تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نگاهی دوباره به نظریه تکامل یا فرگشت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
(۹/آبان/۹۶ ۱۹:۲۹)yahya63 نوشته است: [ -> ]سلام مجدد
از قسمت دوم شروع میکنم.
2-دوست گرامی،اول اینکه "فرض نمیکنیم که فلاسفه نظرشان این است"چون دقیقا نظرشان همین است.میتونید در مورد برهان نظم و اصل علیت بیشتر تحقیق کنید،متوجه میشوید که نظر قطعی فلاسفه حتی از نوع غربی هم همین هست.اصل علیت در میان فلاسفه خدشه ناپذیرست.
اما اینکه از کجا این صحبت را میکنند.با قدرت تعقل و فکر.
حیطه ی فکر و ذهنیات حیطه ی فلسفست و حیطه ی تجربیات مربوط به علم و همیشه عقل و ذهنیات بر علم تجربی ارجحیت دارد.قصد بحث فلسفی ندارم،اما این مسئله ی(اصل علیت)پایه هاش خیلی محکمتر از بحث دگرگشت هست.دوست گرامی تمام مشکل دگرگشت این هست که نمیتواند خود را با قطعیت ثابت کند،که اگر اینطور بود به هیچ وجه مورد مناقشه نبود.حتی از نظر فلسفه ی علم هم این اصل دچار مشکل هست.

3-دوست عزیز من تعریف ویکیپدیا،یک تعریف کلی هست که حتی با مبانی ذهنیه شما که در پستهای قبل به ان اشاره کردید هم در تعارض اشکارست.
جنابان دگرگشت گرا به طور محکم خدای ادیان را رد میکنند،اصل علت غایی را رد میکنند و همه چیز را بر اثر تصادف تصور میکنن،افرینش حضرت ادم را رد میکنند.من متوجه نمیشم چرا شما به خودتان زحمت تحقیق در مورد اصول دگرگشت را نمیدهید.

4-دوست گرامی خلقت حضرت ادم در منابع دینی ثبت شده است نه منابع تاریخی و علمی.دگرگشت گرایان به هیچ وجه این کتابهای اسمانی را قبول ندارند،چطور شما توقع دارید که به خلقت حضرت ادم اعتقاد داشته باشند؟
انسانهای قبل از حضرت ادم مورد مناقشه نیست.حتی در مورد این انسانها ما روایاتی داریم که این انسانها وجود داشتند.به هیچ وجه مورد مناقشه انسانهای قبل از حضرت ادم نیستند.خود افوینش حضرت ادم محل مناقشه ست.
دگرگشت گرایان به صورت کلی خلقت و افرینش را رد میکنن.
این مطلب در متون این اقایان به وفور پیدا میشود.
حتی همین جناب اتئیسم هم به این امر اذعان دارند که ادم امروزی از نسل یک زن و مرد نسیت.

5-به صرف خواندن این تایپیک نمیتوانید اعتقادات خودتان را پایه ریزی کنید.
گرچه اگر همین تایپیک را هم به دقت مطالعه کرده بودید،متوجه میشدید که دگرگشت گرایان حتی با همین افکار شما هم مشکلات اساسی دارند.
میفرمایید " اگر مشکلی بود بنویسید" پس در حال حاضر ما در حال انجام چه کاری هستیم!!!!!!
دوست عزیزم توصیه برادرانه این حقیر را بپذیرید و اگر واقعا به دنبال حقیقت هستید بیشتر تحقیق کنید و صد البته با دقت بیشتر تحقیق کنیدRoseRose
سلام وشب بخیر
قبل از هر چیزی ازشما سپاسگزارم که سوالات خودرا مرتب می نویسید وممکن است پاسخ ها درست نباشد هدف این مبادله اطلاعات تکمیل اطلاعات است.
2-بنده درمورد برهان نظم واصل علیت صددرصد باشما موافقم وجز این نیست .اگر یک فرگشتی مدعی وجود بی نظمی در درون تغییرات موجودات زنده هست ویا اینکه پدیدار شدن موجودی را دردرون آزمایشگاه مشاهده میکند منافی با آن دواصل نیست فیلسوف میتواند همراه با محقق مورد را مشاهده ونظر بدهد واگر دروغ است که دیگر جای بحث نیست بنابراین مشاهدات محققان در درون آزمایشگاه هیچ منافاتی با آن دواصل ندارد (البته آنانکه مایلند فرگشت را امامزاده افکار خود کنند امر دیگری است)
3- اگر شما تعریفی دراختیار دارید بنویسید آندسته از فرگشت گرایان که خدای ادیان را رد میکنند خود یا متوجه نظر بی پایه اشان نیستند ویا مغرضند واینان دیگر محقق نیستند. درمورد خلقت آدم تا کنون من چیزی ندیدم مگر آنها به جسد آدم پی برده اند ؟ ضمنا قرآن کریم ازآفرینش آدم سخن گفته است نه پیشینه ایشان که ضرورتی نداشته است
4- حضرت آدم تاریخش در قدیمی ترین کتب بشری هست ولذا قابل تردید نیست اینکه کتب آسمانی را قبول ندارند امر دیگری است ومربوط به نا خداباوران است نه همه فرگشتی ها در مورد رد آفرینش دلیلی ندارند چرا که قابل تجربه نیست واگر حرفی دارند فلاسفه اسلامی پاسخگو هستند
5-برای کشف حقیقت نیاز به مطالعات زیاد نیست حقیقت خود روشن است وتنها باید آنرا از درون تاریکیها بیرون آورد که معمولا مردم ما اهلش نیستند ودنباله روی میکنند. بنابراین شما هم ادامه بدهید تا اگر باز مشکلی یافتید بنویسید ممنونم
در پایان چون سایت تاپیک دیگر مرا حذف کرده اند اگر دوستان سوالی دارند دیگر همینجا جواب میدهم
(۹/آبان/۹۶ ۱۸:۴۹)mbanki نوشته است: [ -> ]
سلام شب بخیر
قصد داشتم دیگر بشما پاسخ ندهم چون قصدتان آزار دیگران است تا آگاهی دادن اما خواهش میکنم برای آخرین بار هم که شده روش دوستمان یحیی را دنبال کنید .ببینید که چقدر مرتب سوالاتشان را نوشته اند وبنده هم پاسخ داده ام .شما زمین وزمان را بهم می بافید وتوقع دارید که چه بنویسم ؟ اگر درجای دیگر مطلب دارید چرا اینجا مطالبه می کنید وچرا دیگران را تهدید میکنید که مواظب این آقا باشید مگر دوستان خودشان عقل ندارند که شما راهنمای ایشان شده اید . درهرحال برای نشان دادن حسن نیتم اگر سوالی دارید مرتب بنویسید تا پاسخ بدهم والا در هرجاکه مایلید در خدمتم
سلام
واقعا ؟ راه کارهایی که پیشگرفتی اگاهی یابی بود ؟ حداقل مثل استادت یکم مردامگی بخرج میدادی .
دادا ، هر روشی بگی باهات امتحان کردم ولی متاسفانه فقط از پاسخ صریح فرار میکردی .
من هر زمان دوختم پاسخ دوخت رو بده چرا ترس داری ؟ میخوای یاد بگیر دیگه فکر کن یه معلم داری که سختگیر هست و با کوچکترین حرکت فلک میبنده
همینقدر که شما داشته های خودتون رو به رخ دیگران میکشین کفایت میکنه . دیگران عقل دارن و شما هم داری ولی ایا پیشنهاد دادن یعنی بی عقل فرض کردن دیگران ؟؟؟؟؟تبلیعات بازرگانیه مگه ؟
1- نسلت به حضرت ادم میرسه یا عمو زاده های جناب داوکینز ؟ دقیق و با رسم شکل توضیح بدهید .
2- تکامل رو دقیق شرح بده .
این 2 مورد رو دقیق و بدون حاشیه رفتن پاسخ بده .
سلام.چه قدر سریع تاپیک رو جلو بردین. امیدوارم این بحث‌ها مطالب کلیدی رو گم نکنه. برگردیم سر پیچیدگی حیات، پروتئین‌ها و پیدایش حیات (البته نمی‌خواستم وارد این یکی بشم، اما ظاهرا ناگزیر بود!) مطالب کلیدی به نظرم همین مقاله‌هاست که بررسی اون‌ها بیشترین اطمینانو در مورد درستی تکامل به آدم می‌ده، چون براش زحمت کشیده شده و سعی شده از منابع مختلف براش شواهد جور بشه. به عبارتی براش سنگ تموم گذاشتن. این مقاله رو بخونین دوباره لطفا چون چند روزی از گذاشتنش می‌گذره تا برسیم به این که واقعیت ماجرا چیه.

