تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خنده حلال 5 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۷/خرداد/۹۳ ۱۲:۰۳)Tishtar نوشته است: [ -> ]
امروز مامان دوستمو ديدم
فهميدم دوستم ديروز با من رفته يه مسافرت دو سه روزه !!!دمش گرم انصافا Big Grin
وای وای وای وای وای . من تجربه اش رو داشتم وحشتناکه !
Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
شوهری یک پیامک به همسرش ارسال کرد :
سلام ، من امشب دیر میام خونه ؛ لطفا همه لباسهای کثیف من رو بشور و غذای مورد علاقه ام رو درست کن …
ولی پاسخی نیومد !پیامک دیگری فرستاد :
راستی ! یادم رفت بهت بگم که حقوقم اضافه شده و آخر ماه میخوام برات یه ماشین بخرم …
همسر : وای خدای من ! واقعا ؟
شوهر : نه ، میخواستم مطمئن بشم که پیغام اولم به دستت رسیده یا نه
Big Grin
(۶/خرداد/۹۳ ۱۲:۳۲)پرنیان نوشته است: [ -> ]
****************
[تصویر: ddf.jpg]

یادش بخیر
انتخاب واحد کارشناسی مسابقه دو بود ... Big Grin
بعضی وقتها ساعت 8:56 سایت باز میشد ساعت 9 ظرفیت درسهای مورد اقبال عمومی تموم شده بود..
من که توی 8 ترم همیشه یک درس داشتم که باید میرفتم اضافه ظرفیت میگرفتم.Angel
یه روز که به شدت سرما خورده بودم
واز شانس خوشگل من هم یه دونه جعبه شیرینی تو یخچال چنان چشمک میزد که نگو
از طرف دیگه وزیر ارشاد خونمون (مامانم)خوردن اونو برا من مطلقا حرام اعلام کرده بود
خلاصه یه روز نتونستم جلو خودمو بگیرم
در حالیکه مامانم در خواب عمیقی یه سر میبرد آروم در یخچالو باز کردم
با خوشحالی دوتا شیرینی تپل مپل گذاشتم تو بشقاب و نشستم تا برداشتم بذارم توحلق موبارک دیدم
مامانم چنان باعصبانیت منو نیگا میکرد که مو به تنم سیخ شد ....
تو اون لحظه
مامانم[تصویر: t1933.gif]
منConfused
داداشم!Big Grin

باقی ماجرا رو خوتون حدس بزنید

ولی خداییش خیلی ضد حال بدیه نه؟چنان میچسبونتت به دیوار که نگو!!!

ما یه رسم خانوادگی داریم اونم اینه که وقتی سفره غذا رو پهن می کنیم
یا آب میاریم لیوان نمیاریم یا لیوان میاریم آب نمیاریم
این رسم در کل فامیل ما هستش و نسل به نسل منتقل میشه.
کلا خود درگیری داریم! Big Grin
نقل قول:
یه روز که به شدت سرما خورده بودم

واز شانس خوشگل من هم یه دونه جعبه شیرینی تو یخچال چنان چشمک میزد که نگو

از طرف دیگه وزیر ارشاد خونمون (مامانم)خوردن اونو برا من مطلقا حرام اعلام کرده بود

خلاصه یه روز نتونستم جلو خودمو بگیرم

در حالیکه مامانم در خواب عمیقی یه سر میبرد آروم در یخچالو باز کردم

با خوشحالی دوتا شیرینی تپل مپل گذاشتم تو بشقاب و نشستم تا برداشتم بذارم توحلق موبارک دیدم

مامانم چنان باعصبانیت منو نیگا میکرد که مو به تنم سیخ شد ....

تو اون لحظه

مامانم
[تصویر: t1933.gif]
من
[تصویر: confused.png]
داداشم!
[تصویر: biggrin.png]

باقی ماجرا رو خوتون حدس بزنید


ولی خداییش خیلی ضد حال بدیه نه؟چنان میچسبونتت به دیوار که نگو!!!



کاربر السا لطفا بیایید دکمه تشکر را فشار دهید Blush
پسره شب خونه نمیره،فرداش مامانش می پرسه:دیشب کجا بودی؟
میگه :پیش یکی از رفیق هام!
زنگ میزنه به 10تا از رفیق هاش7تا شون میگن اینجا بوده!
2تا شون میگن هنوز اینجاست!یکی شون میگه خوابه بیدارش کنم؟
((به سلامتی همه رفیق های بامرام))
.
================================
مامانم در طول شبانه روز فقط یکبار بهم میگه مهندس
اونم آخره شباست که صِدام میزنه مهندس بیا آشغالا رو بزار دَم در!!!
>>>>>>==========================
دقت کردین همیشه خنده دار ترین موضوعات زمانی به مغزت میرسه که وسط مراسم ختم هستی؟
================================
همیشه فکر میکنم یه چیزی تو یخچال هست و من ازش بی خبرم!!!
ولی هرچی میگردم پیداش نمی کنم....
شماچطور؟
===========================
قدیما مراسم خواستگاری برای این بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن
الان برای اینه که دختر و پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن!!
=============================
این آدمایی که سه صفحه بهشون اس ام اس میدی
بعد مثل معلولا فقط یه کلمه تایپ میکنن OK
باید بگیری اون دکمه های کیبورد موبایلشونو با بیل داغون کنی
ازش فقط یه o بمونه با یه k
تا حالشون جا بیاد!
================================
یارو تو اتوبوس هی میره صندلی شماره 3 هی میره شماره 15
ازش میپرسن چرا اینکارو میکنی؟
میگه خیر نبینه اونی که گفت دوتا صندلی بگیر شب راحت بخوابی!
================================
رفتم از عابربانک پول بگیریم میگه : در حال حاضر دستگاه حاضر به ارائه سرویس نمی باشد . بعد مینویسه
آیا درخواست دیگری دارید؟!
آره 4 تا جوک بگو بخندیم...
================================
بچه ها توي کلاس داشتند سر و صدا مي کردند که ناظم مياد تو با عصبانيت ميگه : اينجا طويله است؟
يکي از بچه ها مي گه : نه آقا اشتباهي اومديد! WinkWink

