۵/فروردین/۹۳, ۰:۲۸
۵/فروردین/۹۳, ۰:۲۹
(۵/فروردین/۹۳ ۰:۱۲)رضوانه نوشته است: [ -> ]خب حالا بذار من حساب کنم!مطمئنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد؟؟؟؟؟؟؟؟ نهایتا 22 سالگی؟؟؟
یه آقا یا خانم نهایتا تا ۲۲سالگی لیسانسشو میگیره...اگر آقا باشه باید بره سربازی احتمالا...
تا ۲۴
والا من بدون پشت کنکور موندن وارد دانشگاه شدم اما 22 سالگی لیسانسم رو نمیگیرم . دقیقا هم هشت ترمه تموم میکنم ...
اون حداقله که طرف 22 سالشه
برادرم هم بدون پشت کنکور بودن وارد دانشگاه شد و قبل فارغ التحصیلیش وارد کار شد و سربازیش هم معاف بود و خیلی خودش رو کشت تازه تو سن 24 سالگی بدون هیچ پس انداز مالی عقد کرد


متاسفانه زندگی با حساب کتابهای ساده ما جور نیست عزیزم
۵/فروردین/۹۳, ۰:۳۲
از ازدواج در این تاپیک فهمیدم که ازدواج تنها یک پروسه ی مکانیکی و فلوچارتی هست .
در سن مشخصی لیسانس ، قبل از 30 سالگی بچه، همه چی بدست ما ادم هاست. مطمئنیم .
و اگر کسی از این فرمول تبعیت نکرد.میمونه تو خونه.
برای خود من اینقدر اتفاقات نا خواسته افتاد که وقتی بر میگردم به سن 17 سالگی میخندم از اینکه فکر میکردم دنیا تو دستای منه و من قراره فتحش کنم .
زندگی فرمول ریاضی نیست.
اینقدر هم شعار شنیدم .خستم.
در سن مشخصی لیسانس ، قبل از 30 سالگی بچه، همه چی بدست ما ادم هاست. مطمئنیم .
و اگر کسی از این فرمول تبعیت نکرد.میمونه تو خونه.
برای خود من اینقدر اتفاقات نا خواسته افتاد که وقتی بر میگردم به سن 17 سالگی میخندم از اینکه فکر میکردم دنیا تو دستای منه و من قراره فتحش کنم .
زندگی فرمول ریاضی نیست.
اینقدر هم شعار شنیدم .خستم.
۵/فروردین/۹۳, ۰:۴۲
خواهر محترم،خانم رضوانه! ای کاش اینطوری که شما فرمودید می بود! اگر کار جور شدن به همین شکل میبود که خیلی عالی می شد! به علاوه اگر شرایط مقابلش هم همینطوری میبود که خیلی خوب بود!
خود ما ها به گونه ای کار خودمون رو گره زدیم و سنت ها و توصیه های الله تعالی و معصومین رو کنار زدیم که الان نمیتونیم گره ی کارمون رو باز کنیم.
وقتی در حدیث میگه اگر پسری اومد به خواستگاری دخترتون و ایمان و تقوای او شما رو راضی کرد،دختر خودتون رو به او بدید(البته با رضایت و خواستن دختر) در غیر اینصورت فتنه ی عظیمی به وجود میاد خب ما میبینیم که اصلا کسی کاری به این چیزا نداره!
کاش مثل محاسبات شما کسی خونه و ماشین رو در نظر نمیگرفت!!! الان میدونید اجاره ی خونه ها چه قدره؟
خدا فرمود : " ان یکونوا فقراء،یغنهم الله من فضله " ولی ما ذره ای به خدا اعتماد نکردیم ...
الان در کشور ما متاسفانه ازدواج وضع بسیار بد و نگران کننده ای داره و کسی هم نمیره به سمت احیای کلام معصومین ...
من خودم به شخصه در یه برهه ی زمانی خیلی برای خودم تلاش کردم تا فقط شعار دهنده نباشم و حرف هام رو در عملم هم نشون بدم ولی خب ظاهرا کسی نبود که حرفای من ( حرفای من که نه،آیات قرآن و احادیث) براش مانوس و قابل اهمیت باشه.متاسفانه برای حرف معصوم دیگه خیلی ها در عمل تره هم خرد نمیکنن ...
خانم ها ======> انتظارات و توقعات بیجا و بی انصافانه رو بگذارید کنار
آقایون =======> همه چیزی شکل و قیافه و تیپ نیست ... اول ایمان و تقوا و حجاب ...