(۱۹/مهر/۹۶ ۲۱:۲۲)vahrakan نوشته است: [ -> ]معجزه سلول و ساختار پیچیده پروتیین ها

قبل از هرچیز بنا براین نظریه تکامل در طول میلیارد ها سال فشار ،دما ، صاعقه و... به طور تصادفی باعث ایجاد واکنشی بین مواد شیمیای موجود در طبیعت شدند این مواد با هم ترکیب شده و سلولی را به وجود آوردند.
قبل از هرچیز این ادعا که حیات صرفا به معنای قرار گرفتن چند ماده در کنارهم می باشد غیر علمیست زیرا تا کنون کسی موفق نشده است حتی در پیشرفته ترین آزمایشگاه ها از چیدن همه مواد غیرزنده لازم برای به وجود آمدن سلول در کنار هم یک سلول زنده به وجود بیآورد. حیات از حیات به وجود می آید و هرسلول زنده ای از سلول قبل از خود به وجود آمده است.
حال که عاقلترین انسان های جهان نمی توانند با روی هم قراردادن مواد بیجان یک سلول زنده را درست کنند تصادف کور چگونه می تواند این کاررادر میلیارد ها سال قبل کرده باشد. در فصل های بعدی می بینیم که این ادعا با ساده ترین اصول علم ومنطق در تضاد است.
۱-افسانه سلولی که تنها دراثر تصادف به وجود آمد
اگر فردی بپذیرد که امکان دارد یک سلول تنها دراثر تصادف بر روی کره زمین به وجود آمده است مسلما می تواند داستان مشابهی را نیز باور کند داستان یک شهر:
روزی آب باران مقداری خاک رس را که در زمین لم یزرعی بین صخره ها را پر کرده بود خیس کرد. با طلوع خورشید گل رس خشک شد و شکل جامد و محکمی به خود گرفت. صخره های دوروبر گل رس از هم شکافتند و آجر زیبا و مقاومی به وجود آمد. این آجرسال های سال منتظر ماند تا آجر دیگری ساخته شود.این وضعیت ادامه پیداکرد تا صدها هزار آجر به وجود آمد. در این مدت مدید هیچ کدام از آجرهای ساخته شده ازبین نرفتند. ودر طول هزاران سال با وجود بادوباران و طوفان وتگرگ و دراثر گرمای سوزان وسرمای طاقت فرسا هیچ یک از این آجرها ترک برنداشت وآسیبی ندید. بلکه درهمان جا منتظر آجربعدی ماند.
وقتی تعداد آجرها به مقدار مناسب رسید در اثر عوامل طبیعی مانند باد وطوفان بر روی هم چیده شدند. در این اثنا موادی مانند سیمان و شن هم با عوامل طبیعی دیگری دست به دست هم دادند تا ملاطی به وجود آید و بین آجرها را پر کنند وآنها را به هم بچسپانند. در عین حال سنگ آهن موجود در زمین از زیر رفته رفته به شکل شالوده در میآمد. تا اینکه ساختمانی به وجود آمد.ولی می دانیم که ساختمان فقط از اجر و سیمان تشکیل نمی شود بقیه مواد از کجا آمده اند؟ جواب آسان است از داخل زمینی که این ساختمان بر آن بنا نهاده شده است. زیرا در زمین سیلیکون برای ساختن شیشیه و مس برای سیم برق و آهن برای اسکلت و ستون ها و لوله وجود دارد. و تنها چیزی که لازم است تعدادی عوامل طبیعی است تا آنها را در جای مناسب خود قرار دهند. کارهای تزئیناتی و دکوراسیون داخلی بنا را نیز بادها و باران ها و زلزله ها انجام دادند.
همه چیز به طور مطلوب پیشرفته بود گوئی که آجر می دانست چیز هایی به نام شیشه، لوله و کابل وجود دارند زیرا جای همه آنها را در حین چیده شدن خالی گذاشته بود.
حال اگر تا این جا رابپذیری به راحتی می توانی قبول کنی که سایر بناهای شهر،کارخانه ها، اتوبانها،پیاده روها و خطوط ارتباطی و حمل و نقل آن چگونه به وجود آمدند.اگر هم اطلاعات فنی شما در حد خوبی باشد می توانید چگونگی پیدایش و تکامل سیستم فاضلاب را در آن در چند جلد بررسی کنید. در این صورت به شما جائزه ای به پاس مطالعات فراوان اعطا خواهد شد ومی توانید خود را نابغه ای بدانید کهبشریت از نور آن بهره می گیرند.
نظریه تکامل هم می گوید سلول به واسطه تصادف به وجود آمد. پیچیدگی درون سلول اگر بیشتر از پیچیدگی یک شهر نباشد کمتر نیست.
معجزه سلول و فروپاشی نظریه تکامل
پیچیدگی های سلول در زمان داروین هنوز آشکار نشده بود به همین خاطراوفکر می کرد با این توجیه که عوامل طبیعی مواد موجود در طبیعت را به طور تصادفی جوری به هم امیخته اند که سلول به وجود آید قانع کننده است.
ولی فناوری قرن بیستم کوچکترین ذره ها را هم شکافت و کشف کرد که سلول پیچیده ترین سامانه ایست که بشریت با آن روبه روبوده است. ما امروزه می دانیم که سلول دارای ایستگاه هایی برای تولید انرژی لازم برای فعالیت هایش است و در آن کارگاه هایی برای تولید آنزیم و هورمون لازم برای ادامه حیات و بانکی برای ثبت اطلاعات مربوط به همه چیزهایی که تولید می کند وجود دارد.وسیستم های انتقال وخطوط لوله پیچیده ای برای حمل موادخام و تولیدات از جایی به جای دیگر است.و آزمایشگاه ها و ایستگاه هایی برای تحلیل مواد خارجی ای که به سوی اجزاء آن می روند. و پروتئین های مخصوصی که غشا های سلول را که برای کنترل مواد ورودی و خروجی است می پوشاندو... همه این ها تنها بخش کوچکی از این نظام بسیارپیچیده هستند.
ثورپ یکی ازدانشمندان معتقد به نظریه تکامل می گوید: ساده ترین نوع سلول از پیشرفته ترین سازه ای که بشر ساخته است و یاخیال ساختن آن را دارد پیچیده تر است.106
پیچیدگی سلول به حدی است که فناوری پیشرفته ای که بشر به آن دست یافته است نمی تواند سلولی بسازد وتا کنون همه تلاش ها برای ساختن آن ناکام مانده است . به همین خاطر دیگر کسی به ساختن سلول فکر نمی کند.
نظریه تکامل می گوید سلولی را که بشر با همه ذکاوت وفناوری و دانشش نتوانسته است به وجود آورد در اثر تصادفی کور و تحت شرایط طبیعی به وجود آمده است. مانند این است که در اثر انفجار دستگاه چاپ کتابی چاپ شود.
یکی از دانشمندان ریاضی و نجوم انگلستان که خود از داعیان تکامل است در مصاحبه ای که در نوامبر 1981 با اوانجام شد سخن جالبی برزبان آورد. نام او سر فرد هویل است از نظر او پدید آمدن حیات بدین شکل مانند این است که طوفانی به قبرستان ماشین ها بوزد و از مواد موجود در آنجا یک بوئینگ 747بسازد.107
یکی از دلایلی که تکامل نمی تواند نحوه به وجود آمدن سلول را تفسیر کند پیچیدگی مفرط آن است. زیرا سلول برای بقای خود نیازمند همکاری و هماهنگ مستمر مولکول های آلی بسیاریست(organelles).اگر یکی از این مولکول ها ازکار بایستد سلول نمی تواند زنده بماند. زیرا سلول فرصت انتظارمکانیسم خود به خودی مانند انتخاب طبیعی یا جهش را ندارد.
بنابراین اولین سلول بایستی همه مولکول های آلی و وظائف لازم را دارا بوده باشد و این معنایی جز این ندارد که آفریده شده باشد.
همانطور که می بینید ساختار یک سلول بسیار پیچیده تر از آن است که بتواند توسط یک تصادف به وجود آید

۲-پروتئین ها تصادف را نقض می کنند
تکامل نه تنها نمی تواند گرهی از پیچیدگی سلول بگشاید بلکه به وجود آمدن کوچکترین اجزای تشکیل دهنده آن را نیز نمی تواند توجیه کند. چون تشکیل حتی یک پروتئین که یکی از هزاران مولکول پروتئین تشکیل دهنده سلول است امری غیرممکن به حساب می آید.
پروتئین عبارت است ازمولکول های غول آسایی که از اجزاء کوچکتری به نام اسیدهای آمینه تشکیل یافته اند این اسید های آمینه به صورت دنباله هایی با مقدار وترکیب مشخصی باید ترکیب شوند تا پروتئین خاصی را به وجود آورند. این مولکول های بزرگ کوچکترین جزء تشکیل دهنده یک سلول به حساب می آیند. ساده ترین نوع این پروتئین ها از پنجاه اسید آمینهو برخی از آنها از هزار اسید آمینه به هم آمده اند.
اگر یک اسید آمینه به پروتئین اضافه یا از آن کم شود و یا جایگزین گردد آن را به توده ای ازمولکول های بی فائده تبدیل خواهد کرد. هر اسید آمینه باید در مکان صحیح و به ترتیب صحیح چیده شود. نظریه تکامل هم نمی تواند بگوید این توالی به صورت تصادفی به وجود آمده است تنها یک معجزه میتواند باعث ایجاد چنین نظم و ترتیبی گردد. این نظریه حتی نمی تواندچگونگی به وجود آمدن اسیدهای آمینه را توضیح دهد.هر کس به راحتی می تواند ببیند که ساختار متوالی پروتئین ها نمی تواند از طریق تصادف به وجود آمده باشد. با حساب سرانگشتی می توان احتمال چنین تصادف هایی را به دست آورد. یک پروتئین متوسط از 288 عدد اسید آمینه به وجود آمده است این اسید های آمینه خود بر 12 نوع هستند. بنابراین احتمال اینکه پروتئینی با این ساختار به وجود آید 12288 می باشد که تقریبا برابر است با 10300 ده بتوان سیصد این یعنی یک و300 صفر در جلوی آن!!! یعنی ازبین همه این ترکیب های اسید آمینه تنها یک ترکیب پروتئین است و بقیه تنها دنباله ای از اسید آمینه هستند که یا به به هیچ دردی نمی خورندو یا برای موجودات زنده خطرناکند.
به عبارت دیگر احتمال تشکیل هرپروتئین متوسط با این تعداد اسید آمینه یک در 10300 ده بتوان سیصد خواهد بود. این عدد از عدد 1050 ده بتوان پنجاه که صفر تلقی می گردد بسیارکوچکتراست تازه پروتئین های دیگری در سلول وجوددارد که از هزاران اسید آمینه تشکیل شده اند. هرگاه احتمال به وجود آمدن پروتئین های دیگر را به این صورت حساب کنیم به این نتیجه می رسیم که کلمه محال هم نمی تواند لایق ایجاد تصادفی باشد.
خود پروتئین به تنهایی بی معناست . "Mycoplasma Hominis H93"کوچکترین باکتریست که تا به حال کشف شده است و با این وجود دارای 600نوع پروتئین است. و این یعنی عدد به دست آمده دربالا را به توان 600 برسانید!!!
این ارقام کاملا علمیست و داعیان تکامل نیزبه آن اذعان دارند. حتی خود آنها معتقدند که احتمال تشکیل تصادفی یک پروتئین مانند این است که گوریلی تاریخ بشر را بنویسد و تعداد اشتباهاتش صفر باشد108آنها با این وجود به جای پذیرش تفسیر آسان ترکه همان خلقت است از این امر محال دفاع می کنند.
بسیاری از داعیان تکامل به این حقیقت اعتراف می کنند چون هارولد بلوم که یکی از دانشمندان معروف تکامل است می نویسد:
تشکیل خودبه خود پلی پپتید که یکی از کوچکترین پروتئین هاست امری بالاتر از هر احتمالیست.109
داعیان تکامل می گویندچون تشکیل پروتئین در مدت زمان های دور و دراز صورت گرفته است پس ناممکن نیست. ویلیام استوکچ دانشمند زمین شناس آمریکایی در کتاب (Essentials of Earth History) می گوید:این احتمال آنقدر کم است که در طول میلیارد ها سال و در میلیارد ها سیاره که هریک با محلولی سرشاراز اسید های آمینه ضروری پوشیده شده باشندبازهم پروتئینی به وجود نخواهد آمد.110
همه این ها به چه معناست؟پیری ویفر استاد شیمی به این سوال جواب می دهد:
وقتی انسان به احتمال تشکیل تصادفی ترکیبات بزرگی از اسیدهای آمینه موجود در یک برکه آبی در حال تبخیر که در روزگاران بسیار کهن وجود داشته می اندیشد عقل شک می کند که زندگی امکان دارد به این طریق شروع شده باشد. بنابراین خوشایند تر است که فکرکنیم این امر بانی عظیم با طرحی خارق العاده داشته است.111
پس وقتی محال است اسیدهای آمینه به طور منظم جمع شوندو پروتئینی را به وجود بیاورند احتمال اینکه چند ملیون پروتئین به هم وصل شوند تا سلول انسانی را به وجود بیاورند چندین میلیاردبرابر کوچکتر است .از این ها گذشته پروتئین تنها ماده تشکیل دهنده سلول نیست و مواد دیگری نیز در ساختار سلول سهیمند مانند چربی ها،نوکلئو اسید ها، کربو هیدراتها و مواد شیمایی مانند الکتولیت که همگی با نسبت دقیق و هماهنگ با یکدیگر کار می کنند.


