تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خنده حلال 5 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
زهرا خانم عزیز حالا ما که خوبیم!
یکی از دوستام٬ تعریف میکرد...
وقتی سه چهار سالش بوده خدا بهش یه داداش کوچولو میده
میگفت:
من خیییییلی دوسش داشتم
تا اینکه یه روز زن داییم بهم گفت: اینا اصلا دیگه تو رو دوست ندارن!
از موقعی که داداشت به دنیا اومده فقط اونو دوست دارن!
بعد این دوست من: خب بچه بوده دیگه...باور کرده!
رفته از توی کشو یه چاقو برداشته با یه دونه قیچی!
اومده پیش داداش یکی دو ماهش
از فاصله دو یا سه متری
اول چاقو رو پرتاب کرده! به بچه نخورده....بعد سریع قیچیو پرتاب کرده! بازم بهش نخورده!!!!
خدا رحم کرده...
مامان و باباش سریع دوییدن گرفتنش!!!!
خودش همیشه میگفت: من هنوز موندم چه جوری از فاصله دو متری انقدر چپول شده بودم!!!!
ولی واقعا خدا بهشون رحم کرده
Big Grin

(۲۰/خرداد/۹۳ ۲۲:۱۷)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]تمام این حرفا داره زده میشه من میخام به یه نکته ی خیلی ریز که از نگاه خیلی ها پنهان بوده اشاره کنم :
خانوم رضوانه خانوم !
معنی این حرف شما چیه ؟
شانس آورد اون لحظه چپول شده بودم!



چپول یعنی چی ؟

الان به دست چپ ها توهین شد !!!!



.

.

.

.

کجاست دموکراسی ؟

توی این تالار داره به من توهین میشه

این کارا چه معنی میتونه داشته باشه !!!!
نه بابا آبجی
این که اون معنی رو نمیده
دیدی میگن طرف چشماش چپه؟؟!
خب ربطی نداره به دست چپ
یه جور اصطلاح شده!
ولی بازم اگر توهینی شد٬ من عذرخواهم...و منظوری نداشتم!
شما مجددا تکرار کردی کههههههههههههههههه
.
.
هی
.
.
.






دو موقع هست که انسان به خدا نزدیک می شه :
موقع مرگ
موقع امتحانات
البته الی معنی دومی ر هم میده
ﺧﺒﺮ ﻓﻮﺭﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﻦ

卂妝十夾太乗乗¥乗醂煅排埔泄覯狿母 墄嫺媯覛

毎廿 卄廾丸毋忒娉溈毋牀姆才 媯覛毎廿 卄廾丸

毋忒娉溈毋牀姆才 媯覛毎廿 卂妝十夾太乗䅈乗 ¥

ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻣﻮﻥ ﺑﺮﺳﻪ ایشالا ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺑﺎﺷﻪ
[تصویر: icon_neutral.gif]
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~



مورد داریم پسره هدفش از مدرسه رفتن

فقط این بوده که یاد بگیره اسم و فامیلیشو بنویسه

ولی از ترس سربازی الان در حال کار روی پایانه نامه دکترای تخصصیشه
[تصویر: icon_neutral.gif]
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه،

راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد،

نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس !

از جدول کنار خیابون رفت بالا

نزدیک بود که چپ کنه،

اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد . . .

برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد !

سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد !

و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن،

من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!

مسافر عذرخواهی کرد و گفت:

من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه . . .

راننده جواب داد: واقعآ تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان یه

راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم،

آخه من ۲۵ سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!
[تصویر: icon_biggrin.gif]
منم همچین کاری یو با خواهرم کردم Big Grin
به دنیا اومده بود، خیلی خوشگل بود، چشماش سبز بود همه ازش تعریف میکردن، نمیزاشتن بهش دست بزنم، منم حسودیم شد یا هم دستی داداشم یه داروی ضد عفونت که مشکی بود ریختم تو چشماش که رنگ چشماش عوض بشه ... Big Grin
چند روزی تو بیمارستان بود، خداروشکر شکر چشمش چیزی نشد اما من یه فس کتک حسابی خوردم .... البته الان دختر خوب و آرومی شدم در حد مرگ و آسیب شدید کاری نمیکنم Big Grin
毋忒娉溈毋牀姆才 媯覛毎廿

廿 卄廾丸

همین الان خبر رسید که تکذیب شده !!!!


