تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: 120- ( معما)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۹/اسفند/۹۲ ۰:۱۴)Aban نوشته است: [ -> ]دیگه سوالاتون خیلی داره حقوقی میشه ...Dodgy

ی سوال ریاضی می ذارم، مخصوص بچه ریاضی های باهوش ....
این ها سوالات ورودی ب یک دانشگاه معتبره، تقریبا همون کنکور خودمونه، یکم mp3تر شده ش ....! البته فقط ی ذره Wink


[تصویر: 55021919789923399680.bmp]


اولی ایام هفته به انگلیسی هست که حروف اولشونو گذاشته

نقل قول:
نه شوخی کردم من که فکر می کنم مقصر خدمتکار باشه چون سهل انگاری کرده در انجام وظیفه

هر چند حدس می زنم از این سرکاری هاست که یک جا صورت مسئله مورد داره!

چه سهل انگاری شده ؟

قاننی نداریم که باید سر پوش شیر رو بذاره که
1. خوب یه مستطیل میکشیم و سه تا خط هم میکشیم کتارش.
میشه 1 مستطیل با سه تا خطBlush
(۸/اسفند/۹۲ ۲۳:۴۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]
(۸/اسفند/۹۲ ۲۳:۳۸)درست پسند نوشته است: [ -> ]خانم محترم، باز مثل اون دفعه اشتباه فرمودید. من خانم نیستم.
DodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgyDodgy
چه قدر عصبی !!!
به شما گفتم که نگاه جنسی ندارم نمی دونم اینجا کی دختره کی پسره همین جوری همه با هم دوستیم
من جای نوه ی شما هستم
Exclamation
عصبی؟؟؟!!!
عبارت «خانم محترم» رو میگید؟!

خب وقتی طرز حرف زدن دخترها و پسرها با دخترها و پسرها فرق داره، باید بدونیم که کی دختره کی پسره. «نگاه جنسی ندارم» یعنی چی؟

در مورد دوستی هم:
سوره توبه، آیه 9: مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند، به نیکی وا می‌دارند و از ناشایست بازمی‌دارند و نماز می‌گزارند و زکات می‌دهند و از خدا و پیامبرش فرمان می‌برند آنانند که خدا به زودی مشمول رحمت قرارشان خوهد داد که خدا توانا و حکیم است.
دوستی ما فقط به این معنا هست که در راه خدا کمک و یاور همدیگر باشیم.

(۸/اسفند/۹۲ ۲۳:۴۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]من نمی دونم مشکل شما توی این معما کجاست تاجر اول بعد از معامله متوجه اشتباهش میشه و از یه شیخ یا ملا حالا راهنمایی می گیره ملا هم با توجه به نکته ای که تو معامله بوده راهکار میده میگه چون دقیق نگفته معامله ر چی باشه این بگو
بعد معامله این جوری بوده که تاجر اول کلی بار چوب داشته خیلی .... بعد این بهش می گه ارزشی نداره من با یه پیمانه طلا ای نقره ای چیزی باهات عوض می کنمش انم می گه اوکی
شما در چارچوب معما جواب مساله رو بده
هیچی.

