تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زیباترین پیامک انتظار!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
عمریست که از حضور او جا مانده ایم. در غربت سر خویش تنها مانده ایم او منتظراست که ما برگردیم ماییم که در غربت کبری مانده ایم
بسم الله



مهدیا...........


سر عاشق شدنم لطف طبیبانه ی توست.


ورنه عشق تو کجا، دل بیمار کجا.


کاش در نافله ات نام مرا هم ببری.


که دعای تو کجا ،عبد گنهکار کجا.


اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
[تصویر: 82683735273538446889.jpg]
سلام مولاي من

سالي دگر با حسرت ظهور تو مي گذرد .

اي كاش هر سال كه به پايان مي رسيد

من به جاي كوله باري از گناه ، كتابي پر از خدمتگزاري ترا داشتم .

پيشاپيش ضمن تبريك در آرزوي سالي پراز خدمت
[تصویر: babolgif-5.gif]
گفتم که روی خوبت ازما چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
گفتم فراق تا کی؟گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است! گفتا سخن همان است
بسم الله



احساس می کنم که نباشی بهار نیست

شعری میان دفتر این روزگار نیست

معطوف می شود به شما حس واژه ها

آقا خودت بگو مگر این افتخار نییست؟


اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله



روزی ظهور می کنی و می رسد بهار


اما به ماه و سال و زمان اعتبار نیست


تقویم هم به گفته ام اقرار می کند


سوگند می خورد که نباشی بهار نیست


اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
عشق از من و نگاه تو تشکیل می‌شود
گاهی تمام من به تو تبدیل می‌شود
وقتی به داستان نگاه تو می‌رسم
یکباره شعر وارد تمثیل می‌شود
ای عابر بزرگ که با گامهای تو...
از انتظار پنجره تجلیل می‌شود
تا کی سکوت و خلوت این کوچه‌های سرد
بر چشمهای پنجره تحمیل می‌شود؟
آیا دوباره مثل همان سالهای پیش
امسال هم بدون تو تحویل می‌شود؟
بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل می‌شود
«آنروز هفت سین اهورایی بهار
موعود! با سلام تو تکمیل می‌شود»
هر چه داریم از دعای توست زهرا جان،
نوروزمان را نظر لطفی کن زهرا جان

شکفتن، آرزو، لبخند، جمعه
جهان را گرچه آکندند،
جمعه
گذشت و باز هم باران نبارید
تحمل تا به کی، تا چند جمعه؟


دلی سبز و تناور داشت گلدان

نگاهی خیره بر در داشت گلدان
دو رکعت ندبه خواند و منتظر شد
نباریدی ترک برداشت گ ل د ا ن
دلم می خواست باران بیشتر بود
حضور تو، حضوری مستمر بود
میان جمله ی «آن مرد آمد»
برای تو ضمیری مستتر بود

سید حبیب نظاری
آدرس های مرجع