Happy
HappyHappyHappy

........................


دیروز سر چهار راه دختر بچه گفت آقا ، ازم گل میخری؟
منم مثل تو فیلما یه پنج تومنی دادم گفتم همشو بده .
.
.
.
دختره گفت حرف نزن بابا ، شاخه ای چهار تومنه!!! Confused

.......................

به یارو می گن اگر همسر آیندت رو پیدا کنی چیکار می کنی ؟

میگه : یه چک می زنم تو گوشش میگم تا حالا کجا بودی؟!

DodgyDodgyDodgy

....................

وقت خود را چگونه صرف می کنید؟

وقتم - وقتی - وقت
وقتیم - وقتند- وقتید

.....................

میدونستید اگر یه نفر تو مریخ بی افته ، زمین نمی خوره !

مریخ می خوره ...

نه ، جداً میدونستید؟
Smile

موقع مرگ به بچههام میگم ده میلیارد تومن گذاشتهم زیر...
.
.
.
.
بعدش میمیرم.آی حال میده!!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

"سر کلاس زبان" معلم: هرکی فارسی حرف بزنه جریمه میشه! دانش آموز اولی به بغل دستیش: الظهر المیای الفوتبال ؟؟ دانش آموز دوم : الخخخخخخخ الآره المیام!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


یه چینیه میره بالا کوه داد میزنه: هین تا ساو لاو تسین شین!
یه دفه از کوه صدا میاد:
بیشووور خیلی سخت بود یه بار دیگه تکرار کن

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


[تصویر: jokland_58818641580422457801.jpg]
مدیونی فک کنی دختره داشته پارک دوبل میکرده :دی
[تصویر: 37607594198724179641.gif]
(۲۰/خرداد/۹۳ ۲۰:۱۱)soora نوشته است: [ -> ]خواهر من بچه های این زمونه دل و جرات ندارن،که بخوان این چیزا رو یاد بگیرن یه نگاه بهشون میکننی 1هفته گریه میکنن.... بچه های روغن نباتین !
به!!
پس با پتانسیل های یک گودزیلا هنوز آشنا نشدید...


البته من هم آشنا نشدم Undecided ولی شنیدم خیلی پتانسیل دارن... :|
تو خود امریکا از این صحنه ها کم میشه دید
[تصویر: 015.gif]
تبـــریز - جاده شاهــگلی



[تصویر: 10294238_839584542727019_5786146063802472512_n.jpg]




اینجا هم فروغی تبریزه



[تصویر: 10433215_586686728111209_4993549669093779318_n.jpg]

به اینا چی میگن؟ میگن نیمه ی گمشده


[تصویر: 10390474_840750229277117_4105526309878091892_n.jpg]
چون ﺑﺮﺩﻥ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺟﺰ ﺁﺏ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ
پس
ﯾﮏ ﺁﺏ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺑﺨﺮﯾﺪ !
ﺟﻠﺪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑِﮑﻨﯿﺪ !
ﺩﺍﺧﻠﺶ ﻗﺴﻤﺖ ﺳﻔﯿﺪ ﺁﻥ ﺗﻘﻠﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ !
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﭽﺴﺒﺎﻧﯿﺪ!
ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺁﺏ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ! ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻤﯽ ﮐﺞ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﺸﻪ! ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﺟﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ ! ﭼﻮﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺨﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ، ﻗﻄﺮﺍﺕ ﺁﺏ ﺩﺍﺧﻞ ﺩﻭﺭ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.
[تصویر: 10455583_262149367302116_1497303043941090384_n.jpg]
آدرس های مرجع