(۵/تیر/۹۴ ۱۱:۰۶)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]جواب کل این 26 صفحه تاپیک در این پست خلاصه میشه :
جلسات خصوصی، تیم مذاکره کننده و منتقدان هستهای در مسئلهی هستهای، سه نکته را ابتدائاً و مقدّمتاً عرض میکنم، بعد هم مطالبی را که در این زمینه هست، به عرض میرسانم.
نکتهی اوّل اینکه آنچه بنده اینجا در این جلسه یا در جلسات عمومی میگویم، عیناً همان حرفهایی است که در جلسات خصوصی به مسئولین، به رئیسجمهور محترم و به دیگران میگویم. این خطّ تبلیغیای که دیدیم و میبینیم دنبال میکنند که بعضی از خطّ قرمزهایی که رسماً اعلام میشود، در جلسات خصوصی از آنها صرفنظر میشود، حرف خلاف واقع و دروغی است. آنچه ما اینجا به شما میگوییم یا در جلسات عمومی میگوییم، عیناً همان حرفهایی است که به دوستان، به مسئولین، به هیئت مذاکرهکننده، همانها را بیان میکنیم؛ حرفها یکی است. نکتهی دوّم، بنده هیئت مذاکرهکننده را - همین دوستانی که این مدّت این زحمات را بر دوش گرفتهاند - هم امین میدانم، هم غیور میدانم، هم شجاع میدانم، هم متدیّن میدانم؛ این را همه بدانند. اکثر حضّاری که اینجا تشریف دارید، از محتوای مذاکرات خبر ندارید؛ اگر شما هم از محتوای مذاکرات و جزئیّات مذاکرات و آنچه در مجالس میگذرد مطّلع بودید، به بخشی از آنچه بنده گفتم، حتماً اذعان میکردید. من البتّه علاوهی بر اینها، بعضی از این دوستان را از نزدیک میشناسم، بعضی را از دور با سوابقشان میشناسم؛ اینها مردمانی هستند متدیّن و امین؛ اینها امینند؛ قصدشان این است که کار کشور را پیش ببرند، گره را باز کنند و دارند تلاش میکنند برای این کار. انصافاً غیرت ملّی هم دارند، شجاعت هم دارند، در مقابل یک تعداد کثیری از کسانی قرار میگیرند - که حالا نمیخواهم تعبیرِ متناسب واقعی را بکنم، چون گاهی تعبیرهایی هست که واقعاً شایستهی آن تعبیرند امّا خب، مناسب نیست که ما به زبان بیاوریم - و انصافاً در مقابل آنها با شجاعت کامل، با دقّت کامل مواضع خودشان را بیان میکنند، دنبال میکنند و تعقیب میکنند.
نکتهی سوّم در مورد منتقدین محترم است. بنده با انتقاد مخالف نیستم، عیبی ندارد، انتقاد لازم است و کمککننده است، منتها این را همه توجّه داشته باشند که انتقادکردن آسانتر از عملکردن است. عیبهای طرف مقابل را در آن عرصهای که قرار دارد، ما راحت میبینیم، درحالیکه خطرات او، دشواریهای او، نگرانیهای او، مشکلات او را انسان نمیبیند. مثل این است که شما کنار یک استخری ایستادهاید، دارید تماشا میکنید؛ یکنفر هم رفته است روی ارتفاع، از دهمتری میخواهد شیرجه بزند. خب، شیرجه میزند، شما که اینجا کنار استخر ایستادهاید، میگویید هان! این پایش خم شد، زانویش خم شد؛ این یک اشکال. بله، این اشکال است امّا شما زحمت بکشید از این دایو بروید بالا، سرِ آن دهمتری به آب یک نگاهی بکنید، آنوقت قضاوت بکنید! انتقادکردن آسان است. [البتّه] این حرف من مانع از انتقاد نشود؛ انتقاد بکنید لکن توجّه داشته باشید که انتقادها با لحاظِ این معنا باشد که آن طرف مقابل بعضی از عیوبی را که ما در انتقادمان ذکر میکنیم ممکن است میدانند، [امّا] خب به این نتیجه رسیدهاند یا ضرورتها آنها را به اینجا کشانده یا به هر دلیل دیگری. البتّه بنده نمیخواهم بگویم اینها معصومند؛ نه، معصوم نیستند؛ ممکن است انسان یکجاهایی در تشخیص، در عمل خطا هم بکند، امّا مهم این است که به امانت اینها و به دیانت اینها و به غیرت اینها و به شجاعت اینها ما اعتقاد داریم. این سه نکتهی لازمی که در مقدّمهی عرایضم عرض کردم.