خود بنده که اینقدر تلاش کردم و نهایتا الان میتونم بگم عطای ازدواج رو به لقاش بخشیدم ... الان تقریبا تمام وقت کارم رو گذاشتم روی تحقیقات و کارهای پژوهشی و نوشتن کتاب(خب وقتی از تو انتظاراتی داشته باشن که میدونی تا آخر عمرت هم نمیتونی برآورده کنی،نمیشه به دروغ قبول کرد و قول داد)
خود ما ها به گونه ای کار خودمون رو گره زدیم و سنت ها و توصیه های الله تعالی و معصومین رو کنار زدیم که الان نمیتونیم گره ی کارمون رو باز کنیم.
وقتی در حدیث میگه اگر پسری اومد به خواستگاری دخترتون و ایمان و تقوای او شما رو راضی کرد،دختر خودتون رو به او بدید(البته با رضایت و خواستن دختر) در غیر اینصورت فتنه ی عظیمی به وجود میاد خب ما میبینیم که اصلا کسی کاری به این چیزا نداره!
کاش مثل محاسبات شما کسی خونه و ماشین رو در نظر نمیگرفت!!! الان میدونید اجاره ی خونه ها چه قدره؟
خدا فرمود : " ان یکونوا فقراء،یغنهم الله من فضله " ولی ما ذره ای به خدا اعتماد نکردیم ...
الان در کشور ما متاسفانه ازدواج وضع بسیار بد و نگران کننده ای داره و کسی هم نمیره به سمت احیای کلام معصومین ...
من خودم به شخصه در یه برهه ی زمانی خیلی برای خودم تلاش کردم تا فقط شعار دهنده نباشم و حرف هام رو در عملم هم نشون بدم ولی خب ظاهرا کسی نبود که حرفای من ( حرفای من که نه،آیات قرآن و احادیث) براش مانوس و قابل اهمیت باشه.متاسفانه برای حرف معصوم دیگه خیلی ها در عمل تره هم خرد نمیکنن ...
خانم ها ======> انتظارات و توقعات بیجا و بی انصافانه رو بگذارید کنار
آقایون =======> همه چیزی شکل و قیافه و تیپ نیست ... اول ایمان و تقوا و حجاب ...
خود بنده که اینقدر تلاش کردم و نهایتا الان میتونم بگم عطای ازدواج رو به لقاش بخشیدم ... الان تقریبا تمام وقت کارم رو گذاشتم روی تحقیقات و کارهای پژوهشی و نوشتن کتاب(خب وقتی از تو انتظاراتی داشته باشن که میدونی تا آخر عمرت هم نمیتونی برآورده کنی،نمیشه به دروغ قبول کرد و قول داد)
۵/فروردین/۹۳, ۰:۴۲
(۵/فروردین/۹۳ ۰:۲۹)غریب نوشته است: [ -> ]مطمئنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد؟؟؟؟؟؟؟؟ نهایتا 22 سالگی؟؟؟
والا من بدون پشت کنکور موندن وارد دانشگاه شدم اما 22 سالگی لیسانسم رو نمیگیرم . دقیقا هم هشت ترمه تموم میکنم ...
اون حداقله که طرف 22 سالشه
برادرم هم بدون پشت کنکور بودن وارد دانشگاه شد و قبل فارغ التحصیلیش وارد کار شد و سربازیش هم معاف بود و خیلی خودش رو کشت تازه تو سن 24 سالگی بدون هیچ پس انداز مالی عقد کرد
متاسفانه زندگی با حساب کتابهای ساده ما جور نیست عزیزم
من ۲۱ سالگی لیسانسمو گرفتم...البته یه خرده عجله داشتم!
ولی به خاطر گل روی شما دو سال هم میذارم روش و میگم برای همه در سن ۲۳ سالگی
خب بابا پیش دانشگاهی ۱۹ سالگی هستش
۴ سال هم دانشگاه میشه ۲۳ سال دیگه
خیلی هم پرت نگفتم...
البته من کلی گفتم حالا یه سال اینطرف و اونطرف رو شما ببخشید به من!
مشتری بشیم!
۵/فروردین/۹۳, ۰:۴۵
با خانم " غریب " کاملا موافقم.زندگی این حساب و کتاب های فرمولی و روی کاغذ نیست.روی کاغذ حساب کردن خیلی ساده است.به علاوه بنده روی کاغذ هم که حساب میکنم در شرایط حاضر سن ازدواج برای یک پسر حداقل میره روی 28 سال.( حداقل - با شرایط فعلی و سنت های غلطی که پوست از سر بانیانش و عمل کنندگان به اون ها کنده خواهد شد)
۵/فروردین/۹۳, ۰:۵۰
بله خب کار پیدا کردن واقعا سخته
ولی اگر واقعا همت به خرج بدید
ان شاءالله یه کار مرتبط با رشتتون پیدا میکنید...اگر کار بلد باشید
امید داشته باشید
ولی اگر واقعا همت به خرج بدید
ان شاءالله یه کار مرتبط با رشتتون پیدا میکنید...اگر کار بلد باشید
امید داشته باشید
۵/فروردین/۹۳, ۰:۵۳
خانم رضوانه، حداقل تا 22 سالگی لیسانس.
