۳۱/شهریور/۹۲, ۱۱:۳۸
بنام خدا
سلام دوستان جای شعر زیبای یاس سپید بین این اشعار زیبا خالی بود آنرا برایتان مینویسم
عشق من !پاییز امد مثل یار
بازهم ما باز ماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما
گل دمید وخون نجوشیدیم ما
باید ازفقدان گل خون جوش بود
درفراق یاس مشکی پوش بود
یاس بوی مهربانی میدهد
عطر ایام جوانی میدهد
یاسها یاداور پروانه اند
یاسهاپیغمبران خانه اند
یاس مارا رو به پاکی می برد
رو به عشقی اشتراکی میبرد
یاس در هرجا نوید آشتی ست
یاس دامان سپید آشتی ست
در شبان ما که شد خورشید؟یاس
برلبان ما که میخندید ؟یاس
یاس یک شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یک سحر مهمان ماست
بعدروی صبح پرپر میشود
راهی شبهای دیگر میشود
یاس مثل عطر پاک نیت است
یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آئینه ها روکرده اند
یاس را پیغمبران بوکرده اند
یاس بوی حوض کوثر میدهد
عطر اخلاق پیمبر میدهد
حضرت زهرا (سلام الله علیها)دلش از یاس بود
قطره های اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا (سلام الله علیها)زیر ماه
میچکانید اشک حیدر را به چاه
عشق محزون علی (علیه السلام)یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است وبس
اشک میریزد علی(علیه السلام) مانند رود
برتن زهرا (سلام الله علیها)گل یاس کبود
گریه آری گریه چون ابرچمن
برکبود یاس وسرخ ونسترن
گریه کن حیدر که مقصد مشکل است
این جدایی از محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مشکل است
گریه کن زیرا که دخت افتاب
بی خبر باید بخوابد در تراب
این دل یاس است وروح یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین
گریه کن زیرا که کوثر خشک شد
زمزم از این ابر ابتر خشک شد
نیمه شب دزدانه باید درمغاک
ریخت برروی گل خورشید خاک
یاس خوشبوی محمد داغ دید
مدفن این ناله غیراز چاه چیست؟
جزتوکس از قبراو آگاه نیست
گریه برفرق عدالت کن که فاق
میشود اززهر شمشیرنفاق
گریه بر تشت حسن کن تاسحر
که پراست ازلخته خون جگر
گریه کن چون ابربارانی به چاه
برحسین تشنه لب در قتلگاه
خاندانت را به غارت می برند
دخترانت را اسارت میبرند
گریه بر بی دستی احساس کن
گریه بر طفلان بی عباس کن
باز کن حیدر توشط اشک را
تا نگیرد با خجالت مشک را
گریه کن بر ان یتیمانی که شام
با تو میخوردند در اشک مدام
گریه کن چون گریه ابر بهار
گریه کن برروی گلهای مزار
مثل نوزادانی که مادر مرده اند
مثل طفلانی که آتش خورده اند
گریه کن درزیر تابوت روان
گریه کن بر نسترنهای جوان
گریه کن زیرا که گلها دیده اند
یاسهای مهربان کوچیده اند
گریه کن زیرا که شبنم فانی است
هرگلی در معرض ویرانی است
ما سرخود را اسیری میبریم
ماجوانی را به پیری میبریم
زیر گورستانی از برگ رزان
من بهاری مرده دارم ای خزان
زخم ان گل در تن من چاک شد
آن بهار مرده در من خاک شد
ای بهار گریه بار ناامید
ای گل مایوس من یاس سپید
سلام دوستان جای شعر زیبای یاس سپید بین این اشعار زیبا خالی بود آنرا برایتان مینویسم
عشق من !پاییز امد مثل یار
بازهم ما باز ماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما
گل دمید وخون نجوشیدیم ما
باید ازفقدان گل خون جوش بود
درفراق یاس مشکی پوش بود
یاس بوی مهربانی میدهد
عطر ایام جوانی میدهد
یاسها یاداور پروانه اند
یاسهاپیغمبران خانه اند
یاس مارا رو به پاکی می برد
رو به عشقی اشتراکی میبرد
یاس در هرجا نوید آشتی ست
یاس دامان سپید آشتی ست
در شبان ما که شد خورشید؟یاس
برلبان ما که میخندید ؟یاس
یاس یک شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یک سحر مهمان ماست
بعدروی صبح پرپر میشود
راهی شبهای دیگر میشود
یاس مثل عطر پاک نیت است
یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آئینه ها روکرده اند
یاس را پیغمبران بوکرده اند
یاس بوی حوض کوثر میدهد
عطر اخلاق پیمبر میدهد
حضرت زهرا (سلام الله علیها)دلش از یاس بود
قطره های اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا (سلام الله علیها)زیر ماه
میچکانید اشک حیدر را به چاه
عشق محزون علی (علیه السلام)یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است وبس
اشک میریزد علی(علیه السلام) مانند رود
برتن زهرا (سلام الله علیها)گل یاس کبود
گریه آری گریه چون ابرچمن
برکبود یاس وسرخ ونسترن
گریه کن حیدر که مقصد مشکل است
این جدایی از محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مشکل است
گریه کن زیرا که دخت افتاب
بی خبر باید بخوابد در تراب
این دل یاس است وروح یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین
گریه کن زیرا که کوثر خشک شد
زمزم از این ابر ابتر خشک شد
نیمه شب دزدانه باید درمغاک
ریخت برروی گل خورشید خاک
یاس خوشبوی محمد داغ دید
مدفن این ناله غیراز چاه چیست؟
جزتوکس از قبراو آگاه نیست
گریه برفرق عدالت کن که فاق
میشود اززهر شمشیرنفاق
گریه بر تشت حسن کن تاسحر
که پراست ازلخته خون جگر
گریه کن چون ابربارانی به چاه
برحسین تشنه لب در قتلگاه
خاندانت را به غارت می برند
دخترانت را اسارت میبرند
گریه بر بی دستی احساس کن
گریه بر طفلان بی عباس کن
باز کن حیدر توشط اشک را
تا نگیرد با خجالت مشک را
گریه کن بر ان یتیمانی که شام
با تو میخوردند در اشک مدام
گریه کن چون گریه ابر بهار
گریه کن برروی گلهای مزار
مثل نوزادانی که مادر مرده اند
مثل طفلانی که آتش خورده اند
گریه کن درزیر تابوت روان
گریه کن بر نسترنهای جوان
گریه کن زیرا که گلها دیده اند
یاسهای مهربان کوچیده اند
گریه کن زیرا که شبنم فانی است
هرگلی در معرض ویرانی است
ما سرخود را اسیری میبریم
ماجوانی را به پیری میبریم
زیر گورستانی از برگ رزان
من بهاری مرده دارم ای خزان
زخم ان گل در تن من چاک شد
آن بهار مرده در من خاک شد
ای بهار گریه بار ناامید
ای گل مایوس من یاس سپید
![[تصویر: 1.jpg]](http://www.ghazaei.com/Andere/Ghadir/1.jpg)
تاپیک شـــــــــــعر