تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سال جدید،با همسر یا بی همسر؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
نقل قول:میشه جناب reza2035 .منتها نه با اعصاب سونامی زده . خونه و سرمایه رو مگه کی داره که شما میخواهید داشته باشید؟
برید سراغ دختری که کار و مدرک براش ارزش نباشه.منتها راست بگه .دغدغش خانواده و زندگی کردن باشه.نه اینکه اگه 2 اینچ چاق شد بشینه گریه کنه .زن زندگی باشه.صاحبخونه اومد دم در ، شب دعوا سر پول نداشته باشید.
مرد اهل کار باشه و زن بساز و واقعا همدیگر رو بخوان میشه به این زندگی مزخرف و این دنیای چرت و پرت امید داشت.خدا هم این وسط اصل کاره . منتها کی هست بفهمه این مطلب رو .
مطمئن باشید امسال همچین دختری رو خدا براتون پیدا کرده،منتظره شما هم پیداش کنید.اینقدر هم جلوی خدا مظلوم نمایی نکنید.خوبیت نداره.خداست مثلا.

بله چشم ! ممنون از راهنمایی هاتون .
الان ک نظرات رو خوندم واقعا برام عجیب بود
همت دخترا واسه کار بیشتره
یعنی دخترا واسه کار ایده بیشتری دارن
پسرا همش میگن نمیشه
این همه ماشالا پسر خوب و باهوش اینجا هست
چندتا چندتا با هم یه کاری راه بندازین
کلید اسرار : قسمت 4

نکته کلیدی: تو تمام این مراحل، همش توکل به خدا و توسل به امام رضا (علیه السلام) میکرد... و میگفت که من بخاطر به گناه نیفتادن رفتم جلو. پس کمکم کنید. (و من یتّق الله یجعل له مخرجا...)

رفیقم سال اول دانشگاه 19 سالش بود.
کسی بود که 180 درجه تغییر کرد.
اومد دانشگاه رضوی.
خب تحملش کم بود. ولی تقواش زیاد بود.
گفت نمیخوام گناه کنم.
به مادرش گفت. حدود چند ماه طول کشید فقط مادرش راضی بشه. و شد.
رفتند خواستگاری یه هم محله ایش.
و خدا رو شکر همه چی درست شد.
یه عقد و عروسی مختصری انجام دادن.
بعد بحث دوری پیش اومد.
رفیقم مشهد و خانومش بابل.
رفت دنبال خونه.
اولش نا امید شد.
گفت: حالا این آخرین بنگاه رو هم میرم ببینم چی میشه.
خدا رو شکر یه خونه با دو تا اتاق پیدا شد.
یک ربع با حرم فاصله.
فکر میکنید چقدر؟
500/000 تومن پیش پول و 200/000 تومن اجاره ماهیانه !!!
خیلی عجیب بود حیقتا.
بعدش هم یه خونه گیر اومد 1/000/000 پیش ، 200/000 اجاره.
تو این وضعیت مشهد، اینها معجزه هست.
درآمدش فقط شهریه طلبگیه که حدود 500/000 میشه.
الان هم میگه معمولا هر ماه حدود 40/000 تومن اضاف میارم.

خیلی نکته داشتاااااااااااااااااا !!!
نقل قول: خیلی نکته داشتاااااااااااااااااا !!!

اینو گوش کن , چند قدم از کلید اسرار هم اونورتره !

http://s5.picofile.com/file/8115371026/AVSEQ04.mp3.html

ولی هیچ وقت دلتون رو به این چیزا خوش نکنید
(۵/فروردین/۹۳ ۱۴:۵۶)nina نوشته است: [ -> ]الان ک نظرات رو خوندم واقعا برام عجیب بود
همت دخترا واسه کار بیشتره
یعنی دخترا واسه کار ایده بیشتری دارن
پسرا همش میگن نمیشه
این همه ماشالا پسر خوب و باهوش اینجا هست
چندتا چندتا با هم یه کاری راه بندازین


من که قبلا هم گفتم خواهر محترم،با کارهایی مثل کارگری و کشاورزی و ... اصلا مشکلی ندارم و کسر شان هم نمیدونم و انتظار کار پشت میز هم اصلا ندارم ولی کسی از خانم ها این چیزا رو قبول نمیکنن و کسر شان میدونن ...
حالا یه مدت بعد اقا رضا میاد کلید اسرار خودشو تعریف میکنه
این خط این نشون
اقا فرشید هست اما پیدا کردنش سخته
همین الان از دخترای تالار بپرسید واقعا شوهر ادم کشاورز باشه کسر شانه
من و همسرم اگه میشد حتما میرفتیم تو یه روستا و کشاورزی میکردیم
اتفاقا بهترین شغل دامپروری و کشاورزیه
دخترا اون طور ک شماها فکر میکنید نیستن
(۵/فروردین/۹۳ ۱۵:۲۵)Reza2035 نوشته است: [ -> ]اینو گوش کن , چند قدم از کلید اسرار هم اونورتره !

http://s5.picofile.com/file/8115371026/AVSEQ04.mp3.html

ولی هیچ وقت دلتون رو به این چیزا خوش نکنید

این جور داستان های کلید اسراری به قول دوستان،خیلی نادر هستش.به قول آقا رضا اصلا و ابدا نباید به این مسائل دل خوش کرد.

حقیقت امروز جامعه ی ما چیز دیگه ایه.مقصر اصلی هم خود مردم هستن و نه مسولین.وقتی انتظار ها به قدری بالاست که فرد نمیتونه پاسخ بده همین مشکلات هم پیش میاد.

خانواده ها هم که یکی از مشکلات هستن به خصوص خانواده ی خانم ها که البته تا حدی حق دارن ولی به قدری اوضاع گره خورده که نمیشه یک نفر رو مقصر اصلی قلمداد کرد.

