تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زیباترین پیامک انتظار!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
فقط آمدم عرض ادبی کنم مولا جان بگویم که هستم... بودن چگونه ام چه اهمیتی دارد وقتی خبر از چگونگی بودنتان نداریم٬ هستم و ای کاش چشمانم میتوانست نظاره گرت باشد تا شاید دل غمینم و روح خسته ام آرام گیرد. فدای گل نرگس٬ فدای دل غمینت مولای من. هر چه هم بگوییم و بخوانیم و دیوانه وار زاری کنیم٬ باز عاجزیم از درک وجودت... ای کاش بودی که میدانم هستی ولی ... کاش این کلمه وجود نداشت "" کاش"" برای آمدنت زمزمه می کنیم: اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...
بسم الله الرحمن الرحیم
باکدام ابرویی روز شمارش باشیم
عصر هامنتظر صبح بهارش باشیم
این همه لاف زدن ومدعی اهل ظهور
پس چرانیامدکه کنارش باشیم
سالها منتظرسیصدو اندی مرداست
انقدرمردنبودیم که یارش باشیم
ماچرا؟ خوبترینها به فدای قدمش
حیف اونیست که مامیثم دارش باشیم
اگرامدخبررفتن مارابدهید
به گمانم بنانیست کنارش باشیم
اللهم عجل لولیک الفرج.
گفتم كه در فراقت عمریست بیقرارم.گفت از فراق یاران من نیز بیقرارم
گفتم بجز شما من فریادرس ندارم.گفتا به غیر شیعه من نیز كس ندارم
گفتم كه شیعیانت جمع اند به یاری تو.گفتا به چشم گریان من لحظه میشمارم
گفتم كه ای امامم از ما چرا نهانی.گفتا به چشم محرم همواره آشكارم
تعجیل در فرج آقا صلوات
یا حنان
ای سفر کرده موعود بیا که دلم در پی تو در به در است
اللهم عجل لولیک الفرج
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcRFMGvLMGEikA93bCbsGLk...PAg4vsTzEg]
مهدی نظری بنما برشیعه دراین وادی،
گردیده عدو کفتار، ازبهرشکار انگار
کجاست جای تو در جمله‌ی زمان؟ که هنوز...
که پیش از این؟ که هم‌اکنون؟ که بعد از آن؟ که هنوز؟
و با چه قید بگویم که «دوستت دارم»؟
که تا ابد؟ که همیشه؟ که جاودان؟ که هنوز؟
سؤال می‌کنم از تو: هنوز منتظری؟
تو غنچه می‌کنی این بار هم دهان، که هنوز
چه‌قدر دل‌خورم از این جهان بی‌موعود
از این زمین که پیاپی... از آسمان که هنوز...
جهان سه‌نقطه‌ی پوچی‌ست خالی از نامت
پر از «همیشه همین‌طور»، از «همان که هنوز»
ولی تو «حتماً»ی و اتفاق می‌افتی
ولی تو «باید»ی، ای حسّ ناگهان! که هنوز...
در آستان جهان ایستاده چون خورشید
همان که می‌دهد از ابرها نشان که هنوز...
شکسته ساعت و تقویم پاره‌پاره شده
به جست‌وجوی کسی آن‌سوی زمان، که هنوز...
محمد سعید میرزایی
تو مي آيي و انتظار از لغت نامه ها پاك مي شود




منم که بی تو نفس می کشم زهی خجلت


من شب ظلمانی استم تار تار
انتظارم انتظارم انتظار
منتظر بودن عبادت کردن است
با خیال دوست عادت کردن است
بسم الله الرحمن الرحیم


جمـعـــــه بـه جمـعــــه، اقامـــه می بنـــدم

نمـــاز آیـــات را...


بـــــرای خورشیـــــــدی کــه ظاهـــــــر نیـــســت!
آدرس های مرجع