عبدالرحمن نوشته است:خدای سه سر و احتمالا ترینیتی مسیحیت تحریف شده از این اومده
این قضیه رو چند وقت پیش اومدم توی یه تاپیکی تشریح کنم اینقدر جنجال کردند که پیشمون شدم و تاپیک رو گفتم حذف بشه.
این عدد 3 خیلی قضیه ش پیجیده تره. این عدد گره خورده با اساس تمدن غرب ، با روح تمدن غرب
شما درخت فلسفه رو نگاه کن ریشه ش سه تاست
مسیحیت بعد از تحریف میشه سه خدایی
در مصر باستان مثلث هروس ایسیس اوسیریس (پدر مادر فرزند)
در فلسفه ی هگل اگه اشتباه نکنم تز آنتی تز سنتز
در فلسفه ی کانت هم یه سه گانه بود اگه یادم اومد مینویسم
در تفکر آقای فروید میشه اید ، ایگو ، سوپر ایگو
در تفکر آقای داروین ، درخت زندگی سه تا ریشه داره
در این خدای جابولان سه تا سر وجود داره و در واقع ترکیب سه تا خداست
در فراماسونری درجه ی یک و دو و سه عمومی هستش و از اون به بعده که مخفی و سری میشه
فراماسونها و صهیونیست ها و شیطان پرست ها علاقه ی بسیار زیادی به اشکال مثلثی دارن و اشکالی که از مثلث در اونها استفاده شده (مثل ستاره ی شش پر و هرم ها و...)
اینها همه اتفاقیه؟
در تفکر اخلاق گرای غرب (که در واقع اخلاقیات رو جایگزین دین کردند) گفتن اعتدال و میانه روی خوبه! ما یه افراط داریم یه تفریط ، باید حد وسط رو همیشه بگیری و بری (دقت کنید که این یه تفکر غربیه)
همین تفکر رو فلاسفه ی مسلمان متاسفانه گرفتن و همه چیز رو با اون سنجیدند. گفتند در شهوت حد تفریط میشه خمودگی و حد افراط هم خوب نیست. حد وسطش میشه عفاف !!!!!!!!
در رفتار یه افراط داریم که خوب نیست (حالا چراش معلوم نیست :دی) یه تفریط داریم که میشه ترسو بودن. حد وسطش میشه شجاعت!!!!
همینطور اومدن همه چیز رو با این شابلون و خط کش سنجیدند ، مثلا در مسئله ی جبر و اختیار گفتند جبر افراطه و اختیار تفریط. حد وسطش درسته ، یعنی مقداری جبر مقداری اختیار!! در صورتی که از لحاظ فلسفی ، اصولا نمیشه مقداری از این باطل رو با مقداری از اون باطل بگیریم جمع کنیم حاصلش بشه حق!!!!! کاملا غلطه (در همه ی حوزه ها این معیار غلطه)
اصولا حق منشاء دیگه ای داره ، جبر باطله و اختیار هم باطله. حق از باطل تشکیل نمیشه ، کلا بیرون از این وادیه!
آقای عباسی توی سخنرانی آخرش به تثلیث ها و ثنویت های قرآنی اشاره کرد.
حالا درستش چیه؟ درستش اینه که شما یک حق دارید ، یک باطل. البته باطل متکثر و زیاد هست ولی حق یکیه. اون حدیث خیر الامور اوسطها مال امور روزمره زندگیه مثل خوابیدن غذا خوردن تفریح و... نه مال این اعتقادات و مسائل بنیادین!
در قرآن همیشه باید جبهه مشخص کنید ، شما دو حالت بیشتر ندارید یا حق هستید یا باطل. یعنی یا در این جبهه هستید یا در آن جبهه.
میانه روی در تفکر قرآن یعنی اینکه یه پاتو بذاری توی جبهه ی حق یک پا توی جبهه ی باطل! قرآن به چنین شخصی میگه منافق! در تفکر قرآنی شاید یک باطل باشه ، شاید دوتا باطل باشه (مثل افراط و تفریط که هردو باطل هستند) شاید سه تا باشه و... باطل همیشه متکثر و زیاد هستش.
ولی حق یکیه ، شما باید تمام باطل ها رو نفی کنید یعنی بگید لا اله ، بعدش به حق گرایش پیدا کنید و بگید الا الله.
در آیت الکرسی هم اشاره شده که باطل بسیار زیاد هستش: خدا (که یکیه) ولی کسانی است که ایمان آوردند و... و کسانی که کفر ورزیدند ، ولی هایشان (که تعدادشان زیاد است ، از لفظ اولیا استفاده میکنه) طاغوت است....
جا داشت که این مسئله رو بصورت خلاصه اینجا بگم.