از انتظار خسته ام و یا دلم گرفته است؟
تو مدتی است رفته ای , بیا دلم گرفته است
نگاه سرد پنجره به کوچه خیره مانده بود
گمان کنم بداند او چرا دلم گرفته است
گذشتم از هزاره ها در امتداد دوری ات
به ذهن من نمی رسد کجا دلم گرفته است
به چشم خود ندیده ام شکوه چهره ی تو را
شبی بیا به خواب من , بیا دلم گرفته است
این جمعه هم گذشت تو اما نیامدی
قلبم شکست منجی دنیا نیامدی
دیگر کنار آمدم از پشت پنجره
تا که نبینم ای مه یکتا نیامدی
دیشب دلم برای تو آقا گرفته بود
دادم به سینه وعده فردا نیامدی
وقتی اذان مغرب امروز گفته شد
این شد ردیف غزل ها نیامدی
امشب دوباره از غم تو بغض میکنم
حتما به خاطر گنه ما نیامدی
بازآ که بیوجودت، عالم سکون ندارد
هجر تو در تزلزل افکنده ماسوا را
به نام خدا
سالار وقت آمدنت دير شد بيا
اين دل در انتظار تو پير شد بيا
در دفترم به ياد تو نرگس كشيده ام
نرگس هم از فراق تو دلگير شد بيا
اين جمعه هم گذشت ، وليكن نيامدي
آيات غربتم همه تفسير شد بيا
امروز جمعه نیست اما....
دیده ای خواهم که باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس
"اللهم عجل الولیک فرج"
اینجا کسی برای تو جا وا نمی کند / این خاک احترام به دریا نمی کند
نامت برای دفع بلا روی طاقچه است / ورنه کسی نگاه به آقا نمی کند
ما معتقدیم عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد
سوگند به هر چهارده ایه نور
سوگند به زخمهای سرشار غرور
اخر شب سرد ما سحر میگردد
مهدی به میان شیعه برمیگردد
بسم الله الرحمن الرحیم
دعا پشتِ دعا برای آمدنت ،
گناه پشتِ گناه برای نیامدنت ،
دل درگیر ، میان این دو انتخاب؛
کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟!
التماس دعای فرج
خدا کند که بدانی چقدر محتاج است
نگاه خسته من بر دعای چشمانت
چه می شود که صدایم کنی به لهجه موج
به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت