شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۱/اسفند/۹۰ ۱۶:۳۹)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]علت که ایجاد شد خدا مجبور شد؟؟؟ نه علت خود خداست. یعنی اینکه تا علت خودش موجود است حتما باید معلول هم موجود باشد. علت خود خداتس لذا علت نمیتواند خدا را مجبور کند. ولی در نهایت این شائبه رخ میدهد که این استدلال اختیار خدا در خلقت عالم را رد میکند. چون ما میگیم تا خدا موجود بود عالم هم موجود بود.
آهان، منظورتون قدیم یا حادث بودن عالمِ؟!
بله که این جای خودش خیلی بحث داره که اصلا تعریف قدم و حدوث در چیست. و قدم خدا با قدم عالم چه فرقی میکنه که اگر اجازه بدید این مسئله رو بذاریم برای جلوتر. فعلا در مورد علیت میبحثیم.
حال خود شما چگونه پاسخ میدین به سوال من...
اگر اون قاعده ای که من مطرح کردم پس خدا در خلق عالم مجبور بوده است؟
احساس میکنم قبل از جواب دادن به این سؤال باید یه کم در مورد صفات خدا بحث بشه، باید اول ثابت بشه که آیا اصلا خدا قادر ومختار هست یانه؟
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
(۱/اسفند/۹۰ ۱۶:۴۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]خدمت دوست گرامی خودم باید عرض کنم که نه ... کل عالم از همان ابتدا با خدا موجود بود. مثاتان زیاد برای من حداقل واضح نبود.
فرمودید عالم هم باید به مرتبه امکان برسد.... اصلا امکان مرتبه ای ندارد که بخواد به آن مرتبه برسد ما امکالن در صفحات قبل به تفصیل تعریف کردیم. حال برای شما تنها یک جمله یمآورم. امکان یعنی یک مفهوم مساوی با وجود و معدوم. همین. یعنی سلب ضرورت هم از وجود میکند و هم از معدوم. حال این اعتبار ذهنی اصلتی ندارد که بخواهیم برایش مرتبه ای تعریف کنیم.
منظور از مرتبه يعني هر ممكن الوجود اگر مجموع علل و شرايطش موجود باشد حتما موجود مي شود. فلاسفه مي گويند "الشي ما لم يجب لم يوجد" يعني هر موجودي تا وجودش به مرحله وجوب و ضرورت نرسد موجود نمي گردد.
البته بنده الان دوباره كتاب منطق و فلسفه ي شهيد مطهري را مطالعه كردم و متوجه شدم امكان اينكه كل عالم از همان ابتدا با خدا موجود باشد هست مثل خورشيد و شعاع خورشيد!
البته متكلمين اسلامي اين نظريه را رد مي كنند ولي فلاسفه با برهان لمي(مقدمه قرار دادن وجود و صفات خدا) به قدم عالم رسيده اند.
(۱/اسفند/۹۰ ۱۷:۰۱)سارا سلطانی نوشته است: [ -> ]احساس میکنم قبل از جواب دادن به این سؤال باید یه کم در مورد صفات خدا بحث بشه، باید اول ثابت بشه که آیا اصلا خدا قادر ومختار هست یانه؟
اره... ولی من اصلا الان نمیخوام بحث صفات خدا رو بازکنیم. ولی بهر حال و مطمئنا شما به عنوان یک مسلمان شیعه و آگاه اعتقاد به مختار بودن خدا دارید. با همان اعتقاد آیا میتوانید این بحث را بپذیرید؟
البته که کاملا اعتقاد به مختاربودن خدا دارم. واسه همین نمیتونم قبول کنم خدا درخلق عالم مجبور بوده!!! قدرت خدا مثل قدرت آتش نیست که! اختیار خدا ازجنس اختیار ممکن الوجودها نسبی نیست، مطلق!!! خدا میتونه هرکاری که میخواد بکنه.هرکاری هم که نخواد نکنه!!
نه جوابتونو قبول ندارم متاسفانه... اگر بخام جواب بدم کلی توش میمونیم بذارید باشه برای صفات خدا. ولی یادتون باشه که این پاسخ درست نیست. خدا هر کاری نمیتونه بکنه.
اگر اجازه میدین که بحث رو ادامه بدیم تا بعد فقط اینو یادتون باشه که حتما در مورد این بیانی که در بالا داشتم بعدا حرف بزنیم.
پس در کل به این نتیجه میرسیم که با وجود خداوند متعال هستی و عالم نیز موجود بوده است. طبق قاعده عقلانیی که در بالا توضیح دادم. و این قدیم بودن عالم را ثابت میکند.
فقط یه خواهش و تمنا از دوستان...
از این جا به بعد ما کم کم وارد مباحثی میشویم که شاید کمی با برداشت های عرفی مان از دین و خدا تفاوت داشته باشد.
تعریف هایی که از وجود خداوند متعال در فلسفه اسلامی میشود در بسیاری از موارد با آن چیزی که از بچگی به ما یاد داده اند تفاوت دارد و باید تکلیف خودمون را با این مقولات مشخص کنیم.
مهمترین دلیل برخی از فقها و البته از اهل سنت با فلسفه هم همین موارد بود... فلسفه سوالاتی در زمینه الهیات بیان میکرد و فقها زمانی که جوابی برای این سوالات مهم ندارند تنها به تکفیر فلسفه می پردازند.
در جایی میخواندم زمانی که حاج مصطفی خمینی در حوزه از کوزه ای آب میخوردند فقها میگفتند که این کوزه را بشکنید دهنش نجس است چون پدرش فلسفه درس میدهد!!!!!!!
(۴/اسفند/۹۰ ۱:۲۸)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]اگر اجازه میدین که بحث رو ادامه بدیم تا بعد فقط اینو یادتون باشه که حتما در مورد این بیانی که در بالا داشتم بعدا حرف بزنیم.
پس در کل به این نتیجه میرسیم که با وجود خداوند متعال هستی و عالم نیز موجود بوده است. طبق قاعده عقلانیی که در بالا توضیح دادم. و این قدیم بودن عالم را ثابت میکند.
بنام خدا
منظور شما دقیقا از این عالم که میگید قدیم هستش کدوم عالمه؟!