تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: احادیث اخلاقی و عبادی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
اِعلَم يا جابِرُ ، أنَّ أهلَ التَّقوى أيسَرُ أهلِ الدُّنيا مَؤونَةً ، وأكثَرُهُم لَكَ مَعونَةً ، تَذكُر فَيُعينونَكَ ، وإن نَسيتَ ذَكَّروكَ ، قَوّالونَ بِأَمرِ اللّه‏ِ ، قَوّامونَ عَلى أمرِ اللّه‏ِ ، قَطَعوا مَحَبَّتَهُم بِمَحَبَّةِ رَبِّهِم ، ووَحَشُوا الدُّنيا لِطاعَةِ مَليكِهِم ، ونَظَروا إلَى اللّه‏ِ عَزَّوجَلَّ وإلى مَحَبَّتِهِ بِقُلوبِهِم ، وعَلِموا أنَّ ذلِكَ هُوَ المَنظورُ إلَيهِ لِعَظيمِ شَأنِهِ .

امام باقر عليه‏السلام ـ خطاب به جابر ـ :

اى جابر ! بدان كه باتقوايان ، برايت كم‏هزينه‏ترينِ مردم دنيا و بيشترين يارى‏رسان هستند . [خدا را] ياد مى‏كنى و آنان، يارى‏ات مى‏كنند و اگر فراموش كنى ، به يادت مى‏آورند؛ فرمان خدا را همواره‏بر زبان‏مى‏آورند و پايبند و اجرا كننده فرمان خدا هستند؛ محبّتِ خود [به غير خدا] را براى دوستى پروردگارشان بُريده‏اند و از دنيا براى پيروى از فرمانروايشان، روى گردانده‏اند و با دل‏هاى خود، به خداوند ـ عزّ وجلّ ـ و دوستى‏اش نگريسته‏اند و دانسته‏اند كه همو به سبب جايگاه بزرگش شايسته نگريستن است .

الكافي : 2 / 133 / 16 عن جابر ، بحار الأنوار : 73 / 36 / 17 .[align=CENTER]حدیث قبلی (پست #140) برای تاکید بر بزرگی این شبهایی بود که از ما گذشت ذکر شد
ازمرحوم كليني با ذكر سند از زراره نقل مي‏كند كه گفت: از امام صادق‏عليه السلام از حلال و حرام سؤال كردم، آن حضرت فرمودند:

" حَلالُ مُحمدٍ حلالٌ ابداً الي يوم القيامة و حرامه حرامٌ ابداً الي يوم القيامة، لا يكون غيره و لا يجي‏ء غيره"
[1]




"حلال محمد هميشه تا روز قيامت حلال است و حرام او هميشه تا قيامت حرام است، غير آن نخواهد بود و غير او نخواهد آمد."


**************************************************

[1]. مرحوم شيخ كليني، الاصول الكافي (دارالكتب الاسلاميه) ج 1، ص 58، ح 19
مَنْ لَانَ عُودُهُ كَثُفَتْ أَغْصَانُهُ
(اخلاقى، علمى) و کسى که درخت شخصيّت او نرم و بى‏عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است.
[b] حکمت 214 نهج البلاغه [/b]
ومن کتاب له عليه السلام

إلي عبدالله بن العباس رحمه الله تعالي،

وکان عبدالله يقول: (ما انتفعت بکلام بعد کلام رسول الله کانتفاعي بهذا الکلام!)

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْمَرْءَ قَدْ يَسُرُّهُ دَرَکُ مَا لَمْ يَکُنْ لِيَفُوتَهُ، وَيَسُوؤُهُ فَوْتُ مَا لَمْ يَکُنْ لِيُدْرِکَهُ، فَلْيَکُنْ سُرُورُکَ بِمَا نِلْتَ مِنْ آخِرَتِکَ، وَلْيَکُنْ أَسَفُکَ عَلَي مَا فَاتَکَ مِنْهَا، وَمَا نِلْتَ مِنْ دُنْيَاکَ فَلاَ تُکْثِرْ بِهِ فَرَحاً، وَمَا فَاتَکَ مِنْهَا فَلاَ تَأْسَ عَلَيْهِ جَزَعاً، وَلْيَکُنْ هَمُّکَ فِيَما بَعْدَ الْمَوْتِ.

