چشمانم تر است ،کجایی مهدی
ما هم همه روز و همه عمر صبر کردیم
اما دیگر صبرمان لبریز است
به حق عمه سادات بیا
يا صاحب الزمان
يه نفر منتظره تو بهارش باشي..................................تا كنارت باشه تا كنارش باشي
قلبم چو کویر و چشم هایم دریاست
یک سال گذشت و غصه هایم بر جاست
ای کاش کنار هفت سینم بودی
این سفرۀ ما بدون تو بی معناست
یوسف آخر زمان آید به دوران غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
من گلی دارم که عالم را گلستان می کند
بهار آمد اي يار دلنواز بيا ...................................به جان خسته دلان بيش از اين متاز بيا
هزار باد بهار آمد و گذشت هنوز.................................تويي به گوشه خلوت سراي راز بيا
بعد از شب انتظار آمد بی تو
شوریده و بی قرار آمد بی تو
آقای غریب من که دلتنگ توام
یکبار دگر بهار آمد بی تو
نه هوای تازه و نه لباس نو می خوام
هفت سین من تویی،من فقط تو رو می خوام
بسم الله
آقا اجازه دست خودم نیست خسته ام
در درس عشق من صف آخر نشسته ام
یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید؟
درس غریب غیبت کبری به سر رسید
آقا اجازه بغض گرفته گلویمان
آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان
استاد عشق ،صاحب عالم ،گل بهشت
باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا