شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود، زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است..
ای آنکه طلبکار خدائی، به خودآ / از خود بطلب، کز تو، خدا نیست جدا
اول به خودآ، چون به خودآئی، به خدا / اقرار نمایی، به خدائی خدا . . .
با یاد حق
نمی تونم بگم قشنگ ترین! ولی این جز شعر هایی هست که دوست دارم!
شنیده ام سخنی که پیر کنعان گفت/ فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت
یاالله
به نام خدا
سلام علیکم
به دریا می زنم شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر
من از روزی که دل بستم به چشمان تو می دیدم
که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر
به هر كس دل ببندم بعد از این خود نیز میدانم
به جز اندوه دل كندن ندارد حاصلی دیگر
من از آغاز درخاکم نمی از عشق می بینم
مرا می ساختند ای کاش از آب وگلی دیگر
طوافم لحظه ی دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فكر دور باطلی دیگر
به دنبال كسی جا مانده از پرواز میگردم
مگر بیدار سازد غافلی را غافلی دیگر!
فی امان الله
به منکر علی(علیه السلام) بگو نماز خود قضا کند
نماز بی ولای او عبادتیست بی وضو...
به نام خدا
سلام
من خیلی این شعرودوست داشتم
همه هست آرزویم که ببینم ازتورویی
چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی....
یاحق
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور خاطر اگر هست در شکیبایی است
دلی که صبر ندارد، مدام در سفر است...
دی شیخ با چراغی همی گشت گرد شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
چند بیت قبل: زین همراهان سست عناصر دلم گرفت / شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
روز چو شمعي به شب زود رو و سرفراز / شب چو چراغي به روز،كاسته و نيم تاب
این شعر از نظر ارایه های ادبی فوق العاده است در حای که اگر شب و روز بخواد به شمع و چراغ تشبیه بشه باید روز به چراغ و شب به شمع تشبیه بشه و شاعر با هنرمندی خواصی برعکس شب رو به چراغ و روز رو به شمع تشبیه کرده
مرگا به من که با پر طاووس عالمی......یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم