شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام
جانا بهشت صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامتناسب جهنم است
سعدی
گفتم شبی به مهدی ازتونگاه خواهم گفتاکه من هم ازتوترک گناه خواهم



آل نبی چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند
محتشم کاشانی
مکن ز غصه شکایت، که در طریق طلب
به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید...
بزرگی داد یک درهم گدا را
که هنگام دعا یاد آر ما را
یکی خندید و گفت این درهم خرد
نمی ارزد چنین بیع و شرارا
چه دادی جز یکی درهم که خواهی
بهشت و نعمت ارض و سماء را
کی رفتهای زدل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد-دلا دیوانه شو یک دم که انهم عالمی داد.....
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد...
حاجب یقین محاسبه ی حشر با علیست
شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن...
سلام
من این بیت شعر رو خیلی دوست دارم...(بخصوص مصرع دوم)
گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی
گفتا که نیک بنگر، شــــــــاید رسیده باشی...