؟
در مورد سنتها و رسومات ایرانی هم نظر من اینه که :
هر رسمی که با اسلام مطابقت داشته باشه ، نگه می داریم و حرفی توش نیست؛
ولی هر سنتی که با اسلام عزیز مغایرت داشته باشه می ریزیم دور !! به همین راحتی.
یاحق.
1)مراسم میتونه برگزار بشه,اما بسیار ساده.بالاخره باید به هر دوطرف یک شام عروسی داده بشه و واقعا نمیشه این موضوع را انکار کرد ,لطفا نگید که میشه.
2)جهیزیه میتونه باشه,اما ساده.فقط لوازم ضروری زندگی.بیشتر دوستان من به خاطر کمبود جا و داشتن لوازم تجملی شاکی هستند و به ما مجردها سفارش میکنند,اصلاطرف چیزهای تجملی نریم.من هم این پیشنهاد را به دختر خانم ها میدم.
3)هر دختر خانمی آرزوی پوشیدن لباس سپید عروسی را دارد,نگویید نه که باور نمیکنم.
4)مجلس میتونه بدون گناه برگزار بشه.توی مراسم ازدواج خواهر من و برادرم ,مداح تشریف آوردن,پس از خواندن قرآن,عروسی حضرت زهرا و حضرت علی را مداحی کردند,غذا به اندازه بود واسراف نشد,در مجلس به همه خوش گذشت.(یک حرفی,فقط سوال هست,چرا گناه دیگران را پای عروس وداماد مینویسید.؟کسی که غیبت میکند,چشم وهم چشمی دارد,همیشه اینطوری است,فقط همان یک شب که این کار را نمیکند,میشود توضیح دهید چه ربطی به آن دو جوان دارد؟واقعا شاخ درآوردم از این استدلال.موافقم اگر بساط لهو لعب باشد,گناهش به پای آن دو نیز هست,اما سایر موارد را اصلا قبول ندارم.)
5)آقایی که فرمودن در صیغه یکدیگر را بشناسند,این را قبول ندارم.مثلا پدر من با این کار موافق نیستند.هر نوع ارتباط فقط بعد از عقد پذیرفته است.پیشنهاد میکنم این نسخه را برای هرکسی نپیچید.
6)الگو گرفتن از زندگی ائمه بسیار عالی است اما به این نکته توجه کنید که:1)آنها ولی زمان خودشان بوده اند.باید مثل عادی ترین مردم زندگی میکرده اند.ساده زیست بوده انداما این به معنای فقیر بودنشان نیست.آنها بسیار ثروتمند بوده اند اما وقف میکرده اند.یک وقت سوءتفاهم پیش نیاید. 2)بهتر نیست همانطوریکه نوع ازدواجشان را الگو قرار میدهیم,رفتارو سیره شان را نیز الگو قرار دهیم.خطاب به خانم ها:غر غر نکنیم,زیادتر از توان آنها ازشان در خواست نکنیم,هنگامی که وارد خانه شدند,برخورد خوب داشته باشیم و خسته گی را به تنشان نگذاریم..
خطاب به آقا پسرها:با احترام برخورد کنیم,به خواسته هایشان توجه کنیم,محبت داشته باشیم.
7)خرید بازار از به یاد ماندنی ترین خرید های عمر آدم است.قرار است یک عمر در خاطر هر دو نفر بماند.نمیگویم خیلی خیلی گران باشد,اما در شان هردو نفر باشد.اگر در آینده آن را دیدند,احساس رضایت کنند.چه کسی میتواند تضمین کند,10 سال آینده هم همین تفکر را خواهد داشت.(منظورم این است که همیشه,1 درصد احتمال بدهید که نظرتان برگردد وبرای ان 1 درصد فکری بکنید.)
در پایان کتاب بسیار زیبای مطلع عشق,که مجموعه سخنان رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه است را, پیشنهاد میکنم که بخوانید.اصلا یک دیدگاه منحصر به فرد به شما میدهد.به راستی اگر نکات آن کتاب را همه جوان ها بدانند و رعایت کنند,زندگیشان بهشتی میشود.
اگر جایی نا مفهموم هست,بفرمایید توضیح میدم.
پیشاپیش از کسانی که ممکن است ناراحت شوند,عذرخواهی میکنم.
باتشکر از دقت نظر شما.
ساده از نظر من تهیه کردن تمامی ابزارهای مورد نیاز ازدواج با توجه به شرایط مالی و فعلی هر دو طرف هست.
مثلا من وقتی بدانم شرایط مالی پدر برای هزینه کردن برای جهیزیه چقدر هست,انتظارات خودم را کم میکنم اما از خرید جهیزیه صرف نظر نمیکنم.
اگر بدانم شرایط مالی همسرم و خانواده اش به چه صورت هست,انتظارات خودم را پایین می آورم اما از آنها صرف نظر نمیکنم.
برخی دوستان به نطر من بسیار آرمانی فکر میکنند,شما نمیتوانید چنین تفکراتی را به راحتی در جامعه تزریق کنید.
اگر هنوز ابهامی هست در خدمتم.
(۱۳/آذر/۹۰ ۰:۴۷)parisan نوشته است: [ -> ]باتشکر از دقت نظر شما.