پروتئین سیتوکروم دارای ساختار شیمیایی به حدی پیچیده است که امکان ندارد از طریق تصادف به وجود آید دانشمند زیست شناس تکاملی علی دمیر سوی به این موضوع اعتراف کرده و می گوید که: احتمال تشکیل تصادفی یک پروتئین به اندازه آن است که میمونی پشت دستگاه تایپ نشسته و دکمه ها را بزند و به طور تصادفی تاریخ بشزریت را بدون یک اشتباه بنویسد.
اعترافاتی از داعیان تکامل
ننظریه تکامل با چالشی جدی تر از پیدایش حیات روبه رو نشده است آن هم به این دلیل است کهمولکول های آلی به حدی پیچیده عمل می کنند که ابدا نمی توان به وجود آمدن آنها را تصادفی خواند.
داعیان تکامل در ربع دوم قرن بیستم بود که با این سوال روبه رو شدند از این رو داعی تکاملی روسی الکساندر اوبارین که یکی از برجسته ترین افراد در نظریه تکامل مولکولی است در سال 1936 کتابی تحت عموان "منشا حیات" منتشر کرد او در این کتاب نوشت:
"متاسفانه هنوز هم منشا سلول تاریکترین نقطه کل تکامل به شمار می آید"1 از آن زمان به بعد داعیان تکامل پژوهش ها ومطالعات فراوانی انجام دادند تا ثابت کنند که امکان دارد سلول به صورت تصادفی به وجود بیاید ولی هر تلاشی از این دست باعث می شد که بیش ازپیش پیچیدگی سلول آشکار شود.بنابراین فرضیات داعیان تکامل به کلی بی اعتبار شدند.استادکلاوس دوز رئیس آکادمی زیست شیمی ژوهانس گوتنبرگ دراین باره می نویسد:
"بیش از سی سال مطالعه و بررسی منشا حیات ازلحاظ تکامل شیمیائی ومولکولی نه تنها جوابی برای آن سوال پیدا نکرده که بر دشواری آن افزوده است. بحث وجدل هایی که در حال حاضر هم پیرامون این امر در جریان است یا به بن بست می رسد و یا به اعتراف به جهل"2
جفری بادا دانشمند ژئوشیمیست( ازدانشگاه ساندییگو سکریپس) عجز داعیان تکامل از این بحران را این گونه بیان می کند:
"ما اینک در حال خروج از قرن بیستم هستیم ومساله ای که از آغاز آن مطرح بود را هنوز هم نتوانستیم حل کنیم و آن این است که: حیات درزمین چگونه به وجود آمد؟"3
نیکولاس واید،نویسنده در امور علمی در مقاله ای که در سال 2000در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رسید می گوید:" هر چیزی که به منشا حیات در کره زمین مربوط می شود از اسرار است و به نظر می رسد هرچه اکتشافات انسان بیشتر شود موضوع پیچیده تر می گردد و آن را پازل گنگ تری می سازد"3
پروفسور آ.اوبارین:
" ما نمی توانیم توضیح دهیم حیات چگونه به وجود آمده است".
پروفسور جفری بادا:"بزرگترین راز تا به حال این است که حیات چگونه به وجود آمد".

