تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پاتوق گردان های بیداری اندیشه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
به نام خدا
ما همه باید با هم باشیم باید اتحاد محکمی شکل بدهیم و از همه نظر خود را آماده کنیم باید با استعانت از خداوند متعال و دعا و نیایش، حتی از نظر فیزیکی و بدنی با ورزش و تمرینات سخت خودمان را آماده کنیم باید قدرت پیدا کنیم . طرفداران حق و منجی بشریت باید از تمام جهات آماده مبارزه با شر باشند حالا ممکن است بعضی از ما خطاهایی هم داشته باشیم ولی مهم این است که از اعماق وجود و روح خود به خداوند بزرگ و اسلام اعتقاد داریم و منتظر ظهور امام عزیزمان میباشیم پس باید قوی شد باید با اراده شد و از همین لحظه هم میشود که تغییر کرد. ولی قبل از هر چیز اعتقاد به خدای یکتا و اراده قوی لازم است. خدایا ظهور منجی ما امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نزدیک بفرمایید. آمین
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام دوستان

یک موضوع رو که چند روزیه بهش رسیدم می خوام با شما هم مطرح کنم. البته نمی خواستم توی تالار بگم ولی حالا که این بحث ها پیش اومد تصمیم گرفتم به شما هم بگم و اصلا قصدم منصرف کردن دوستان از تالار نیست و فقط می خوام نظر شما رو هم بدونم

بچه ها چیزی که این تالار و بچه های مومن و با خدای اون دارن خواسته یا ناخواسته با گفته ها و پست های زیباشون به ما تلقین می کنند می دونید چیه؟

اینه که زندگی یک مسلمون و مومن واقعی اینجوریه که باید کاملا و عینا از روی روایات و احادیث و آیات قرآن پیروی کنه...

حتما پیش خودتون فکر می کنید این که صحبت درستیه!!! بله درسته اما برای کسی درسته که علم داشته باشه
علم به تفسیر قرآن و احادیث...

مگه احادیث هم تفسیر کردن و علم داشتن می خواد؟
بله ، هم علم رجال هم علم حدیث می خواد که سندیتش مشخص بشه و هم تفسیر می خواد... بعضی احادیث که فقط مال یک زمان مشخص و موقعیت خاص بودند. بعضی احادیث هم معنیش رو من و شما نمی فهمیم و تفسیر می خواد ( پس چطور به خودمون جرئت می دیم که بگیم متوجه بطون صحبت های اهل بیت می شیم و باید ازشون پیروی کنیم؟)

بله این تالار داره به ما تلقین می کنه که هر حدیثی دیدیم باید بهش عمل کنیم ... و بنده چند روز پیش که نظری بر خودم کردم دیدم چقدر دارم فاصله می گیرم از جامعه! از زندگی!!! و حتی از خدا!!!!!!!!!!!!!

این خدایی که ما داریم اینجا واسه خودمون می سازیم باور کنید خدایی نیست که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ما معرفی کرده...

بذارین یک مثال دیگه بزنم که بیشتر جا بیوفته براتون :

(اصلا قصد توهین به شخص یا اعتقادی رو ندارم. از همین الان حلال کنید!)
یک خانومی رو میشناسم که بسیار مومن و با خدا به نظر می رسند... خدا می دونه که چقدر نمازشون رو زیبا و با حضور قلب می خونند و چقدر اعمالشون ، دعاهاشون در حق خودشون و دیگران کامل و خالصانه هست...

اما می دونید چیه ؟ طبق احادیثی که وجود داره ایشون سعی می کنند هیچ (دقت کنید : هیچ) ارتباطی با نامحرم نداشته باشند... وقتی یک آقا داره خیلی معمولی باهاشون صحبت می کنه اخم می کنند و جواب می دن!!!!

وقتی کاری هم دارند با مرد ها چون میخوان طبق احادیث از صحبت اضافه و غیر واجب جلوگیری کنند بدون سلام و خداحافظ فقط حرف اصلی را می زنند با صدایی کلفت که همه از ترس به فنا میرن

تازه کاش فقط همین باشه! دیگران را هم به داشتن رفتار مشابه خودشون دعوت می کنند.
همسرشون هم مثل خودش علاقه داره که احادیث ائمه (علیه السلام) را طبق فهم شخصی در تمام زندگی پیاده کنه...

حالا حدس میزنید چیزی که از این زن و شوهر مونده به چه شکلیه؟

هیچ رفت و آمدی ندارند با هیچ کس! تمام فامیل هاشون ازشون زده شدند و با جامعه هم به زور رفت و آمد می کنند (جالب اینجاست که توجیهشون برای این وضعیت اینه که : زندگی در آخرالزمان سخت میشه...البته این رو خودم حدس میزنم!)

