(۱۱/خرداد/۹۴ ۱:۰۲)zahra21 نوشته است: [ -> ]این دیگر بعد از همه انتقادهای منطقی است...ناله های طنز
والبته فراتر از این ناله ها...
توافقی عدالت آمیز است که همه حق های ملت باز پس گرفته بشود یعنی دیه خون شهدا خصوصا در این مورد ، خون بهای شهدای هسته ای باید همه مطرح بشود وقتی مذاکره صورت گرفت باید همه حقوقی که به ظلم گرفته شد مطرح بشود کوتاه آمدن وگذشت در برابر چه چیزی است؟ آیا حق و خون شهیدان باید نادیده گرفته بشود؟
تیم مذاکره کننده روی این خونها می رقصد
فرمودید خون شهدا، آیا این رو شنیده بودید؟
رییس جمهوری در دیدار نوروزی با جمعی از کارگزاران نظام:
نقل قول:دکتر روحانی با اشاره به جایگاه شهدا و ارزش خون شهیدان و اهمیت و تأثیر قلم برنامهریزان و مدیران جامعه در زندگی و سعادت مردم، اظهار داشت: قلمی که برای رضایت خداوند، نجات مردم و تأمین منافع نوشته میشود به تعبیری بالاتر از خون شهداست و ارزش کاری هم که تیم مذاکرهکننده هستهای کشورمان انجام دادند، اینگونه باید محاسبه شود.
پس، ناله کردن ِ چی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
برای کی؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
به قول شاعر: من از بیگانگان هرگز ننالم!
چارهی کار کسانی که حرف حق رو نمیفهمند، زبان زور هست!
و البته که زور ما بیشتر هست.
و إن حزب الله هم الغالبون
من از بیگانگان هرگز ننالم!
که جنایت همون موقعی اتفاق افتاد که صدا و سیما و وزارت ارشاد با دین خدا جنگیدند و نه تنها باهاشون نجنگیدیم، بلکه هوادارشون شدیم.
جنایت همون بود که همهجور ربا برچسب اسلامی خورد و نه تنها توی دهانشون نزدیم، خودمون همراهشون شدیم و با خدا جنگیدیم!
جنایت همون بود که رشوهگیرها پرروتر شدند و بسیاری از مراجع فتوا دادند که اگر در یک اداره به شما میگن که بدون رشوه کارتون راه نمیافته، پرداختش برای شما بیاشکاله!
جنایت همون بود که در خرید و فروش و کسب برای هر یک مورد یک یا چند دروغ میگفتند و میترسیدیم زشت باشه که از دروغگوییشون ناراحت بشیم!
چرا، چرا وقتی یک عدهای به اندازهی پینوکیو حریص و ناداناند، گربهنره و روباه مکاری نباشه؟
جنایت همون موقعی اتفاق افتاد که مردم وعدهی درست کردن اقتصاد کشور در 100 روز رو باور کردند.
چرا وقتی یک عدهای به اندازهی پینوکیو طمع شهربازی(تکاثر متاع دنیا) کورشون میکنه، مرد کالسکهچیای نباشه؟
یک عدهایشون هنوز هم نمیخوان بپذیرن که وعدهی 100 روزه تو خالی بود!
در هر حال، چه هدفی میشه از ناله کردن متصور شد؟
اگر هوس کرب و بلا داریم، جای نشون دادن وفاداریمون به بیعتمون و محک خوردنمون اموری هست که در اونها از اسلام دوریم، مثل اونها که بالا گفتم.
همون کاری که شهیدان ِ اکنون خوشحال و خندان ما انجام دادند.

معمای سبک زندگی اسلامی وجود خارجی نداره.
این ماییم که یا پرهیزکاریم یا تبهکار.
بحث حق و حقیقت، به اندازهی تقدس خون شهداء جدی هست.
نمیدونم، ولی من میترسم که مبادا کاری کنم که به نظر ِ یهنفر بیاد داریم ایراد ِ غیرمنطقی به مذاکرات میگیریم.