![[تصویر: 15-6-24-18813khabar1.jpg]](http://images.khabaronline.ir//images/2015/6/15-6-24-18813khabar1.jpg)
![[تصویر: 15-6-24-18841khabar2.jpg]](http://images.khabaronline.ir//images/2015/6/15-6-24-18841khabar2.jpg)
محمد جان منظورت از جمله ی اول چیه؟
اتفاقا نه این بیست و خرده ای صفحه و نه این سخنرانی اقا تو این جملات خلاصه نمیشه. همونطور که اقا گفتند انتقاد باید باشد و من مخالف انتقاد نیستم. اما منصفانه (که قبلا هم گفته بودند).
ما هم انتقاد می کنیم و جایی هم که تیم از خطوط قرمز رد شده باشه بهش تذکر می دیم. اما هواشون رو هم داریم و براشون دعا می کنیم چون می دونیم عرصه سخته.
اما جدا محمد منظورت از جمله ی اول چی بود؟ این همه سخنرانی اقا براتون مهم نبود؟! این همه خطوط قرمز که گفتند و تیم مذاکره کننده رعایت نکرده بود چی میشه؟! رجوع شود به "
خطوط قرمز Vs عملکرد تیم مذاکره کننده (مقایسه این دو) "
سلام
به نظرم یکی از خطوط قرمز اخیر که متاسفانه تیم مذاکره کننده ازش رد شد، دیدار امانو با دکتر روحانی بود! مگر اقا نگفته بودند مذاکرات در حد وزرای خارجه بمونه و بالاتر نره؟
آمانو هم اومده بود راجع به نگرانی های آژانس در مورد PMD و... دیدار کنه دیگه!
خانم پروین اعتصامی:
پــیــام داد ســگ گــلــه را، شــبـی گـرگـی ---- کـه صـبـحـدم بـره بـفـرسـت، میهمان دارم
مرا بخشم میاور که گرگ بدخشم است ---- درون ِ تــیــره و دنـدان ِ خـونفـشـان دارم
جـواب داد، مـرا بــا تــو آشـنـایی نـیـسـت ---- کــه رهـزنـی تـو و مـن نـام پـاسـبـان دارم
مـن از بـرای خــور و خــواب، تـن نـپـروردم ---- همیشه جان به کف و سر بر آستان دارم
مــرا گــران بــخــریــدنــد، تــا بـــکـــار آیـــم ---- نه آنکه کار چو شد سخت، سر گران دارم
عـنـان نـفـس، نـدادم چو غافلان از دست ---- کـنـون بـدسـت تـوانـا، دو صـد عـنان دارم
گرفـتم آنکه فـرسـتـادم آنـچـه میخواهی ---- ز خـود چـگـونـه چـنـین ننگ را نهان دارم
هراس نیست مرا هـیـچـگه ز حملهی گرگ ---- هـراس ِ کـــمدلـــی ِ بـــرهی جـــبـــان دارم
هــزار بــار گریــزانــدمــت بـه دره و کـوه ---- هــزارهــا سـخـن از عهد بـاستان دارم
رفیق دزد نـگـردم به حـیــلـه و تـلـبـیـس ---- کـه عـمـرهـاسـت بکوی وفـا مـکـان دارم
مرا نکشتـه بـه آغل درون نخواهی شد ---- دهـان مـن نـتـوان دوخـت تـا دهان دارم
جفـای گـرگ مـرا تـازگـی نـداشـت، هـنـوز ---- سه زخم کهنه به پهلو و پشت و ران دارم
دو سال پـیش، به دنـدان دم تـو بـرکـندم ---- کنون ز گوش گذشتی، چنین گمان دارم
دکـان کـیـد، بـرو جـای دیـگـری بگـشـای ---- فروش نیست در آنجا که من دکان دارم
(۱۳/تیر/۹۴ ۴:۰۸)ـــ نوشته است: [ -> ]خانم پروین اعتصامی:
پــیــام داد ســگ گــلــه را، شــبـی گـرگـی ---- کـه صـبـحـدم بـره بـفـرسـت، میهمان دارم
مرا بخشم میاور که گرگ بدخشم است ---- درون ِ تــیــره و دنـدان ِ خـونفـشـان دارم
جـواب داد، مـرا بــا تــو آشـنـایی نـیـسـت ---- کــه رهـزنـی تـو و مـن نـام پـاسـبـان دارم
مـن از بـرای خــور و خــواب، تـن نـپـروردم ---- همیشه جان به کف و سر بر آستان دارم
مــرا گــران بــخــریــدنــد، تــا بـــکـــار آیـــم ---- نه آنکه کار چو شد سخت، سر گران دارم
عـنـان نـفـس، نـدادم چو غافلان از دست ---- کـنـون بـدسـت تـوانـا، دو صـد عـنان دارم
گرفـتم آنکه فـرسـتـادم آنـچـه میخواهی ---- ز خـود چـگـونـه چـنـین ننگ را نهان دارم
هراس نیست مرا هـیـچـگه ز حملهی گرگ ---- هـراس ِ کـــمدلـــی ِ بـــرهی جـــبـــان دارم
هــزار بــار گریــزانــدمــت بـه دره و کـوه ---- هــزارهــا سـخـن از عهد بـاستان دارم
رفیق دزد نـگـردم به حـیــلـه و تـلـبـیـس ---- کـه عـمـرهـاسـت بکوی وفـا مـکـان دارم
