من با شما مخالفم آقا حامد.
من خودم اوایل درباره فراماسون ها خیلی تحقیق میکردم.
یکسری از نمادها رو به صورت قانون دارن که فلان جا باید استفاده بشه و انجام هم دادن.
یکسری از کارها و نمادها رو هم مال خودشون کردن.
یعنی دیدن تنور داغه، یه دروغی هم چسبوندن و به خودشون نسبت دادن.
اینو اتفاقاً آقای رائفی پور هم بهش اشاره کردن.
همین مثال 9:33 آقای خمینی...
یه کارشناس میدونه که از 11 برای روز استفاده میشه و از 9 برای ماه.
معمولاً هم چنین کاری کردند.
اما خوب...
عامه مردم که نمیدونن.
واسه اون ها میاد یه کاری میکنه که تو همه جا 9 و 11 رو متعلق به اون ها ببینی.
بلاخره نمیشه گفت که این اعداد در خلقت وجود ندارن که...
هستن، اما مال اونا نیست. لذا میان میدزدنش.
واسه این که به مردم بگن آقای خمینی (رحمة الله علیه) از ما بوده و شما گول خوردین و کلا بدبینشون کنن، ساعت 9:27 دقیقه ورود ایشون رو با اندکی تصرف میان میگن 9:33 و این حرکت رو کلاً مال خودشون میکنن.
اینه که یه محقق وقتی درباره مثلاً 22 نظر میده، باید از چند جهت بررسی کنه.
مثلا من چند دلیل برای گفتن تاریخ تولد حضرت عیسی (علیه السلام) در 9 دی ارائه دادم.
ایشون قبل از این که من اینو بگم، میگفتن میخوان که تولد خدای خورشید رو جشن بگیرن.
بعد که من گفتم با این حرف دارن به حضرت مریم (علیه السلام) توهین بدی میکنن، توی سخنرانی بعدیشون دیدم که به این دیدگاه هم اشاره کردند.
دلیل بر بی سوادی ایشون نیست.
یا دلیل بر مطالعه کم...
چون این چیزا رو تو دکون هیچ بقالی نمیشه پیدا کرد و خودت باید با تعقل و تفکر بهش برسی.
مثلاً چند وقت پیش یه سخنرانی کردن و از فتاوای محیرالعقول وهابی ها گفتن.
یکیش که بچه ها خیلی بهش خندیدن این بود:
اگه مردی با یک بز همبستر بشه و بچه اش به دنیا بیاد که بیشتر شبیه انسانه و پدرش اون رو عالم دینی کنه و اون عالم دینی به درجه ای برسه که امام جماعت مسجدالحرام بشه، بعد از نماز عید قربان میشه سرش رو برید.
آخه مگه میشه توی ماه حرام در مسجدالحرام سر انسانی رو برید؟
تنها زمان حضرت ابراهیم (علیه السلام) این اتفاق افتاده.
میدونین یعنی چی؟
یعنی - زبان من لال - بانو هاجر، اون بزه بوده و اسماعیل (علیه السلام) فرزند انسان و بز بوده و پدر اون رو عالم دینی کرده و برده دم مسجد الحرام که ذبح کنه.
این یعنی توهین به انبیاء.
اما در نگاه اول، یه فتوای مسخره به نظر میاد.
من همین الآنشم گاهی توی سایت مصاف، ایرادات و انتقاداتی به سخنرانی هاشون میکنم که میبینم دفعه بعد رعایت میکنن.
اگه شما حوصله ندارین گوش بدین، من تمام سخنرانی های تکراری ایشون هم گوش میدم که ببینم نکته گفته شده رو رعایت کرده یا نه!
در 80-90 درصد موارد هم میبینم که بنده خدا رعایت میکنه.
حتماً نباید واسه دلخوشی 4 نفر اول هر سخنرانی رو با "غلط کردم" شروع کنه که.
شما ببینین ماحصل سخنرانی های ایشون چی بوده؟
آیا توی صحبتاش کسی رو به خلاف دعوت کرده؟
آیا تا حالا به کس یجز همین فراهانی - که به شدت معتقدم سنگ جلوی پا بیندازه - توهینی کرده؟
اگه مهدوی کاران دیگه به ایشون توهین کردن، ایشون هیچی نگفت که مبادا اتحاد این سیستم از هم بپاشه.
