(۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۲۴)غریب نوشته است: [ -> ]آقا یکی به من بگه این اواتورم چرا خود به خود تغییر کرده؟؟؟؟؟؟؟ باور کنید این انتخاب من نبود .. یه هو خودش تغییر کرد 
باورکنین من بی تقصیرم من اکانت شماروباز نکردم

یعنی اصلا خیلی وقته اکانت کسی برام باز نمیشه

منم انگیزه ندارم اصلا

اين دخدرااااا... تو خونه سيب زمينى رو درسته قورت ميدن...
اما بيرون تو ملع عام، يه دونه چيپس نازكو با ٨ گاز و ٢ ترمز دستى و ٣ تا نيم كلاچ ميخورن
(۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۹:۵۴)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]واقعا حیف شد، دو سه روز پیش میخواستم یه بنده خدایی را اذیت کرده و یه سوژه مشت برای خنده حلال دست و پا کنم... نمیدونم از کجا مارو شناخت و ضدحال زد بهمون

اصن یه وضعی در حد کاپرفیلد بود.
تا الان اینطوری تو ذوقم نخورده بود.... حالا اگر خودش دلش خواست بیاد تعریف کنه
خوب بریم سر سوژه خودمون
حقیقت ماجرااینه
من تو محل کارم بودم غروب روز13رجب داشتم باموبایل صحبت میکردم که....
دیدم یه نفر اومد تو مغازه مستقیم رفت روی ویترین یه حلواشکری برداشت گفت این چنده؟؟؟

همین لحظه منم موبایل رو قطع کردم تارفتم بهش بگم چنده....نگاش کردم گفتم به جان خودم توسید ابراهیمی!!!
نگام کرد گفت نه

من هیچی نگفتم نگاش کردم خودش خندید اینبودضدحال من به آقاسید

دقت کنین که من هرطوری اینجا بنویسم فایده نداره چون باید اون لحظه قیافه سید رو میدیدن بد ضدحال خورد بنده خدا
حالا کسی میتونه بگه من چطوری شناختمش بدون اینکه قبلا دیده باشم؟؟؟
اصلا من یه ذهنیتی دیگه داشتم ازقیافه ایشون

خوب یه چیزی به اسم آدرس وجود داره داده بودم بهش
ضمن اینکه ایشون بایکی دیگه از دوستان تالار اومده بودن که اون دوست عزیزمون اول نیومده بود داخل

آهان
خب آخه سید ابراهیم نگاه خاصی داره (هر موقع دیدینش متوجه میشید... ولی به این خوش اخلاقی که میبینید نیست کاملا هم اخموه)
بهت که نگاه میکنه 3 تا پاراگراف با فونت 12 حرف توشه
دقیقا سر همینه
اولین بار که سید منو دید همینطوری بود
سید به خانمت بگو اسفند دود کنند که تالار بی سید نشه
البته نباید از هوش علمدار هم صرف نظر کرد
لابد آدرس رو همین چند روز پیش بهشون دادین...
بعد توی محله قرطی ها هم مغازه دارین...
یهو یکی با هیبت اسلامی وارد شده، شصتتون خبر دار شده...
شایدم الکتریکی دارین و اومدن حلوا شکری خواستن. آره؟؟؟

شایدم حلوا شکری خیلی دوست دارن!
آقای سید ابراهیم بیاید بگید حالا از طزیق برداشتن حلواشکری چطور میخواستید سوژه خنده درست کنید؟!

(بالاخره لازم میشه! شاید بعدا خواستیم از این روش استفاده کنیم

برای افراد دیگر! )