دوستان من زده شدم!

من نمی تونم به حدیثی که آقای علی110 چند وقت پیش در تالار گذاشته بودند به این مضمون که "اگر می توانید کاری کنید که زنان شما تنها شما را ببینند، این کار را انجام دهید!!!" عمل کنم

چرا که علم به حدیث ندارم و مرجع تقلیدم که این علم رو داره هم همچین چیزی ازم نخواسته
چرا که بنده دوست دارم در جامعه فعالیت کنم و علاقه ای به زندانی شدن ندارم
چرا که دوست ندارم مثل اون خانم به هرنامحرمی که بهم سلام می کنه با اخم و بدخلقی و بدبینی نگاه کنم (و تازه به خانم های دیگر هم با بدبینی نگاه کنم که چرا این گناه ها رو انجام میدن!!!)

خدایا پناه می برم به تو از هر نوع بدعتی که با فهم ناقصم در دینت به وجود آوردم و دارم بهش عمل می کنم!




وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ‌ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا
چطور جرئت می کنیم؟


چطور جرئت می کنم هر روز (هر رووووز!!!) برای 40 نفر از انسان هایی که نمی شناسم دعا بخونم اما مثلا برای پدر و مادرم، برای برادرم ، خواهرم، برای دختر عمه هام، برای دوستای صمیمیم یا کسایی که میشناسم ماهی یک بار دعا بخونم؟

با عرض پوزش من بجای شما دوستان غریبه محترم اسم دوستان و فامیل هارو می نویسم تا هرروز با توجه به چهره و شناخت و با تمام وجود براشون دعا بخونم....


من شرمنده که مجبور شدم این صحبت ها رو بکنم... واقعا ببخشید، اگر هرجاییش اشتباهه بگین که از اشتباه در بیام


برادرم (کاربر العبد همین تالار) دیروز حرف قشنگی می زد:

من بهش گفتم چرا فوتبال نگاه می کنی؟ آدم نباید عمرش رو هدر بده، سرگرمی هم زمانی معنا داره که تورو یاد خدا بندازه و نه اینکه فقط زمانت رو هدر بده

از جوابش خیلی خوشم اومد :

_صحبت هات درست و قشنگه... ولی برای کسی که همه چیزش کامله...این حرفها برای دهن من و تو خیلی بزرگه اما برای یکی مثل مثلا آقای بهجت جواب میده
برای من و تو همین که از گناه هامون فاصله بگیریم فعلا در اولویت اعمالمونه
اگه بخوایم یک دفعه از همه چیز جدا شیم ، می بُریم...اگه وقتی هنوز ضره ای خودسازی نکردیم بیایم مثلا یکدفه تلوزیونو واسه خودمون حرام کنیم باعث میشه یا از دین زده بشیم یا این تصور باطل تو وجودمون شکل بگیره که چقدر بزرگ شدیم!!!!!!!!!! واسه همین همه رو کوچیک ببینیم!!!!!
(با اندکی تصرف و تلخیص!)


من تصمیم گرفتم که به همون چیزهایی که می دونم عمل کنم

و چیزی رو اضافه و کم نکنم إن شاءالله...

اگر نظری موافق یا مخالف با این عرایض دارید خوشحال می شم بشنوم...


یا حق




اگر نظری موافق یا مخالف با این عرایض دارید خوشحال می شم بشنوم...


یا حق



[/quote]
به نام خدا
دوست عزیز مطلب جالبی بود ولی نکته مهم اینه که اول اول و باز هم اول اعتقاد به خدای واحد و اعتقاد به اسلام داشته باشی وقتی این اعتقاد را داشته باشی مطمئن باش که خداوند اگر توبه کنی به فرموده خودشان توبه را میپذیرند این را بدان که فقط پیغمبران و امامان معصوم از گناه هستند و تمام ما هر چقدر هم اعتقادمان به خدا زیاد باشد باز هم گناهکاریم و محتاج بخشایش خداوند. این مثالهایی هم که زدی خوب بود ولی نگاه کردن به نامحرم ممکن است برای آن خانم ایجاد مفسده کند و برای جلوگیری از گناه این کار را کرده البته بهتر بود که اخم نمیکردند و با تواضع و ادب پاسخ میدادند و اگر کسی هم بخاطر فوتبال بخواهد ایمانش سست شود که به نظر من اصلا ایمان ندارد. به هر حال شرط اصلی اعتقاد به خداوند واحد میباشد مطمئن باشید کسی که به خدا اعتقاد داشته باشد در هر کاری او را در نظر میگیرد حتی در سرگرمی همین که شما برای برد تیم مورد علاقه ات دعا میکنی همین یعنی در نظر گرفتن خدا حتی در سرگرمی و چقدر انسان لذت میبرد وقتی بازیکنی گل میزند و دستهای خود را رو به آسمان میبرد و شکر میکند. (( خیر الامور اوسطها )) پس نه زیاد سخت بگیرید نه زیاد آسان به آنچه که خداوند دستور داده اند عمل کنید و اگر هم گناهی کردید توبه کنید و همیشه دعا کنید و به فکر خدا باشید و البته سعی کنید گناه نکنید و مهمتر از همه حق الناس بر گردن نداشته باشید که این یک قلم خطرناک است.
بسم الله رحمن رحیم
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ ؛