[b]سفارش به آخرت گرايي پس از ياد خدا و درود! همانا انسان گاهي خشنود مي‏شود به چيزي که هرگز از دستش نمي‏رفت، و ناراحت مي‏شود براي از دست دادن چيزي که هرگز به آن نمي‏رسيد. ابن عباس! خوشحالي تو از چيزي باشد که در آخرت براي تو مفيد است، و اندوه تو براي از دست دادن چيزي از آخرت باشد، آنچه از دنيا به دست مي‏آوري تو را خوشنود نسازد، و آنچه در دنيا از دست مي‏دهي زاري‏کنان تاسف مخور، همت خويش را به دنياي پس از مرگ واگذار.

نامه 22 به ابن‏عباس[/b]
وَ قَالَ ع صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ- وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ- وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ‏
حکمت 6
ارزش راز دارى و خوشرويى
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، فرمود: سينه خردمند صندوق راز اوست، و خوشرويى وسيله دوست يابى، و شکيبايى، گورستان پوشاننده عيب‏هاست. و يا فرمود: پرسش کردن وسيله پوشاندن عيب‏هاست، و انسان از خود راضى، دشمنان او فراوانند.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:


Roseمَن عَملَ بِمَا عَلِمَ، کُفِیَ مَا لَم یَعلَمRose


کسی که به دانسته های خود عمل کند،همین جبران ندانسته هایش را می کند


*****************************
التوحید، ص 405


یا بسم الله الرحمن الرحیم یا الحمد لله رب العالمین یا الرحمن الرحیم یا مالک یوم الدین یا ایک نعبد و ایاک نستعین یا مولانا یا الله
عجل لولیک الفارس الحجاز
مصباح الشريعه : حضرت صادق عليه السلام فرمود :
مناجات و رازگوئى اهل معرفت‏ بر سه پايه استوار است :
1- ترس 2- امید 3- محبت
پس خوف و ترس نتيجه علم و دانستن است و اميد داشتن نتيجه پيدايش حالت يقين است و محبت و دوستى نتيجه معرفت و شناسائى است علامت و نشانه خوف گريختن و نشانه و علامت اميد طلب و دنبال كردن است و نشانه دوستى و محبت برگزيدن و مقدم داشتن محبوب بر هر چه كه غير او باشد.
وقتى كه علم و دانش در سينه انسان جا گرفت و محقق شد حالت خوف پيدا مى ‏شود و هنگامى كه اين حالت خوف راسخ شد و دوام داشت از هر چيز ميگريزد وقتى هم كه گريخت نجات می يابد و هنگامى كه نور و روشنائى يقين در دل تابش نمود عنايات بيشترى را مشاهده ميكند وقتى توانست فضل و عنايات را مشاهده كند حالت اميد يافت مى ‏شود.
وقتى لذت و شيرينى رجاء و اميد را احساس كرد دنبال ميكند و وقتى بسعى و كوشش موفق شد بالاخره مى ‏يابد و هنگامى كه نور و شعاع معرفت و شناخت در اعماق دل جلوه كرد و راه يافت نسيم محبت و دوستى ميوزد وقتى كه نسيم محبت وزش كرد هميشه انس و الفت تا محبوب پيدا مى‏ كند و مقدم ميدارد محبوب خود را بر هر چه جز او باشد و دستور و خواسته او را انجام ميدهد و از نواهى و چيزهاى ناپسند در نظر او اجتناب و دورى ميكند و خواست و نخواست او بر هر چيز ديگر انتخاب مينمايد و وقتى بر بساط الفت و حالت انس مستقر و جایگزين شد و اوامر و دستورات او را كاملا انجام داد و از نواهى او جدا اجتناب نمود بآن حالت راز گوئى واقعى و به مقام قرب و نزديكى حقيقى واصل می شود .
و مثل اين پايه ‏هاى سه ‏گانه (خوف و رجاء و محبت) مثل حرم و مسجد الحرام و خانه كعبه است:

