تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سال جدید،با همسر یا بی همسر؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
(۴/فروردین/۹۳ ۲۲:۳۵)رضوانه نوشته است: [ -> ]آقای پرستیژ شما حقیقتا انسان صادقی هستید
ازتون ممنونم که صادقانه جواب دادید

خب حالا من یه موردی رو بهتون بگم
شما یک درصد این احتمال هم بدید که اگر الان ازدواج کنید اون ازدواج به صلاحتون نیست....
یک درصد قسمت هم در نظر بگیرید...

خواهش می کنم.Blush

فلاح و رستگاری رو خدا برای آدمی رقم میزنه ، از کجا معلوم بعد ده سال بنده ازدواج کردم به صلاحم بود؟؟!Huh توکل باید کرد و تلاش.

من سال بعد ازدواج می کنم ، در قدم اول اون دنیا روسیاه نباشم ، من کارم رو می کنم نتیجش با خدا ، خدا گفته ازدواج کن بقیش با من... شاید بگید پول کار ماشین و ... خب خلاصه یک نفر روی این کره ی خاکی پیدا میشه که با ما کنار بیادSmile دختر هم پیدا نشد ، باز هم پیش خدا روسیاه نیستم ، من قدم گذاشتم تو این راه و رفتم دنبالش ، اما قسمت نشد.
من یه نکته جالبی بهتون بگم ...توصیه میکنم حتما بخونید :
شاید خیلی زیر پوستی به این موضوعات ربط داشته باشه Smile

یکیاز اقوام نزدیکمن
18ساله که بود یه خواستگاری واسش اومده بود که بعدها همین فامیلمون بهمگفت که به اون آقا علاقه مند بوده اما به خاطر شهری که اون فرد زندگی میکرد و اهل اونجا بود ودیدگاهی که اطرافیان این فامیلمون به اون شهر وآدماش داشتن و مسخرش میکردن بهش جواب رد داده
2 سال قبل این فامیلمون دقیقا با همون فرد که 10 سال قبل از اون خواستگاریش اومده بود ازدواج کرد( یه بار دیگه اومد خواستگاریش )
و الان خیلی خوشبختن ولی تو اون 10 سال چقدر این فامیلمن سختیکشید سره قضیه ازدواجنکردنش خدا میدونه
و ایضا همون آقا چقدر شکنجه شده تو این مدت !
اینکه بیشتر خواستم هشدار بدم که مواظب باشیم گاهی اوقات به خاطر تفکر غلط خودمون خوشبختیمون رو به عقب نندازیم
نقل قول:
السا من گفتم رنج بین ۲۰ تا ۲۵

تو صاف دست گذاشتی روی ۲۵؟؟؟؟!

بعد هم بهترین سن برای زایمان زیر ۲۵ ساله

و هر چقدر هم یه خانم توان زایمان داشته باشه

میتونه سه تا بچه رو نهایتا قبل از سی سالگی به دنیا بیاره

دیگه نمیتونه که زیر ۲۵ سالگی!

یه خرده واقعی نگاه کنیم

....

خیلی واقعی ب قضیه نگاه کردم ....
یکم ب دور و برت نگاه کن دوستم!
تازه این 25 سال ک من گفتم، خوبش بود!

خب 25 سال دختر رو قبول نداری، نظرت درباره 30 ساله بودن پسر چیه ؟؟ این الگوریتم زندگی طبیعیه ک ی پسر طی می کنه

شما گفتی ک :
نقل قول:
روند طبیعی زندگیتون رو طی کنید....هم به موقعش درستونو میخونید هم کار پیدا میکنید و هم ازدواج میکنید...

من هم براتون ی حساب و کتاب کوچولو کردم دیگه ، اون هم خیلی خوش بینانه ... Cool

موفق کسیه ک بتونه خودش رو از این الگوریتمی ک عرف جامعه مون تعریف می کنه، بکشه بیرون
________________________________________________________________________________________

نقل قول:
در کنار هم ، هم کار می کنید، هم ازدواح می کنید و هم درستونو می خونید

از این جمله من، اشتباه برداشت نکنید هاا!
منظورم اینه ک میشه همه ش رو با هم داشت .... باید مدیریت داشت تا بشه ب همه ش رسید ..... --> دیدم ک میگم هااا!