انتظار امروز اکثر خانواده ی دختران جامعه ی ما و دختران جامعه ی ما اینه :

یک پسری که کارشناسی ارشد داشته باشه (اگر مهندسی و پزشکی باشه که خیلی بهتر) + کار مناسب + تامین مسکن + ماشین

و این ها انتظارات پیش فرض خیلی از خونواده هاست و ممکنه نهایتا از گزینه ی مسکن کمی کوتاه بیان ولی واقعا برآورده کردن این انتظارات بسیاز طاقت فرسا هستش برای یک جوون.الان خیلی از خانواده هایی که در اون مرد چهل پنجاه ساله هستش خونه های اجاره ای مینشینن...
(۵/فروردین/۹۳ ۱۵:۲۵)Reza2035 نوشته است: [ -> ]ولی هیچ وقت دلتون رو به این چیزا خوش نکنید

(۵/فروردین/۹۳ ۱۵:۵۷)farshid2002002 نوشته است: [ -> ]این جور داستان های کلید اسراری به قول دوستان،خیلی نادر هستش.به قول آقا رضا اصلا و ابدا نباید به این مسائل دل خوش کرد.

حقیقت امروز جامعه ی ما چیز دیگه ایه.مقصر اصلی هم خود مردم هستن و نه مسولین.وقتی انتظار ها به قدری بالاست که فرد نمیتونه پاسخ بده همین مشکلات هم پیش میاد.


بعضی چیزها باید براتون یقین قلبی بشه.
نه اینکه بخواید زورکی قبول کنید.
امیدوارم اینطور بشه...
یه فایل ووردی ایجاد کردم و اتفاقاتی رو که بیشتر حمایت و توجه مستقیم خدا رو تو اون جریانات حس کردم، نوشتم تا یادم بمونه یه چیزهایی...
(۵/فروردین/۹۳ ۱۵:۳۷)nina نوشته است: [ -> ]همین الان از دخترای تالار بپرسید واقعا شوهر ادم کشاورز باشه کسر شانه
من و همسرم اگه میشد حتما میرفتیم تو یه روستا و کشاورزی میکردیم
اتفاقا بهترین شغل دامپروری و کشاورزیه
دخترا اون طور ک شماها فکر میکنید نیستن


چی بگم والا؟؟!! ما جواب هایی رو که باید بشنویم در این زمینه ها شنیدیم ...

کشاورزی و کارگری و این جور چیزا رو باعث کسر شان و سرشکستگی و بی کلاسی میدونن ...
این که میفرمایید کشاورز شاید تو اولین نگاه یه ادم بی سواد سیاه با دستای خشن به ذهن بیاد که داره گله گوسفنداش رو با کتک راهی میکنه...

اتفاقا یه اقا پسری رو میشناسم از خانواده با سطح فرهنگی بالا که پدر و مادرشون هم تحصیل کرده اند.. این خونواده از دوستان خیلی خیلی قدیمی پدر و مادرم هستن جوری که قبل ازدواج هاشون مادرم با مادرشون دوست بوده . پدرمم هم با پدر ایشون همکار بوده .... یعنی قدمت دیرینه


اینا دوتا پسر داشتن که هر دو تو سن خیلی پایین ازدواج کردن. من تو یکی از سفر های دانشجوییم اتفاقی با عروس کوچک این ها اشنا شدم .

یه دختر بسیار خوب و البته بسیار زیبا و باز البته بسیار مومن و فهمیده از یه خونواده بسیار بسیار خوب .
که یقینا اون دختر با اون شرایط ازدواج های خیلی خوبی میتونسته داشته باشه. که تو سن پایین با یه پسر سن پایین دانشجو حاضر شد ازدواج کنه.
نحوه اشناییشون هم بسیار بسیار اتفاقی بوده . یعنی طوری نبود که اقا پسر مطمئن باشه که این دختر خانم حتما بهش جواب مثبت میده ... اما خوبی هاش رو دید و با واسطه پیش رفت.

حجاب این دختر خانم هم اون قدر سفت و سخته که حتی گوشه ای از چهرش رو هم یه نامحرم نمیتونه ببینه.
دلیلش هم زیبایی زیاد و خاصیه که خدا بهش عنایت کرده .


من وقتی از شغل همسرش پرسیدم خیلی جالب بود بچه ها خیلی با افتخار گفت که دامداری زده. اونم رو زمین روستایی که پدرش داشته . نه دامداری با مساحت ... فرض کنیدا... در حد چند تا گاو . همین.هزینه اوله اش هم با پولی بوده که از کادو عروسی جمع شده بوده.

همسرش هم یه اقای بسیار مومن هست که تو دانشگاهشون بسیار بسیار خوش نام و البته در زمینه های فرهنگی بسیار فعال هستن.

توی خونه (یا بهتره بگیم چند اتاقی) که پدرش براش فراهم کرده دارن زندگی میکنن. هر دو شون هم دانشجو یه رشته خوب تو دانشگاه دولتی هستن.

حالا چرا دختر خانم به اقا پسر جواب مثبت دادن.
هم کفو بودن خونوادگی که وجود داشت... اعتقادات خوب پسر ... خانواده مذهبی ... پسر خوب و مدهبی... ایمان به وعده های الهی...
چون اصلا دلیل خدا پسندی پیدا نکرد که جواب منفی بده به این پسر مومن

واقعا این از کوتاه فکری اقایونه که فکر میکنن اگر شرایط بهتری داشته باشن حتما همسر بهتری نصیبشون میشه...
یا اینکه فکر کنن اگه دختری با این شرایط به ما جواب بله داد حتما یه ایرادی تو کارشه که راضی شده...
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
آدرس های مرجع