در دیار ما که هر کالا به هرجا در هم است /خوب و بد معیوب و سالم زشت وزیبا در هم است
گر خریداری کند کالای خوب از بد جدا /با تشر گوید فروشنده ،که آقا در هم است
مهدیا یاران خوبت را مکن از بد جدا /جان مهدی روسیاه ورو سفیدش در هم است
بسم الله الرحمن الرحیم
قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم ولی باز کم است
این همه آب نه از جاری اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است
خانه ات را حلقه بر در می زنم
گرد بام خانه ات پر می زنم
آن قدر در می زنم این خانه را
تا ببینم روی صاحب خانه را
تا به عشق خود اسیرم کرده ای
از علائق جمله سیرم کرده ای
من به غیر تو ندارم هیچ کس
مهدی زهرا به فریادم برس
دوباره جمعه شد از جمعه های طوفانی
و حال این دل خسته به گریه طوفانی
به ندبه های سحرگاه و "أین طالب ها"
به شامگاه غریب و سمات عرفانی
گهی به سمت مدینه گهی به کرب و بلا
به جستجوی حبیبم حبیب جانانی
نماند تاب وقرارم بکا و ناله زنان
ندیدن رخ دلـدار و اشک پنهانی
سید احمد جعفری