(۳/اسفند/۹۲ ۰:۲۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]تنها راه این است که تاجر اول بپذیرد که معامله فسق شود پس باید........
به نام خدا
سلام
پس باید تاجر دوم هم بپذیرد
(تاجر دوم همان تاجر حلیه گر است)
(۳/اسفند/۹۲ ۰:۲۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]درسته باید یه روز درمین باشهیک امتیاز مثبتبا دوستان که می فرمایند نباید تو گوگل باشه موافقم ار طرفی با دوستان دیگه هم موافقم همه چیز تو گوگل هس اما دقت می کنم که رایج نباشهیه معمایی رو یادم اومد که توی یه کتاب قدیکی خوندم بعید می دونم توی گوگل باشه یا کسی شنیده باشه :
نوعی چوب در شهری کمیاب میشه تاجری همون چوب رو داشته برای فروش میبره در راه اتراق می کنه , از طرفی تاجری حیله گر متجه بار تاجر اولی میشه میاد مقدار از اون چوب ( چوب خودش را ) رو آتیش می زنه و کنارش میشینه تاجر اول از بوی چوب سوخته فکر می کنه بار کسی آتیش گرفته میاد میبینه تاجر دوم داره چوب رو آتیش میزنه بهش میگه چرا داری همچین کاری می کنی تاجر دوم میگه این چوب اون قدر بی ارزش و ارزون هس به خصص در شهر ما که به حکم هیزم ازش استفاده می کنیم
تاجر اول تا اینو میشنوه کلی ناراحت میشه میگه من گمون می کردم گرونه با اون قیمتی که من تصور می کردم از فروش این ها به دست بیارم بیشتر از هر چیز بارزش دیگه میشه ولی حالا هیچی نمیشه
تاجر دم میگه من ازت به قیمت هیزم و کمی بالاتر حاضرم بخرم تاجر اول قبول می کنه و اون ها قرار داد می نویسند که تمام بار را به اندازه ی یک پیمانه طلا یا نقره یا هرچیز دیگری معامله می کنیم و قرار میشود معامله در شهر انجام شد اما قرار داد نشته شده حالا تاجر اول وارد شهر میشه و متوجه فریبی که خورده میشه
پیش عالمی میره اون عالم میگه :
تنها راه این است که تاجر اول بپذیرد که معامله فسق شود پس باید........
این که داستانه ... ؟
باید یک درخواست غیر معقول داشته باشی ( مربوط به بند یک پیمانه از هرچیزی معامله ) که تاجر دوم معمله بهم بزنه
سوالاتون خیلی سخته ها!!!!
این سوال رو باید بچه های حقوق جواب بدن
ولی فکر می کنم کلیدش توی این جمله باشه :
نقل قول: تمام بار را به اندازه ی
یک پیمانه
طلا یا نقره
یا هرچیز دیگری
معامله می کنیم
باید ی چیزی رو بگه ک تاجر مکار نتونه اون رو ب دست بیاره، مثلا یک پیمانه ابر !
البته اون«یک پیمانه» هم خیلی مشکوکه ... پیمانه شون چیه دقیقا؟
میشه اندازه «پیمانه» رو اون ظرفی ک چوب ها داخلش هست بذاره و اون « هر چیز دیگری» رو خود چوب ها قرار بده.
سلام اين يه سوال تكراريه.
بچه هايي كه قبلا شنيدن خواهشا زود جواب ندن بزارن دوستاي ديگه كمي فكر كنند.
در ضمن سوال جواب منظقي داره فكر كنيد.....
چه وقتي هست كه عرعر يك خر نماز آدم را باطل ميكنه؟؟؟
(۳/اسفند/۹۲ ۱۸:۲۶)masoudmoosavy نوشته است: [ -> ]سلام
وقتی با وضو بخوابی
سلام
داداش اونجوري كه سر نماز نيستي. دقت كنيد دوستان. شما سر نماز هستيد و صداي خر نماز شما را باطل ميكند. چرا؟؟؟؟
(۳/اسفند/۹۲ ۱۳:۲۱)مصطفي مازح7610 نوشته است: [ -> ]چه وقتي هست كه عرعر يك خر نماز آدم را باطل ميكنه؟؟؟
این سوال جالبه ...

و جوابش از خودش جالب تر.ولی چون گفتین نگو نمیگم

دوستان در مورد معمایی که مطرح شده ببینید یه راهنمایی :
اول غلط املایی نداریم
تاجر دوم باید نتونه معامله رو انجام بده
یهنی نتونه بپردازه
و فسق از طرف اون باشه
همون جوری که یی از دوستان اشاره کرد چون در معامله قید شده یک پیمانه طلا نقره یا هرچیز دیگر این هرچیز دیگره مهمه
ابر درست نیست به چیز دیگه ای فکر کنید ........
(۳/اسفند/۹۲ ۲۰:۰۷)fafa* نوشته است: [ -> ]این سوال جالبه ...
و جوابش از خودش جالب تر.ولی چون گفتین نگو نمیگم
سلام..
يه راهنمايي به دوستاني كه دارن فكر ميكنن رو اين سوال..
ميتونيد به كتابهاي استاد مطهري رجوع كنيد. اين معما در يكي از كتابهاي استاد مطهري ذكر شده.....
((چه راهنمايي خوبي كردم. حالا بريد از اون همه كتاب مطالعه كنيد))