اى که براى هر خیرى به او امید دارم.
وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ ؛

و از خشمش در هر شرى ایمنى جویم
یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ ؛

اى که مى‌دهد (عطاى) بسیار در برابر (طاعت) اندک
یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ ؛

اى که عطا کنى به هر که از تو خواهد.
یا مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ ؛

اى که عطا کنى به کسى که از تو نخواهد.
وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ ؛

و نه تو را بشناسد
تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً ؛

از روى نعمت بخشى و مهرورزى
اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ ؛

عطا کن به من به خاطر درخواستى که از تو کردم
جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَ جَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَةِ ؛

همه خوبى دنیا و همه خوبى و خیر آخرت را
وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى ؛

و بگردان از من به خاطر همان درخواستى که از تو کردم
اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَ شَرِّ الاْخِرَةِ ؛

همه شر دنیا و شر آخرت را
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ ؛

زیرا آنچه تو دهى چیزى کم ندارد(یا کم نیاید)
وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ ؛

و بیفزا بر من از فضلت اى بزرگوار
یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ ؛

اى صاحب جلالت و بزرگوارى
یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ ؛

اى صاحب نعمت و جود
یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّارِ ؛

اى صاحب بخشش و عطا حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ
وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
و آل محمد(علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد
و عجل فرجهم ولعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج.

(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۷:۵۲)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا
دوست عزیز مطلب جالبی بود ولی نکته مهم اینه که اول اول و باز هم اول اعتقاد به خدای واحد و اعتقاد به اسلام داشته باشی وقتی این اعتقاد را داشته باشی مطمئن باش که خداوند اگر توبه کنی به فرموده خودشان توبه را میپذیرند این را بدان که فقط پیغمبران و امامان معصوم از گناه هستند و تمام ما هر چقدر هم اعتقادمان به خدا زیاد باشد باز هم گناهکاریم و محتاج بخشایش خداوند. این مثالهایی هم که زدی خوب بود ولی نگاه کردن به نامحرم ممکن است برای آن خانم ایجاد مفسده کند و برای جلوگیری از گناه این کار را کرده البته بهتر بود که اخم نمیکردند و با تواضع و ادب پاسخ میدادند و اگر کسی هم بخاطر فوتبال بخواهد ایمانش سست شود که به نظر من اصلا ایمان ندارد. به هر حال شرط اصلی اعتقاد به خداوند واحد میباشد مطمئن باشید کسی که به خدا اعتقاد داشته باشد در هر کاری او را در نظر میگیرد حتی در سرگرمی همین که شما برای برد تیم مورد علاقه ات دعا میکنی همین یعنی در نظر گرفتن خدا حتی در سرگرمی و چقدر انسان لذت میبرد وقتی بازیکنی گل میزند و دستهای خود را رو به آسمان میبرد و شکر میکند. (( خیر الامور اوسطها )) پس نه زیاد سخت بگیرید نه زیاد آسان به آنچه که خداوند دستور داده اند عمل کنید و اگر هم گناهی کردید توبه کنید و همیشه دعا کنید و به فکر خدا باشید و البته سعی کنید گناه نکنید و مهمتر از همه حق الناس بر گردن نداشته باشید که این یک قلم خطرناک است.



سلام.
اقا ما توبه کردیم مرحله بعدی چیه؟Big Grin
عدالت جان حرف این نیست که ایمان رو چی قوی میکنه چی ضعیف.
امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه میفرمایند برای مومن دو امر وجود دارد.
امر واجب و امر واجبتر.
امر واجب انجام واجبات است.و واجب تر ترک محرمات.مومن این جوری مومن میشه.
حرف اینه که حدیث و حرفای ائمه تفسیر میخواد.هر کی هر چی میگه نباید گوش کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

دوست عزیزم(یاثارالله) من خواستم دیروز نظر بدم اما گفتم بزرگترها بیان جواب بدن بهتره... اما انگار دیگه مخاطبی نیست که بخواد بزرگ یا کوچیک باشهDodgy!!!!!! به خاطر همین من هم نظر خودمو میگم... روایت و حدیث نیست... برداشت خودمه...

