تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بزرگترين دروغ قرن بيستم: سفر به ماه!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29
نقل قول:خواندنی ترین مطلب مربوط به اولین پخش زنده از سفر آپولو 11 به ماه است. نیل آرمسترانگ از آپولو 11 که روی سطح ماه نشسته آهسته پایین می آید و در اولین قدمی که روی سطح ماه می گذارد یک شیشه نوشابه را با لگد به پشت سرش شوت می کند ! و بعد خیلی آهسته به راهش ادامه داده و سخنرانی معروفش را ایراد می کند.

درحالیکه میلیونها نفر فقط جذب منظره ماه شده بودند چند هزار نفر ریزبین از جمله «یونا رونالد» شهروند استرالیایی و خبرنگاران بسیاری این منظره را در خاطر ثبت کردند.

یونا می گوید: « خیلی هیجانزده بودم برای همین رفتم که پخش زنده رو ببینم در اون لحظه ای که دیدم نیل آرمسترانگ شیشه ای که مثل شیشه نوشابه و شاید هم بزرگتر بود رو با پا پرت کرد و شیشه قل خورد و زیر پایه های فضاپیما قرار گرفت…فهمیدم که همش قلابیه…ولی آخه چرا باید اینکارو بکنن و به ما دروغ بگن؟»

فردای آن روز روزنامه های زیادی در استرالیا این مطلب را طرح کردند و ماجرای شیشه کوکاکولا سر زبانها افتاد. اما در پخش بار دوم صحنه ادیت و ویرایش شده بود و اثری از لگد زدن آرمسترانگ دیده نمی شد!
اون چند هزار نفر ریزبین کجان؟ من توی اینترنت داشتم جست و جو می کردم و تنها اسمی که بهش برخورد کردم «یونا رونالد» بود.

اما چه قدر گفته یونا رونالد معتبره. ایشون ادعا کرده که برای تماشای ویدیوی زنده بیدار مونده:

نقل قول:"decided to stay up and watch... at the end of a long winter's day"

اما تصاویر زنده در ظهر روی آنتن رفتن.

ادعای بعدی اینه که روزنامه "The Western Australian" (نه «روزنامه های زیادی در استرالیا») این خبرو چاپ کرده. با این حال تا دو هفته بعد هیچ مطلبی در این مورد در این روزنامه وجود نداره.

نقل قول:Clavius researcher Peter Barrett examined surviving copies of The Western Australian dating to the time in question and failed to find any mention whatsoever of Coke bottles in the moonwalk telecast.

Chief librarian Tracey Bennett (no relation to Mary) for The Western Australian has confirmed that no letter or article regarding a Coke bottle in the moonwalk telecast was printed in either of their two newspapers for at least two weeks following the broadcast. (And it only took Clavius researchers 48 hours and one request to confirm this.)

تمام چیزی که من دارم در این ادعا می بینم اینه که در بین چند هزار نفر تنها یک نفر مدعی این موضوع شده که در به خاطر آوردن جزئیات دچار مشکل هست.

و این که ایشون ادعا می کنه که تصویر رو در گوشه راست صفحه دیده:

نقل قول:lower right quadrant of the TV screen!
که دقیقا نقطه ای هست که توش پدیده نوری catadioptrism اتفاق افتاده
[تصویر: coke-seq-diag.jpg]

به نظر نمی رسه گفته های شخصی که می گه یک بطری کوکاکولا رو در تصویر 2-3 ثانیه ای تشخیص داده، با توجه به این که در جزئیات اشتباه می کنه، اتکاپذیر باشه.

