أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِىَّ
آگاه باشيد! همانا آخرين امام، قائم مهدى از ماست.
خطبه غدیر
مـا حلقه اگــر بـــر در مقصود زدیـم از بـــنـدگی حضـرت معبـود زدیم
این الفت ما به دوست امروزی نیست یک عمر دم از مهدی موعود زدیم
…
ای دلــشده ای که یار مهدی باشـی یک عمـر در انتظار مهـدی باشــی
امروز درین جمــــع مشو غافـــــــل ازو شاید که تو در کــنار مهدی باشـی
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
السلام عليک يا بقيه الله
امام محبوبم، نديده دل به تو سپردم و در ديدن، جان را .
بارها دست دل را گرفته و او را به هر کوي و برزني که نشاني از تو دادهاند، کشاندم. به هر سو نظر افکندم و پرنده دلم را به هواي تو پرواز دادم.
[b]گفتهاند ميآيي. نکند آمدنت فراتر از پيمانه عمرم باشد. سالهاست ميشناسمت. تو در پشت قلبهاي شکسته مؤمنان هستي، در صداي لرزان «الغوث الغوث» شان که مظلوميت از آن ميبارد.
مهدي جان، آن زمان که پا به عرصه وجود نهادي، زمين بر آسمان برتري يافت و عشق تو، حيراني و چرخش زمين را به وجود آورد. ماه به عشق تو گرد زمين ميچرخد و ستارههاي کهکشان راه شيري راهت را نور پاشي ميکنند.
شهابها خود را در برابر قدومت فدا ميسازند. خورشيد سالها استبه نامت ميسوزد، ميگدازد و نور ميپاشد. ميدانم، ميدانم تو نيز دلتنگي، تو نيز ميخواهي، اما ما هنوز مقدمهاي را برايتبه تکامل نرساندهايم. اما کمکمان کن.
فقط گفتی به ما پرواز ، پرواز! / در زندان غیبت کی شود باز ؟
بدون تو چگونه پرگشاییم؟ / برای هر عمل هستی سر آغاز . . .
یا مهدی ادرکنی
شده یکبار بنشینیم و این شش حرف پشت هم [ا.ن.ت.ظ.ا.ر] را برای دلمان تفسیر کنیم؟
یا جایی همین اطراف دست به دامن آسمان شاد روزهای آغازین شعبان شویم که ستارههایش را از ما دریغ نکند؟
میبالیم به این انتظار...
کسی که چشم به راه "خورشید" است، "راه" را گم نمیکند...
اللهم عجل لولیک الفرج
کدام نقطه ی این خاک زیر پا ی تو نیست
کدام پاره ی خورشید آشنا ی تو نیست ؟
بگو کدام نسیم شکفته در واد ی است
که ذهنش آینه بندانی از صفا ی تو نیست ؟
تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
ما مانده ایم و حسرت دیدارت ای نگار
طی شد بهار عمر به هجران و انتظار
سخت است درد غربت و هجران روی تو
بازآ و مرهمی به دل خسته ام گذار
«یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تو را به تمام جهان دهم...»