تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اشعاری که باید خواند ...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
سوال واقعا سختی هست
شعر 44 نفر را خواندم حتی یکی هم یکسان نبود
من هم این بیت را می نویسم هر چند که اشعار حافظ و مولوی و شهریار و سایر بزرگان همه بیت الغزل است
بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم
تقدیرمان چنین بود ،تا دل شکسته باشیم .....بر جای جای این خاک عهدی نبسته باشیم...
(منظور از خاک دنیاست)
خودمConfused
غیبت[/i][b]
بیخودی گفتند ما بسیار غیبت می کنیم
چون که فوقش هفته ای یک بار غیبت می کنیم
تازه آن هم تک و تعریف است غیبت نیست که
لحن ما جوری است که انگار غیبت می کنیم
صبح ها سر گرم کاریم و گرفتاری ،فقط
عصر ها در پارک یا بلوار غیبت می کنیم
چون که حتی لحظه ای بیکار ماندن خوب نیست
تا که فارغ می شویم از کار غیبت می کنیم
در محل ،با دیدن یک دوست یا همسایه ای
یک کمی هم ضمن این دیدار غیبت می کنیم
توی مهمانی و هر جمعی که وارد می شویم
چون کشش دارد، کمی کشدار غیبت می کنیم
چون درآنجا میوه ی و شیرینی و آجیل نیست
تا به ما بد نگذرد، ناچار غیبت می کنیم
غیبت ما حرفهایی پیش پا افتاده نیست
کاملا سنجیده و پر بار غیبت می کنیم
روبرو بسیار با هم خوب و خیلی هم مچیم
پشت سر یک کم مسلسل وار غیبت می کنیم
قصد ما از غیبت اصلا عیب جویی نیست که
بسکه دلسوزیم یک مقدار غیبت می کنیم
تا نپقد قلب یک بیمار از بی همدمی
هم صدا اطراف آن بیمارغیبت می کنیم
مافقط در سال، هر یک سی تریلیون ثانیه
طبق یک تحقیق و یک آمار غیبت می کنیم

غر می زنیم
صبح تا شب، مستمر غر می زنیم
ما اصولاً بیشتر غر می زنیم
******
طبق تحقیقات، حتی توی خواب
یا به پهلو یا دمر غر می زنیم
******
صبح بعد از پاشدن از خواب هم
ابتدا یک مختصر غر می زنیم
******
توی منزل هم اگر ممکن نشد
می رویم این دور و بر غر می زنیم
******
ظاهرا خوب است، حالی می دهد
علتش این است اگر غر می زنیم
******
هر کجا باشیم، در آپارتمان
یا که ویلا و کپرغر می زنیم
******
پشت رل در مرسدس بنزی قشنگ
یا که بر پالان خر غر می زنیم
******
گاه گاهی نم نمک یا زیر لب
گاه گاهی با تشر غر می زنیم
******
یا که خیلی بد ادا همراه با
پیچ و تابی در کمر غر می زنیم
******
گاه با کوبیدن یک لنگه کفش
یا دو دستی توی سر غر می زنیم
******
از کسی هر وقت دلخور می شویم
هفته ها کلی پکر غر می زنیم
******
وقت بیماری که محشر می شویم
بیشتر از سی نفر غر می زنیم
******
همسفر ها بیشتر تک می پرند
بسکه دائم در سفرغر می زنیم
******
بچه تا می گوید از بیرون برام
چیپس یا چیزی بخرغر می زنیم
******
توی شرکت از مدیر آزرده ایم
رو به این مشدی صفرغر می زنیم
******
یا که از دایی کیارش دلخوریم
هی به زندایی قمرغر می زنیم
******
وقت بر گشتن به منزل از سرِ
کوچه یا از پشت در غر می زنیم
******
چانه و این فکمان اوراق شد
بس که هی بر همدگر غر می زنیم
******

ما کما کان نیمی از این عمر را

بیخودی یا بی ثمر غر می زنیم



چه فرقی می کند
شخص صاحب منصبی در صحبتی می گفت که

آش جو با ماهی و میگو چه فرقی می کند

چون که راحت می توان با لقمه نانی سیر شد

بربری با شنسل تیهو چه فرقی می کند

پای مرغی را اگر در سفره دیدی شاد باش

هی نگو جاهای دیگه ش کو چه فرقی می کند

میوه با هر شکل و هر طعمی که دارد میوه است

یک خیار گنده با هولو چه فرقی می کند

چون خرید موز و آناناس و کیوی مشکل است

حال کن با شلغم و کاهو چه فرقی می کند

ذرت بوداده چیزی کمتر از آجیل نیست

مزه اش با پسته یا گردو چه فرقی می کند

زندگی را سخت سخت می گیری چرا ای نازنین

زیر پایت فرش یا زیلو چه فرقی می کند

چون به هر شکلی ترا تا مقصدت خواهد رساند
"
بنز" با خر ، "پورشه" با یا بو چه فرقی می کند

هرکه بامش بیش، خرج ایزوگامش بیشتر

خانه ات یک کاخ یا پستو چه فرقی می کند

گردشی در ساحل دریا و رودی با صفا

یا نشستن بر لب یک جو چه فرقی می کند

از قضا این شخص از پست ریاست عزل شد

آن که می گفت آش با میگو چه فرقی می کند

از غم هجران میزش رفت ودرجا سکته کرد

گفتم ای شیرین عسل، کندو چه فرقی می کند

بیست سالی می شود این میز ومنصب دست توست

مدتی هم دست این یا او چه فرقی می کند

سال ها شام و ناهارت مرغ یا ماهیچه بود

مدتی هم میل کن کوکو چه فرقی می کند
(۶/مرداد/۹۲ ۲۱:۵۶)مهدی 313 نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمن الرحیم

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به اسمان رود و کار افتاب کند


یاد این بیت از حافظ افتادم:

ای عاشقان روی تو از ذره بیشتر ،
من کِی رسم بوصل تو کز ذره کمترم...
شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار / مهربانی کی سرآمد؟شهریاران را چه شد؟
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
عطر صد خاطره پیچید
یاد صد خاطره خندید

یادم آمد که شبی با از تو آن کوچه گذشتم..
وای از دل دیوانه ام ، این دشمن هم خانه ام
زین پس درون خانه ام یا جای من یا جای دل


به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند ... که تو در برون چه کردی که درون کعبه آیی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این شعر رو خانم مژده عباسلو در محضر رهبری خوندند


[b]کتاب قصه پر از شرح بی وفایی اوست
اگر چه او همه ی عمر فکر ما شدن است
قرار نیست معمای ساده ای باشد
کمی شبیه شما و کمی شبیه من است
کسی که کار جهان لنگ می زند بی او
فرشته نیست حور نیست پری نیست زن است
پیکر تراش پیرم و با تیشه امید.........یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام
اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد........در پیش پای خویش، به خاکم فکنده ای
یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند.....بینند سایه ها که تو را هم شکسته ام...


یه جورایی این بیت برام یه تلنگریه برای وابستگی هایی که تو این دنیا دارم...
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
آدرس های مرجع