راستش من در مورد

نقل قول:اینه که زندگی یک مسلمون و مومن واقعی اینجوریه که باید کاملا و عینا از روی روایات و احادیث و آیات قرآن پیروی کنه...

حتما پیش خودتون فکر می کنید این که صحبت درستیه!!! بله درسته اما برای کسی درسته که علم داشته باشه
علم به تفسیر قرآن و احادیث...

مگه احادیث هم تفسیر کردن و علم داشتن می خواد؟
بله ، هم علم رجال هم علم حدیث می خواد که سندیتش مشخص بشه و هم تفسیر می خواد... بعضی احادیث که فقط مال یک زمان مشخص و موقعیت خاص بودند. بعضی احادیث هم معنیش رو من و شما نمی فهمیم و تفسیر می خواد ( پس چطور به خودمون جرئت می دیم که بگیم متوجه بطون صحبت های اهل بیت می شیم و باید ازشون پیروی کنیم؟)

نظر نمیدم چون هم یه طورایی نمیفهمم دقیقا منظورت چیه و هم این که در مورد تفسیر و... چیزی نمیدونم...

اما در مورد
نقل قول:بله این تالار داره به ما تلقین می کنه که هر حدیثی دیدیم باید بهش عمل کنیم ... و بنده چند روز پیش که نظری بر خودم کردم دیدم چقدر دارم فاصله می گیرم از جامعه! از زندگی!!! و حتی از خدا!!!!!!!!!!!!!

این خدایی که ما داریم اینجا واسه خودمون می سازیم باور کنید خدایی نیست که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ما معرفی کرده...

میتونم بگم که دارید و داریم اشتباه میکنیم ... چرا؟
اگه قرار بود عمل کردن به احادیث باعث فاصله گرفتن از جامعه و زندگی و حتی خدا بشه پس علمای ما باید از همه ما بیشتر از اینها فاصله گرفته باشند...

اصل قضیه درسته ... یعنی حدیثی که میخونی باید عمل کنی... اما این که عمل کردن به آنها و حتی سعی در عمل به آنها باعث فاصله گرفتن از جامعه میشه درست نیست...

و اما در مورد این:
نقل قول:ذارین یک مثال دیگه بزنم که بیشتر جا بیوفته براتون :

(اصلا قصد توهین به شخص یا اعتقادی رو ندارم. از همین الان حلال کنید!)
یک خانومی رو میشناسم که بسیار مومن و با خدا به نظر می رسند... خدا می دونه که چقدر نمازشون رو زیبا و با حضور قلب می خونند و چقدر اعمالشون ، دعاهاشون در حق خودشون و دیگران کامل و خالصانه هست...

اما می دونید چیه ؟ طبق احادیثی که وجود داره ایشون سعی می کنند هیچ (دقت کنید : هیچ) ارتباطی با نامحرم نداشته باشند... وقتی یک آقا داره خیلی معمولی باهاشون صحبت می کنه اخم می کنند و جواب می دن!!!!

وقتی کاری هم دارند با مرد ها چون میخوان طبق احادیث از صحبت اضافه و غیر واجب جلوگیری کنند بدون سلام و خداحافظ فقط حرف اصلی را می زنند با صدایی کلفت که همه از ترس به فنا میرن

تازه کاش فقط همین باشه! دیگران را هم به داشتن رفتار مشابه خودشون دعوت می کنند.
همسرشون هم مثل خودش علاقه داره که احادیث ائمه (علیه السلام) را طبق فهم شخصی در تمام زندگی پیاده کنه...

حالا حدس میزنید چیزی که از این زن و شوهر مونده به چه شکلیه؟

هیچ رفت و آمدی ندارند با هیچ کس! تمام فامیل هاشون ازشون زده شدند و با جامعه هم به زور رفت و آمد می کنند (جالب اینجاست که توجیهشون برای این وضعیت اینه که : زندگی در آخرالزمان سخت میشه...البته این رو خودم حدس میزنم!)

دوستان من زده شدم!
داری اشتباه میکنم عزیز دلم... اشخاص بیانگر دین نیستند... تجدید نظر کن....

