تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زیباترین پیامک انتظار!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف), مهربان‌تر از هرکس، برای بالیدن و پریدنت دعا می‌کند. تو نیز به رسم دوستی و مرام مردانگى, دست کم روزی یک‌بار برای سلامت و ظهورش دعا کن!
موعود می‌رسد، بی‌شک!

او وعده خداست!

اما...

آیا تو می‌رسى

هر روز سربلند

به وعده‌ای که می‌دهی او را

در عهد صبحگاه؟
هجران جانان تا به چند؟ آن یارکو، آن یارکو؟
تا کی بود قرآن نهان؟ دیـــــدار کو، دیــدار کو؟
ای عاقلان دیوانه ام، زنجیر زلف یار کــــو؟
بر شعله شوق دل، پـــــروانه دلـــدار کــــــو؟
دیشب غزلم خواب شما را دیده
عطر خوش نرگس همه جا پیچیده
من عاشقم آنقدرکه هرمنتظری
از چشم ترم راز مرا فهمیده
شنیدم آشنای اهل دردی
شنیدم عاشقی را رد نکردی
دل ما عاشق دیدار رویت
دلت می آیدآیا برنگردی
[b][color=#DDA0DD]
جز تو کسي نيامده آقا،سر قرار

انگار بي تو نيست کسي غرق انتظار

اين جمعه هم گذشت و تو مثل هميشه باز

در انتظار خويش نشستي به انتظار
سلام وارث تنهای بی‌نشانی‌ها!
خدای بیت غزل‌های آسمانی‌ها

نیامدی و کهنسال‌هایمان مُردند
در آستانهٔ مرگ‌اند نوجوانی‌ها

چقدر تهمتِ ناجور بارمان کردند
چقدر طعنه که: «دیوانه‌ها! روانی‌ها!

کسی برای نجات شما نمی‌آید
کسی نمی‌رسد از پشتِ نُدبه‌خوانی‌ها»

مسیحِ آمدنی! سوشیانس! ای موعود!
تو ـ هر که هستی از آن‌سوی مهربانی‌ها!

بگو به حرف بیایند مردگانِ سکوت
زبان شوند و بگویند بی‌زبانی‌ها

هنوز پنجره‌ها باز می‌شوند و هنوز
تهی است کوچه از آوازِ شادمانی‌ها

و زرد می‌شوند و دانه‌دانه می‌افتند
کنار پنجره‌ها برگِ شمعدانی‌ها

ای مهر! بیا میان شهریور باش
ای جمعه! بیا و جمعه آخر باش
ما منتظر حلول ماه از قدسیم
ای عید! بیا و جمعه دیگر باش...
شعری که امسال در دیدار شعرا با امام خامنه ای (مد ظله العالی) خوانده شد:

صبحی گره از زلف تو وا خواهد شد
راز شب تار برملا خواهد شد
تو آیه وحدتی که با آمدنت
هر قطب نما قبله نما خواهد شد


رباعی از میلاد عرفان پور
روزی هزار بار دلت راشکسته ام

بیخود به انتظار وصالت نشسته ام



هربار این تویی که رسیدی و در زدی

هربار این منم که در خانه بسته ام



هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی

هم عهد خویش هم دلت راشکسته ام
[align=center]
آخرین برگ سفرنامه باران

این است:

که زمین چرکین است.
آدرس های مرجع