كسى كه وارد حرم مكه شد
از آسيب و ضرر در امان است.
و كسى كه وارد مسجد شد (مقدارى نزديك‏تر شد) اعضاء و جوارحش در امان است از اينكه در معصيت بكار افتد.
و كسى كه داخل كعبه شد قلب او در اماناست از اينكه بغير ياد خدا باشد بياد غير خدا باشد.

امام صادق‏ «ع»: حسين بن على «ع» نزد ياران خود آمد و گفت: اى مردم! خداى متعال، بندگان را جز براى اينكه او را بشناسند نيافريد؛ پس چون او را بشناسند پرستش او می ‏كنند، و چون او را بپرستند از پرستش جز او بي نياز مى‏ شوند. مردى به او گفت:
اى پسر پيامبر، پدر و مادرم فداى تو باد!
معرفت و شناخت خدا چيست؟
گفت:
اينكه اهل هر زمان، امام خود را كه اطاعت او واجب است بشناسند.
(الحیاة - ج 2 ص 637)

لبیک یا مهدی
سعدیک یا مهدی
(۲۸/مرداد/۹۱ ۲:۰۸)شیدا نوشته است: [ -> ]امام صادق(علیه السلام) فرمودند:


Roseمَن عَملَ بِمَا عَلِمَ، کُفِیَ مَا لَم یَعلَمRose


کسی که به دانسته های خود عمل کند،همین جبران ندانسته هایش را می کند


*****************************
التوحید، ص 405


در تمکیل کلام گهر بار امام صادق (علیه السلام)

خداوند سبحان پيش از آنكه از جاهلان پيمان تعلّم بگيرد، از اهل علم تعهد تعليم اخذ كرده،
سخن مولا امبر المومنین شاهدی بر این بیان خداوند است
"ما أخذ الله علي أهل الجهل ان يتعلّموا حتي أخذ علي أهل العلم ان يعلِّموا"
نهج البلاغه، ترجمه مرحوم محمد دشتي، كلمات قصار، ش478.
حکمت 103
وَ رُئِيَ عَلَيْهِ إِزَارٌ خَلَقٌ مَرْقُوعٌ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ- فَقَالَ يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ- وَ يَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ إِنَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ- وَ سَبِيلَانِ مُخْتَلِفَانِ- فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَةَ وَ عَادَاهَا- وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَيْنَهُمَا- كُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ- وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ
[/b]

روش برخورد با دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: (پيراهن و صله دارى بر اندام امام بود شخصى پرسيد چرا پيراهن وصله دار مى‏پوشى) دل با آن فروتن، و نفس رام مى‏شود، و مؤمنان از آن سر مشق مى‏گيرند. دنياى (حرام) و آخرت، دو دشمن متفاوت، و دو راه جداى از يکديگرند، پس کسى که دنيا پرست باشد و به آن عشق ورزد، به آخرت کينه ورزد و با آن دشمنى خواهد کرد. و آن دو همانند شرق و غرب از هم دورند، و رونده به سوى آن دو، هر گاه به يکى نزديک شود از ديگرى دور مى‏گردد، و آن دو همواره به يکديگر زيان رسانند
سلام
حکمت 409
وَ قَالَ ع: الْقَلْبُ مُصْحَفُ الْبَصَرِ
هماهنگى قلب و چشم
و درود خدا بر او، فرمود: قلب، کتاب چشم است
(آنچه چشم بنگرد در قلب نشيند)
آدرس های مرجع