هر چه می خواهی طلب کن از شهنشاه نجف / منتی گر می کشی از مرد می باید کشید
هر که دل آرام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد قرار هر که در این دام رفت
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
***
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
مـی فروشــی گـفت کـالایم مــی اسـت
رونــق بــازار مــن سـاز و نــی اســت
مـن خـمیـنــی دوســت می دارم کــه او
هم خم است و هم می است و هم نی اسـت
مقام معظم رهبری
هركس بد ما به خلق گوید ما چهره از او نمی خراشیم
***
ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم
ابیات زیر یکی از زیباترین شهرهایست که شنیده ام !! واقعا جای تامل داره!!
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضــها که در گــلو رسـوب شد نیامدی
خـلیل آتـشیـن سخن، تبر به دوش بت شکن
خـدای ما دوباره سنـگ و چـوب شـد نیامدی
بـرای ما که خـسته ایم و دل شـکسته ایم نه
ولـی بـرای عـده ای چـه خـوب شـد نیامدی
تــمام طـول هـفته را به انـتـظار جـمـعه ام
دوبـاره صـبح، ظـهر نـه غـروب شـد نیامدی
یاران به « بسم الله » گفتن رد شدند از آب
من ختم قرآن کردم و درگیر مردابم ...
تو خدمت ، رو میز کادری ها ، قاب رو دیوار و در و دیوارهای برجک ها این شعر رو زیاد میدیدم
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
***
دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور