تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خنده حلال 5 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۴۷)غریب نوشته است: [ -> ]شماره پلیس سایبری چنده؟؟؟Angry

شصت و شیش ، دوتا صفر Big Grin
به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(علیه السلام) ـ ابنا ـ پس از اینکه روز گذشته گروه تروریستی جبهه النصره از خودروی زرهی ساخت خود با نام "فیلق" (سپاه) رونمایی کرد؛ تروریست‌های دولت اسلامی عراق و شام موسوم به "داعش" نیز اختراع جدیدی را رونمایی کردند.
داعش اعلام کرد که مهندسان این گروه توانسته‌اند روباتی طراحی کنند که قادر به حمل بمب‌های دست ساز است.
این گروه تکفیری اعلام کرد که این روبات با کنترل از راه دور هدایت می‌شود و در چند آزمایش صورت گرفته با موفقیت عمل کرده است.
داعش هدفش از ساخت این روبات توضیح نداده ولی به احتمال زیاد برای عملیات ترور شخصیت‌ها از این روبات حامل بمب استفاده خواهد کرد.



[تصویر: 0_537217a36722a.jpg]


http://abna.ir/persian/service/middle/ar...story.html
(۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۲۴)غریب نوشته است: [ -> ]
آقا یکی به من بگه این اواتورم چرا خود به خود تغییر کرده؟؟؟؟؟؟؟ باور کنید این انتخاب من نبود .. یه هو خودش تغییر کرد Confused

باورکنین من بی تقصیرم من اکانت شماروباز نکردمBig Grin
یعنی اصلا خیلی وقته اکانت کسی برام باز نمیشهSad منم انگیزه ندارم اصلاSmile
اين دخدرااااا... تو خونه سيب زمينى رو درسته قورت ميدن...
اما بيرون تو ملع عام، يه دونه چيپس نازكو با ٨ گاز و ٢ ترمز دستى و ٣ تا نيم كلاچ ميخورن
(۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۹:۵۴)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]واقعا حیف شد، دو سه روز پیش میخواستم یه بنده خدایی را اذیت کرده و یه سوژه مشت برای خنده حلال دست و پا کنم... نمیدونم از کجا مارو شناخت و ضدحال زد بهمونSadSadSad اصن یه وضعی در حد کاپرفیلد بود.

تا الان اینطوری تو ذوقم نخورده بود.... حالا اگر خودش دلش خواست بیاد تعریف کنهDodgy

خوب بریم سر سوژه خودمون
حقیقت ماجرااینه
من تو محل کارم بودم غروب روز13رجب داشتم باموبایل صحبت میکردم که....
دیدم یه نفر اومد تو مغازه مستقیم رفت روی ویترین یه حلواشکری برداشت گفت این چنده؟؟؟Huh
همین لحظه منم موبایل رو قطع کردم تارفتم بهش بگم چنده....نگاش کردم گفتم به جان خودم توسید ابراهیمی!!!
نگام کرد گفت نهDodgy
من هیچی نگفتم نگاش کردم خودش خندید اینبودضدحال من به آقاسیدWink
دقت کنین که من هرطوری اینجا بنویسم فایده نداره چون باید اون لحظه قیافه سید رو میدیدن بد ضدحال خورد بنده خدا
حالا کسی میتونه بگه من چطوری شناختمش بدون اینکه قبلا دیده باشم؟؟؟
اصلا من یه ذهنیتی دیگه داشتم ازقیافه ایشونBlush
(۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۱۶)علمدار133 نوشته است: [ -> ]خوب بریم سر سوژه خودمون
حقیقت ماجرااینه
من تو محل کارم بودم غروب روز13رجب داشتم باموبایل صحبت میکردم که....
دیدم یه نفر اومد تو مغازه مستقیم رفت روی ویترین یه حلواشکری برداشت گفت این چنده؟؟؟Huh
همین لحظه منم موبایل رو قطع کردم تارفتم بهش بگم چنده....نگاش کردم گفتم به جان خودم توسید ابراهیمی!!!
نگام کرد گفت نهDodgy
من هیچی نگفتم نگاش کردم خودش خندید اینبودضدحال من به آقاسیدWink
دقت کنین که من هرطوری اینجا بنویسم فایده نداره چون باید اون لحظه قیافه سید رو میدیدن بد ضدحال خورد بنده خدا
حالا کسی میتونه بگه من چطوری شناختمش بدون اینکه قبلا دیده باشم؟؟؟
اصلا من یه ذهنیتی دیگه داشتم ازقیافه ایشونBlush
شما ندیده بودی سید رو ؟؟؟؟!!! Huh Surprise
اون وقت آقا سید از کجا فهمید اونجا مغازه شماست؟؟








من الان شی جوریم ؟؟!؟!!
خوب یه چیزی به اسم آدرس وجود داره داده بودم بهش
ضمن اینکه ایشون بایکی دیگه از دوستان تالار اومده بودن که اون دوست عزیزمون اول نیومده بود داخلWink
آهان

خب آخه سید ابراهیم نگاه خاصی داره (هر موقع دیدینش متوجه میشید... ولی به این خوش اخلاقی که میبینید نیست کاملا هم اخموه)

بهت که نگاه میکنه 3 تا پاراگراف با فونت 12 حرف توشه

دقیقا سر همینه

اولین بار که سید منو دید همینطوری بود Cool

سید به خانمت بگو اسفند دود کنند که تالار بی سید نشه

البته نباید از هوش علمدار هم صرف نظر کرد
لابد آدرس رو همین چند روز پیش بهشون دادین...
بعد توی محله قرطی ها هم مغازه دارین...
یهو یکی با هیبت اسلامی وارد شده، شصتتون خبر دار شده...
شایدم الکتریکی دارین و اومدن حلوا شکری خواستن. آره؟؟؟Big Grin
شایدم حلوا شکری خیلی دوست دارن!Big Grin


آقای سید ابراهیم بیاید بگید حالا از طزیق برداشتن حلواشکری چطور میخواستید سوژه خنده درست کنید؟!Huh (بالاخره لازم میشه! شاید بعدا خواستیم از این روش استفاده کنیم Cool برای افراد دیگر! )

آدرس های مرجع