نقل قول:من نمی تونم به حدیثی که آقای علی110 چند وقت پیش در تالار گذاشته بودند به این مضمون که "اگر می توانید کاری کنید که زنان شما تنها شما را ببینند، این کار را انجام دهید!!!" عمل کنم

چرا که علم به حدیث ندارم و مرجع تقلیدم که این علم رو داره هم همچین چیزی ازم نخواسته
چرا که بنده دوست دارم در جامعه فعالیت کنم و علاقه ای به زندانی شدن ندارم
چرا که دوست ندارم مثل اون خانم به هرنامحرمی که بهم سلام می کنه با اخم و بدخلقی و بدبینی نگاه کنم (و تازه به خانم های دیگر هم با بدبینی نگاه کنم که چرا این گناه ها رو انجام میدن!!!)
من این حدیث رو یادمه که یه بار دیگه هم توی دانشگاه (سال اول که بچه بودمBig Grin) از یه حاج آقایی شنیدم ... با این که اون موقع بچه بودم ولی نتونست منو توجیه کنه... میگفت اگه ضرورت نداره که مثلا درس بخونی نباید بری بیرون....

اما بذار یه چیزی رو بگم دوست خوبم...
اگه هیچ دختری نمیرفت توی جامعه، اگه هیچ دختری نمیرفت درس بخونه... شاید ما هم نمیرفتیم.... اما وقتی میبینی توی دانشکده ات همون چندتا دختر چادری، وقتی میان ارشد و ارشد قبول میشن، چادرشونو میذارن کنار... به بهونه این که سخته... نمیشه کارهای پروژه را به خوبی انجام داد و.... وقتی میبینی توی جمعی به احترام چادرت از انجام بعضی کارها خود داری میکنن...
وقتی ...
اینها رو که میبینی به نظرت باز هم باید بمونی توی خونه؟
به نظرت امام زمانت اصلا راضی هست که تو بمونی توی خونه؟
بمونی و به دور از همه جا در آینده فرزندی تربیت کنی که به محض این که با فضای بیرون آشنا شد، ببینه مامانش چقدر از همه چیز عقبه... ببینه چقدر دنیای بیرون جذابتره....

نه دوست عزیزم
باید توی میدان باشی... گوشه خونه مال تو نیست... کسی هم اینو ازت نخواسته....
سخته که توی این جمع ها باشی... اما باید باشی...
البته فکر نکنی من به اینهایی که گفتم عمل میکنمSmile ولی بهش رسیدم... و انشالله سعی خواهم کرد که باشم....

(توی پرانتز بگم که منظورم فقط خانم های چادری نبودا!!!!!!! هر مومنی وظیفه اش اینه....)
و در مورد این
نقل قول:دوستان من زده شدم!

به نظرتون چه موقع آدم از چیزی زده میشه؟؟
جواب من:
وقتی که افراط کنی.... وقتی زیادی غذا میخوری، حالت بد میشه... زده میشی....
حال ما هم همینه...
این نظر منه....
امیدوارم اگه اشتباه میکنم کسی بیاد و بگه... چون واسه خودم هم سوال شده
من خودم توی این یک ماهه که زیاد اومدم تالار احساس خوبی ندارم... فقط اوایلش خیلی خوب بود... راستش وقتی زیادی میخونم احساس گناه میکنم... چرا؟ چون میخونم و بهش عمل نمیکنم... یا وقتی که زیادی مینویسم(توی تالار) و بهش عمل نمیکنمSad

گرچه تا حالا مطالب زیادی بوده که خوندم و اثر هم گذاشته... و همینه که گاهی منو به اومدن توی تالار ترغیب میکنه... گاهی دنبال یه حرفی میگردم.... وقتی بهش میرسم آروم میشم..... اما یه مدته دارم به این فکر میکنم که انگار به تالار عادت کردم... و این خوب نیست... و به خاطر همینه که گاهی خودمو تحریم میکنمBlush....

ولی این هنوز برام سواله که کار درستی میکنم که کمتر میخونم به بهونه این که بهش عمل نمیکنم یا نه؟؟؟؟؟؟

ببخشید زیاد حرف زدم... دیدم کسی نبود، هر چه دل تنگم خواست گفتمBlush

در پناه حق
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوست خوبم. من خیلی بلد راه نیستم نظرمو ولی باید بگمBlush

آره منم چند وقتی هست که اصلا میترسم اینجور جاها حرف بزنم چون از آدم توقع دارند که نه هر حدیثی، احادیث مستند بیارم
من از کجا این همه حدیث بلد باشم.


میدونی، واسه خودمون باید زندگی کنیم.

هرکی یجور متعلق به خودش خدارو میشناسه و دوستش داره
یکی به دار و درخت نیگا میکنه، خدارو میبینه.
یکی قرآن میخونه
یکی میره پای منبر
یکی فکر میکنه
یکی کتاب میخونه
یکی هم مهربونی های خدا یادش میاد
حلاصه هرکی یجور

مذاق و مزاج روح آدمها مثل جسمشون با بقیه آدما خیلی فرق میکنه
و درد اینکه ما واسه خودمون و با تجربیات حودمون براهم دارو تجویز میکنیم( مثلا من وقتی میرم قبرستون روحم شاد میشه یکی دیگه میترسهWink).