پ.ن : دوستان ب ادامه بحثتون برسید ببینم کسی می تونه نظر کسی رو عوض کنه یا نه!
انصافا اگه کسی نظرش عوض شد، بگه ...
(۴/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۴)رضوانه نوشته است: [ -> ]خب حالا من یه موردی رو بهتون بگم
شما یک درصد این احتمال هم بدید که اگر الان ازدواج کنید اون ازدواج به صلاحتون نیست....
یک درصد قسمت هم در نظر بگیرید...


من بر خلاف آقا میلاد میگم پایداری تا آخر تا مرگ / تا زمانی که مورد مناسب پیدا بشه.

الان کار می کنم ، بهبود شرایطم باعث میشه که بتونم انتخاب های مناسب تری داشته باشم و اگه از کسی خوشم اومد درصد موفقیتم تو رسیدن به بالاترین حد باشه.Blush

(۴/فروردین/۹۳ ۲۳:۰۹)boghz نوشته است: [ -> ]و الان خیلی خوشبختن ولی تو اون 10 سال چقدر این فامیلمن سختیکشید سره قضیه ازدواجنکردنش خدا میدونه
و ایضا همون آقا چقدر شکنجه شده تو این مدت !
اینکه بیشتر خواستم هشدار بدم که مواظب باشیم گاهی اوقات به خاطر تفکر غلط خودمون خوشبختیمون رو به عقب نندازیم



ایولRose
(۴/فروردین/۹۳ ۲۳:۵۶)سدرة المنتهی نوشته است: [ -> ]الان کار می کنم ، بهبود شرایطم باعث میشه که بتونم انتخاب های مناسب تری داشته باشم و اگه از کسی خوشم اومد درصد موفقیتم تو رسیدن به بالاترین حد باشه.Blush

هرچی فکر کردم چی بنویسم، هیچی بهتر از این بحث به ذهنم نرسید: (بادقت بخونید)

here [تصویر: cool.png]

اشتغال و اقتصاد: متأسفانه الان شاخص هاي اقتصادي از طرف خانواده پدر و مادر اشتباه است. مردي را براي ازدواج مناسب مي دانند که از امکانات خوبي برخوردار باشند. دختر هم که تحت تأثير اين تفکرات است، شاخص اساسي اش اين است که اين آقا چه دارد؟ حتي خود مرد بخاطر ترس از عدم تأمين معيشت زندگي، از ازدواج ابا مي کند.

مرد، شکوه و عزتش را در قدرت تأمين کنندگي خود مي بيند. تا اينجا خوب است. اما مشکل اينست که مردم، تأمين کنندگي را فقط در بخش اقتصاد مي دانند. درحاليکه يکي از ابرازهاي اصلي مرد و نياز هاي جدي زن، تأمين کنندگي عاطفي مرد است. بيشترين حوزه سنّي مرد براي عرضه عاطفه، 20-21 سال تا 26-27 سال است. از آن به بعد، عاطفه، ديگر اولويت اول نيست. امور ديگر زندگي اولويت پيدا مي کند. و عاطفه نقش کمتري ايفا مي کند.

*** اگر موارد پایین را خانم بداند، ديگر خيلي معطل براي يک مرد با قابليت هاي تأمين کننده اقتصادي کاملش نيست. و به اندازه هاي حد اقلي کفايت مي کند. و مرد هم ترسش را از انجام زوجيت از بين مي برد و منتظر نمي ماند تا امکاناتش کامل شود:

الف) سقوط عاطفه: در مرد از بالاي 27 آغاز مي شود و وقتي از 30 عبور کرد، خيلي جدي مي شود. ديگر بحث، سر امور ديگر همچون خانه، غذا، مهريه و... است. بالاي سن 50-60 سال، فقط بحث امورات ديگر است. بدون هيچ عاطفه اي. (توضیح خودم: البته استثنائاتي هم ممکن است داشته باشد...)

ب) ذهنيت مادي: کسي که وارد امور اقتصادي شد، وارد سود و زيان شد، ذهنيتش مادي مي شود. کسيکه رفته است و با تأخير آمده براي ازدواج تا درآمدي را کسب کند، حالا آمده تشکيل زندگي بدهد. خب بجاي همسر ديدن و احساسات فکر مي کند ما در اين زوجيت سود کرديم يا ضرر؟؟؟ نگاه صرف اقتصادي دارد.
(مثال: احساس مي کنم سرم کلاه رفت. خريد اونها شد 800000 و خريد من شد 1200000 . وقتي هزينه اي براي زن مي کند، آن را به رخ او مي کشد: برات پيراهني که خريدم... يه مسافرت حضرت عالي اينقدر خرج ورداشت و...)

