تا وقتی مجرد بودیم اینقدر با هم دعوا میکردیم...
ازدواج که کردیم تاااازه فهمیدیم داداش و آبجی به چه دردی میخوره...
در ضمن...
سورا و رضوانه جان از بلاهایی که سر داداشاشون آورده بودن گفتن...
آلاله جان گفت که کاری با داداشش نداشته...
مال ما برعکس بوده...
هفته ای یه بار میرفتیم زیر تیغ جراحی از دست آق داداشمون...
نوک مداد فرو کرده بود تو دستم...
سر تمام عروسکامو کنده بود و باهاشون فوتبال بازی میکرد...
هدایایی که میگرفتیم رو، مال ما رو میشکوند و مال خودش رو سالم نگه میداشت...
اینقدر کوبوند تو سر ما که میگرن گرفتیم...
اما الآن که پسرش بهم میگه عمه، از شادی میخوام بمیرم...
البته، پسرش هم کپی پیست خودشه...
مخلص آقا ابراهیم، بهترین داداش دنیا...

من واقعا برام سواله!
که آقایون دم به دیقه دارن ماشینشونو تعمیر میکنن و بوی بنزین٬ که تحملش واااقعا برای ما خانوما مشکله به راحتی تنفس میکنن!!! هیییچ مشکلی هم ندارن
یا در و دیوار که رنگ میکنن فقط ما خانوما سردرد میگیریم! آقایون معمولا مشکلی ندارن!!!!
ولی..
.
.
.
.
.
.
.
خدانکنه
خدانکنه....
یکی توی خونه لاک بزنه!
همشون صداشون درمیاد!!!!

اولی:این چه بوی گندیه...حالمون به هم خورد!
دومی:صد بار گفتم این چیزا رو تو خونه نزنبد!!!!( انگار تار و مار زدیم!!!!)
سومی: ...
من که فکر میکنم اصلا هم بدشون نمیاد!
بیشتر میخوان بگن: ما فهمیدیمااااا!
(۲۲/خرداد/۹۳ ۷:۴۳)moze84 نوشته است: [ -> ]مخلص آقا ابراهیم، بهترین داداش دنیا...
من که میگم ابراهیم ها بهترین هستن اینم دلیلش شاهد از غیب رسید
اصلا اگه بهترین نبودن اسمشون ابراهیم نمیشد
![[تصویر: 69.gif]](http://www.pakdelforum.ir/images/smilies/69.gif)
(۲۲/خرداد/۹۳ ۱۰:۰۵)علمدار133 نوشته است: [ -> ]اصلا اگه بهترین نبودن اسمشون ابراهیم نمیشد
![[تصویر: 69.gif]](http://www.pakdelforum.ir/images/smilies/69.gif)
برادر من روز آزادسازی خرمشهر به دنیا میاد...
مامانم اینا میخواستن اسمشو بذارن امیر...
شب تولدش مامانم خواب میبینه که آیت الله مشکینی اومدن به خوابشون و میگن پسرانی که تو روز بت شکنی به دنیا میان، باید اسمشون اسم بت شکن تاریخ باشه...
اسم پسرتو بذار ابراهیم...
ماها هر کدوممون اسممون قرار بود یه چیز دیگه بشه، یه چیز دیگه شد...
منم که روز بازی زسکا مسکو با بایرن مونیخ به دنیا اومدم، اسمم شد زسکا مسکو...

اخرین پستهای خنده حلال رو که خوندم حس خوبی بهم دست داد..
راستش من داداش بزرگتر از خودم دارم خیلی هم دوستش میدارم .
واقعا خواهر غمخوار برادره ... کسایی که خواهر ندارن نیم عمرشون در فناست... چون هیچ کس نمیتونه جای خواهر رو برای ادم پر کنه.
کافیه خواهر بشنوه تو دست برادرش تیغ رفته ... پر پر میشه و خودش رو میرسونه..
اصلا جلوه گاه عشق خواهر به برادر در صحنه کربلاست که غوغا میکنه.
اصلا وقتی میگن راحت بخواب چون که پرستار زینب است.. یعنی خواهر پرستار زخم های برادره.
بابام یه بار تعریف کرد گفت
بعد از اینکه یکی از همکاراش بر اثر سرطان فوت شد با چند تا از همکاراشون نشسته بودن صحبت میکردن ...همکاراش میگفتن خوشبحال شما که دختر دارید ... ما که دختر نداریم وقتی بمیریم کسی نیست برا ما گریه کنه . همچین سوت و کور باید ما رو دفن کنن.مثل فلانی که غریبانه و بی صدا دفنش کردن .

(۲۲/خرداد/۹۳ ۱۵:۴۸)مرهـم نوشته است: [ -> ]اخرین پستهای خنده حلال رو که خوندم حس خوبی بهم دست داد..
راستش من داداش بزرگتر از خودم دارم خیلی هم دوستش میدارم .
واقعا خواهر غمخوار برادره ... کسایی که خواهر ندارن نیم عمرشون در فناست... چون هیچ کس نمیتونه جای خواهر رو برای ادم پر کنه.
کافیه خواهر بشنوه تو دست برادرش تیغ رفته ... پر پر میشه و خودش رو میرسونه..
اصلا جلوه گاه عشق خواهر به برادر در صحنه کربلاست که غوغا میکنه.
اصلا وقتی میگن راحت بخواب چون که پرستار زینب است.. یعنی خواهر پرستار زخم های برادره.
بابام یه بار تعریف کرد گفت
بعد از اینکه یکی از همکاراش بر اثر سرطان فوت شد با چند تا از همکاراشون نشسته بودن صحبت میکردن ...همکاراش میگفتن خوشبحال شما که دختر دارید ... ما که دختر نداریم وقتی بمیریم کسی نیست برا ما گریه کنه . همچین سوت و کور باید ما رو دفن کنن.مثل فلانی که غریبانه و بی صدا دفنش کردن .
طبق نام کاربریتون ، باید مرحم باشید نه پاشنده نمک روی زخم ما

(۲۲/خرداد/۹۳ ۱۶:۰۱)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]طبق نام کاربریتون ، باید مرحم باشید نه پاشنده نمک روی زخم ما 
متوجه نکته نشدید... چرا اون دو داستان رو پشت هم آوردم؟ اصلا روش فکر کردین؟
یعنی اگه خواهر ندارید یادتون باشه حتما در اینده چند تا دختر داشته باشید

متوجه شدم،اما منظورم اینه که یکی مث من که نه خواهر داره نه بچه و نه برادر زاده ، دقیقا باید چه نوع گِل یا خاکی تهیه کنه تا به سرش بزنه ؟