ساده از نظر من تهیه کردن تمامی ابزارهای مورد نیاز ازدواج با توجه به شرایط مالی و فعلی هر دو طرف هست.
مثلا من وقتی بدانم شرایط مالی پدر برای هزینه کردن برای جهیزیه چقدر هست,انتظارات خودم را کم میکنم اما از خرید جهیزیه صرف نظر نمیکنم.
اگر بدانم شرایط مالی همسرم و خانواده اش به چه صورت هست,انتظارات خودم را پایین می آورم اما از آنها صرف نظر نمیکنم.
برخی دوستان به نطر من بسیار آرمانی فکر میکنند,شما نمیتوانید چنین تفکراتی را به راحتی در جامعه تزریق کنید.
اگر هنوز ابهامی هست در خدمتم.
ممنون از جوابتون
نگاه کنید شما فرض کنید یک پسر می خواهد عروسی کند و خانواده این پسر شدیدا پول دار است. از طرف دیگر دختر مورد علاقه ایشون هم شدیدا پول دار است.
من از تعریف شما از ازدواج ساده :
تهیه کردن تمامی ابزارهای مورد نیاز ازدواج با توجه به شرایط مالی و فعلی هر دو طرف هست
من با توجه به تعریف شما ازدواج ساده رو برای این زوج تعریف می کنم:
این خانم باید گرون ترین وسایل خانه رو خریداری کنه (چون پولش داره) انواع وسایل لوکس رو تو خونه داشته باشه(چون با توجه به شرایط مالی خانواده مشکلی برای تهیه این لوازم نداره)
از طرف دیگر اون آقا هم شرایط مالیش رو داره می تونه مهریه های آنچنای خانمش رو بکنه و عروسیش رو در بزرگترین هتل ها بزرگزار کنه با شونصد نوع غذا
طبق تعریف شما از ازدواج ساده که سادگی را فقط منوط به توان مالی دو خانواده می کند ازدواج این دو جوان با شرایط بالا کاملا ساده است.
حالا واقعا این ازدواج ساده است؟
من سوالم دقیقا همینه که معیار ساده بودن یک ازدواج چیه؟ اون معیار که بهش توصیه شدیم که بهش عمل کنیم واقعا چیه؟
ممنون
مشکل وقتی بزرگ میشه که نازنین یه شوهر ئولدار گیرش اومده که براش سرویس طلا خریده 20 میلیون 30 تومن خرج عروسی شده و ....
نسترن ولی یه شوهر با اخلاق و جوان تر که نمیتونه مثل شوهر نازنین خرج کنه ...
چشم و هم چشمی اینجاست که کار دست زوج میده
باور کنید من چند مورد رو دیدم به همین دلیل در دوران عقد از هم جدا شدند !
یا مثلا موقع خواستگاری دختر خانوم کلی شعار داده که من نه سرویس میخوام و نه عروسی و ... داماد هم شرایطش رو سنجیده و توافق .. اما بعد دختر خانوم داستان ما دیده نمیشه و حتما مراسم دلش میخواد و ارزو داره و مامانش گفته فلان و ...
حالا بحث اینجاست که فرهنگ غالب جامعه طوری شده که جوان نمیتونه ازدواج کنه . علاوه بر اون شرایط جامعه هم هست . ..
نتیجه میشود همینی که الان میبینید
امار ازدواج و سن ازدواج اصلا قابل قبول نیست
از اون طرف هم ماهواره و فیلم و ....
باعث میشه نیاز عاطفی و جنسی جوان ها به صورت بد حجابی و نا امنی . رفتار های پر خطر و غیره بروز پیدا کنه
و رفتار های جنسی به خارج از خانه و محیط غیر استاندارد کشیده بشود
الان با هست ها کار داریم و نه باید باشد ها .
شاید نشود یک نسخه کلی پیچید و لی تجمل گرایی . چشم و هم چشمی و زیاده خواهی معضل بزرگی شده
مقایسه کنید
در حال حاضر یک دختر و پسر با هم دوستند در خوشبینانه ترین حالت قابل تصور .
حالا همبن دوستی و علاقه بخواهد جدی بشود و رسمی و قانونی و شرعی . باید از خانهای متعدد و پیچیده رد شد و هزار چور مسئولیت و ...
همه هم که ایمان درست حسابی ندارند ... باز نتیجه را داریم در جامعه میبینیم ...
یا حق
به نظر من مشکل ما اینه که یک الگو و اسوه برای ازدواج ساده نداریم.
به نظر من ازدواج معصومین می تونه الگوی خوبی برای این نوع ازدواج باشه ولی متاسفانه من که کتابی ندیدم که جنبه های مختلف ازدواج معصومین را تبیین کرده باشه( اگر دوستان کتابی رو سراغ دارند که جنبه های مختلف این ازدواج ها رو تبیین کرده باشه نه فقط ماجرا رو تعریف کرده باشه لطفا معرفی کنند.)
از طرف دیگر اسوه و الگو برای ازدواج تجملاتی فراوان داریم. (که همین نزدیکترینش شاید ازدواج نوه ملکه انگلیس بود که می تونیم بگیم از اشرافی ترین ازدواج ها بود که فیلمش مستقیم پخش شد و هنوز هم برای دانلود در دسترسه)