مرا نکشتـه بـه آغل درون نخواهی شد ---- دهـان مـن نـتـوان دوخـت تـا دهان دارم
جفـای گـرگ مـرا تـازگـی نـداشـت، هـنـوز ---- سه زخم کهنه به پهلو و پشت و ران دارم
دو سال پـیش، به دنـدان دم تـو بـرکـندم ---- کنون ز گوش گذشتی، چنین گمان دارم
دکـان کـیـد، بـرو جـای دیـگـری بگـشـای ---- فروش نیست در آنجا که من دکان دارم
سگ نماد کیست برادر ؟ یکم توی ارسال پست هاتون دقت کنید
مادربزرگ میگفت : خدا همه چیز را در یک روز خلق نکرده،
ولی امان از این آدمیزاد که می خواد همه چیز رو یک روزه
بدست بیاره و داشته باشه ...
(۱۳/تیر/۹۴ ۴:۵۸)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]سگ نماد کیست برادر ؟ یکم توی ارسال پست هاتون دقت کنید
سگ در اون شعر نماد هرکسی هست که دلسوزی میکنه برای کسانی که گرگه میخواد بدره، و در برابر دشمن شجاعه و بزدلی نمیکنه و به دفاع میپردازه.
برادر شما هم کسی هست که بیشتر از به خطر افتادن دین مردم، و جان مردم، و خورد شدن عزت مردم، به فکر خوار نشدن خواصی هست که جنگیدنشون با خدا و نفاقشون بارها در رفتارشون آشکار شده. چرا ایشون کسانی رو بخاطر نمیاره که در این انقلاب، پیشتر از این سرپرستی امور رو بدست داشتهاند و در این کار، نمونهی مؤمنین مورد تحسین قرآن کریم بودند که هیچ اثری از نفاق با مؤمنین نداشتن و همچنین در برابر دشمنان، ملت خودشون رو خوار نمیکردن و هیچ بزدلی خفتآمیزی نداشتند؟ آیا دلیل این کار ِ این آقای برادر، ترس از سرزنش سرزنشگران هست که بگن ایشون بود که نذاشت گرگه مردم رو خوشبخت کنه؟ برای اون آقای برادر بخاطر بلایی که با مسامحه و اهمالکاریشون بر سر کشور - تا بدین جای کار - آوردهاند و دارن میارن، متأسفم.
بنده رو مجبور به اسپم میکنید . ولله ما هم نگرانیم ولی اعتماد داریم ...
جلسات خصوصی، تیم مذاکره کننده و منتقدان هستهای در مسئلهی هستهای، سه نکته را ابتدائاً و مقدّمتاً عرض میکنم، بعد هم مطالبی را که در این زمینه هست، به عرض میرسانم.
نکتهی اوّل اینکه آنچه بنده اینجا در این جلسه یا در جلسات عمومی میگویم، عیناً همان حرفهایی است که در جلسات خصوصی به مسئولین، به رئیسجمهور محترم و به دیگران میگویم. این خطّ تبلیغیای که دیدیم و میبینیم دنبال میکنند که بعضی از خطّ قرمزهایی که رسماً اعلام میشود، در جلسات خصوصی از آنها صرفنظر میشود، حرف خلاف واقع و دروغی است. آنچه ما اینجا به شما میگوییم یا در جلسات عمومی میگوییم، عیناً همان حرفهایی است که به دوستان، به مسئولین، به هیئت مذاکرهکننده، همانها را بیان میکنیم؛ حرفها یکی است. نکتهی دوّم، بنده هیئت مذاکرهکننده را - همین دوستانی که این مدّت این زحمات را بر دوش گرفتهاند - هم امین میدانم، هم غیور میدانم، هم شجاع میدانم، هم متدیّن میدانم؛ این را همه بدانند. اکثر حضّاری که اینجا تشریف دارید، از محتوای مذاکرات خبر ندارید؛ اگر شما هم از محتوای مذاکرات و جزئیّات مذاکرات و آنچه در مجالس میگذرد مطّلع بودید، به بخشی از آنچه بنده گفتم، حتماً اذعان میکردید. من البتّه علاوهی بر اینها، بعضی از این دوستان را از نزدیک میشناسم، بعضی را از دور با سوابقشان میشناسم؛ اینها مردمانی هستند متدیّن و امین؛ اینها امینند؛ قصدشان این است که کار کشور را پیش ببرند، گره را باز کنند و دارند تلاش میکنند برای این کار. انصافاً غیرت ملّی هم دارند، شجاعت هم دارند، در مقابل یک تعداد کثیری از کسانی قرار میگیرند - که حالا نمیخواهم تعبیرِ متناسب واقعی را بکنم، چون گاهی تعبیرهایی هست که واقعاً شایستهی آن تعبیرند امّا خب، مناسب نیست که ما به زبان بیاوریم - و انصافاً در مقابل آنها با شجاعت کامل، با دقّت کامل مواضع خودشان را بیان میکنند، دنبال میکنند و تعقیب میکنند.
