ايمان زمين هنوز سُست است؛ نيا
قالي و ظروفمان نشُسته است؛ نيا
ما دوست نداريم به زحمت افتي
اينجا همه چيزمان درست است؛ نيا!!
ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید
اللهم عجل لولیک الفرج
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
باالله که شهر بی تو مرا حبس می شود
آوارگی کوه و بیابانم آرزوست
آقا اجازه!............................
باشد! صبور مى شوم اما تولااقل
دستى براى من بده از دورها تکان...
چشم امید خویش ز اغیار بسته ایم
در انتظار مقدم پاکت نشسته ایم
یا ابا صالح المهدی ادرکنی
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام، این شعر از شهریاره... یاشاسین آذربایجان...
برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت / بازار شوق پردگیان باز درگرفت
شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه / ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت
زین خوشترت کجا خبری در زند که دوست / سر بی خبر به ما زد و از ما خبر گرفت
بار غمی که شانه تهی کرد از او فلک / این زلف و شانه خواهدم از دوش برگرفت
یک تار موی او به دو عالم نمیدهند / با عشقش این معامله گفتیم و سرگرفت
چشمک زند ستاره صفت با نسیم صبح / شمع دلی که دامن آه سحر گرفت
چون شعر خواجه تازه و تر بود شهریار / شعر توهم که درس خود از چشم تر گرفت
روحش شاد و یادش گرامی باد...
ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم
تا دست کشی بر سر سودا زده من
بسم الله الرحمن الرحیم
بیابیاکه سوختم زهجر روی ماه تو
بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو
بدان امید زنده ام که گردم از سپاه تو
اگر نداری باورتبیا که رو به رو کنم
دلنوشته های سردار شهید فرمانده قرار گاه کربلا دکتر مجید بقایی
بسم الله الرحمن الرحیم
ای تومقصد مقصود ما وی رخ توشاهد ومشهودما
نیست کسی جزتو هوادارما یاور ما،مونس ما،یارما
منتظران رابه لب امد نفس ای زتو فریاد،به فریاد رس