تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زیباترین پیامک انتظار!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بر غربت تو گر همه ی عمر بگریم
ای یار سفر کرده ی من باز غریبی



دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بود فایده ی بینایی
یوسف زهرا !




گذشت سن حضورت ز سن نوح

ولی...

شمار مردم کشتی نکرد تغییری
تا دلِ آشفته‌ام، شیفته روی توست
هر طرفی رو کنم، روی دلم سوی توست

به گردِ بیت‌الحرام، طواف بر من حرام
ای صنم خوش‌خرام،کعبه من کوی توست

دل ندهم از قصور، به صحبت حُسن حور
بهشت اهل حضور، صحبت دلجوی توست

سوز و گداز جهان، از غم غمّازی‌ات
راز و نیاز همه در خَم ابروی توست
سر راهت در انتظارم / برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت ای گل زهرا / به خدا حاجتی ندارم
بنام ستار معاصی عاصیان




ای مهر! بیا میان شهریور باش
ای جمعه! بیا و جمعه آخر باش
ما منتظر حلول ماه از قدسیم
ای عید! بیا و جمعه دیگر باش...


شعری از استاد کاوه
و جمعه مثل همیشه شروع این قصه
کسی که نیست تویی باز در همین قصه

نه یوسفی که به پیراهنی شوم دلخوش
نه می‌رسی که شود قصه، بهترین قصه

و قصه همه جمعه‌ها شبیه هم است
کجاست جمعه آخر... نه... آخرین قصه؟

تمام هفته‌ام از غصه پر شده بی‌تو
چه می‌شود پایانش دوباره این قصه؟

تو می‌رسى و جهان غرق نور خواهد شد
تمام می‌شود این‌بار این چنین قصه
بسم رب المهدی

میرسد از راه مردی از دیار آشنایی
بر زبانش مهربانی در نگاهش روشنایی
روشنایی می دهد خورشید را برق نگاهش
می گذارد آسمان هر روز پیشانی به راهش
می رسد مهدی به دستش تیغ سرخ اقتدار
لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
از شهر وعده‌های تو آرام می‌رود
آن‌که تو را ندیده و ناکام می‌رود

دارد ازین سه‌شنبه و این جمکران سرد
چشم انتظارِ خسته و گمنام می‌رود

شاید هم آمدى، منِ غافل ندیدمت ...
(از حال ـ این دچار به اوهام ـ می‌رود)

یک‌روز روشنایی چشمان عاشقم
با گریه مدام، سرانجام می‌رود...
مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد
تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد
بنام ستار معاصی عاصیان


آقا نگاهت جای آهوهاست، می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم
آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم
می آیی و با دستهایت پاک خواهی کرد
اشکی که روی گونه مان پیداست ، می دانم
برگشتنت در قلب های مرده مردم
همرنگ طوفانی ترین دریاست ، می دانم
جای سرانگشتان پر نورت در این ظلمت
مانند رد باد بر شنهاست ، می دانم
در باور کوتاه این مردم نمی گنجد
وقتی که بیایی اول دعواست ، می دانم
ای کاش برگردی که بعد از این همه دوری
یک بار حس بودنت زیباست ، می دانم
آقا اگر تو برنمی گردی دلیل آن
در چشمهای پر گناه ماست ، می دانم
کی بازمیگردی ، برایم بودن با تو
زیباترین آرامش دنیاست ، می دانم
آدرس های مرجع