نکتهی سوّم در مورد منتقدین محترم است. بنده با انتقاد مخالف نیستم، عیبی ندارد، انتقاد لازم است و کمککننده است، منتها این را همه توجّه داشته باشند که انتقادکردن آسانتر از عملکردن است. عیبهای طرف مقابل را در آن عرصهای که قرار دارد، ما راحت میبینیم، درحالیکه خطرات او، دشواریهای او، نگرانیهای او، مشکلات او را انسان نمیبیند. مثل این است که شما کنار یک استخری ایستادهاید، دارید تماشا میکنید؛ یکنفر هم رفته است روی ارتفاع، از دهمتری میخواهد شیرجه بزند. خب، شیرجه میزند، شما که اینجا کنار استخر ایستادهاید، میگویید هان! این پایش خم شد، زانویش خم شد؛ این یک اشکال. بله، این اشکال است امّا شما زحمت بکشید از این دایو بروید بالا، سرِ آن دهمتری به آب یک نگاهی بکنید، آنوقت قضاوت بکنید! انتقادکردن آسان است. [البتّه] این حرف من مانع از انتقاد نشود؛ انتقاد بکنید لکن توجّه داشته باشید که انتقادها با لحاظِ این معنا باشد که آن طرف مقابل بعضی از عیوبی را که ما در انتقادمان ذکر میکنیم ممکن است میدانند، [امّا] خب به این نتیجه رسیدهاند یا ضرورتها آنها را به اینجا کشانده یا به هر دلیل دیگری. البتّه بنده نمیخواهم بگویم اینها معصومند؛ نه، معصوم نیستند؛ ممکن است انسان یکجاهایی در تشخیص، در عمل خطا هم بکند، امّا مهم این است که به امانت اینها و به دیانت اینها و به غیرت اینها و به شجاعت اینها ما اعتقاد داریم. این سه نکتهی لازمی که در مقدّمهی عرایضم عرض کردم.
![[تصویر: 15-6-24-18841khabar2.jpg]](http://images.khabaronline.ir//images/2015/6/15-6-24-18841khabar2.jpg)
جواب همهی اینها رو دادم و شما دقت نداشتید.
چرا بجای این کاریکاتورهای مسخره از منتقدین، کسانی که پیشتر در زمان به ثمر رسیدن انقلاب یا در زمان جنگ یا پس از اون، منتقد ِ سستی در برابر دشمن بودن ولی خودشون محکمتر از مسئولین ایستاده بودن و بههیچوجه با چنین کاریکاتورهایی قابل مقایسه نبودند رو به یاد نمیارید؟
سوره آل عمران: وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (۱۳۹) إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (۱۴۰)
و سست نگرديد و غمگين نشويد، كه اگر مؤمن باشيد، شما برتريد. (۱۳۹) اگر به شما زخمى رسيد، آن گروه را نيز زخمى همانند آن رسيده است. و اين روزگار است که هر دم آن را به مراد کسی میگردانيم تا خدا مؤمنان را معلوم دارد و از شما گواهانى بگيرد، و خدا ستمكاران را دوست نمیدارد. (۱۴۰)
سوره محمد: فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ (۳۵) إِنَّمَا الحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ (۳۶)
پس سست نشويد و به آشتى مخوانيد و شما برتريد و خدا با شماست و كارهای شما را ناقص نخواهد گذاشت. (۳۵) زندگى دنيا جز بازيچه و بيهودگى نيست، و اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد پاداش شما را میدهد و اموالتان را نمیخواهد. (۳۶)
سوه صف: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ (۴)
به راستی خداوند دوست دارد آنهایی را كه در راهش صف در صف قتال میکنند گويى بنايى آهنيناند. (۴)
در گنجینهی ضربالمثلهای فارسی داریم که:
شاه بخشید، شیخعلیخان نمیبخشه.