[تصویر: 29209170124215180136.jpg]


[تصویر: 28196039713226182894.jpg]
(۶/خرداد/۹۳ ۱۵:۴۸)عشقم کربلا نوشته است: [ -> ]آقا این زن و شوهرایی که دماغشون رو عمل میکنن که بچه شون ،دماغش خوشگل دربیاد ،

فک کنم به نظریه داروین معتقدن!!!Big GrinBig Grin
اشتباه گفتی
اون نظریه یکی دیگست اسمش یادم نیست 6سال پیشه
ﻣﻦ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﻫﺮ ۴ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ ٬
ﺍﻭﻧﻢ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍ ۱۰ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺑﺮﺍی ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻋﮑﺲ ۳*۴ ﺟﺪﯼ ﻣﯿﺸﻢ...
ﺑﻘﯿﻪ ﻋﻤﺮﻡ ﭼﺮﺕﭘﺮﺕ ﻣﯿﮕﻢﻭ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ!!!
================================
سوهان فروشای قم فکر میکنن اگه اسم سوهانشون حاج فلانی و پسران نباشهما فکر میکنیم کار حاج خانم و دختراشه================================

-پسرم اون چهارتا سیم که آویزونه رو میبینی
+آره
-خب دوتاشو بردار
+برداشتم
-چیزی حس نمیکنی
+نه
-حالت خوبه
+آره
-خب پس به اون دوتای دیگه اصلا دس نزن برق داره!
(منو بابام موقع تعمیر برق خونه)
بهزیستی از کدوم طرفه؟

=========================
قراره یه میدون به اسم من بزنن،
با تشکر از همه عزیزانی که تو این مدت ما رو دور زدن ! [تصویر: icon_neutral.gif]
_____________________________________________
همیشه یه ایمیل نخونده تو اینباکسم میزارم
به هر حال آدم باید خودش به زندگیش هیجان بده [تصویر: icon_neutral.gif]
_______________________________________________
جدیدن هرچی توی خونه میخوام دنبال کیبرد میگردم
که توی قسمت سرچش بنویسم !!
داغون شدم رفت [تصویر: icon_neutral.gif]
______________________________________________
دلیل اینکه تــُــــپــــــُـــلــَــم اینه که این همه
شعور و شخصیت در یک بدن لاغر جا نمیشه ! [تصویر: icon_neutral.gif]
_______________________________________
اعتراف می کنم بزرگترین لذت دوران بچگی من این بود که
روزهای بارونی تو راه مدرسه با او چکمه طوسی پلاستیکی که تا زیر زانوم بود
مثل خل ها از جاهایی رد می شدم که آب جمع شده
و وقتی قابلیت چکمه هام رو می دیدم که تا عمق زیاد هم پام خیس نمیشه
کلی کیف می کردم ! [تصویر: icon_smile.gif]
حس ماشین شاسی بلند بهم دست می داد …

_______________________________________

میگم شما هم وقتی سیستمتون هنگ میکنه بهش التماس میکنین ؟!
من یه قولایی هم بهش دادم ! [تصویر: icon_biggrin.gif]
_____________________________________
یادش بخیر وقتی معلم برای درس پرسیدن،
اسم بالایی یا پایینیمون رو میخوند حس معجزه بهمون دست میداد !

___________________________________
یه تریپی شاعرا دارن که میگن :
زیر بارون گریه کردم تا تو اشکامو نبینی !
من موندم این که اینقدر تلاش کرده که نبینه چرا خودشو لو میده ؟ [تصویر: icon_biggrin.gif]
____________________________________
طرف مامانش بهش گفته الهی قربون قد و بالات برم
بعد اومده تو پروفایلش زده Model [تصویر: icon_biggrin.gif]
__________________________________
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﺨﺮ ﻭﺍﺳﻢ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻬﻮ ﺁﻧﺘﻦ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺭﻓﺖ !
ﻣﻦ ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ… ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ:
ﻫﯽ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ ﻧﮑﻦ ﺍﺻﻼ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ ! [تصویر: icon_neutral.gif]
آدرس های مرجع