ولی خبر نداریم که:
میخوایم ثواب کنیم هم خودمون هم طرف مقابلمون رو کباب میکنیم
اینجا ست که آدم به یه دکتر روح نیاز پیدا میکنه
دیگه همه میدونند دکتر روح کیه؟
---------------------------------------------------------------------
خود آقای بهجت برا ما آدم معمولی ها گفتند: شما فقط ترک محرمات و انجام واجبات داشته باشید
مگه شیخ رجبعلی خیاط روحانی بود؟
-------------------------------------------------------------------
بیا من و شما باهم از کارای کوچیک شروع کنیم.
کارای خیلی کوچیک

ببخشید طولانی شد اصولا از طویل بودن بحث خوشم نمیاد و لی مجبور بودم
سلام
اما در مورد
نقل قول:بله این تالار داره به ما تلقین می کنه که هر حدیثی دیدیم باید بهش عمل کنیم ... و بنده چند روز پیش که نظری بر خودم کردم دیدم چقدر دارم فاصله می گیرم از جامعه! از زندگی!!! و حتی از خدا!!!!!!!!!!!!!

این خدایی که ما داریم اینجا واسه خودمون می سازیم باور کنید خدایی نیست که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ما معرفی کرده...

میتونم بگم که دارید و داریم اشتباه میکنیم ... چرا؟
اگه قرار بود عمل کردن به احادیث باعث فاصله گرفتن از جامعه و زندگی و حتی خدا بشه پس علمای ما باید از همه ما بیشتر از اینها فاصله گرفته باشند...

اصل قضیه درسته ... یعنی حدیثی که میخونی باید عمل کنی... اما این که عمل کردن به آنها و حتی سعی در عمل به آنها باعث فاصله گرفتن از جامعه میشه درست نیست...

درسته که احادیث برای همه افراد هستش.اما میدونید مشکل چیه؟
مشکل اینه که قرص هم برای همه مردم هستش اما بدون نسخه کسی نمیره سمتش.
نسخه احادیث رو کی میپیچه برای ما؟این همه مرجع تقلید داریم.میدونید چقدر درس میخونند درباره حدیث؟مطمئن باشید از یک پزشک که برای مریض نسخه قرص میپیچه بیشتر درس میخونند.این درست نیست که ما هر حدیثی دیدیم باور کنیم.مگه ما عالمیم به این که کی این حدیث رو نقل کرده و یا در چه رابطه ای بوده؟؟

و اما در مورد این:
نقل قول:ذارین یک مثال دیگه بزنم که بیشتر جا بیوفته براتون :

(اصلا قصد توهین به شخص یا اعتقادی رو ندارم. از همین الان حلال کنید!)
یک خانومی رو میشناسم که بسیار مومن و با خدا به نظر می رسند... خدا می دونه که چقدر نمازشون رو زیبا و با حضور قلب می خونند و چقدر اعمالشون ، دعاهاشون در حق خودشون و دیگران کامل و خالصانه هست...

اما می دونید چیه ؟ طبق احادیثی که وجود داره ایشون سعی می کنند هیچ (دقت کنید : هیچ) ارتباطی با نامحرم نداشته باشند... وقتی یک آقا داره خیلی معمولی باهاشون صحبت می کنه اخم می کنند و جواب می دن!!!!

وقتی کاری هم دارند با مرد ها چون میخوان طبق احادیث از صحبت اضافه و غیر واجب جلوگیری کنند بدون سلام و خداحافظ فقط حرف اصلی را می زنند با صدایی کلفت که همه از ترس به فنا میرن

تازه کاش فقط همین باشه! دیگران را هم به داشتن رفتار مشابه خودشون دعوت می کنند.
همسرشون هم مثل خودش علاقه داره که احادیث ائمه (علیه السلام) را طبق فهم شخصی در تمام زندگی پیاده کنه...

حالا حدس میزنید چیزی که از این زن و شوهر مونده به چه شکلیه؟

هیچ رفت و آمدی ندارند با هیچ کس! تمام فامیل هاشون ازشون زده شدند و با جامعه هم به زور رفت و آمد می کنند (جالب اینجاست که توجیهشون برای این وضعیت اینه که : زندگی در آخرالزمان سخت میشه...البته این رو خودم حدس میزنم!)

دوستان من زده شدم!
داری اشتباه میکنم عزیز دلم... اشخاص بیانگر دین نیستند... تجدید نظر کن....