ج) خستگي رواني:
چون بدست آوردن امکان اقتصادي، هزينه روحي رواني زياده دارد، اينها از نظر تحمل ها و قابليتهاي رواني ضعيف اند و زود واکنش نشان مي دهند...

د) غايب بودن زن: مرد قبل ازدواج خيلي براي تأمين اقتصادي، تلاش کرد. حالا زن زمان آسايش و راحتي وارد زندگي مرد شد. خب او فقط از راه رسيد و خواست بخورد. اين، حس بدي در مردش ايجاد مي کند. در اولين برخوردها حس مرد را آزرده مي کند. مي گويد من جمع کردم و او مي خورد. مي گويد اينقدر به او دادم و چند قورت و نيمش هم باقيست. انتظار مرد بالا مي رود. درحاليکه مرد و زن از همان ابتدا باهم، در شرايط سبک و ساده اي زندگي را شروع کردند. مستأجر بودند، ماشين لباسشويي نداشتند و با تلاش همديگر، وضع خوبي پيدا مي کنند، وقتي صاحب چيزي مي شوند، احساس لذت مي کنند. پس اينکه زن بخواهد مرد با شرايط کامل بيايد، نتنها به نفع زن نيست، بلکه عليه او و به ضرر او است.

البته اينطور نيست که اصلا نبايد به اندازه هاي اقتصادي مرد توجه نکرد.

*** براي اينکه بتوان ترسيم درستي از کيفيت اقتصاد مرد آينده کرد، لازم است اين سه علامت در مرد باشد تا قابل بودنش براي تأسيس زندگي فهميده شود:

يک. در مسير تأمين باشد: چون تأمين از اساسي ترين کارهاي مرد است، سير اين مرد طوري است که امکان دستيابي به فرصتهاي معيشتي را دارد. توانايي تأمين اقتصادي دارد. مهم اين است که مرد در مسير تأمين باشد.
(مثل خيلي از دانشجوياني که مي گويند من الان هيچي ندارم. ولي خب بالقوه توانايي تأمين معيشت را دارند. و مي توانند بعد از فارغ شدن، شاغل شوند. / سربازي که 4 ماه از سربازي اش مانده. هيچ پولي ندارد. ولي تراشکاري بلد است. برود کار کند، ماهي 300000 مي گيرد در ابتدا. خب برود ازدواج کند.)
نه مثل بعضي ها که درخانواده متمکن فقط مصرف کردند و اصلا به فکر تأمين نبودند. آنها آماده نيستند.

دو. همّت اشتغال داشته باشد.

سه. پشتيباني خانواده پسر و دختر: ممکن است بگويند تا او بيايد شاغل شود و به جايي برسد، و بتواند من را تأمين کند، خب من نيازهايي دارم. منتظر بمانم تا او به آن قابليت برسد؟ 10 سال صبر کنم و سختي بکشم تا او برسد؟ در اينجا، پشتيباني و حمايت خانواده لازم است. نه اينکه تمام امکانات را آماده کند. حامي باشد.

here Cool
دیگه ببخشید مجبورم وارد بحث بشم.
خطاب به رضوانه خانم

رضوانه جان تا به حال تو گرمای تابستون تو ماه رمضان زیر افتاب داغ شیشه های اب معدنی خنک رو داخل یخچال های شیشه ای دیدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا گفت حرام نخور ... اون مومن روزه دار هم میگه قربه الی الله چشم
حالا وقتی خدا میگه برات حلال کردم اما از راهش (حالا نه تنها حلال میگه صفر کیلومترت میکنم. پاکت میکنم ... میگه از لای انگشتاتون تمام گناه های عالم رو میریزم به پیامبرش میگه بگو سنت منه ... میگه نیم دینت رو کامل میکنم ) این همه حرف یعنی چی؟؟؟ یعنی برو ، بشتاب ، اگه تشنت بود تاخیر ننداز .حالا به نظرت عاقلانست اون جوون تشنه مومن بگه خدایا اره تشنمه اما اب نمیخوام نمیخوام ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

عـــــــــــــــــــــــــــــاقلانست؟؟؟؟؟

حرفای شما خیلی عاقلانه و خوب به نظر میومد تو نگاه اول که روال عادی زندگی رو طی کنید و همه چیز گل و بل بله و بعد حسرت دوران مجردی رو میخورید و ...