رابرت شابیرو، استاد شیمی دانشگاه نیویورک و کارشناس نوکلئو اسیدها به محاسبه احتمال تشکیل دوهزار نوع پروتئین موجوددر یک باکتری پرداخته است(در سلول انسان دویست هزار نوع مختلف پروتئین وجود دارد) جواب عبارت بود از: یک در1040000 یعنیده به توان چهل هزار و این رقم در تخیل نمی گنجد و به معنای یک و 40000صفر درجلوی آن است.112
چاندر ویکرا ماسنگی ، استاد ریاضیات کاربردی و نجوم در دانشکده ماردیف،ویلز می گوید:
احتمال تشکیل حیات از مواد بیجان از یکی که در مقابل آن 40000صفر قرار دارد یک است این عدد آن قدر بزرگ است که برای دفن داروین ونظریه اش کافی است. حال اگر شروع حیات بی نظم نبوده پس باید یک عقل هدفمند پشت آن بوده باشد.113
سر فرد هویل هم در باره این ارقام این گونه می نویسد:
پیدایش حیات از سوی فردی عاقل و آگاه به حدی واضح است که انسان تعجب می کند چرا در سطح گسترده مورد قبول واقع نمی شود. روشن است که این امر بیشتر به دلیل مسائل روانی است تا علمی.114
دلیل این که هویل از کلمه "روانی" استفاده می کند آن است که داعیان تکامل شرطی شده اند و نمی توانند قبول کنند که حیات خلق شده است. هدف این افراد انکار وجود خداست از این رواز سناریو های نامعقولی که حتی خودشان اذعان می کنند غیر ممکن هستند دفاع می کنند.
پروتئین های دست چپ
حالا بیایید سناریوی تکامل پروتئین هارا کنار بگذاریم.
ترتیب درست اسید های آمینه به تنهایی برای تشکیل پروتئین کافی نیست. و باید هر کدام از بیست نوع اسید آمینه تشکیل دهنده پروتئین ها دست راست یا چپ باشد. زیرا دونوع اسید آمینه وجود دارد که نسبت به هم متقارن هستند گوئی که تصویرهمدیگردر آئینه هستند (left-handed acid) اسیدهای دست چپ و (right-handed acid)اسید های دست راست که نسبت به همتقارن آئینه ای (mirror symmetry)دارند. پژوهش های علمی از حقیقت مهمی پرده برداشته است بر اساس این کشف همه اسیدهای آمینه تشکیل دهنده پروتئین های جانوری و گیاهی از ساده ترین موجود زنده گرفته تا پیچیده ترین آنها دست چپ هستند. و اگر یکی از اسید های آمینه موجود در پروتئینی دست راست باشد آن پروتئین کارائی خود را ازدست می دهد. در برخی از آزمایش ها به باکتری اسیدهای آمینه دست راست تزریق شده است ولی فورا آن اسید آمینه را شکسته و از بین برده است گاهی هم از ترکیبات شکسته شده اسیدهای آمینه دست چپ درست کرده است.
اسید های آمینه راست و چپ می توانند بایکدیگر ترکیب شوند ولی برای آنکه حیات به وجود آمده باشد تنها باید اسید های آمینه چپ در کناریکدیگر قرار بگیرند. انتخاب هوشمند اسیدهای آمینه چپ چالش بزرگی برای نظریه داروین به حساب می آید این انتخاب محدود و آگاهانه در این نظریه هیچ توجیهی ندارد.
این خاصیت پروتئین ها تکامل را بیش از پیش پریشان می کند. زیرا برای تشکیل یک پروتئین نه تنها باید اسیدهای آمینه با تعداد مشخص،ترتیب معین و پیوند سه بعدی مناسب به هم وصل شوند بلکه باید همه آنها دست چپ باشند و حتی یک اسید آمینه راست بین آنها نباشد. از سوی دیگر " انتخاب طبیعی" هم اگر درست باشد این قابلیت را ندارد که یک اسید آمینه راست را در ساختارپروتئین بپذیرد و درنسل های بعدی آن را حذف کند چون به محض ورود اسید آمینه راست دیگر پروتئین از کار می افتد و بدون پروتئین سلولی به وجود نمی آید که بتواند تولیدمثل کند به عبارت دیگر نسلی به وجود نمی آید.
در دائره المعارف علمی بریتانیا (Brittanica Science Encyclopedia) که آشکارا و با قدرت از تکامل دفاع می کند آمده است. اسیدهای آمینه همه جانداران وسنگ بنای پلیمرهای پیچیده ای مانند پروتئین ها دارای نامتقارنی دست چپ هستند. این دائره المعارف در ادامه می گوید این امر مثل ایناست که سکه ای را یک ملیون بار به هوا بیاندازیم و هر بار یک روی آن بیاید!!!! همچنین می نویسد غیر مکن است انسان بتواند بفهمد چرا پروتئین ها راست یا چپ شده اند ولی هر چه باشد ارتباطی جادوئی با منشا حیات دارد.115
اگر سکه ای یک ملیون بار پشت سر هم بالا انداخته شود و هر باریک رویش بیاید احتمال تصادف منطقی است یا دخالتی هوشمندانه؟ هر چند جواب واضح است اما چون داعیان تکامل منکر خلقت می شوند باز هم همان گزینه غیرمنطقی را انتخاب می کنند.
در نوکلئوتید ها، کوچکترین واحدهای اسید نوکلئیک یعنی DNAوRNA نيزمانند اسید های آمینه نامتقارنی مشابهی وجود دارد. ولی در آنجا فقط اسید های آمینه راست به کار می روند. این هم واقعیت دیگری است که هر گز نمی توان از راه تصادف پیدایش آن را توجیه کرد.
خلاصه این که با بررسی احتمالاتی که تا کنون خواندیم به این نتیجه می رسیم که توجیه پیدایش حیات از راه تصادف غیرممکن است. احتمال به وجود آمدن مولکولی که دارای چهارصد اسید آمینه است و همه اسیدهای آمینه آن چپ باشند.یک در2400 است که معادل یک در 10120می باشد. دانشمندان تعداد الکترون های موجود در کل جهان را1079 حساب کرده اند که عدد بسیار بزرگی است ولی باز هم از تعداد احتمالات ما کمتر است.احتمال اینکه این اسید های آمینه در جایی و به نحوی قرار گیرند که حاصل آن یک مولکول پروتئین باشد را قبلا حساب کردیم. احتمال کل می شود حاصل ضرب این دو احتمال که عدد بسیار بزرگتری خواهد شد. حالا اگر پروتئین های بزرگتر را درنظر بگیریم محاسبات از تصور خارج خواهد بود.
پیوند صحیح امری حیاتی است
علاوه براینکه اسیدهای آمینه باید با تعداد مناسب و در جای مناسب خود قرارگیرند و با ساختارسه بعدی مناسب(راست یاچپ) به هم بچسبند. این امر هم به این دلیل است که مولکول های اسید آمینه دارای چندین بازو هستند وتنها از بازوهای معینی باید به هم بچسبند. اینگونه پیوند را peptide bond می نامند. اسید های آمینه از بازوهای مختلف به هم وصل می شوند ولی برای تشکیل پروتئین حتما باید از بازوهای معینی به یکدیگر وصل گردند.
تصور کنید همه اجزای ماشینی در جای مناسب خود نصب شده باشند فقط یکی از چرخ ها را به جای اینکه با پیچ ومهره وصل کنند با سیمی ببندند به نحوی که محورچرخ به زمین بچسبد.مشخص است که این ماشین اگر دارای پیشرفته ترین فناوری ها هم باشد نمی تواند کوتاه ترین مسافت را هم طی کند.درمورد پروتئین هم این گونه است اگر پیوند اسیدهای آمینه آن غیر پپتاید باشد کلا بدون استفاده خواهد بود.
تحقیقاتی که بر روی پیوند تصادفی اسیدهای آمینه صورت گرفته نشان داده است که فقط پنجاه درصداسیدهای آمینه به صورت پپتاید با هم پیوند برقرار می کنند وبقیه از طرق دیگری باهمم پیوند داده و به پروتئین تبدیل نمی شوند. بنا براین باید از بین اسیدهای آمینه دست چپ انتخاب کرد و با پیوند پپتاید آنها را به هم چسپاند. احتمال این امر نیز به اندازه همان احتمال انتخاب پروتئین های چپ است یعنی برای مولکولی که چهارصد اسیدآمینه داردیک در 2400می باشد که بر دو تقسیم گردد زیرا اولین پروتئین که بقیه را به خود جذب می کند انتخابی نیست لذا این عدد را بر 2 تقسیم می کنیم می
شود2399.
احتمال صفر
همانطور که در زیر می بینیم احتمال تشکیل تصادفی مولکول پروتئینی که 500اسید آمینه دارد برابر است با یک در 10950 ده بتوان نهصد پنجاه این عدد ازقوه ادراک بشر خارج است. این رقم فقط برروی کاغذ وجود دارد ودرعمل تحقق یافتن چنین احتمالی صفر است. در علم آمار هم تحقق یافتن احتمالاتی کوچکتر از یک در 1050 ده بتوان پنجاه برابر صفر است در حالی که عددی که ما به دست آوردیم از این بسیار کوچکتر است. به عنوان مثال مولکول هموگلوبین از 574 عدد اسیدآمینه تشکیل شده است. و این در حالی است که در میلیاردها سلول بدن در حدود 250ملیون مولکول هموگلوبین وجود دارد.
اگر اسید های آمینه به طور آزمون و خطا با هم در آمیخته شوند برای تحقق 10950 ده بتوان نهصد پنجاه بارترکیب آنهاعمر زمین کفاف نمی دهد.


۳-آیا درطبیعت ابزاری برای آزمون و خطا وجود دارد؟
همانطور که دیدیم تعداد احتمالات سر به فلک کشید و تحقق چنین احتمالاتی عملا غیر ممکن است. این راهی است که داعیان تکامل در آن به بن بست می رسند زیرا در طبیعت ابزار آزمون و خطا وجود ندارد.
امکان ندارد مولکول پروتئینی که دارای 500 اسید آمینه است تشکیل شود مگر در یک محیط طبیعی ایده آل که قابلیت آزمون وخطا داشته باشد که چنین محیطی وجود ندارد. زیرا احتمال تشکیل آن یک در 10950ده بتوان نهصدوپنجاه است.
منظور از آزمون وخطا این است که یک دست پنهان پانصد اسید آمینه را با هم ترکیب کند وقتی ترکیب حاصل پروتئین نشد بایددوباره این پانصد اسید را با ترتیبی مغایر با حالت قبلی در کنار هم بچیند. و این کار را آنقدر انجام دهد تا به پروتئین برسد. باید اسید های آمینه را هر بار تا پیوند شماره 499 با هم ترکیب کند و ازآن به بعد دیگر پیوند ها را متوقف کند. و نگذارد ماده ای غیر از اسید آمینه وارد پیوند ها شود.
داعیان تکامل ادعا می کنند که اسید های آمینه در طبیعت از طریق واکنش هایی به وجود می آیند و بعد با هم ترکیب شده و پروتئین ها را به وجود می آورند.اما در عمل واکنش هایی که در طبیعت انجام می شوند تنها تغییراتی ساده و ابتدائی وموادی معین و محدود به وجود می آورند. و برای به وجود آوردن مواد شیمیایی پیچیده نیازمند آزمایشگاه ها و تجهیزات پیشرفته وحتی کارخانه های بزرگ هستیم.دارو هایی که مصرف می کنیم از این دست ترکیبات هستند و با این وجود ساختارپروتئین بسیار پیچیده تر از داروها هستند.
اگرفرض کنیم پروتئینی هم به طور طبیعی و تصادفی به وجود آمده باشد برای بقا باید به محیط دیگری منتقل و در شرایط خاصی از آن نگهداری شود وگرنه یا از هم شکافته و یا با جذب مواد دیگر به ماده کاملا متفاوتی تبدیل می گردد.
تلاش های مذبوحانه تکاملی ها برای توجیه پیدایش حیات
داعیان تکامل همواره در پاسخ به سوال" حیات چگونه به وجود آمد؟" طفره می روند وخیلی ساده از روی آن رد می شوند.
اگر ثابت شود یکی از مراحل تکامل امکان ناپذیراست کل نظریه ازبین می رود. به عنوان مثال اگر بدانیم که تشکیل تصادفی پروتئین غیرممکن است دیگر لازم نیست جمجمه انسان ومیمون را در دست گرفته و شباهت آنها به یکدیگر را بررسی کنیم.
چگونگی پیدایش موجود زنده از مواد غیر زنده آن قدر مهم است که داعیان تکامل تا مدت ها جرات نزدیک شدن به آن را نداشتند با این وجود در ربع دوم قرن بیستم مطالعاتی در این خصوص صورت گرفت. آنها آزمایش هایی را در محیط آزمایشگاه انجام دادندکه بااستقبال واقع نشد ولی مهمترین آزمایش در این مورد را یک دانشمند آمریکایی به نام دکتر میلردر دانشگاه شیکاگو همراه با هارولد یوری در سال1953 به انجام رساند.این آزمایش را به نام هردو دانشمند گاه یوری و گاه میلر می خوانند.
با اینکه اینک بیش ازنیم قرن از آن زمان می گذرد و دانش و تکنولوژی چند برابر شده است هیچ کس درزمینه تکامل مولکولی آزمایشی انجام نداده است و هنوز هم در کتاب ها برای دفاع از این نطریه تجربه میلر را تدریس می کنند.
احتمال تشکیل یک پروتئین از طریق تصادف صفر است
برای تشکیل یک پروتئین مفید سه شرط لازم است:
شرط اول:باید همه اسید های آمینه موجود در پروتئین از نوع درست و دارای توالی درست باشند.
شرط دوم: همه اسید های آمینه موجود در زنجیره پروتئین دست چپی باشند.
شرط سوم:همه اسید های آمینه از طریق پیوند شیمیائی موسوم به پپتاید به هم پیوند خورده باشند.
برای اینکه پروتئین تشکیل شود این سه شرط باید به طور هم زمان به وجود آید بنابراین احتمال کل تشکیل پروتئین برابر است با حاصلضرب احتمال تحقق هریک از این شروط.
به عنوان مثال پروتئینی که 500 اسید آمینه دارد:
احتمال اینکه اسید های آمینه دارای توالی صحیح باشند:
درترکیب پروتئین ها بیست نوع اسید آمینه وجود دارد. از این رو احتمال اینکه همه اسید های آمینه به طرز درست انتخاب شوند عبارت است از:
1/20500كه برابراست با 10650/1
و این یعنی از ده به توان 650 احتمال یک مورد درست خواهد بود.
احتمال اینکه اسید های آمینه دست چپ باشند:
احتمال اینکه اسید آمینه چپ باشد=2/1
احتمال اینکه همه اسید های آمینه در آن واحد دست چپی باشند=2500/1 این عد برابر است با 10150/1
احتمال پیوند اسید های آمینه از طریق پیوند پپتاید:
اسید های آمینه این قابلیت را دارند که از طریق پیوند های مختلفی با هم ترکیب شوند اما تنها پیوند های پپتاید تشکیل پروتئین می دهند. بر اساس تحقیقات احتمال اینکه اسید های آمینه از پیوند شیمیایی پپتاید با هم پیوند برقرار کنند پنجاه درصد است. بنابراین:
احتمال ترکیب دو اسید آمینه از طریق پپتاید=2/1
و احتمال ترکیب کل اسید های آمینه از طریق پپتاید =2499/1 که تقریبا برابر است با 10150/1
وحاصل ضرب نهایی عبارت است از:
1/10150 x 1/10150 x 1/10650 =1/10950
جواب اینهم بوضوح برابر با صفر است.
دقيقا درست فهميديد احتمال بوجودامدن تصادفى صفر است وبيشک طراحی هوشمند نشانه بارزی از خلقت موجودات و حتی ما دارد.
]5,6[


