نقل قول:یک پیمانه خاکستر چوب شاید
با یک صدم چوبا هم یه پیمانه خاکستر رو میشه درست کرد بیشتر فکر کن نزدیک میشی
نقل قول:شرط به قیمت هیزم یا یک مقدار بالاتر رو در نظر بگیرید!در ضمن با چیزی میشه معامله کرد که ارزشش در اون حد باشه و قابل پرداخت باشه! با کلک این تیپی نمیشه سر قاضی رو کلاه گذاشت.
من یک جواب دارم اما شاید دروغ بشه ، اونم این که بار رو بفروشه و با مبلغی همون مقدار هیزم بخره ، بعد بسوزونه اون ها رو و بگه هیزم ها سوخته و بعد معامله فسخ میشه اتوماتیک (چون اصل جنس از بین رفته) ، اما خوب دروغ می گه و شاید حرام باشه، البته بعضی اوقات جلوی برخی افراد دروغ اشکالی نداره.شاید اینجا هم بشه.
یه پیشنهاد کلا ذهنتو از این تیپی ها دور کن جواب ساده است
نقل قول:این که کاری نداره
![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)
چون تمام بار قیمتش یه پیمانه+طلا هست پس قیمت طلا که معلومه باید تاجر اول قیمت پیمانه رو خیلی بالا ببره تا ارزش چوب هارو داشته باشه
(درست بود
![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)
)
پیمانه رو که نمیدن بهش
شما زمان قدیمو در نظر بگیر میخان نفت بدن پیمانه پیمانه میدن
اصلا همین الان میگن 4000 بشکه نفت دادیم ترکیه بشکشو که نمیدن منظر اندازش
فکر کنم میتونه مثل فیلم تاجر ونیزی رفتار کنه...
مثلاً یک پیمانه از خونش رو بخواد...
تاجر نامرده از خیرش میگذره دیگه...
اما من اگه بودم، یه شرخر استخدام میکردم حالشو جا بیارن...

شوخی کردما!!!!
میتونه یه پیمانه از بذر همون درخت رو بخواد خب وقتی چوب درخت گرونه حتما بذرش هم گرونه و گیر هم نمیاد
(۴/اسفند/۹۲ ۲۲:۴۴)فانوس *7* نوشته است: [ -> ][/align][/size][/font][/color]یکم فکر کن می تونی به جواب برسی
ازون جا که به جواب نزدیک شدم و با توجه به این ک اگه یه پیمانه از کسی خون بگیری آخ نمی گه و نظر به این که فکر می کنم چیزی که توی پیمانه باید برای تاجر باارزش تر از چوبها باشه، یه خورده دردشم بیاد، مجموعه شواهد و قرائن حاکی از این هست که باید یک پیمانه از گوشت بدنش رو بده به تاجر اول.
این بود آخرین حدس من!
یک پیمانه سوسک نصفش نر نصفش ماده

(۳/اسفند/۹۲ ۰:۲۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]نوعی چوب در شهری کمیاب میشه تاجری همون چوب رو داشته برای فروش میبره در راه اتراق می کنه , از طرفی تاجری حیله گر متجه بار تاجر اولی میشه میاد مقدار از اون چوب ( چوب خودش را ) رو آتیش می زنه و کنارش میشینه تاجر اول از بوی چوب سوخته فکر می کنه بار کسی آتیش گرفته میاد میبینه تاجر دوم داره چوب رو آتیش میزنه بهش میگه چرا داری همچین کاری می کنی تاجر دوم میگه این چوب اون قدر بی ارزش و ارزون هس به خصص در شهر ما که به حکم هیزم ازش استفاده می کنیم
تاجر اول تا اینو میشنوه کلی ناراحت میشه میگه من گمون می کردم گرونه با اون قیمتی که من تصور می کردم از فروش این ها به دست بیارم بیشتر از هر چیز بارزش دیگه میشه ولی حالا هیچی نمیشه
تاجر دم میگه من ازت به قیمت هیزم و کمی بالاتر حاضرم بخرم تاجر اول قبول می کنه و اون ها قرار داد می نویسند که تمام بار را به اندازه ی یک پیمانه طلا یا نقره یا هرچیز دیگری معامله می کنیم و قرار میشود معامله در شهر انجام شد اما قرار داد نشته شده حالا تاجر اول وارد شهر میشه و متوجه فریبی که خورده میشه
پیش عالمی میره اون عالم میگه :
تنها راه این است که تاجر دوم بپذیرد که معامله فسق شود پس باید........
خب دیگــــــــــــــه تاجر اولیه بره اون یه پیمانه طلا یا نقره یا هر چیزه دیگه رو بهش پس بده بگه داش دستت درست اون چوبای مارو پس بده نخواستیم !