اشتباهات دیگه توی گفته های رونالد:
http://www.clavius.org/bibcoke.html

توضیح دقیق پدیده ای که با بطری اشتباه گرفته شده
http://www.clavius.org/cokebottle.html
[تصویر: A19980005000D2.jpg]
نگاتیو ها چطور سالم ماندند؟
نگاتیو و تصاویر در نزدیکی میدانهای مغناطیسی قوی و اشعه ها و امواج رادیویی از بین می روند. چطور نگاتیوهایی که دو بار از کمربند Van Allen عبور کرده اند و در معرض انواع اشعه های خورشیدی بودند کاملا سالم ماندند؟


[تصویر: Brian-Welch.jpg]

در این مورد ناسا پاسخ می دهد: فیلمهای مخصوصی که مقاوم به اشعه باشند به کمپانی کداک سفارش داده شده بوده.


[تصویر: H.J.P.Arnold-Assistant-to-the-Kodak-Film...ompany.jpg]

اما در گفتگویی با اچ.جی.پی.آرنولد، [b]دستیار بخش تولید فیلمهای کداک در آن سال مشخص می شود که
چنین ادعایی صحت ندارد. او اظهار می کند: ما دارای دانشی که بتواند فیلمهای مقاوم به اشعه تولید کند نبودیم! ناسا سفارش فیلمهای معمولی کداک به ما داده بود و[/b] همان فیلمهای معمولی کداک به ناسا داده شد.


[تصویر: Jan-Lundberg-GRP-Manager-Space-Projects-...graphy.jpg]
[i]
و در ادامه جان لاندبرگ مدیر برنامه فضایی هاسلبلاد در سوئد که دوربین های فیلم و عکسبرداری ناسا را طراحی کرده است، می گوید:[/b]
هیچ دوربین خاصی با امکانات اضافی نبوده
، آنها از ما خواستند که فقط شکل دوربین را تغییر دهیم که بتوان روی سینه لباس فضانورد وصل کرد و فیلمهای معمولی کداک را که همه استفاده می کنند در آن قرار دادیم. دوربینی که ما ساختیم دارای هیچ پوشش اضافی یا حفاظتی نبود. او در پاسخ به این سوال که آیا برای دوربینها منبع نور تعبیه شده بوده پاسخ منفی می دهد. دوربینها فاقد فلاش بودند.

[تصویر: negative1.jpg]
نگاتیو آزمایشی سالم است و همه رنگها را به وضوح نشان می دهد.
[تصویر: Dr.-David-Groves.jpg]
دیوید گراوز نشان می دهد که برای حفاظت از فیلمها و نگاتیوها آنها باید در دوربینی قرار می گرفتند که بالایه زخیم ده سانتی متری از فلزاتی مانند قلع و سرب پوشیده شده باشد تا بتواند جلوی محو شدن نگاتیوها را در محیط بدون اتمسفر ماه و در برابر باران اشعه های خورشیدی بگیرد.

[تصویر: negative2-.jpg]
همان نگاتیو پس از قرار گرفتن در معرض مقدار ناچیزی اشعه X.
اما عکسها و فیلم های ناسا، حاصل دوربینهای ساده هاسلبلاد و نگاتیوهای معمولی کداک بودند و همانطور که سازندگان آن اذعان داشتند، هیچ پوشش اضافی در طراحی آنها قرار نداشته.

نگاتیو سالم بعد از برخورد با اشعه معمولی X، به مدت محدود چطور تاریک و تار می شود. این میزان اشعه حتی یک میلیونیم تشعشعات موجود در فضا نیست… چطور ممکن است که نگاتیوها بدون حتی یک نقص به زمین رسیده باشند؟!


http://www.aparat.com/v/dWcUw
http://www.youtube.com/watch?v=yo5w0pm24ic
http://www.youtube.com/watch?v=MalYSn_qIU4

http://ufolove.wordpress.com/2013/08/02/...%88%D9%85/
http://waiting.ir/armstrong/2014/02/22/n...asselblad/
عجیب نیست که شما به جای اثبات ادعاهای گذشته هر بار ادعای جدیدی مطرح می کنی. من که تعجب نمی کنم. من هم هر وقت بیکار شدم به یکی از ادعاهای waiting.ir یا سایت های مشابه پاسخ می دم. شاید به اینم رسیدیم!

