تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سال جدید،با همسر یا بی همسر؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
یه نفر پلاگین مصلحت رو برای این دوستان آپلود کنه!
نقل قول: یه نفر پلاگین مصلحت رو برای این دوستان آپلود کنه!

خواهش میکنم اسم مصلحت رو نیار Smile
بعضی وقت ها هم آدم خودش یه کاری می کنه که ازدواجش عقب می افته ، مثل خودم ...
من اگر سربازیم رو قبل از دانشگاه رفته بودم ، الان پسرم نازنین چنگیز زیر پست های من تشکر میزد ... Happy واسه خودش مردی شده بود !!!
سلام دوست بزرگوار reza2035

آقاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا HuhHuhHuhHuhHuhHuhHuh

دنبال چی میگردی دقیقاSmile

شوخی کردمSmile

دعا میکنم دیگه بشه ان شاء الله
(۲۱/فروردین/۹۳ ۱۱:۵۴)Reza2035 نوشته است: [ -> ]به این حرفها بخواین منتظر باشین , هیچ اتفاقی نمی افته , اینی که میفرمائید جبرکامله پس این وسط شما چی کاره هستین ؟
اقا پاشین برین خواستگاری به این حرفها که قسمته و تقدیره و ... توجهی نکنید



جبر نيست شما كه خودتون فرموديد كه ده سال دارم مي رم خواستگاري پس حتما به صلاحتون نبوده و حتما يك زمان خاص داره كه همان زمان قراره اتفاق بيفته. اين معنيش جبر نيست اين شايد امتحانه يا اينكه صلاح در اينه پس هر وقت خــــــدا صلاح بدونه ميشه شك نكنيد...
(۲۱/فروردین/۹۳ ۰:۵۴)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]خواهر من شما یکم خوشبین تر باشید زندگیتون زیر و رو میشه... خیلی به خودتون سخت میگیرید ، اینقدرهام بدبینی لازم نیست


خوب چون من یا باهوشم یا حس ششم قوی دارم که هر بار فقط بدبینی سراغم میاد و بسته به موقعیت هم ثابت شده که این مورد ، مورد درستی نبوده .
منتها اگه مصلحته من که سر نمیارم تا کی .

بنده خدایی 55 سالگی ازدواج کرده بود و میگفت قسمت نبود تا اون سن ازدواج کنه . جوری هم با شوهر تقریبا 57 سالش خوش بودن مثل نامزد های جوون کارایی میکردن ما فقط میخندیدیم .
شوهر تو 55 سالگی آخه کجای دلم بزارم .مردم خوشن به خدا . SmileWink
خلاصه این اول سالیه به یاد این سنت حسنه ی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باشید[تصویر: Famous_characters_Troll_face_Troll_face_...269483.jpg]
متاسفانه تو خانواده ما قصد ازدواج تو مجردهامون وجود داره ولی متأسفانه نه برای برادرم هم کفو پیدا می کنیم نه برای خواهرم شخصی با شرایط مناسب میاد.انگار قحطی شده.باور کنید سخت هم نمیگیریم.مشکل بزرگ ما هم اینه که خودمون کسی رو نمیشناسیم .اونایی که میشناسیم یا ازدواج کردن یا از لحاظ سنی و ...مناسب نیستن.معضلی شده این ازدواج.
خدا خودش إن شاء الله هر چه سریعتر افرادی با ایمان و خوب رو ،سر راه همه جوونا قرار بده .چون ما که دیگه نا امید شدیم.
ولی به نظر من همه باید کمک کنند و موردهای خوبی رو که میشناسن رو معرفی کنند تا جوونا زودتر سر خونه زندگیشون برن.خیلی ها تو این مسئله دارن کوتاهی می کنند.
(۲۰/فروردین/۹۳ ۱۷:۱۳)غریب نوشته است: [ -> ]مخصوصا وقتی هم دانشگاهی های دیگه ازدواج میکردن ... همش با یه حالت غصه میگفت بریم ازش بپرسیم راز موفقیتش چیه..
ما هم بهش میخندیدیمBig Grin
یه جوری حرف میزد انگار دیگه ترشیده.... حالا خوبه جز دهه هفتادی ها بود...

من صد دفعه از این کلید اسرار ها براش تعریف کردم .اما به بعضی چیزها که متوسل میشد و جوابی نمیگرفت همش قیافش اینجوری بودSad که چرا برا ما از این اتفاقا نمی افته...

حالا این دوستم یه کلید اسرار خیلی باحال داره. گذاشتم بعد جاری شدن خطبه عقد براتون تعریف کنم..
یه راه صد در صد تضمینی Big Grin
خب الحمد لله خطبه عقد این دوستمون هم در شام ولادت مادر همسرشون جاری شد.Cryingقرار بود که مراسمشون دو هفته بعد باشه... خیلی عجیب ساعت دو شب قبلش همه برنامه ها تغییر کرد و تالار خالی پیدا شد و... بچه ها حقیقت ماجرا اینه که این دوستمون از نظر موقعیت مالی خواستگاراش شرایط های خیلی خوبی هم داشت اما دنبال چیز دیگری بود...
اون اقا پسر هم فقط نوزده و نیم سالشه ... دانشجو ترم دو ... بدون شغل ... بدون سربازی ... اما مرد بود ...
و البته تا حدودی پدرش ساپورتش میکنه...



کلید اسرارشون هم بمونه برا خودشون Heart
پسر 19.5 سالش بوده،بعد دختره لابد بگیم اونم 19 ساله بوده، بعد شما گفتید.
نقل قول: من صد دفعه از این کلید اسرار ها براش تعریف کردم .اما به بعضی چیزها که متوسل میشد و جوابی نمیگرفت همش قیافش اینجوری بود[تصویر: sad.png] که چرا برا ما از این اتفاقا نمی افته...


چه عشق شوهری بوده، 19 سالش بوده متوسل شده و غصه شوهر میخورده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیدونم چی بگم.بچه بازی ها کی میخواد تموم بشه.
نقل قول:
اون اقا پسر هم فقط نوزده و نیم سالشه ... دانشجو ترم دو ... بدون شغل ... بدون سربازی ... اما مرد بود ...
و البته تا حدودی پدرش ساپورتش میکنه...


1) من ترجیح میدم به شوهرم تکیه کنم نه پدر شوهرم.
2) از کجا این پسر مشخص بود مرده ؟ نه من میخوام بدونم نه کار داره ، نه سربازی رفته، این الان چجوری جز حمایت باباش اومده جلو.

شما فقط بگو این چجوری مردانگیش مشخص شد ؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33
آدرس های مرجع