تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خنده حلال 5 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
این مورد یادت رفت پرنیان
مطهری: وجود عمه و خاله از اساس کار اشتباهی بود! خوشحالیم که ملت بالاخره به این بالندگی رسیدن و فهمیدن حضور عمه و خاله بی معناست!
در راستای رمانتیک کردن فضای تاپیک

[b]در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آنست که مجنون باشی...


[تصویر: sijSAQO6_535.jpg]
یکی از بچه ها ی تالارازم پرسید به قیافه ام میخوره چند سالم باشه ؟Huh
گفتم : ۲۷ سال Blush
ناراحت شد Confused
گفت : ۲۲ سالشه Sad
گفتم : ۵ سال دیگه به حرفم میرسیWink
ببین کی گفتمCool

میبینی عبدالرحمن، شبا هم نمیذارن بخوابیمSadBig Grin

گربه...
(۲۰/خرداد/۹۳ ۱:۳۷)fatemeh-55 نوشته است: [ -> ]در راستای رمانتیک کردن فضای تاپیک

[b]در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آنست که مجنون باشی...


[تصویر: sijSAQO6_535.jpg]

مصداق حقیقی عشق مادر به فرزنده دوستان .. اشتباه نکنید
خواندن این ارسال برای جوانان عذب اکیدا ممنوع است حتی شما دوست عزیز


Big Grin

بگیرید بخوابید

مگه امتحان ندارید؟؟

[تصویر: c7a3d2ded8658bb9748b14c821c645ea.jpg]

مادر و فرزند نیستن

همون زوجین هستن

البته معلوم نیست در کدوم مرحله هستن

نامزدی یا ...

http://www.tehcute.com/cat-love-story.html
چرا باور نمیکنید عشق مادر به فرزنده...Sad
ببینید گربه ها چقدر مهربونن
مکالمه بین گربه و موش:
گربه : چرا غذامو خوردی؟ اون غذای من بود Crying
حالا که اینطوره اصلا باهات قهر میکنمArrogant
موش: خب ببخشید Sad اخه گشنم بودCrying
با من قهر نکن دیگه
بیا ماچت کنمHeart

گربه : الهـــــــــــــــــــــــی ... گشنت بود؟
اشکالی نداره نوش جونت

بیا با هم دوست بشیم



حالا بیا بــــــــــــــــــــــــغل
[تصویر: useless-cat-plays-with-mouse.jpg]
داداشم امروز منو دیده جلوی دوستام میگه چطوری قاتل
! آخه بچه که بودم زیاد مریض میشدم، همش آمپول میزدم اونم یه 6،7 تا پنیسیلین Confused
داداشم خیلی سر به سرم میداشت مسخره میکرد!
منم دیدم اینجوری نمیشه، یه روز یه سرنگ برداشتم افتادم دنبالش آمپول و زدم به دستش Big Grin
خلاصه داداشم زد زیر گریه به مامانم گفت
صدای جیغ و داد بود که می‌شنیدم ، چشمتون روز بد نبینه اینقدر کتک خوردم
داداشم بردن بیمارستان ، خداروشکر سوزن و تو رگش نزده بودم زود بمیره زیر پوستش رفته بود. آمپول هوا یی که زده بودم Big Grin
عذب یعنی ترشیده ؟

امتحان که داریم ولی ...
همچنان بیداریم

هی خدا . . .
(۲۰/خرداد/۹۳ ۲:۵۲)soora نوشته است: [ -> ]داداشم امروز منو دیده جلوی دوستام میگه چطوری قاتل
! آخه بچه که بودم زیاد مریض میشدم، همش آمپول میزدم اونم یه 6،7 یادمیسیلین Confused
داداشم خیلی سر به سرم میداشت مسخره میکرد!
منم دیدم اینجوری نمیشه، یه روز یه سرنگ برداشتم افتادم دنبالش آمپول و زدم به دستش Big Grin
خلاصه داداشم زد زیر گریه به مامانم گفت
صدای جیغ و داد بود که می‌شنیدم ، چشمتون روز بد نبینه اینقدر کتک خوردم
داداشم بردن بیمارستان ، خداروشکر سوزن و تو رگش نزده بودم زود بمیره زیر پوستش رفته بود. آمپول هوا یی که زده بودم Big Grin

هه!
یاد خودم افتادم!
کوچیک که بودم یه بار انقدر از دست داداشم عصبانی شدم! چاقو میوه خوری رو پرت کردم طرفش!!!
شانس آورد اون لحظه چپول شده بودم! و از بالای گوشش رد شد!
یادمه یه خرده خراش هم برداشته بود...
از همه خنده دارتر چهره داداشم بود که تا دو دیقه اصلا حرف نمیزد و همینطوری خشک شده بود! فکر نمیکرد همچین موجود خطرناکی باشمBig Grin Big Grin Big Grin
آدرس های مرجع