نقل قول:با توجه به اینکه آلدرین دقیقا” و به طور کامل در قسمت سایه قرار داره و هیچ منبع نور دیگه ای هم در ماه،غیر از خورشید وجود نداشته و تمام عکس ها هم بدون فلاش گرفته شده،چرا آلدرین در این عکسها اینقدر واضح و روشن در عکس مشخص هست؟ و از این مهمتر اینکه دلیل انعکاسی [(Hot spot)] که در چکمه های آلدرین به چشم میخوره از انعکاس خاک ماه هست یا یک منبع نور متراکم از زاویه دوربین؟

فرض اشتباه -> نتیجه گیری غلط.

قسمت پشت به خورشید تنها در صورتی سیاه می افته که هیچ پس زمینه ای نداشته باشیم. که در مورد ماه این پس زمینه خود سطح ماهه

نتیجه ی آزمایش مشابه در سطح زمین هم دقیقا همینه:

[تصویر: fillx4.jpg]
سکه ی پشت قوطی و خود قوطی در شرایطی که تنها یک منبع نوری وجود داره کاملا واضحه.

و تصویر دوم بعد از حذف منبع نور دوم (سطح زمین):
[تصویر: fillx1.jpg]

و این
[تصویر: fillx3.jpg]
که کاملا قابل خوندنه Hotspot هم مشخصه.

و یک تصویر غیر ممکن دیگه.
[تصویر: fillx7.jpg]
جالب اینه که حتی توی این عکس هم Hotspot وجود داره.

جزئیات بیشتر عکسها:
http://www3.telus.net/summa/moonshot/fillit.htm
نقل قول:یکی از مهمترین دستاوردهای سال بین المللی ژئوفیزیک (۱۹۵۷ و ۱۹۵۸) برنامهٔ ماهوارهٔ اکتشافی (explorer) آمریکا بود. در ارتباط با تفسیر دادههای این ماهواره، جیمز ون آلن کمربند وان آلن یا کمربند تشعشعی وان آلن ، را در اطراف کره زمین کشف کرد. تابش مورد بحث از تراکم غلیظ الکترونها و پروتونهای با انرژی زیاد ناشی می شود که در دو منطقه هلالی شکل در فاصله های 3200و16000 کیلومتری سطح زمین واقع شده اند. که توسط میدان مغناطیسی زمین، کره زمین را احاطه کرده است.
این کمربند ذرات کیهانی مضری را که به سوی زمین می تابند جذب میکند. پرتوهای جذب شده توسط این حلقه بعضاً برای موجودات زنده مرگبار است و به عبارت دیگر درصورت عدم وجود این دو کمربند هرگز در زمین حیات پدیدار نمیشد.

هرماهواره ای که در کمربند وان آلن قرار گیرد وسط ذرات باردار از بین می رود. بنابر این سه ناحیه امن برای قرار گرفتن ماهواره ها ایجاد می شود:

بین زمین و کمربند تحتانی وان آلن مدار پایین(LEO)

بین کمربند تحتانی و فوقانی مدار متوسط(MEO)

بین کمر بند فوقانی تا فاصله ی 35 هزار کیلومتری زمین، زمین ثابت(GEO)

کمربند ون آلن در واقع متشکل از همان میدان مغناطیسی دور کره ی زمین هست که این میدان مغناطیسی با منحرف کردن و گیر انداختن ذرات پرانرژی تشعشعات ، از رسیدن این اشعه های مرگبار به زمین جلوگیری میکنه . یعنی وقتی شما از کمربند ون آلن خارج شدید در واقع از سپر حفاظتی تشعشعات زمین خارج شدید و از اون لحظه به بعد بطور مداوم مورد بمباران ذرات پرانرژی اشعه های کیهانی قرار خواهید گرفت.