توی همین سایت خودمون هم همیشه این اتفاق میفته.
گاهی خود من یه چیزایی رو نمیگم که اتحادمون از بین نره.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به آدمایی که با هم مشکل دارن و سر یه قضیه کوچیک اختلاف بینشون ایجاد میشه احتیاجی نداره.
چون همین موضوع برای ایشون خطره.
اینه که درصدهایی که من میدم به این صورته:
حول و حوش 80 درصد حرفهایی که آقای رائفی پور میزنه درسته.
20 درصدش هم اگه اشتباه باشه چون ماحصل کار خوبه، قابل اغماضه.
با سخنرانی های ایشون دوباره همه به انگلیس پدرسوخته بدبین شدن.
این خیلی خوبه.
آقای فراهانی که چند تا کتاب درباره قحطی بزرگ نوشته، در این زمینه چی کار کرده؟
کجا سخنرانی کرده که مردم به خاطر حرفاش کمتر بی بی سی ببینن؟
شاید از این به بعد بکنه ها!!!
اما این آقا خودش در جهت تنویر افکار عمومی و هدایت کردن بچه ها چی کار کرده؟
چرا همه ایشون رو فقط به عنوان نقاد آقای رائفی پور میشناسن؟
چرا یه سخنرانی مستقل ندارن؟
اینها همه نشان از حساسیت و عنادیه که ایشون داره.
من به شخصه معتقدم آقای فراهانی برای منفور کردن آقای رائفی پور بسیار برنامه داره.
که این اصلاً به صلاح نیست.
پدر من چند تا دانش آموز داره که پدرانشون توی وزارت اطلاعات کار میکنن.
هر وقت بابام میبیندشون، ازشون چیزایی میپرسه و اون ها هم جوابهایی میدن.
لذا وقتی پدرم یه تحلیل از یه کار سیاسی با توجه به نظر اونا میده، در 80-90 درصد موارد درست از آب درمیاد.
حالا بهش بگو، به چه مبنایی این نظرو دادی!
از کدوم کتاب خوندی؟
وقتی پیش بینی هاش درسته، یعنی کار بچه های بالا درسته دیگه...
آقای رائفی پور که مسلماً با بچه های بالای بچه های بالا سر و سری دارن.
من به این موضوع تقریباً ایمان دارم.
از اونجایی که تا حالا نتیجه و بازدهی کارشون هم عالی بوده، پس من ایشون رو قبول دارم.
نه به این معنی که هرچی بگه چشم بسته میپذیرم.
اما اولاً نقد رو توی جمع نمیگم و توی سایت مصاف مطرح میکنم...
ثانیاً هم این که وقتی ایشون محبوبه، من نفر بعدی ای رو نمیتراشم واسه علم کردن جلوی ایشون.
حرفهایی که دارم رو به گوش ایشون میرسونم که ایشون به گوش بقیه برسونه.
چون فن بیان و صدای گرمی داره.
دکتر عباسی هم معرکه است.
فقط یه ایراد کوچولو دارن و اون هم نحوه سخنرانیشونه.
من خیلی از کلمات قلمبه سلمبه ایشون رو نمیفهمم و حتی یکبار هم وسط حرفاشون نخندیدم.
اگه لحنشون عوض بشه، مطالبی که مطرح میکنن عاااالیه.
واقعاً ایشون مطالب استراتژیکی که میگن عااالیه.
چطوره که آقای رائفی پور در زمینه های زیادی وارد شده، اما آقای فراهانی علاوه بر این که از لحاظ علمی (!) در تمام این زمینه ها آگاهی داره که ایشون رو نقد کنه، در زمینه های تلاش آقای عباسی هم فول فوله و از ایشون هم گله داره؟!
اینه که من آقای عباسی و آقای رائفی پور رو همراستا در کمک به آگاهی مردم و تکون دادنشون میبینم و ایشون رو یک سنگی که جلوی پای این بندگان خدا قرار داره.
پ.ن:
خودمونیما! چقدر مینویسم.
