تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زیباترین پیامک انتظار!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیدست؟چرا آب به
گلدان نرسیدست؟و هنوزم که هنوز است غم عشق
به پایان نرسیدست.بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید،
بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته
به کنعان نرسیدست؟و چرا کلبه ی احزان به گلستان
نرسیدست؟عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار هر بیدل
آشفته شودحس.
تو کجایی گل نرگس؟؟


داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شد و بر خاک چکید

جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید




هر شيعه دعا کند بيايي مهدي
صد شور به پا کند بيايي مهدي
ديگر به دل سوخته ام صبري نيست
اين جمعه خدا کند بيايي مهدي..



[تصویر: 67922160986976815370.jpg]
انتظارش ، انتظارم سیر کرد
آنکه می خواهد بیاید، دیرکرد

تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن؟
آمدن ... رفتن ... ندیدن ... سوختن ...

[تصویر: 07450881576243494739.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم


وقتی میـگو یـیم : خدا کنـد که بیـایـی...

شایـد "او" مـی فـرمایـد : خـدا کند کـه بخواهی !


التماس دعای فرج / صلوات

از شنبه درون خود تلنبار شدیم
تا آخر پنجشنبه تکرار شدیم
خیر سرمان منتظر آقاییم
جمعه شد و لنگه ظهر بیدار شدیم Sad
باید وسط هفته بیایی اقا
دیریست که جمعه های ما تعطیل است
اللهم کن..............Rose
دوست دارم که یک شب جمعه
صبح گردد به رسم خوش عهدی
ناگهان بشنوم ز سمت حجاز
نغمه خوش اناالمهدی...

[/b]
[تصویر: 1372404728492619_large.jpg]
غرق انتظار
دلم به وسعت صد زخم، داغدار تو شد
تمام سینه من دشت لاله زار تو شد
بلور صبر من از طاقف طاقتم افتاد
شکست مثل دلف من که بى قرار تو شد
مدینه چشم به راه تو، مکّه گوش به زنگ
حرم به زمزمه و، زمزمْ اشکبار تو شد
نجف به شوق ظهور تو یا على گویان
نگاهدار و نگهبان ذوالفقار تو شد
نگاه سامره سرمست سرمه دیدار
مدام، خیره به سرداب یادگار تو شد
قسم به کام عطشْ دیدگان دشت فرات
زمین کرب و بلا، غرق انتظار تو شد
به ناامیدى سقّاى کربلا سوگند
امید من، دل امید، امیدوار تو شد
چنان که باید و شاید، کسى به یاد تو نیست
قلم ز مصرع این بیت شرمسار تو شد
تو گفته اى که غریبم، شنیدم و مفردَم
دلم، شکسته قلب جریحه دار تو شد
مپوش اى ز پدر مهربان تر از ما روى
بیا که مادر ایّام سوگوار تو شد
به زندگانى ما رحم کن، بیا و ببین
که روز ما چو شب زلف تابدار تو شد
بیا و جرعه اى از جام خود به من بچشان
که پاى، تا به سر (واعظى) خمار تو شد


شعر از : احمد واعظى
اگر دل من تاریک وظلمانی نمی گردید
امامت هم عیان می گشت وپنهانی نمی گردید
به قدر تشنگی گر تشنه امر فرج بودم
خدا داند فرج این گونه طولانی نمی گردید
آدرس های مرجع