ناسا در گزارش خودش اعلام کرده میزان جذب تشعشعات رادیواکتیو توسط بدن فضانوردان آمریکایی در جریان سفر به ماه “کمتر” از Rem 5 بوده

(5 Rem حداکثر میزان جذب تشعشع رادیواکتیو برای کارکنان تاسیسات اتمی در طول مدت یک سال هست که توسط آژانس انرژی اتمی تعیین شده)

اگه حرف ناسا رو قبول کنیم و مقدار جذب تشعشعات توسط فضانوردان تقریبا 5 Rem باشه، این یعنی به اقرار خود ناسا فضانوردان در طول یک سفر به ماه تقریبا به اندازه ی یک سال کارمندان تاسیسات هسته ای ، تشعشع جذب میکنند . اگر به این مقدار، میزان جذب تشعشع 2.6 Rem توسط انسان روی کره زمین و فعالیتهای رادیواکتیو درون بدن را اضافه کنیم به عدد 7.6 Rem میرسیم که از استاندارد آژانس بالاتر است .


حال اگر گزارش ناسا مورد توجه قرار نگیرد:

با توضیحات گفته شده ، محرز هست که در فاصله ی 380 هزار کیلومتری بین کره زمین و ماه ، از فاصله ی 100 کیلومتری زمین (شروع کمربند ون آلن) بدن فضانورد از ارتفاع 100 کیلومتری به بالا بطور مداوم تحت بمباران ذرات پرانرژی و تشعشعات یونی ناشی از اشعه های کیهانی و بادهای خورشیدی قرار خواهد گرفت . طبق مقاله ی FAS در چنین شرایطی و با حداقل فعالیت خورشیدی (بدون درنظر گرفتن انفجارهای خورشیدی)، با یک سپر آلومینیومی 0.1 گرم بر سانتی مترمربعی ، بدن فضانورد سالیانه rem3000000(روزانه 8200 rem) تشعشع جذب میکند که بسیار بیشتر از مقدار لازم برای مرگ فرد است ! با استفاده از یک سپر آلومینیومی 0.5 گرم بر سانتی مترمربعی ، در شرایط مشابه بدن فضانورد سالیانه 550 rem تشعشع جذب میکند .حال با اضافه کردن تشعشعات ناشی از انفجارهای خورشیدی (Flare) که تشعشع تقریبی کم توان ترین آنها 25 Rem است و با در نظر گرفتن 15 انفجار خورشیدی در یک شبانه روز ، بدن فضانورد حتی با سپر 0.5 گرم بر سانتی مترمربعی ، چیزی حدود 380 rem تشعشع در روز جذب میکند !

(توجه داشته باشید حداکثر مقدار مجاز جذب تشعشع توسط آژانس انرژی اتمی 5 Rem در سال بود)


وقتي مناطق كمربندي Van Allen در سال 1958 كشف شدند، اشعه هاي فضايي به عنوان يكي از مشكلات منحصر به فرد از پرواز فضايي انسان مورد توجه عموم قرار گرفتند. تقريبا در همان زمان، محققان شروع به شناخت و درك اين مطلب كردند كه ناآراميها و تلاطمهاي متعدد جوي و خورشيدي كه طي ساليان بسيار مشاهده شده بودند، جنبه هايي از يك پديده بزرگتر بودند كه حادثه پراكندگي اشعه هاي خورشيدي بود.



ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS)

مدار گردش ماهوارهها به دور زمين عمدتاً در فاصله 700كيلومتري زمين قرار دارند و ايستگاههاي فضايي بين المللي و قبل از آن، ايستگاه اسكاي لب و مير همه در مدار 650 كيلومتري زمين قرار داشته و در حقيقت آنها در لايه دروني كمربند ون آلن ميتوانند به آنجا پرواز نموده و اقدام به تعمير آنها نمايند مانند تلسكوپ هابل.