اما حقیقت زندگی این طور پیش نمیره.مخصوصا اقایون اگه خودشون رو بخوان به بی خیالی و عجله نداشتن بزنن ازدواجشون میره برا بالای 35 سال .
شما فکر میکنین اونایی که تو سن بالا ازدواج میکنن برا چیه؟ هی خواستن تمام شرایط جور شه هی نشد . گذشت و گذشت یه چشم باز کردن دیدن موهای سرشون دیگه داره سفید میشه.
الان اون اقایی که تو سن 30 سالگی داره ازدواج میکنه خیلی بهش خوش گذشت؟؟؟ شما مطمئنید؟
لذت بخش ترین حلال خدا مگه غیر از ازدواجه؟
ارامش بخش ترین کانون برا انسان مگر غیر از همنشینی با همسرشه؟
خب حالا اینکه اون جوون تو سن سی سالگی به این موهبت ها رسیده یعنی مجردیش خیلی بهش خوش گدشته؟
یا نه باید بشینه حسرت بخوره که چرا دیر رسیده...

مشکلات اقتصادی و شغل و ... همیشه هست .یه موقع حرف دانشگاهه یه وقت حرف سربازیه یه بار حرف پیدا کردن شغله ... بعدا احتمالا حرف استخدامه . بعد خونه داشتن و... هیچی دیگه چند متر زمین به نیابت از قبر بخره بعد حالا میره زن هم میگیره.


اون اقا پسرایی که تازه از سن 20 سالگی شروع میکنن به زن زن کردن تازه 25 سالگی خودشون رو رو صندلی دامادی میبینن. وای به حال اونی که بگه حالا زوده...

اون اقایی که گویا تو رشته پزشکی در حال تحصیل هستن الانشون با هفت سال دیگشون فرق اشکاری نه تنها نداره بلکه ممکنه براشون سخت تر هم بشه. پس چه بهتره که الان اقدام کنن. البته با کمی موقعیت سنجی.
ازدواج با دختری که تو شرایط خودشونه و بتونن مدت طولانی تری رو تو دوران نامزدی (عقد)بمونن نه یه دختری که همه منتظرن کی میره خونه شوهر...
بیاین ببنید بیمارستان ها رو . باور نمیکنید اصلا پره از رزیدنت ها و پزشکهای سن دار (بالای 35 ) که اکثرا مجردن ...
حالا این رشته ایه که از نطر من برا همشون واجبه که همون ترم اول متاهل بشن.

....................................................................................................​......................................
بعد اصلا فکر کنید همین تجرد ها چه بلایی داره به سر جامعه میاره... نسبت ها بهم میخوره ...
سن ازدواج که بره بالا رابطه مستقیم داره با بد حجابی (قبول ندارید؟ براتون اثبات کنم؟)
از طرفی با بالا رفتن سن ازدواج مشکلات جمعیتی پیش میاد ...
فقط یه بار برید بیمارستان ها و مطب دکتر زنان ... واقعا فکر میکنین 20 سال پیش هم اینقدر امار نا باروری و نازایی زن ها زیاد بوده؟

دلتون خوشه به درمان هایی که امروزه رایجتره؟

کسی که کوچکترین مشکل رو هم داره مگه با تکنولوژی ها و درمان های امروزی حاضره چند تا بچه به دنیا بیاره ؟خودش رو بکشه یه دونه.

الان دختران جوان جامعه مشکلات فراوان بارداری رو دارن ... حالا شما انتظار دارین دیر ازدواج کنن و تا سر پیری بارور بشن؟؟؟

اونم با این تغذیه های مصنوعی ... با این همه تشعشعاتی که هر روز باهاش مواجهیم...
(۴/فروردین/۹۳ ۲۳:۵۰)السا نوشته است: [ -> ]خیلی واقعی ب قضیه نگاه کردم ....
یکم ب دور و برت نگاه کن دوستم!
تازه این 25 سال ک من گفتم، خوبش بود!

خب 25 سال دختر رو قبول نداری، نظرت درباره 30 ساله بودن پسر چیه ؟؟ این الگوریتم زندگی طبیعیه ک ی پسر طی می کنه

شما گفتی ک :

من هم براتون ی حساب و کتاب کوچولو کردم دیگه ، اون هم خیلی خوش بینانه ...