( البته ببخشید یکم با لحن لاتی صحبت میکنه

)
پ ن : البته شما گفتین قرار بوده معامله تو شهر انجام بشه و فقط معامله رو نوشتن پس هنوز چوبها پیشه تاجر اولیه و معامله انجام نشده
ای وای الان راهنماییتونوخوندم .....خب اولی بگه یه پیمانه الماس میخوام .......

یه سوال(معما نیست،سوال کلی دارم

|)
چرا تو این نظرسنجیتون گزینه ی «شوت» ندارید؟
...
...
...
...
...
...
...
نیگا داره؟

شوت خودتونید،من واسه برقراری عدالت گفتم

والا،ملت چه زود آدم رو شوت فرض میکنن


من واسه ریا نشدن تا حالا شرکت نکردم تو نظرسنجی... .
...
...
پس این مسئولین چی کار میکنن اینجا ؟
(۴/اسفند/۹۲ ۲۲:۴۴)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]یکم شبیه فیلم هندی ها بود
اتفاقاً بیش از مقدار لازم توضیح دادم تا هر گوشه از ماجرا رو کاملاً تبیین کرده باشم.
فکر کنم بخاطر همین اینطور به نظر میاد.
(۴/اسفند/۹۲ ۲۲:۴۴)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]تاجر دوم اون قدر ساده نیس که این موضوع ر باور کنه
البته متوجه شدم که پاسخ مورد نظر شما فرق داره، اما کامل توضیح داده بودم که چرا باور میکنه. تاجر دوم چون خودش دغلبازه، روی احتمال دغلبازی دیگران هم حساب میکنه، و بنابراین اگر تاجر اول یه نشونهی کوچیک از کلک زدن بروز بده، تاجر دوم خیلی راحت باور میکنه که سادهلوحیاش کلک بوده باشه و یک کلاهبرداری از خودش داشته انجام میشده. و چنین فردی هرگز نمیتونه قبول کنه که کسی سرش کلاه بذاره و بازی رو به هم میزنه.
نمونههای واقعیاش رو دیدهام!
(۴/اسفند/۹۲ ۲۲:۴۴)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]مثلا اینو بخونید :
تاجر اول تا اینو میشنوه کلی ناراحت میشه میگه من گمون می کردم گرونه با اون قیمتی که من تصور می کردم از فروش این ها به دست بیارم بیشتر از هر چیز بارزش دیگه میشه ولی حالا هیچی نمیشه
تاجر اول بعد از دیدن سوزاندن چوب توسط تاجر دوم و قبل از معامله اینو میگه !!!!
پس جواب شما غلطه
خب البته که تاجر اول اونها رو میگه.
متوجه نمیشم چرا این دلیل بر غلط بودن جواب من میشه.
سلام
سایز پیمانه مشخص هست؟
اگر سایز پیمانه مشخص نباشه می تونه یک پیمانه بزرگ از چوب های مثل چوب خودش رو طلب کنه؟
نکته این هست که قید شده به قیمت هیزم و یک مقدار بالاتر
در ضمن یک نکته دیگه ، مگر قید شده که تاجر فروشنده باید محتویات پیمانه رو مشخص کنه که روی این مورد مانور می کنیم؟