تلسکوپ فضایی چاندرا

اما ماهوارههايي كه در مدار36000 كيلومتري و در لايه بيروني كمربند ون آلن قرار دارند؛ فضانوردان به دليل عدم حفاظت كافي مدار بيروني ون آلن قادر نيستند به آنجا سفر كنند. به عنوان مثال تلسكوپ چاندرا ـ كه به نام دانشمند هندي چاندرا نامگذاري شده ـ و در مدار 37000 كيلومتري زمين قرار دارد كه هيچ فضانوردي براي تعمير آن نميتواند به آن منطقه پرواز نمايد.

مثال ساده تر برای رد این ادعا در مورد خود ایستگاه فضایی بین المللی می باشد که این ایستگاه در فاصله 200مایلی قراردارد ،در حالی که کمربند ون آلن حداقل 40000مایل تا زمین فاصله دارد…
ایستگاه فضایی بین المللی (ISS) در فاصله ی تقریبا 354 کیلومتری زمین (خیلی پایینتر از لبه ی بیرونی کمربند ون آلن) مستقر هست و در ابتدای کار از سپرهای آلومینیومی متداول که در ماهواره ها و دیگر سفینه های بدون سرنشین استفاده میشد ، برای حفاظت ازتشعشعات استفاده میکرد . اما بررسی های انجام شده نشان می داد استفاده از عناصر سنگین مثل آلومینیوم برای سپر تشعشعی خود باعث ایجاد یک تشعشع ثانویه و آزاد شدن نوترون در هنگام برخورد ذرات پرانرژی تشعشع به سپر آلومینیوم میشود!

این بررسی ها نشان داد هرچه سپر تشعشعی آلومینیومی ضخیم تر باشد این مقدار تشعشع ثانویه بیشتر خواهد شد .گزارش بالا اثبات می کند که در زمان پروژه های آپولو حتی در صورت استفاده از سپرهای ضخیم از جنس فلزات سنگین (آلومینیوم و سرب) برای حفاظت از جان فضانوردان ، این سپرها با برخورد ذرات پرانرژی ، با تولید تشعش ثانویه و آزاد کردن نوترون ، بیشتر بدن فضانوردان را در معرض تشعشع قرار میداده است!



ماژول Zvezda در وسط تصویر که از راست به ماژول Zarya و از چپ به سفینه ی Soyuz متصل شده است.

به دنبال این گزارش، ناسا و سازمان فضایی روسیه تصمیم گرفتند علاوه بر سپر آلومینیومی نصب شده ، یک لایه حفاظتی از جنس پلی اتیلن (CnHn) به ماژول های ایستگاه فضایی بین المللی اضافه کنند . پلی اتیلن دارای عدد اتمی کمتر بوده و پایدارتر است و نتیجتا” در اثر برخورد ذرات پرانرژی کیهانی ، تشعشع ثانویه کمتری دارد . اولین ماژول مجهز به این لایه حفاظتی ، ماژول سرویس Zvezda بود .

استفاده از این لایه ی حفاظتی جدید موثر واقع شد ، اما نه انقدر که ناسا و روسیه امیدوار بودند . گزارش سال 2002 نشان میدهد میزان جذب تشعشع توسط فضانوردان با استفاده از تکنولوژی جدید به یک میلی سیورت در روز کاهش یافته ، اما همین مقدار نیز باز بسیار زیاد است . 1 میلی سیورت مقدار جذب تشعشعی است که یک انسان روی زمین در طول یک سال جذب میکند . این میزان یعنی 3 ماه بودن در چنین شرایطی (برای فضانوردان) ریسک سرطان را تا یک دهم میزان ریسک سرطان برای سیگاری ها افزایش دهد .
شاید اینگونه فکر شودکه این میزان ریسک قابل چشم پوشی است . در حقیقت برای یک ماموریت چند ماهه ی ایستگاه فضایی هم بله ، همین گونه است.