-------------------------------
-منابع متن:
1:
Alexander I. Oparin, Origin of Life, (1936) NewYork: Dover Publications, 1953 (Re print), p..196
2:
Klaus Dose, «The Origin of Life: More Questions Than Answers», Interdisciplinary Science Rewievs, Vol 13, No. 4 1988, p. 348
3: Jeffrey Bada, Earth, February ,1998 p. 40
4:
Nicholas Wade, “Life’s Origins Get Murkier and Messier”, The New York Times, June 13, 2000, p. D1-D2
5:
. Earth, «Life’s Crucible», February, 1998 p.34
6:
National Geographic, «The Rise of Life on Earth»,
March, 1998 p.1.68
-سایر منابع:
1,2,3,4,5,6:
Allah is known through reasons PDF Book by Harun Yahya
Evolution Deceit PDF Book by harun yahya
به نقل از صفحه "مسلمانان پاسخ می دهند" در فیسبوک



مقاله‌ای می‌خوندم در مورد پیدایش حیات تو سایت Talkorigins (سایت خوبیه برای کسی که شبهه داره در مورد تکامل) به اسم «دروغ، دروغ‌های لعنتی، آمار و احتمالات پیدایش حیات» [۱]. عنوان مقاله خیلی هوشمندانه انتخاب شده: چون برای زیر سوال بردن تحقق پیدایش حیات یه راه حل بیشتر وجود نداره: دروغ. اگه کسی بخواد پیدایش حیات رو رد کنه باید دروغ‌های زیادی رو در حرفاش بگنجونه و آمار احتمال بستر خوبیه برای سر کار گذاشتن مخاطب!

مقاله بالا از اینجا شروع می‌کنه که با تصادفی قرار گرفتن مولکول‌ها کنار هم سلول اولیه به وجود اومده؛ سوپ آغازینی داشتیم از آمینواسیدها که به طور تصادفی با هم پیوند ایجا می‌کردن که ناگهان یک پروتئین یا اولین سلول ایجاد شده! به هیچ وجه این طور نبوده. پیدایش اولین سلول موضوع پژوهش علم شیمیه، نه احتمال. پیدایش سلول‌ها فرایندی احتمالاتی نیست، بلکه حاصل پیچیدگی افزایشی مولکول‌ها در زمین بستر حیاته. خوشبختانه علم پیدایش حیات روز به روز در حال پیشرفته و برای چگونگی ایجاد خیلی از ساختارهای اولیه حیات و فلسفه انتشارشون در حیات امروز توضیح دقیقی وجود داره.

این که برای تشریح پیدایش حیات باید به علم شیمی رجوع کرد، نه آمار و احتمال برای خلقت‌باورا دردناک بوده، چون در حوزه شیمی نمی‌شه به راحتی با آمار و ارقام بازی کرد تا به نتیجه دلخواه رسید. مکانیزم پیشنهادی مقاله بالا برای پیدایش اولین سلول به این صورته که در سوپی از انواع آمینواسید فرایند خاصی آمینواسیدها رو به صورت تصادفی با هم پیوند می‌ده و بعد تعداد حالت‌های پیوند خوردن آمینواسیدها برای تشکیل یه پروتئین خاص رو محاسبه کرده. هر پروتئین از یک یا چند زنجیر پپتیدی تشکیل شده. زنجیر پپتیدی دنباله‌ایه از آمینواسیدهای (اسید آمینه) مختلف.

برای مثال فرض کنیم ۲۱ اسید آمینه پروتئین‌زا در محلولی وجود داشته باشن، زنجیرهای پپتیدی ممکن به طول صد آمینو اسید برابر [تصویر: ql_2a8041bf2e4c4925a0205d0afdc7a052_l3.png] (۲۱×۲۱×۲۱×...×۲۱) حالت مختلف می‌شه. در این صورت احتمال ایجاد یک آمینواسید دلخواه در این محلول برابر [تصویر: ql_c04231938536ca6f310cf9f92dc5f48b_l3.png] می‌شه. اگه زنجیر پپتیدی هوموچیرال (راست-دست یا چپ-دست) بخوایم، این احتمال برابر [تصویر: ql_acac32cd7148d2ff5f7eb971fe0842ba_l3.png] می‌شه (هر رزیدو یا موقعیت روی زنجیر ۴۲ حالت داره و ۲ زنجیر (چپ یا راست) برای ما مطلوبه)

مشکل اینجاست که چنین سناریوی تخیلی هرگز برای پیدایش پروتئین‌ها یا پیدایش سلول پیشنهاد نشده. علم پیدایش حیات اولین ساختواره‌های حیات رو سلول‌ها یا پروتئین‌ها نمی‌دونه، بلکه اون‌ها رو ساختارهای بسیار ساده‌تری می‌شناسه (شکل رو ببینین). هر مرحله در پیدایش حیات باعث افزایش اندک پیچیدگی و نظام‌مندی می‌شه و سامانه شیمیایی تدریجا به سمت موجودات زنده حرکت می‌کنه، نه به صورت آنی.

[تصویر: Screenshot_from_2017_10_31_15_19_15.png]

متن با مثالی از ساختمان و آجرها ادامه پیدا کرده که نشون دهنده درک پایینی از فرایندهای شیمیایی هست که شباهتی به مثال فوق نداره. حالت تعادل در واکنش‌های شیمیایی حالتیه که سرعت تبدیل واکنش‌گرها به محصولات و برعکس یکسانه. واکنش‌هایی که در حالت تعادل رخ می‌دن به راحتی برگشت پذیر هستن، اما واکنش‌هایی به صورت دور از تعادل (Far-from-equilibirium) وجود دارن که یکطرفه هستن. بسیاری از مراحل پیدایش حیات شامل واکنش‌های یکطرفه‌ای هست که محصولاتشون به سادگی به اجزای تشکیل دهنده شون تجزیه نمی‌شه. از طرفی، پیدایش حیات شامل ایجاد و نگه‌داری زیرساختارهای ناقص و بی‌استفاده و تکمیل اونها طی میلیون‌ها سال نیست؛ هر مرحله از پیدایش حیات چرخه شیمیایی کامل ولی ساده‌تر از مراحل بعد از خودش هست.

حاشیه‌ای در مورد پروتئین‌ها: درست نیست که هر پروتئین تنها به یک توالی منظم نیاز داره. بیشتر پروتئین‌ها زیرساختارهایی دارن که هر آمینواسیدی می‌تونه جای آمینواسید دیگه قرار بگیره (آبدوست به جای آبدوست، خنثی به جای خنثی و آبگریز به جای آبگریز). دو تا مولکول پروتئین با کارکرد یکسان ممکنه ۳۰٪ تا ۵۰٪ متفاوت باشن. اینجا کاربرد پروتئین‌های همولوگ رو می‌شه دید، پروتئینی از یک گونه (مثلا مخمر) رو می‌شه برداشت و اون رو با پروتئینی مشابه (نه یکسان) در سلول گونه دیگه (مثل انسان) جایگزین کرد بدون این که به سلامت سلول خدشه‌ای وارد بشه.

باید توجه کرد که برای ساخت پروتئین‌های جدید نیاز نیست فرایندی که برای ایجاد اولین پروتئین‌ها طی شده تکرار بشه، بلکه با ایجاد تغییر در پروتئین‌های دیگه می‌شه پروتئین‌های جدیدی ایجاد کرد) هر پروتئین ساختارهای رایجی داره که ممکنه در پروتئین‌های مختلف با کارکرد کاملا متفاوت استفاده بشه. (مشابه یک ساختمان که از دیوارهایی تشکیل شده و هر دیوار از اجرها. برای ساخت ساختمان جدید نیاز به چیدن مجدد آجرها نیست، بلکه با جا‌به‌جایی یا تکرار مجدد دیوارها در مختصات مختلف ساختمان جدیدی ساخته می‌شه). این کار فرگشت پروتئین‌ها رو به امری شدنی تبدیل کرده.

[تصویر: 800px_Saposin_Swaposin_svg.png]

جایگشت حلقوی یکی از رویدادهاییه که می‌تونه پروتئین جدید ایجاد کنه. شکل بالا دو دامنه پروتئینی رو نشون می‌ده یکی به اسم ساپوزین و اون یکی به اسم سواپوزین. اگه رشته پلیمری اولی رو به صورت حلقه دربیاریم و از نقطه دیگه‌ای ببریم تبدیل می‌شه به دومی.