درسته افراد بیانگر دین نیستند.اما ما باید توجه کنیم به تجربه دیگران.ملاک واسه ما قران و عترت هست.اما اگر کسی بی گدار به اب بزنه هیچ چی نمیشه مطمئن باش.باید یا خود انسان عالم باشه یا به یک عالم تکیه کنه و از اون استفاده کنه.حرف اینه که افراد یک راه رو میرند.ما از دور نظاره گر هستیم.نباید جا پای کسانی بگذاریم که دچار اشتباه هستند.حرف اینه.

نقل قول:من نمی تونم به حدیثی که آقای علی110 چند وقت پیش در تالار گذاشته بودند به این مضمون که "اگر می توانید کاری کنید که زنان شما تنها شما را ببینند، این کار را انجام دهید!!!" عمل کنم

چرا که علم به حدیث ندارم و مرجع تقلیدم که این علم رو داره هم همچین چیزی ازم نخواسته
چرا که بنده دوست دارم در جامعه فعالیت کنم و علاقه ای به زندانی شدن ندارم
چرا که دوست ندارم مثل اون خانم به هرنامحرمی که بهم سلام می کنه با اخم و بدخلقی و بدبینی نگاه کنم (و تازه به خانم های دیگر هم با بدبینی نگاه کنم که چرا این گناه ها رو انجام میدن!!!)
من این حدیث رو یادمه که یه بار دیگه هم توی دانشگاه (سال اول که بچه بودمBig Grin) از یه حاج آقایی شنیدم ... با این که اون موقع بچه بودم ولی نتونست منو توجیه کنه... میگفت اگه ضرورت نداره که مثلا درس بخونی نباید بری بیرون....

اما بذار یه چیزی رو بگم دوست خوبم...
اگه هیچ دختری نمیرفت توی جامعه، اگه هیچ دختری نمیرفت درس بخونه... شاید ما هم نمیرفتیم.... اما وقتی میبینی توی دانشکده ات همون چندتا دختر چادری، وقتی میان ارشد و ارشد قبول میشن، چادرشونو میذارن کنار... به بهونه این که سخته... نمیشه کارهای پروژه را به خوبی انجام داد و.... وقتی میبینی توی جمعی به احترام چادرت از انجام بعضی کارها خود داری میکنن...
وقتی ...
اینها رو که میبینی به نظرت باز هم باید بمونی توی خونه؟
به نظرت امام زمانت اصلا راضی هست که تو بمونی توی خونه؟
بمونی و به دور از همه جا در آینده فرزندی تربیت کنی که به محض این که با فضای بیرون آشنا شد، ببینه مامانش چقدر از همه چیز عقبه... ببینه چقدر دنیای بیرون جذابتره....
شما حرف این کاربر رو درست نخوندید.ایشون هم همین نظر رو دارن.
نه دوست عزیزم
باید توی میدان باشی... گوشه خونه مال تو نیست... کسی هم اینو ازت نخواسته....
سخته که توی این جمع ها باشی... اما باید باشی...

بهتره زیاد تند نرید.بایدی وجود نداره.بایدها و نباید ها رو ما تعیین نمیکنیم.قران و عترت.کسی هم که خودش عالمه خب یا علی.
او در مورد این
نقل قول:دوستان من زده شدم!

به نظرتون چه موقع آدم از چیزی زده میشه؟؟
جواب من:
وقتی که افراط کنی.... وقتی زیادی غذا میخوری، حالت بد میشه... زده میشی....
حال ما هم همینه...
این نظر منه....
امیدوارم اگه اشتباه میکنم کسی بیاد و بگه... چون واسه خودم هم سوال شده
من خودم توی این یک ماهه که زیاد اومدم تالار احساس خوبی ندارم... فقط اوایلش خیلی خوب بود... راستش وقتی زیادی میخونم احساس گناه میکنم... چرا؟ چون میخونم و بهش عمل نمیکنم... یا وقتی که زیادی مینویسم(توی تالار) و بهش عمل نمیکنمSad

گرچه تا حالا مطالب زیادی بوده که خوندم و اثر هم گذاشته... و همینه که گاهی منو به اومدن توی تالار ترغیب میکنه... گاهی دنبال یه حرفی میگردم.... وقتی بهش میرسم آروم میشم..... اما یه مدته دارم به این فکر میکنم که انگار به تالار عادت کردم... و این خوب نیست... و به خاطر همینه که گاهی خودمو تحریم میکنمBlush....