اما این موضوع نشان میدهد که حتی امروز هم تکنولوژی بشر به جایی نرسیده که بتواند انسان را به سفرهای خارج از کمربند حفاظت تشعشعی ون آلن بفرستد.

خوب آنوقت چطور شده 40-50سال پیش به ماه رفتن و به سلامت برگشتن اما الان نمی شه؟!

………………………………………

البته ناگفته نمونه که در بسیاری از سایتهای نا آگاه نوشته شده در صورت عبور سریع از کمربند ون آلن دیگه مشکلی ایجاد نمیشه! که این اشتباه هم نشأت گرفته از یکی دیگه از دروغ ها و حقه های NASA هست. ناسا اعلام کرده که ما از کمربند ون آلن با سرعت عبور کردیم تا خطرات تشعشعات کیهانی رو برای فضانوردان به حداقل برسونیم.

(یعنی در واقع اونها با سرعت از سپر زمین عبور کردند تا برسند به اصل تشعشعات!)

همون طور که بیان شد واقعیت این هست که کمربند ون آلن در واقع سپر زمین در برابر تشعشعات هست.
یعنی وقتی شما از کمربند ون آلن خارج شدید در واقع از سپر حفاظتی تشعشعات زمین خارج شدید و از اون لحظه به بعد بطور مداوم مورد بمباران ذرات پرانرژی اشعه های کیهانی قرار خواهید گرفت.

در این کمربند، ما با "تشعشعات" به طوری که مردم فکر میکنن و (شما براشون توصیف میکنید که هرچی بره اونجا درجا پودر و نابود میشه!) روبرو نیستیم، بلکه با "ذرات" روبروییم و حفاظت از دستگاه ها و سرنشینان در برابر این "ذرات" پروتون و الکترون های پر انرژی، ربطی به میزان "کلفت" بودن سپر دفاعی نداره.

همونطور که در متن خودتونم بود، سپر ساخته شده از فلزات، چندان کاربرد مطلوبی در این مورد نخواهند داشت و هرچقدر عدد اتمی فلز به کار رفته پایین تر باشه، بهتره؛ به همین خاطر برای بسیاری از اتصالاتی که نیاز بود از فلزات استفاده بشه، از آلومینیوم استفاده کردن به جای آهن و مس و سرب...

در زمان مأموریت های Apollo، سازمان NASA و دیگر محققان، اطلاعات مناسبی از ماهیت ذرات پر انرژی در این کمربند به واسطه ی مأموریت های بررسی که قبلاً انجام شده بود (از جمله مأموریت های سرنشین دار Gemini) ، داشتن و مدت های بسیار روی این موضوعات بحث و بررسی انجام گشته بود.

نتیجتاً با موادی که در آن زمان موجود بودن، در ماجول فرماندهی مأموریت های Apollo از لایه های متفاوتی از مواد استفاده کردن و لایه ای فیبری که میان لایه های داخلی و خارجی مجول فرماندهی به کار بردن، بهترین نوع محافظت دربرابر تشعشعات و ذرات بود که در اون زمان میتونستن انجام بدن.

البته امروز از Polyethylene استفاده میشه که مؤثرتر هست.



مسیر حرکت مأموریت های Apollo، کاملاً اتفاقی و مثل دانسته های شما همین طوری نبودند!

با آنالیز داده های جمع آوری شده طی سال ها از کمربند van allen و میزان شدت و ضخامتش در موقعیت های مختلف، نتیجتاً به موقعیت های نازک تر و ضعیف تر موجود، برای عبور دست یافتن و از اون مسیرها عبور کردن که هم عبور سریع باشه و هم میزان مورد expose بودن کمتر بشه.

علاوه بر این، در تمام مأموریت ها، هر سرنشین، دارای یک dosimeter روی بدنش بود که با ارتباط رادیویی، به طور مداوم، اطلاعات میزان exposure رو به مرکز روی زمین مخابره میکرد.