بعد از لیسانس الان توی شرایط فعلی که الحمدلله همه شده اند دکتر و پروفسور! شما کمتر کسی رو الان میبینید که بره و به لیسانس اکتفا کنه به علاوه دختر ها هم اکثرشون انتظار حداقل کارشناسی ارشد دارن و لیسانس رو خیلی جاها اصلا اهمیتی نمیدن.
پس 22+2 = 24 یعنی حالا میرسیم به ارشد + 2 سال سربازی = 26 حالا تازه آقا پسر میرسه به صفر صفر صفر ...
حالا باید بره کاری پیدا کنه با حداقل حقوق که فقط بتونه بگه یه کاری داریم.(بگذریم از قراردادی بودن و ترسی که هر لحظه داری که با بهانه های واهی از کار اخراجت کنن یا حقوقت رو به نصف کاهش بدن)
اگر اون اقا پسر خوش بخت و اقبال باشه حداقل یک سال طول میکشه تا کار پیدا کنه ===> 27 سالگی
حالا تازه تا بره ازدواج کنه و قبولش بکنن یا نه با خداست.چون نه سرمایه ی مالی داره و نه ماشین و نه خونه ...
برترین زن عالم از ازل تا به ابد،حضرت صدیقه ی طاهره (سلام الله علیها)،با کسی ازدواج کرد که از نظر مالی با فقر نسبی روزگار خودش رو میگذروند ولی در ایمان و تقوا سرآمد بود ...
بگذریم از این که الان این حرف ها خریداری نداره و تا این رو بگی همه میگن با هیچی مگه میشه زندگی کرد ...
خیلی دلم پره ... خیلی ....
مثلا یه نمونه ی موفق رو که الان به ذهنم رسید خدمت دوستان عزیز عرض میکنم.
شاید بعضی ها حجت الاسلام جواد ابوالقاسمی رو بشناسن.ایشون در دوران دبیرستان خیلی درسخون بوده اند و در مراکز سمپاد هم درس خونده اند ولی به دلیل علاقه ی شخصی وارد حوزه ی علمیه شدن و الان هم درس میخونن هم در دانشگاه و حوزه درس میدن و با 31 سال سن یه دختر ده یازده ساله دارن و خودشون و خانمشون و دخترشون هم حافظ قرآن هستن و کسی هستن که تا نامشون میاد،وهابی ها بدجور میترسن.
واقعا یه نمونه ی بسیار عالی برای یه خانواده ی مومن موفق هستن.
از اون طرف کسایی رو میشناسم که خودشون رو غرق کردند در تجملات و زخارف بی ارزشی که به هیچ جا نمیرسونه اون ها رو ولی فقط برای خودشون گناه و سرشکستگی خریدند ...
واقعا در بحث ازدواج از خیلی ها دلم پره ...
بعد از لیسانس الان توی شرایط فعلی که الحمدلله همه شده اند دکتر و پروفسور! شما کمتر کسی رو الان میبینید که بره و به لیسانس اکتفا کنه به علاوه دختر ها هم اکثرشون انتظار حداقل کارشناسی ارشد دارن و لیسانس رو خیلی جاها اصلا اهمیتی نمیدن.
پس 22+2 = 24 یعنی حالا میرسیم به ارشد + 2 سال سربازی = 26 حالا تازه آقا پسر میرسه به صفر صفر صفر ...
حالا باید بره کاری پیدا کنه با حداقل حقوق که فقط بتونه بگه یه کاری داریم.(بگذریم از قراردادی بودن و ترسی که هر لحظه داری که با بهانه های واهی از کار اخراجت کنن یا حقوقت رو به نصف کاهش بدن)
اگر اون اقا پسر خوش بخت و اقبال باشه حداقل یک سال طول میکشه تا کار پیدا کنه ===> 27 سالگی
حالا تازه تا بره ازدواج کنه و قبولش بکنن یا نه با خداست.چون نه سرمایه ی مالی داره و نه ماشین و نه خونه ...
برترین زن عالم از ازل تا به ابد،حضرت صدیقه ی طاهره (سلام الله علیها)،با کسی ازدواج کرد که از نظر مالی با فقر نسبی روزگار خودش رو میگذروند ولی در ایمان و تقوا سرآمد بود ...
بگذریم از این که الان این حرف ها خریداری نداره و تا این رو بگی همه میگن با هیچی مگه میشه زندگی کرد ...
خیلی دلم پره ... خیلی ....
مثلا یه نمونه ی موفق رو که الان به ذهنم رسید خدمت دوستان عزیز عرض میکنم.