(۸/اسفند/۹۲ ۲۳:۴۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]یکی از مشکلات افرادی که با عرض شرمندگی فکر می کنن باهشن اما در اقع فقط نگاه منطقی دارن همینه مدام مساله رو تعمیم میدن به محیط حال ای باباااااااااا
قطعاً اشتباه از بنده بوده که شرکت کردم.Dodgy
حالا برای این که چنین بحثهایی پیش نیاد، بیاین و معماهایی طرح کنین که تنها و تنها یک جواب داشته باشه...
من هنوز سر حرفم هستم. یه پیمانه خون میتونه جواب صحیح باشه...
چون آدم همیشه بین مال و جون، جونش رو انتخاب میکنه...
فکر کنین من یه آدم کلاشی به نام تاجر دومیه هستم...
بعد یه پیمانه حشره به شما میدم که میگم نصفش نره و نصفش ماده...
شما وسیله ای داری که بتونی بفهمی من درست گفتم یا نه؟
از لحاظ منطقی، این سوال چندین جواب داشته...
مثلاً تاجر اولی میتونسته یک پیمانه الماس 200 قیراطی بخواد.
نیست در جهانه دیگه...
میتونسته یک پیمانه اشک چشم مورچه بخواد...
مثلاً میتونسته توی یزد، یه پیمانه برف آب نشده بخواد...
چه میدونم، بلاخره چند تا جواب داره این سوال.
دعوا نداره که...
و اما...
خدمتکاری که سطل شیر رو سرشه، چه جوری کله اش رو برده بالا که دیده یه عقاب مار تو دهنش بوده؟
پس خود خدمتکار قاتل نامرده...
بعدشم...
اگه ندیده که سم مار ریخته تو شیر پس از کجا میدونه اونا به خاطر سم مار مردن؟
و اگرم دیده که سم مار ریخته تو شیر که غلط کرده شیرو به خورد جماعتی داده...
و اما در مورد سوالات ریاضی، اون دومیه که نوشته:
5+5+5=550
کافیه به یکی از به علاوه ها یه خط اریب اضافه کنیم تا تبدیل به 4 انگلیسی بشه.
اونوقت میشه 545+5=550
توی کادر هم کافیه بنویسیم "هیچ چی"
بنام خدا
سلام چون یزشکه خانم بوده نه اقا
(۹/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۶)moze84 نوشته است: [ -> ]حالا برای این که چنین بحثهایی پیش نیاد، بیاین و معماهایی طرح کنین که تنها و تنها یک جواب داشته باشه...
من هنوز سر حرفم هستم. یه پیمانه خون میتونه جواب صحیح باشه...
چون آدم همیشه بین مال و جون، جونش رو انتخاب میکنه...
فکر کنین من یه آدم کلاشی به نام تاجر دومیه هستم...
بعد یه پیمانه حشره به شما میدم که میگم نصفش نره و نصفش ماده...
شما وسیله ای داری که بتونی بفهمی من درست گفتم یا نه؟
از لحاظ منطقی، این سوال چندین جواب داشته...
مثلاً تاجر اولی میتونسته یک پیمانه الماس 200 قیراطی بخواد.
نیست در جهانه دیگه...
میتونسته یک پیمانه اشک چشم مورچه بخواد...
مثلاً میتونسته توی یزد، یه پیمانه برف آب نشده بخواد...
چه میدونم، بلاخره چند تا جواب داره این سوال.
دعوا نداره که...
و اما...
خدمتکاری که سطل شیر رو سرشه، چه جوری کله اش رو برده بالا که دیده یه عقاب مار تو دهنش بوده؟
پس خود خدمتکار قاتل نامرده...
بعدشم...
اگه ندیده که سم مار ریخته تو شیر پس از کجا میدونه اونا به خاطر سم مار مردن؟
و اگرم دیده که سم مار ریخته تو شیر که غلط کرده شیرو به خورد جماعتی داده...
و اما در مورد سوالات ریاضی، اون دومیه که نوشته:
5+5+5=550
کافیه به یکی از به علاوه ها یه خط اریب اضافه کنیم تا تبدیل به 4 انگلیسی بشه.
اونوقت میشه 545+5=550
توی کادر هم کافیه بنویسیم "هیچ چی"




جواب معما ها رو درست گفتید من هم امتیاز هم قبل هم الان بهتون اضافه کردم
بعد من فکر نمی کنم که خیلی بد باشه چند تا جواب برای معما ما این طوری دید ها و مختلف فعال میشه دیگه هرکس از هر دیدی بهش جاب میده مثلا اشک مورچه خیلی عالیه
در مرد خط اریب هم درست گفتید
اما درمرد خدمتکار
در مساله گفتم ببینید اصلا خدمتکار نفهمیده که زهر توی شیر ریخته شده اصلا نفهمیده
یه سوال....
یه مار چرا نمی تونه بره مسافرت؟Huh
(۹/اسفند/۹۲ ۱۹:۳۵)bidaram نوشته است: [ -> ]یه سوال....
یه مار چرا نمی تونه بره مسافرت؟Huh


چون دست نداره ساکشو ببره؟Huh
(۹/اسفند/۹۲ ۱۹:۵۱)ballista نوشته است: [ -> ]چون دست نداره ساکشو ببره؟Huh
نهWink
(۹/اسفند/۹۲ ۱۹:۳۵)bidaram نوشته است: [ -> ]یه سوال....
یه مار چرا نمی تونه بره مسافرت؟Huh
چون همشهری هاش بیمار می شند؟

ترجمه سومی اشتباهه!
anything میشه یک چیزی ، نمیشه هیچ چیز
[تصویر: 55021919789923399680.bmp]
آدرس های مرجع