نهایتاً، در این مأموریت ها، به سپری نیاز نداشتن که بتونه ماه ها از سرنشینان محافظت کنه؛ بلکه چیزی نیاز بوده و ساخته شده که دقیقاً با میزان و مدت زمانی که قرار بوده مأموریت به طول بینجامه، جواب بده. مدت زمان های کوتاهی که قرار بوده در خارج از ماجول بگذرونن هم همگی محاسبه و در طراحی لباس برای پیشگیری از آسیب از تشعشعات ساطع شده از خورشید، به واسطه ی نبود جو و میدان مغناطیسی مشابه زمین، اقدامات لازم منظور شده بودن. بسیاری از جزئیات و نقشه های ساختارها و مواد به کار رفته در تک تک ماجول ها و لباس ها، روی اینترنت یافت میشن و میتونید مطالعه کنید...

درواقع افرادی که در شاتل ها و مأموریت های فضایی به ایستگاه بین المللی فضایی ISS میرفتن و میرن و اقدام به راهپیمایی های فضایی برای تعمیرات میکنن، بسیار بیشتر از افرادی که به سمت ماه برن، در مدت مشابه در معرض خطر از جانب ذرات باردار این کمربند قرار دارن...!

الان این تعداد مأموریت در سال به مناطقی از پایین تا بالا تا بیرون از کمربند van allen انجام میشه و به خوبی میتونن تجهیزات الکترونیکی (که از بدن انسان هم آسیب پذیرتر هستن در برابر این تشعشعات و ذرات پر انرژی)، محافظت کنن... در گذشته هم تعداد بالایی مأموریت به فضای خارجی فرستاده شدن...

این مورد قبلا هم در انجمن p30world پاسخ داده شده بود، و صرفا برای یادآوری جواب رو دوباره قرار دادم.
(۲۸/آذر/۹۲ ۱۸:۵۴)Majid4mi نوشته است: [ -> ]بيل کيسينگ نويسنده کتاب “ما هرگز به ماه نرفتيم“:

Kaysing, Bill. We Never Went to the Moon: America’s Thirty Billion Dollar Swindle
Cornville, Az: Desert Publications, 1981 ISBN 0-87947-388-6

فضانوردان در محلي مخفی شده و موشکی به آسمان مي‌رود. سپس در روز بازگشت آن‌ها را در داخل کپسول نشانده و بوسيله‌ هواپيما روی اقيانوس رها کرده اند.


مسیر هوایی توکیو به سانفرانسیسکو
هنگام مصاحبه‌ بيل کيسينگ در تلويزيون خلباني با برنامه تماس گرفته و میگوید:
در زمان بازگشت آپولو15 او و تعدادي از مسافرين پروازش از توکيو به سانفرانسيسکو يک هواپيمای C-5A را مشاهده کرده‌اند که کپسول را روي اقيانوس رها کرده و سپس چترهای کپسول باز شد و در سطح اقيانوس فرود آمد!

این ادعا جالبه!

اولا که پرتاب ها و فرودهای ناسا همیشه جایی انجام می شد که در مسیر پرواز هواپیما نباشه تا از سانحه احتمالی جلوگیری بشه.
ثانیا مسیر هوایی بین سانفرانسیسکو تا توکیو 2500 کیلومتر با محل فرود کپسول آپولو 15 فاصله داشته که سرنشینان چنین هواپیمایی حتی با تلسکوپ هم نمی تونستن هواپیمای دیگه ای رو در اون فاصله ببینن.

آقای بيل کيسينگ داستان گوی خوبی هست. اما متاسفانه به جزئیات داستانی که خلق کرده توجه نداشته.

منبع
پاسخ جناب آقای ناظمی در مورد اثر موتور ماه نشین در زمان نشستن روی ماه منطقی نیست. حتما باید اثری باقی مونده باشه.