حاشیه‌ای در مورد چپ-دست بودن پروتئین‌ها (یا راست‌دست بودن قند نوکلئیک‌اسید): اولا تمام پروتئین‌های حاظر در حیات چپ‌دست نیستن. پروتئین‌های زیادی وجود دارن که زنجیر پپتیدیشون شامل اسید‌امینه‌های هم چپ-دست و هم راست دسته. مثلا باکتری Brevibacillus brevis با طی فرایند شیمیایی پیچیده زنجیری از آمینواسیدهای چپ و راست ایجاد می‌کنه که ساختار سم Gramidicin رو تشکیل می‌ده.

با این حال هوموچیرالیتی یا دست‌سانی یکسان در کل حیات قابل مشاهده ست و بنابراین باید توضیح داده بشه که اولا چه طوری به وجود اومده، چون اگه محلول شیمیایی از مواد دست‌سان ایجاد بشه نسبت ۵۰-۵۰ از مولکول‌های پادهمسانپار (دارای دست‌سانی چپ و راست) از اون ماده ایجاد می‌شه که بهش محلول راسمیک می‌گن. و ثانیا باید دید چه طور در حیات زمین گسترش پیدا کرده.

فرایندهای شیمیایی وجود داره که در اون مخلوط راسمیک در یک طرف واکنش حضور داره و با پایان واکنش به صورت خودبه‌خود محلول هوموچیرال به دست میاد. شرط لازم این واکنش اینه که مولکول خودش رو تولید کنه و در همین حال مانع تولید مولکول پادهمسانپار خودش بشه در این صورت یک تفاوت جزئی در نسبت مولکولهای راست دست و چپ دست منجر به تولید ماده هوموچیرال می‌شه.

[تصویر: Screenshot_from_2017_10_31_19_09_05.png]

شکل همین موضوع رو نشون می‌ده: نسبت اولیه مولکول‌های چپ (L) و راست (D) برابر ۳:۲ هست. در حالی که یک مولکول L و D همدیگه رو غیرفعال می‌کنن، باقی مولکول‌ها خودشون رو تکثیر می‌کنن که نسبت ۴:۲ رو باعث می‌شه و در نهایت به نسبت ۱۰:۲ می‌رسه. مثال این اتفاق، واکنش Soai نام داره. این آزمایش نشون می‌ده که ایجاد هوموچیرالیتی نیاز به تصادف غیرقابل تصور نداره.

اما این که چه‌طور در حیات زمین این یکدست بودن چیزه شده می‌تونه دلایل خاصی داشته باشه. پیشنهاد شده که در صورت وجود ساختارهای با یک نوع مولکول و دو نوع مولکول، در رقابت برای افزایش پیچیدگی، خیلی راحت مولکولهای دودست از گردونه رقابت حذف می‌شدن [۲] که می‌تونه دلیلی مثل تنوع کمتر این ساختارها یا پایداری بیشتر اونها باشه [3].

پی‌نوشتی در مورد پیدایش حیات: برای دیدن فرایند «دقیقی» که منجر به پیدایش حیات شده نیاز به ماشین زمانه، چون هر فرایند پیشنهادی اگرچه امکان وقوع داشته، اما می‌تونه دقیقا همون مسیری نباشه که حیات طی کرده. از این لحاظ، فرضیه پیدایش حیات ممکنه همیشه به عنوان یک فرضیه باقی بمونه. اما غیر ممکن نیست که یک تصویر کلی از اون به دست بیاریم. با این حال، نقطه نزاع بین معتقدین به پیدایش شیمیایی حیات و معتقدین به خلقت امکان ایجاد حیات به طریق شیمیاییه. بنابراین کافیه یک مسیر احتمالی برای پیدایش حیات نشون داده بشه تا ببینیم برای پیدایش حیات نیاز به طراح هوشمند نیست. در مقابل اثبات این ادعا که هیچ مسیری برای آغاز یات وجود نداشته با دشواری بزرگی همراهه، چرا که باید تمام مسیر‌های ممکن شیمیایی بررسی بشه و نشون داده بشه که همه اون‌ها غیرممکنه و شاخت و بررسی تمام این مسیرها در توان بشر امروزی نیست. روش‌های احتمالاتی که دوستان خلقتباور هم بهش متوسل می‌شن همین‌طور که اینجا نمونه‌ش رو دیدیم مغلطه هستن و به پیش‌فرضهایی نیاز دارن که یا اثبات نشدن یا نادرستیشون نشون داده شده.


متن یه سری منبع می‌خواد که در اسرع وقت بهش اضافه می‌شه.

(۸/آبان/۹۶ ۷:۱۳)mbanki نوشته است: [ -> ]درود مجدد
عرض کردم که شتاب نکنید مباحث فرگشتی همیشه درتغییر است ودرست هم هست چون ماهیتش همین است اما برای درک مطالب معقول ومبدا ومعاد باید ازآن خارج شد والا در زندانی سربسته خواهیم مرد فعلا از دستگاه دور میشوم تا بعد ان شاء الله شمارا درتاپیک مورد علاقه خواهیم دیدموفق باشید
بانکی جان وارد حبث معقولات هم می‌تونیم بشیم. توی تاپیک مذکور متاسفانه بحث نقلی کردی و تکامل رو با مراحل پیدایشی که مد نظر خودت بود تطبیق دادی. اگر در مورد مطالبی که نوشتی بحث یا ادله ای داری می‌شه توی تاپیک دیگه بحث کرد.

اما این رو هم اضافه کنم که ادعایی که مطرح کردی روشن نیست. تعریفی از تکامل و ... ارائه ندادی و حد شمولی برای قاعده تکاملیت تعیین نکردی که همه اینا بحث یا دریافتن نظرت رو مشکل می‌کنه.
(۹/آبان/۹۶ ۲۳:۱۹)mahdy30na نوشته است: [ -> ]سلام
واقعا ؟ راه کارهایی که پیشگرفتی اگاهی یابی بود ؟ حداقل مثل استادت یکم مردامگی بخرج میدادی .
دادا ، هر روشی بگی باهات امتحان کردم ولی متاسفانه فقط از پاسخ صریح فرار میکردی .
من هر زمان دوختم پاسخ دوخت رو بده چرا ترس داری ؟ میخوای یاد بگیر دیگه فکر کن یه معلم داری که سختگیر هست و با کوچکترین حرکت فلک میبنده
همینقدر که شما داشته های خودتون رو به رخ دیگران میکشین کفایت میکنه . دیگران عقل دارن و شما هم داری ولی ایا پیشنهاد دادن یعنی بی عقل فرض کردن دیگران ؟؟؟؟؟تبلیعات بازرگانیه مگه ؟
1- نسلت به حضرت ادم میرسه یا عمو زاده های جناب داوکینز ؟ دقیق و با رسم شکل توضیح بدهید .
2- تکامل رو دقیق شرح بده .
این 2 مورد رو دقیق و بدون حاشیه رفتن پاسخ بده .
سلام وشب بخیر
کاش مقدمه مطلبت را نمی نوشتی وکاش تاپیک بنده را حذف نمیکردید بهرحال الخیر فیما وقع
1-بنده مانند سادات شجره نامه ندارم تا در ادامه به حضرت آدم برسم .ازطرف دیگ آقای داوکینز را نمی شناسم تا عموزاده ایشان باشم اگر علم فرگشت ثابت کند که پدر ومادر جمعیت جهان یک نفر نیست بنابراین پدر ومادر من معلوم نیستند واگر همان حضرت آدم باشند بنده هم فرزند آن بزرگوارم
2-تعریف تکامل در آغاز تاپیک بنده هست آنرا ملاحظه بفرمائید
ضمنا چشم شما روشن دوستمان با دستی پر وارد شدند
(۸/آبان/۹۶ ۱۳:۴۳)vahrakan نوشته است: [ -> ]شباهتهای انسان با موز و مرغ!!!


اگر بتوانیم تفاوت های ظاهری انسان ها از قبیل نژاد، رنگ پوست، مو و غیره را کنار بگذاریم به نظرمی رسد که انسان های اولیه وجوه مشترک زیادی با «موز» دارند! بیش از ۶۰ درصد از ژن های انسانی ومیوه ای که ما به نام موزمی شناسیم به هم شباهت دارند. ما انسان ها حتی شباهت هایی در این حد با «مرغ» داریم. انسان و مرغ از بیش از ۷۵ درصد ژن های مشترک برخوردارند!!! اما شامپانزه ها نزدیک ترین خویشاوندان ما انسان ها به شمار می روند که بیش از ۹۸ درصد از ژن ها وDNA «دی ان ای» ما با آن ها مشترک است.
این حقایق و کشفیات حیرت آور تنها گوشه ای از مجموعه تازه ای است که در موزه ملی تاریخ طبیعی برای نخستین بار به نمایش گذاشته شده است.
در این تالار بزرگ که خاستگاه و منشاء انسان در آن به نمایش در آمده است، یکی از سئوالات مهم و همیشگی که آدم ها از قرن ها پیش تا کنون ازخود پرسیده اند باری دیگرمطرح شده است:«انسان بودن چه معنایی دارد؟»

موزه ملی تاریخ طبیعی شهر واشنگتن این مجموعه حیرت آور و کم نظیر را درصدمین سال گشایش این موزه به دیدارکنندگان خود اهدا کرده و به این صورت به آن ها خوش آمد گفته است.

دیدار کنندگان از این نمایشگاه قبل از هرچیز وارد تالاری می شوند که به صورت یک تونل زمان، چهره هایی از انسان های اولیه تا به امروز را به نمایش گذاشته است. یکی از این چیدمان ها، جعبه آینه ای است که بیش از ۷۵ نوع جمجمه سر از جنس انسان به نمایش گذاشته شده است. در کنار این چیدمان که در تالار منشاء انسانی بخش «اسمیتسونین» موزه قرارگرفته، ریک پاتز رئیس و کیوریتور موزه توضیح می دهد که چگونه این جمجمه ها برخی از قدیمی ترین بازمانده های به دست آمده از ۶ قاره جهان هستند:«نوع زندگی که این جمجمه ها شاهد آن بوده اند امروزدیگر روی این کره خاکی وجود ندارد. از این شجره تنها مایعنی انسان های امروزی باقی مانده ایم.»

