حالا ببینین آقا سید وقتی خواست بیاد پیشم به خانمش چی گفت:
آقاسید:خانم من میرم پیش سید ابراهیم
خانم شون:سیدابراهیم کیه؟؟!!!!
آقاسید:علمدار133دیگه
خانم شون(باتعجب):علمدار133؟!!!!!!کی هست؟؟؟
آقاسید:همون که آواتارش یه پرنده هست رونوکش نمیدونم چی هست داره میخوره میبره نمیدونم چی چی همون
خانم شون:..........(این یعنی جواب ندادن وفقط فکرکردن)
آقا سید:ای بابا همون که همش تو خنده حلال پست میزاره همش اونجاست
خانم شون:آهـــــــــــــــــــــــا بگو دیگه اونو میگی باشه برو اما یادت باشه یه سوژه برا خنده حلالش پیدا کنی تا دیگه تو اون تاپیک پیداش نشه

حالا که صحبت از دید و بازدید شد بگم که ان شالله یکی از آقا پسرهای گل تالار 27 رجب عقد میکنن!!
حالا شاید قسمت شد ما هم ببینیمشون چون به یه شکل عجیبی آشنا در اومدیم! و ممکنه تو مراسماتشون حضور بهم رسانیم!
بی مزه بود!!!
خند دار نبود!!!
هیچکدام!!!
همه موارد!!!
باشه بهتون نمیگم کی بود!!!
من همین جا رسماً از آقای سید ابراهیم تقاضا میکنم بیان و از خودشون دفاع کنن...
برادر من!
از اسب افتادی، از اصل که نیفتادی...
حالا یه ریزه کنف شدین، دلیل نمیشه اینقدر بعضی ها که اصلاً نمیخوام بهشون اشاره کنم و آواتارشون هم پرنده است موجبات خنده و شادی دیگران رو فراهم کنن...
تا اینجا این شد که سید ابراهیم واقعی علمدار 133 است و سید ابراهیم مجازی، عموش سید ابراهیمه و خودشون یکی دیگه هستن...
احتمالاً آقای سید ابراهیم مجازی با خانمشون برای ماه عسل تشریف برده بودن به شهر سید ابراهیم واقعی...
اون کاربر سوم هم همسرشون بوده...
غافل از این که سید ابرهیم واقعی یه پا پوآرو تشریف دارن و از 4 تا نشانه کوچیک چنان کشف تاریخی ای کردن...
خداییش مغزم به خارش افتاد...
بگین چطوری فهمیدین دیگه...
ما خانوما تا راز رو نفهمیم، شب خوابمون نمیبره ها!!!
اوه اوه!
زهرا خانم!
این دیگه کیه؟
آقای محمد تراسته؟
(۲۸/اردیبهشت/۹۳ ۰:۳۶)moze84 نوشته است: [ -> ]اون کاربر سوم هم همسرشون بوده...
نخیر اون کاربر سوم با پسرش امیرعباس اومده بود

مدیونین اگه فکرکنین اون نفرسوم حسن عزتی بودها!!!
خوب معلوم شد دیگه...
امیرعباس رو شناختین...
امیرعباس عکسش بوده توی تالار دیگه...
یا آقای عزتی یهو داد زدن "امیر عباس! بابا جان!"
شما هم شنیدین و بعدشم آقای سید ابراهیم مجازی اومدن توی مغازه...
درست شد؟
(۲۸/اردیبهشت/۹۳ ۰:۴۶)moze84 نوشته است: [ -> ]خوب معلوم شد دیگه...
امیرعباس رو شناختین...
امیرعباس عکسش بوده توی تالار دیگه...
یا آقای عزتی یهو داد زدن "امیر عباس! بابا جان!"
شما هم شنیدین و بعدشم آقای سید ابراهیم مجازی اومدن توی مغازه...
درست شد؟
نــــــــــــــه
یه راهنمائی دیگه برا اینکه برین بخوابین

نصف بیشتر عکس های امیرعباس توی تالار رومن خودم گذاشتم

حالا پیدا کنید پرتقال فروش رو

من فهمیدم شما عموی خدا بیامرز سید ابراهیم مجازی هستید!!!
ایشون هم تو خواب اومده بودن مغازه شما در بهشت برین و فکر کردن اونجا شمال خودمونه!!
عوضی گفتم!!! نه!!!
شاید یه همین علت هم فقط تو خنده حلال پست میذارید !! چون اونجا دیگه همش بگو بخنده دیگه!!!!
خوش به حالت سید ابراهیم راست راستکی!! جای مارم خالی کن!!
ببخشید آقای علمدار!
شما رو توی خونه حسن صدا نمیزنن؟
یعنی ممکنه شما با 2 تا نام کاربری عضو سایت باشین...
واسه رد گم کردن...
یعنی:
حسن عزتی = علمدار 133
آره؟؟
شایدم واقعاً از بهشت دارین پست میدین!!!

اونجا اوضاع ADSL چطوره؟
امروز متوجه شدم پایین اسم من نوشته شده در آغاز فعالیت ، اینقدر خوشحال شدم...
آخه من حدود 4 ساله سایت بیداری اندیشه رو میشناسم... اما هر بار که ثبت نام میکردم پسورد و نام کاربری و یادم میرفت...

اینقدر پیام میفرستادم کد و نام کاربری و فراموش کردم دیگه روم نمیشود پیام بدم... البته دوستان در کمال آرامش کمکم میکردن.... ولی این آخری ترسیدم بگم بیان کتکم بزنن

البته اینبار که ثبت نام کردم نتونستم کد کاربری رو فعال کنم جرات هم نداشتم به دوستان بگم که السا جان مثل یه فرشته نجات به دادم رسید...

اما این بار کد کاربری و اسمم و رو دیوار اتاقم. بزرگ نوشتم یادم نره

سلام کاربران مهربان
دلم میخواد یه ضد حال بهتون بزنم
اگه ما اینهمه نوشته بودیم شده بود شوخی های بی حد و مرز
حالا برید خودتون فک کنید یه اسم برای گپ و گفتتون پیدا کنید....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
![[تصویر: 5020.gif]](http://www.pic4ever.com/images/5020.gif)
.........
چقد گیر دادن حال میده..