من به شخصه نظر خاصی روی صحت یا دروغ بودن ادعای نشستن روی ماه ندارم ولی با توجه به زمینه کاری خودم می تونم بگم بردن آدم زنده به ماه برای تکنولوژی اون زمان در حد افسانه است. در مورد فرود بدون سرنشین روی ماه مشکلی نبوده ولی فرود با سرنشین، باورش خیلی سخته. با این وجود نفی هم نمی کنم.

در مورد پاسخ آقای ناظمی در مورد اثر موتور در هنگام فرود، با وجود احترامی که برای ایشون قائلم، نادرسته. استدلال ایشون در مورد عدم وجود جو و اینکه گرد و غبار نباید به اطراف پخش میشد نادرسته. به عنوان مرجع می تونید به کتاب اصول راکت ها و اصول پیشرانش مراجعه کنید.

خروجی موتور راکت سرعتی بالای ماخ داره، کار کردن در فضای با فشار صفر اتمسفر، ممکنه باعث اوراکسپند شدن جریان خروجی نازل بشه ولی در حدی نیست که بخواد دیسیپیتش کنه (از بین ببردش). اثر گازهای خروجی با سرعت بالای ماخ حتماً باید پراکنده شدن گرد و خاک اطراف سفینه باشه و قابل رویت چون اثر مهم و قابل توجهیه.

ضمناً به نظر میرسه آقای ناظمی از تکنیک زر سالاران یهود برای دفاع در برابر منتقدان استفاده می کنند. یعنی بارها اون ها رو به توهم توطئه متهم می کنه. به نظرم قبل از استفاده از چنین روشی بهتره در مورد منشا و دلیل پیدایش این مبحث تحقیق کنند. جای این مبحث حداقل تو جاهای علمی و آکادمیک نیست.
اگر امريکا پس از 1 سال از اولين پرواز سفينه سرنشين دار به فضا توانست، انسان را روي ماه فرود آورد آيا شوروي پس از 40 سال نمي توانست؟
Blush
به نظر من که آمریکا دید شوروی داره همین طوری پیشرفت میکنه دلش سوخت از حسادت پوکید ، بعدم واسه دل خنکیش این ماجرا رو طرح کرد!Big Grin
میدونم که با آمریکا دشمن هستید . ولی این دلیل نمیشه که موفقیت علمی آمریکا رو زیر پا بزارید .
این قضیه توسط یک مستند در داخل خود آمریکا راه افتاد چند سال پیش بود .
به هر حال شوروی سابق در اون زمان رقابت شدیدی با آمریکا داشت و اگر این ماموریت درست انجام نمیشد اولین کشوری که اعتراض میکرد و افشاگری میکرد خود شوروی بود .
(۱۴/فروردین/۹۳ ۱۵:۳۲)کابالا لاور نوشته است: [ -> ]میدونم که با آمریکا دشمن هستید . ولی این دلیل نمیشه که موفقیت علمی آمریکا رو زیر پا بزارید .
این قضیه توسط یک مستند در داخل خود آمریکا راه افتاد چند سال پیش بود .
به هر حال شوروی سابق در اون زمان رقابت شدیدی با آمریکا داشت و اگر این ماموریت درست انجام نمیشد اولین کشوری که اعتراض میکرد و افشاگری میکرد خود شوروی بود .



بسم الله الرحمن الرحیم

شما دلیلتون در مورد حقانیت پرتاب آپولو11 رو بر مبنایی قرار دادید که اثبات شده نیست بلکه تکذیب هم میشه

اون هم دشمنی و رقابت بین آمریکا و شورویست

شوروی مانند آمریکا از لانه های یهود بوده و هست

در زمان جنگ تحمیلی این دو کشور بودند که همگام با هم به دشمن ما کمک کردند

جنگ زرگری آنها را دلیل بر دشمنی ندانید

بیشتر سر گرم کردن مردم بود و هست برای دو قطبی کردن نظام فکری جهان به نفع نظام سلطه است و لاغیر
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29
آدرس های مرجع