شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله
مهدیا یاران خوبت را مکن از بد جدا
روسیاه و رو سپیدش جان آقا درهم است...
.
.
.
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرجشون
یه صلوات به نیابت از طرف خودشون...
ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گمشده در مه !
ای روزهای سخت ادامه !
از پشت لحظه ها به در آیید !
ای روز آفتابی
ای مثل چشم های خدا آبی !
ای روز آمدن !
ای مثل روز آمدنت روشن !
این روزها که می گذرد هر روز
در انتظار آمدنت هستم !
اما با من بگو که آیا من نیز
در روزگار آمدنت هستم ؟
مولا، اسیر دست غرور م ، دعا کنید
اما همیشه تشنه ی نورم ، دعا کنید
اینجا هر آنچه رنگ خدا داشت ، مرده است
بیمار و بی حرارت و شور م ، دعا کنید
در این سرای بی هدفی ، انزوا پرست
از حس عشق و عاطفه دورم ، دعا کنید
از خطِ آخری که برایم کشیده اند
کم کم دگر به حال عبور م ، دعا کنید
یادش بخیر، آن دل پُر آبرو، دریغ...
حالا غریق شرمِ حضورم ، دعا کنید
گفتم که پاک می شوم از یمنِ نام تان
آقا تو را به اشک بلور م ، دعا کنید
***
- من هم دلم برای شما تنگ می شود
اما برای قلب صبور م دعا کنید
اتمامِ انتظار نباشد به دست ما
ای شیعیان برای ظهور م دعا کنید ...
به نام خدا
چيست اين دلشوره هاي بيكران
پشت كاشي هاي سبز جمكران
كشتي اميد در گل ، تا به كي؟
بانگ اللهم عجل.. تا به كي ؟
تا به كي از داغ هجران تو صبر ؟
جلوه كن اي آفتاب پشت ابر..
اللهم عجل لوليك الفرج
ای غبار قدمت تاج سر منتظران
غائب اینگونه چرا از نظر منتظران
دیده شیعه براه است بیا مهدی جان
خم شد از بار جدایی کمر منتظران
به دنبال تو میگردم نمی یابم نشانت را
بگو باید کجا جویم مدار کهکشانت را
تمام جاده را رفتم،غباری از سواری نیست
بیابان تا بیابان جسته ام رد نشانت را
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
این حقیر تو این تاپیک فقط خواننده بودم . ولی پیامک قشنگی برام اومد .حیفم اومد با دوستانم قسمت نکنم لذتشو..
امید که تکراری نباشد.
آقا اجازه! دست خودم نیست خسته ام
در درس عشق من صف آخر نشسته ام
یعنی نمیشود که ببینم سحر رسید
درس غریب "غیبت کبری" به سر رسید؟
آقا اجازه! بغض گرفته گلویمان
آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان
استاد عشق! صاحب عالم! گل بهشت!
باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت؟
اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
نمی دانم از فراق تو بنالم يا از غريبی خودم؟
نمی دانم تو را بخوانم که بر گردی يا خودم را دعا کنم که بيايم؟
از اين بسوزم که نيستی يا از آن بنالم که چرا هستم؟
هيچ می گويی اسيری داشتی حالش چه شد ، خسته ی من نيمه جانی داشت احوالش چه شد...
جمکرانى
گرفته بوی تو را خلوت خزانی من
کجایی ای گل شببوی بینشانی من
غزل برای تو سر میبُرم عزیزترین
اگر شبانه بیایی به میهمانی من
چنین که بوی تنت در رواقها جاری است
چگونه گل نکند بغض جمکرانى من
عجب حکایت تلخی است ناامید شدن
شما کجا و من و چادر شبانی من؟
در این تغزل کوچک سرودمت ای خوب
خدا کند که نخندی به ناتوانی من
به پایبوس تو آیینه دستچین کردم
کجایی ای گلشببوی بینشانی من
شد کام جهانیان فلج یا الله / کی می رسد آخرین حجج یا الله
دنیاست در انتظار یک مصلح حق / عجل لولیک الفرج یا الله