شاید بعضی ها حجت الاسلام جواد ابوالقاسمی رو بشناسن.ایشون در دوران دبیرستان خیلی درسخون بوده اند و در مراکز سمپاد هم درس خونده اند ولی به دلیل علاقه ی شخصی وارد حوزه ی علمیه شدن و الان هم درس میخونن هم در دانشگاه و حوزه درس میدن و با 31 سال سن یه دختر ده یازده ساله دارن و خودشون و خانمشون و دخترشون هم حافظ قرآن هستن و کسی هستن که تا نامشون میاد،وهابی ها بدجور میترسن.
واقعا یه نمونه ی بسیار عالی برای یه خانواده ی مومن موفق هستن.
از اون طرف کسایی رو میشناسم که خودشون رو غرق کردند در تجملات و زخارف بی ارزشی که به هیچ جا نمیرسونه اون ها رو ولی فقط برای خودشون گناه و سرشکستگی خریدند ...
واقعا در بحث ازدواج از خیلی ها دلم پره ...
۵/فروردین/۹۳, ۱:۰۱
ببینید دیگه باید از یه سری موارد هم بگذره دیگه
شما مطمئن باشید اگر یکی لیسانسشو داشته باشه و خداوکیلی کار بلد باشه
واقعا کار بلد باشه کارش رو پیدا میکنه
دختری هم که فکرش این باشه که اگر شوهرش فوق لیسانس نداشته باشه نمیشه باهاش زندگی کرد! با عرض معذرت اصلا به درد زندگی نمیخوره!
تازه میتونن بعد از ازدواج ادامه تحصیل بدن اشکالی نداره...
هرچند من به شخصه با ادامه تحصیل بعد از ازدواج زیاد موافق نیستم...به خاطر دلایلی که شاید فقط برای خودم قابل احترام باشه! پس نمیگم که دعوا بشه
موفق باشید
یا حق
شما مطمئن باشید اگر یکی لیسانسشو داشته باشه و خداوکیلی کار بلد باشه
واقعا کار بلد باشه کارش رو پیدا میکنه
دختری هم که فکرش این باشه که اگر شوهرش فوق لیسانس نداشته باشه نمیشه باهاش زندگی کرد! با عرض معذرت اصلا به درد زندگی نمیخوره!
تازه میتونن بعد از ازدواج ادامه تحصیل بدن اشکالی نداره...
هرچند من به شخصه با ادامه تحصیل بعد از ازدواج زیاد موافق نیستم...به خاطر دلایلی که شاید فقط برای خودم قابل احترام باشه! پس نمیگم که دعوا بشه
موفق باشید
یا حق
۵/فروردین/۹۳, ۱:۱۲
(۵/فروردین/۹۳ ۱:۰۱)رضوانه نوشته است: [ -> ]ببینید دیگه باید از یه سری موارد هم بگذره دیگه
شما مطمئن باشید اگر یکی لیسانسشو داشته باشه و خداوکیلی کار بلد باشه
واقعا کار بلد باشه کارش رو پیدا میکنه
دختری هم که فکرش این باشه که اگر شوهرش فوق لیسانس نداشته باشه نمیشه باهاش زندگی کرد! با عرض معذرت اصلا به درد زندگی نمیخوره!
تازه میتونن بعد از ازدواج ادامه تحصیل بدن اشکالی نداره...
هرچند من به شخصه با ادامه تحصیل بعد از ازدواج زیاد موافق نیستم...به خاطر دلایلی که شاید فقط برای خودم قابل احترام باشه! پس نمیگم که دعوا بشه
موفق باشید
یا حق
در زمینه ی کار من نمیگم کار اصلا وجود نداره ول بهشکلی هم که شما می فرمایید نیست.به خصوص اون هم با کارشناسی! الان شرایط خیلی از شرکت ها حداقل کارشناسی ارشد هست! اگر کسی کارشناسی داشته باشه اصلا کسی نمیتونه به بعضی کارها راه پیدا کنه.این رو آقایون جویای کار خیلی خوب متوجه میشن! به علاوه باند بازی ها رو که اصلا نمیخوام واردش بشم.به علاوه بعضی رشته ها هستش که کار عام نداره و شراطی خاصی داره که باند بازی در اون ها غوغا میکنه.
انتظار کارشناسی ارشد هم الان در بین اکثریت قاطع خانوم ها هستش.(نمیگم همه ولی اکثریت قاطع) .من هم صد درصد موافقم که اگر دختری این تصور رو داشته باشه اصلا به درد زندگی نمیخوره ولی خب الان اکثریت خانم ها انتظار کارشناسی ارشد دارن و من نمونه های متعدد میشناسم که به همین دلیل ازدواجشون صورت نگرفته به خصوص اینکه خانم ها همینطور راحت میرن و حداقل ارشد رو میگیرن.