موفق کسیه ک بتونه خودش رو از این الگوریتمی ک عرف جامعه مون تعریف می کنه، بکشه بیرون
________________________________________________________________________________________


از این جمله من، اشتباه برداشت نکنید هاا!
منظورم اینه ک میشه همه ش رو با هم داشت .... باید مدیریت داشت تا بشه ب همه ش رسید ..... --> دیدم ک میگم هااا!

پ.ن : دوستان ب ادامه بحثتون برسید ببینم کسی می تونه نظر کسی رو عوض کنه یا نه!
انصافا اگه کسی نظرش عوض شد، بگه ...


خب حالا بذار من حساب کنم!
یه آقا یا خانم نهایتا تا ۲۲سالگی لیسانسشو میگیره...اگر آقا باشه باید بره سربازی احتمالا...
تا ۲۴
و بعد از سربازی
بره سراغ کار و اگر واقعا تلاش کنه نهایتا تا تا ۲۵ یا ۲۶سالگی کارش هم جور میشه
خونه و ماشین زمین هم اصلا در نظر نگیریم بازم میتونه در سن ۲۵ سالگی ازدواج کنه( برای آقایون)
اون خانومه هم کار براش واجب نیست که چون خانمه و میتونه همون بعد از لیسانس یعنی ۲۲ یا ۲۳ ازدواج کنه
خب جمله ناب سال 93 هم کشف شد...میتونید بزنید رو سر در تالار ...



غايب بودن زن:
مرد قبل ازدواج خيلي براي تأمين اقتصادي، تلاش کرد. حالا زن زمان آسايش و راحتي وارد زندگي مرد شد. خب او فقط از راه رسيد و خواست بخورد. اين، حس بدي در مردش ايجاد مي کند. در اولين برخوردها حس مرد را آزرده مي کند. مي گويد من جمع کردم و او مي خورد. مي گويد اينقدر به او دادم و چند قورت و نيمش هم باقيست. انتظار مرد بالا مي رود. درحاليکه مرد و زن از همان ابتدا باهم، در شرايط سبک و ساده اي زندگي را شروع کردند. مستأجر بودند، ماشين لباسشويي نداشتند و با تلاش همديگر، وضع خوبي پيدا مي کنند، وقتي صاحب چيزي مي شوند، احساس لذت مي کنند. پس اينکه زن بخواهد مرد با شرايط کامل بيايد، نتنها به نفع زن نيست، بلکه عليه او و به ضرر او است.
(۵/فروردین/۹۳ ۰:۱۵)غریب نوشته است: [ -> ]خب جمله ناب سال 93 هم کشف شد...میتونید بزنید رو سر در تالار ...



غايب بودن زن:
مرد قبل ازدواج خيلي براي تأمين اقتصادي، تلاش کرد. حالا زن زمان آسايش و راحتي وارد زندگي مرد شد. خب او فقط از راه رسيد و خواست بخورد. اين، حس بدي در مردش ايجاد مي کند. در اولين برخوردها حس مرد را آزرده مي کند. مي گويد من جمع کردم و او مي خورد. مي گويد اينقدر به او دادم و چند قورت و نيمش هم باقيست. انتظار مرد بالا مي رود. درحاليکه مرد و زن از همان ابتدا باهم، در شرايط سبک و ساده اي زندگي را شروع کردند. مستأجر بودند، ماشين لباسشويي نداشتند و با تلاش همديگر، وضع خوبي پيدا مي کنند، وقتي صاحب چيزي مي شوند، احساس لذت مي کنند. پس اينکه زن بخواهد مرد با شرايط کامل بيايد، نتنها به نفع زن نيست، بلکه عليه او و به ضرر او است.

Confused
Dodgy
مشکل تو این دیدگاه هست؟
البته من خودم هنوز واردش نشدم که ببینم چنین چیزی میشه یا نه.
ولی دور از ذهن بنظر نمیرسه.
برادر من هم وقتی سربازیشو رفت و کارش درست شد تقریبا ۲۵ سالگی زن گرفت
اصلا تصورش این نبود که آره دیگه الان این زنه اومده فقط بخوره و بخوابه!
چون زن داداشم هم حقیقتا انسان بزرگواریه و همیشه یار و همراهش بوده...
یعنی واقعا آقایون همچین برداشتی میکنن؟؟؟!
واقعا آره؟
حقیقت داره؟؟!( با صدای مجری پارک ملت!)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
آدرس های مرجع