بیش از۳۰۰ قطعه فسیل مربوط به ادوار گذشته و اشیاء دیگر در این نمایشگاه، نمایانگر تکه تکه هایی به هم پیوسته جسمانی ورفتاری است که در طول هزاران هزار سال دچار تغییر و تحول شده است. دیدار کنندگان از این نمایشگاه می آموزند که چگونه مراحل مهم و مختلف حیات بشر طی شده است. چگونه انسان اولیه می آموزد که روی دو پا بایستد. چگونه اندازه مغز بشر بزرگ تر می شود. چگونه زندگی اجتماعی انسان اولیه جنبه های پیچیده تری به خود می گیرد و بالاخره چگونه انسان اولیه با کلام و سخن آشنا می شود.

دیدارکنندگان از این نمایشگاه می توانند چشم بر چشم پدران اولیه خود بدوزند که به صورت آدم های واقعی بازسازی شده اند. آن ها می توانند درکنار اجاق های جمع این انسان های اولیه بنشینند و روی جای پاهای آن ها که از روی مدل های ۳ میلیون سال پیش ازاین در کشور آفریقایی «تانزانیا» قالب گیری شده قدم بگذارند.

رئیس موزه می گوید:«این جای پای سه انسان اولیه واقعی است که بیش از سه میلیون سال پیش در یکی از دشت های آفریقا قدم برمی داشته اند و از جایی به جای دیگر می رفته اند.»

دو فسیل انسانی تاریخی در این نمایشگاه به بیش از ۲۸ هزار سال پیش باز می گردند. یکی از این جمجمه ها به دوران «کرو- مگنون» Cro-Magnonیا دوران پیدایش انسان های اولیه در اروپا باز می گردد و دیگری جمجمه یک «نیندرتال»Neanderthal یکی از انواع بشری که در دوران «کرو – مگنون» ها زندگی می کرده و بیش از ۳۰ هزار سال پیش ناپدید شده است. این دو جمجمه از طرف موزه تاریخ بشری شهر پاریس به موزه ملی شهرواشنگتن قرض داده شده است.

آلن فرومنت، مدیر و کیوریتور موزه پاریس می گوید این دو فسیل در فرانسه در سال ۱۸۵۹ و درزمانی کشف شده اند که «چارلز داروین» کتاب معروف خود «منشاء انواع» را منتشر ساخته است:«این کشف تازه در آن زمان به آتش مبحث منشاء انواع بشر که یکی از داغ ترین و جنجال برانگیز ترین مباحث روز بود یک بار دیگر دامن زد. این که بتوان انسانی از دوران مدرن پیدایش انسان در اروپا را در کنار حیوانی منقرض و تمام شده دید.»

در این نمایشگاه تازه، دیدارکنندگان مشتاق اند تا به این مدل های انسان های اولیه دست بزنند، چهره های خود را با دستگاه های مخصوص تبدیل به چهره های انسان اولیه کنند و با موارد دیگر علوم پیدایش بشری و فرضیه سیرتکامل از نزدیک آشنا شوند:«کارتازه ای که ما در این تالارها انجام داده ایم دادن فرصتی به تماشاگر است که با سه دوره سیرتکاملی بشر از نزدیک آشنا شده و شواهد را با دست خود لمس کند. این دیدار در نهایت موجب ایجاد گفتگوهایی بین دیدار کنندگان و دانشمندان می شود. وقتی شما بتوانید تمام عوامل موجود در این نمایشگاه تازه را در کنار هم قرار دهید در واقع توانسته اید یک تصویر کامل و متحرک از زندگی یک انسان اولیه را در سه مقطع مختلف از زمان بدست آورید. شناخت مجموعه ای از زندگی این انسان های اولیه در سه مرحله مختلف، به ما می آموزد که انسان بودن واقعا چه مفهومی دارد.»

تحلیل: آنچه در بالا خواندید اصلا یک مطلب طنز نبود بلکه خبری بود که در تاریخ 18/1/1389 در یکی از سایتهای خارجی منتشر شد...با این بساطی که فرگشت گرایان راه انداخته اند نیز شنیدن این خبرها اصلا عجیب نیست...آنها هر روز چند تا فسیل و مجسمه انسانهای عجیب و غریب را در یک دکور ما قبل تاریخ جمع و جور کرده و سعی می کنند با برخی بازیهای لفظی بازدید کنندگان را قانع کنندگان کنند که اینها اجداد شما هستند..پس با محبت زیاد چشم در چشمان انها بدوزید و با آنها عکس یادگاری بیندازید...در ضمن تا وقت دارید پای خودتان را جای پای آنها بگذارید و ببینید آیا شماره پای شما شبیه آنها هست یا خیر....

البته اگر از موضع شباهتها نگاه کنیم غیر از شباهتها با میمون ها و شامپانزه ها ما با میوه ها و گیاهان نیز شباهتهای زیادی داریم و ممکن است یک فرگشت گرا بگوید موزها عموزاده های قدیمی ما، خیار سبزها دختر دایی های ما و گوجه فرنگی ها در چند صد میلیون سال قبل، عمه های ما بوده اند!!! حال در این هیاهو یک سوال بسیار مهم مطرح می شود که نویسنده خبر بالا هم در بالا در آخرین جمله اش مطرح کرده و آن این است که انسان بودن واقعا چه مفهومی دارد؟ یک سوال هم بنده مطرح می کنم: چه شدکه مادر طبیعت و پدیده فرگشت تصمیم گرفت وسط این همه اسب و خارپشت و موز و مرغ، ناگهان یک شاخه خود را برای تولید موجود فوق العاده متفاوتی به نام انسان مامور نماید؟ چرا او چنین تصمیمی گرفت؟
سلام Vahrakan عزیز. Smile خاطره می‌گی؟ اونم تازه معلومه نویسنده هنوز نمی‌دونه که همه موجودات زنده روی زمین از یک درخت تکاملی هستن. بله ما همه با هم فامیلیم! (در صفحه 22وم تاپیک فرگشت داریم تصور درستی ازش به دست میاریم، خیلی خوبه)

بعدش هم که از صنعت جانبخشی به اشیاء استفاده کردی و نوشتی مادر طبیعت تصمیم گرفت؟ نه، فرگشت آینده‌نگری نداره (و ما انسان‌ها هم اون موجودات کبریایی که زمانی تصورش رو می کردیم نیستیم -نه فقط بر اساس علم فرگشت البته. اما این درسته که یکی از انفجارهای تکاملی در پیدایش انسان رخ داد)

حالا به جای خاطره گفتن بیا بحث علمی کن لطفا! دو تا سوال قبلی من رو که جواب ندادی! بذار یه سوال دیگه بپرسم: به نظرت چی شد که خالق طبیعت تصمیم گرفت پروتئین‌هایی بسازه که دست چپی باشن؟ چرا موجودات یا کنام دست راستی در طبیعت ایجاد نکرد یا چرا از بین دست چپی، دست راستی و ترکیب هردو پروتئین‌های دست چپی رو انتخاب کرد؟

(۸/آبان/۹۶ ۱۵:۳۳)abdollah1 نوشته است: [ -> ]"بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
اقرأ بسم ربك الذي خلق، خلق الإنسان من علق، إقرأ و ربک الأکرم، الذی علّم بالقلم، علّم الإنسان ما لم یعلم، کلّا إنّ الإنسان لیطغی، أن رأه استغنی، إنّ إلی ربك الرّجعی.."
"به شناسه خداوند پرمهر بسیار مهربان
خوان به شناسه پرورنده ات همان آفرید، آفرید پیدا آدمیزاد از آویخته، خوانُ پرورنده ات گرامیتر، همان داناساخت به نوکتیز، داناساخت پیدا آدمیزاد چه نبوده میداند، جوریِ که نه، اگرِ پیدا آدمیزاد تامرزشکنی میکند، که دیدش خواهد بهرمند شود، اگرِ سمت پرورنده ات برگشتنها.."
آشتی سلام
بینید از دید درون آیین، همانگونه که عیسی پسر مریم، آشتیِ خداوندِ پرمهر برش باد، از گل پرنده میساخت،آفرینش نخستین از گِل پذیرفته هست، در آغاز دسته بندی شده سوره نساء پیدایش نخستینرا از ماده ای میداند که شویش، جفتش ازش آفریده شد، در پیرامون هم میبینیم که از گلهایی جور کاکتوس تنها کاکتوس هایی جوانه میزند، بار دگر جوانه ها از کاکتوس مادر جدا میشوند،پس از زمانی همان کاکتوس گُل میدهد با کاکتوسی که از جوانه اش رویید از راه پشه هایی بارور میشود یا از آمیزش هاگهای ماده با گرده های نر خودش هم بارور شده تخم ریزی میکند، انار هم اینچنین هست، در برخی جاها در سرزمینهای دور دیدند غورباقه های اینچنینی دیده شد،،
خداوند یگانه آفرینش عیسی را به آفرینش آدم هم همسان کرد،"..إن مثل عیسی،، کمثل آدم..کن فیکون.."
کن فیکون هم نمیگوید آفرینش تند درجا، که یکون از دنباله دار بودن یا استمراری هم دریافت میشود،،
در زمان پیدایش آدمیزاد ، خداوند هم نگفت، او را درجا در دم آفرید،،چه که "..حمأ مسنون.." این مسنون جور مفعول از سِن، یا سالخوردگی یا دگرگونی در زمانها میآید،،
درباره همسانی یا شباهت دو چیز نمونه میآوریم که از یک مادر همیشه نیستند، نفتُ آب با الکل، هر سه روان هستند، هر سه هم هیدروژن دارند،CnH2n+2 ،h2o, C2H5OH,
آیا نمیشود اینها را از روشهایی جداگانه درست کرد؟ نمونه یکی را در درخشش الکتریکی در میان هیدروژن با اکسیژن، بار همین را از سوزاندن نفت در اکسیژن، یا ،،
همین پلاستیکِ گِرد توپُر لگد زن مِسی اسپانیایی را بینید، که جور پرسشِ بزرگوارمان همانند هست، آیا ایندو دوقلو اند؟ آیا پدر مادرشان یکی هست؟ مگر تا رسیم به آدم حوا،،
پس "اَلله""خداوند" میتواند از هر روشی که خواهد با توانش آفریده هایی بسازد که در توان ما هم پیرامون ما نبوده هم نیست،،
"اللهم""خداوندا" مرا به ترست دار نه دگری با برپایی پیوست نماز برای یادت گفتن
عبدالله جان سلام و عرض کنم که قبلا این مساله رو پاسخ دادیم (دو بار)
موضوع شباهت نیست، موضوع شباهتیه که به طریقی غیر از جد مشترک قابل توضیح نیست. (این بخش آخر رو اگه حذف کنی ایرادی که وارد کردی درسته).

