تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زیباترین پیامک انتظار!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم

دل نرجس گل نرجس گل یار
ای قویان جمعه لر قول و قرار
جمعه لر گلدی گئدوب قالدی خمار
گوزوموز یولدا آقا لیل و نهار
قائم آل علی ای گوزل لر گوزلی
گلمه میش پیک اجل یوسف فاطمه گل
اللهم عجل الولیک الفرج
سلام آقا
جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

دل ما خون شد ای صنم ز فراقای خوشا یک دست به بینم طاق

تشنه ای کو به عمر آب ندیدبه تو گردیدم این چنین مشتاق


زهر هجران اثر نموده به دلغیر وصلت نباشدش تریاق

کاش آن زلف عنبرینت رکه سحاب است برقه آفاق


برفکندی ز چهر گلگونتکه بپایید معشر العشاق

وقت هجران گذشت و وصل رسیدنبریدم گمان مگر اشفاق


با شما عهد دوست بستممر مرا محکم است این میثاق

[align=CENTER]
قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است/ یازده بار شمردیم و یکی باز کم است
این همه آب که می بینی نه اقیانوس است/ عرق شرم زمین است که سرباز کم است.
یا صاحب الزمان این دل اگر کم است، بگو سر بیاورم یا امر کن، یک دل دیگر بیاورم خیلی خلاصه عرض کنم، دوست دارمت دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم
يابن الحسن نميگوييم هرثانيه اما...

روزهايمان را به دعا .. به ياد ... شايد به ذکر شما مي گذرانيم

خدايا ! گنه کاريم اما بس نيست... ؟!

ما را نه... اما مادرش، فاطمه... فاطمه ي زهرا او که مادراست... مادري پهلو شکسته... مادري غم ديده...

مادري...

خدا يا چه مي شود قفلهاي غيبت به :

يک دعا ، به يک آه ، به يک قطره اشک ، به يک دل شکسته،

يکباره با قدومش بشکند؟

مولا من جماعتي همه کور ٬ همه دور ٬ اما چشم به راه.

آقا جماعتي همه سياه٬ همه حلقه به گوش٬ اما گوش به زنگ.

دعا کنيم ظهور را ....

التماس کنيم حضور را ....
شب جمعه كه ازراه مى‏رسد به اميد صبح جمعه سر از پا نمى‏شناسيم; چرا كه مى‏دانيم در يكى از صبح‏هاى جمعه خواهى آمد و ما براى اولين‏بار صداى مهربان و

روح‏نواز «انا المهدى‏» تو را كه درگوش اهل زمين مى‏پيچد، خواهيم شنيد. اى منجى عالم بشريت و اى عزيزى كه نشانه‏هايى كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله،

حيدر كرار عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام را دارى، بارها از خودمان پرسيده‏ايم كه چرا صبح جمعه خوشبختى و شادى بيش از حدى احساس مى‏كنيم، ولى

غروب كه مى‏شود دنياى غم‏سرتاسر وجودمان رامى‏گيرد. مولاى من! شادى صبح جمعه به‏خاطر آمدنت است و وقتى غروب فرا مى‏رسد و مى‏بينيم هنوز نيامده‏اى،

بى‏اختيار غم سنگينى در دلمان خانه مى‏كند. ولى اى مهربان! قسم به تمام اشك‏هايى كه در فراق تو ريخته شده، به اميد صبحى ديگر، به زندگى ادامه مى‏دهيم و براى آمدنت دعا و لحظه شمارى مى‏كنيم
ندای (هل من ناصر حسین) را که نشنیده ایم...خدا کند که ندای (انا المهدی)...
از انتظار خسته ام و يا دلم گرفته است؟
تو مدتي است رفته اي , بيا دلم گرفته است
نگاه سرد پنجره به کوچه خيره مانده بود
گمان کنم بداند او چرا دلم گرفته است
گذشتم از هزاره ها در امتداد دوري ات
به ذهن من نمي رسد کجا دلم گرفته است
به چشم خود نديده ام شکوه چهره ي تو را
شبي بيا به خواب من , بيا دلم گرفته است
خوش ترازقالی کرمان غزلی ساخته ام
نخ به نخ زیرقدمهای توانداخته ام
من همان قالی پا خورده دل باخته ام
که دلم رابه تمنای دلت باخته ام یاصاحب زمان.
آدرس های مرجع