مثال شباهتها در سطح مولکولی اینه که دی‌ان‌ای تمام موجودات زنده از چهار حرف A, C, G, T درست شده، در حالی که برای ساخت دی‌ان‌ای می‌شه از حروف دیگه هم استفاده کرد. البته شباهت‌ها یک مورد نیستن، اما همین یک مورد ایده کلی رو منتقل می‌کنه.
(۹/آبان/۹۶ ۲۳:۳۸)mbanki نوشته است: [ -> ]سلام وشب بخیر
کاش مقدمه مطلبت را نمی نوشتی وکاش تاپیک بنده را حذف نمیکردید بهرحال الخیر فیما وقع
1-بنده مانند سادات شجره نامه ندارم تا در ادامه به حضرت آدم برسم .ازطرف دیگ آقای داوکینز را نمی شناسم تا عموزاده ایشان باشم اگر علم فرگشت ثابت کند که پدر ومادر جمعیت جهان یک نفر نیست بنابراین پدر ومادر من معلوم نیستند واگر همان حضرت آدم باشند بنده هم فرزند آن بزرگوارم
2-تعریف تکامل در آغاز تاپیک بنده هست آنرا ملاحظه بفرمائید
ضمنا چشم شما روشن دوستمان با دستی پر وارد شدند
شبت خوش
تایپیک شما رو بنده جذف نکردم
اما شما چیزی از دست ندادی میتونی منسجمتر و دقیقتر روش کار کنی تا پخته ترش کنی . فقط برادرانه میگم توی ادرس دهی دقت کن Cool
1- چه ربطی به سادات داره ؟! یعنی اینهمه توی این بحث گفتیم و شنیدیم تازه میگی نمیشناسم Undecided بعد میگی من :چون قصدتان آزار دیگران است
اگه من اذار رسوندم شما هم توش سهیم بودی /
علم هرگز به این سوال پاسخ قطغی نمیتونه بده Smile خیالت جمع . پس سر دراهی هستی که ببینی از نسل کی هستی باشه هر وقت به نتیجه رسیدی حتما توی خصوصی هم اگه شد " اگه نبودم توی تالار " برام بفرست .

2- ارجاع بع جای دیگه پاسخ بنده نبود . حداقا میتونستی از نقل قول کمک بگیری ولی دریغ از .... .
دیدی نمیخوای جواب بدی Wink مهم نیست . چون میدونم نمیتونی .
دوست مان ؟ دوست شما هستن ک گرامی ، برای بنده همون قدر محترم هستن که شما و دیگران هستن . پس جمع بندی نفرمایید اشخاص رو .
اتیسمو گل ، این تو و این محمد بانکی . باهم خوش باشین و امیدوارم در ادامه واقعا به جایی برسی .
شب همه به نیکی
Blush
(۸/آبان/۹۶ ۱۷:۵۸)mahdy30na نوشته است: [ -> ]دوستان گل اتیسمو Heart و بانکی Heart ، یه خلاصه برداشت از این مطالب رو توی پست بعدی لطف کنین بگین ، مطالبی که مفید هست و فکر میکنین که براش زحمت کشیدین ولی از دید طرف مقابل جا مونده بگین ، شاید یکی حوصله نداشت حداقل بدونه بعد از 17 صفحه چی گفتین شما دونفر ، منو vahrakan کاری ناشته باشین ، حرفای خودتون روخلاصه و مکفی بگین ، پست بعدی پس فقط خلاصه حرفا باشه و در پست بعد تر برداشت هایتون از مطالب طرف مقابل .
امیدوارم حداقل این کار رو درست انجام بدین . البته بانکی گل هرجا بیان کردی که برداشت از ایات و ...حداقل یه ادرس صحیح بده . اتیسمو شما هم همینطور . فعلا اینو ببنیم چه میکنین .
[/b]
سلام و شبت بخیر. پیشنهاد خوبیه. اما فکر می‌کنم االان زوده برای خلاصه نوشتن. وگرنه تصمیمش رو داشتم.
(۹/آبان/۹۶ ۲۳:۵۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]شبت خوش
1- چه ربطی به سادات داره ؟! یعنی اینهمه توی این بحث گفتیم و شنیدیم تازه میگی نمیشناسم
2- ارجاع بع جای دیگه پاسخ بنده نبود . حداقا میتونستی از نقل قول کمک بگیری ولی دریغ از .... .
1- نسل سادات به پیامبر اسلام ودر ادامه به حضرت آدم میرسد من سید نیستم پاسخهارا دقت کن جدی می نویسم
2- این هم تعریف بنده از تکامل که میتوانستید مشاهده کنید
همه موجودات از (یک ریشه) اند وبمرور زمان ودر(تنازع بقا) و (انطباق با محیط) دچار(جهش )شده وموجود جدیدی بوجود می آد و این جریان بسوی کمال پیش میره. این حاصل همه نظریات داروین ویاران اوست
(۸/آبان/۹۶ ۱۸:۳۹)mahdy30na نوشته است: [ -> ]داداش گل ، البیته علی المدعی ، فرگشت گرایان و تطور گرایان و ... گرایان ادعایی داشتن ، بیان کردن و رد شد ، حالابازم برگردن خودشون هست که مسیر و ادعاشون رو روشن کنن و بجای فریب و بازی با لغات ماهیت کلام رو بیان کنن ، وگرنه میتونم براتون نمونه هایی بیارم که بین تعریف ها باهم در مصادیق و ابتدا و انها با هم اختلاف داشته باشن .
بانکی عزیز ، شما بفرما ، هدف افرینش چیه ؟
در این مورد من قبول ندارم صحبتت رو. اوایل تاپیک دیدیم که بیشتر متخخصان این حوزه (نزدیک ۹۹.۹٪) تکامل رو نظریه درستی می‌دونن. اگه کسی مطلبی خلاف باور متخصصان رشته‌ای داره باید برای حرفش دلیل بیاره.

مثلا، کسانی که در تاریخ ادبیات سررشته دارن گلستان و بوستان رو اثر یه نویسنده می‌دونن. حالا اگه کسی معتقده دو نفر مختلف این دو کتاب رو نوشتن باید بیاد و برای جامعه علمی دلیل بیاره.

البته اینجا دلایلی آوردی و اونها رو بررسی کردیم، اما تا جایی که بحث مربوط به بار اثبات می‌شه، نه، بار اثبات به دوش شماست! Smile یعنی کسی نباید بیاد براش شما درستی نظریه رو اثبات کنه، اگه شما مخالفتی داری با نظریه باید بری و نظریه رو بشناسی و نقد کنی و نظرتو اعلام کنی.

سلام یحیی جان. مطالب خوبی رو عنوان کردی و باز هم می‌تونیم برای بررسی بهترش برگردیم به روش شناسی.

فیلسوف حرفش رو بر چه مبنایی می‌زنه؟ یک فیلسوف از چند مشاهده در جهان نتیجه گرفته که هر چیزی غایتی داره و البته مشاهدات ناقصی داشته که به علت پیشرفت علم بشر کامل شده. یک فیلسوف دیگه بر اساس مشاهدات بیشتری که داشته نتیجه گرفته که نخیر هر چیزی غایتی نداره.

اینجاست که فلسفه خیلی خطرناک می‌شه. چون چیزی گفته که اولا تعمیم تجربه بوده و استحکام عقلی نداشته و از طرف دیگه بر خلاف ادعاهای علمی ممکنه قابل سنجیدن نباشه یا سنجیدنش بسیار مشکل باشه.
(۹/آبان/۹۶ ۲۳:۲۴)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]سلام.چه قدر سریع تاپیک رو جلو بردین. امیدوارم این بحث‌ها مطالب کلیدی رو گم نکنه. برگردیم سر پیچیدگی حیات، پروتئین‌ها و پیدایش حیات (البته نمی‌خواستم وارد این یکی بشم، اما ظاهرا ناگزیر بود!) مطالب کلیدی به نظرم همین مقاله‌هاست که بررسی اون‌ها بیشترین اطمینانو در مورد درستی تکامل به آدم می‌ده، چون براش زحمت کشیده شده و سعی شده از منابع مختلف براش شواهد جور بشه. به عبارتی براش سنگ تموم گذاشتن. این مقاله رو بخونین دوباره لطفا چون چند روزی از گذاشتنش می‌گذره تا برسیم به این که واقعیت ماجرا چیه.
دوست عزیز ممنونم که مطالب را ادامه میدهید فعلا درمورد مساله سلول تلگرافی بنویسم که هم سلول وهم اتم هردو موجودات عالم ذر هستند که آفرینش درآنجا صورت میپذیرد البته این امر در جدول بنده آمده بود که حذفش کردندفعلا منتظر بقیه تحقیقات شما هستم ممنون
--------------------------------
در مورد مطلبی هم که درپاسخ به اقا یحیی نوشتید اساسا فیلسوف از مشاهدات نتیجه نمیگیرد تا تعمیم بدهد .این روش دانشمندان علوم تجربی است
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
آدرس های مرجع