ولی این هنوز برام سواله که کار درستی میکنم که کمتر میخونم به بهونه این که بهش عمل نمیکنم یا نه؟؟؟؟؟؟

ببخشید زیاد حرف زدم... دیدم کسی نبود، هر چه دل تنگم خواست گفتمBlush

در پناه حق
[/quote]

زده شدن فقط از افراط و تفریط نیست.اگر بی هدف و بدون علم کاری رو انجام بدیم مطمئن باشید که زده میشیم.
حرف اینه
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام


نقل قول: درسته که احادیث برای همه افراد هستش.اما میدونید مشکل چیه؟
مشکل اینه که قرص هم برای همه مردم هستش اما بدون نسخه کسی نمیره سمتش.
نسخه احادیث رو کی میپیچه برای ما؟این همه مرجع تقلید داریم.میدونید چقدر درس میخونند درباره حدیث؟مطمئن باشید از یک پزشک که برای مریض نسخه قرص میپیچه بیشتر درس میخونند.این درست نیست که ما هر حدیثی دیدیم باور کنیم.مگه ما عالمیم به این که کی این حدیث رو نقل کرده و یا در چه رابطه ای بوده؟؟

اینو منم قبول دارم اما راه حل چیست؟
خودمون بریم دنبال کتاب حدیث و....؟؟؟



نقل قول:بهتره زیاد تند نرید.بایدی وجود نداره.بایدها و نباید ها رو ما تعیین نمیکنیم.قران و عترت.کسی هم که خودش عالمه خب یا علی.
این طور حرف زدن در عالم دوستی بود وگرنه من که باشم که برای کسی باید و نبایدی تعییین کنم....


بسم الله الرحمن الرحیم
(۱۲/خرداد/۹۱ ۱۸:۲۵)العبد نوشته است: [ -> ]

میتونم بگم که دارید و داریم اشتباه میکنیم ... چرا؟
اگه قرار بود عمل کردن به احادیث باعث فاصله گرفتن از جامعه و زندگی و حتی خدا بشه پس علمای ما باید از همه ما بیشتر از اینها فاصله گرفته باشند...

اصل قضیه درسته ... یعنی حدیثی که میخونی باید عمل کنی... اما این که عمل کردن به آنها و حتی سعی در عمل به آنها باعث فاصله گرفتن از جامعه میشه درست نیست...

درسته که احادیث برای همه افراد هستش.اما میدونید مشکل چیه؟
مشکل اینه که قرص هم برای همه مردم هستش اما بدون نسخه کسی نمیره سمتش.
نسخه احادیث رو کی میپیچه برای ما؟این همه مرجع تقلید داریم.میدونید چقدر درس میخونند درباره حدیث؟مطمئن باشید از یک پزشک که برای مریض نسخه قرص میپیچه بیشتر درس میخونند.این درست نیست که ما هر حدیثی دیدیم باور کنیم.مگه ما عالمیم به این که کی این حدیث رو نقل کرده و یا در چه رابطه ای بوده؟؟

ببینید با اینکه هر حدیث راجع به فرد مخصوصی هست موافقم اما یه چیزی رو بادمون رفت یک دفعه نمیشه به همع احادیث عمل کرد این افراط نیست زمان نشناسیمثلا یکی که مثل من تازه وارد وادی معنویت شده، توقع ازش برای اینکه یک شبه زاهد بشه و یک هفته ای نفسش رو ریکاوری کنه ممکن نیست.گاماس گاماس.زده شدن اکثریت ما از دین اینکه وقتی چندنفر بهتر از خودمون رو میبینیم دوست داریم بهش برسیم و بیشترین فشار ممکن رو به خودمون میاریم تا به هدفمون برسیمیا اصطلاحا جوگیر میشیمSmileبعدش چون فشار ناگهانی رو دیگه نمیتونیم تحمل کنیمزده میشیم

(۱۲/خرداد/۹۱ ۱۸:۲۵)العبد نوشته است: [ -> ]

داری اشتباه میکنم عزیز دلم... اشخاص بیانگر دین نیستند... تجدید نظر کن....

درسته افراد بیانگر دین نیستند.اما ما باید توجه کنیم به تجربه دیگران.ملاک واسه ما قران و عترت هست.اما اگر کسی بی گدار به اب بزنه هیچ چی نمیشه مطمئن باش.باید یا خود انسان عالم باشه یا به یک عالم تکیه کنه و از اون استفاده کنه.حرف اینه که افراد یک راه رو میرند.ما از دور نظاره گر هستیم.نباید جا پای کسانی بگذاریم که دچار اشتباه هستند.حرف اینه.


اینم یه حرف اشتباهه دوست خوب. البته تا یک حدی.

ببینید ملاک منی که تا حدی به دین آشنا هستم قرآن و عترت هست، اما واسه یکی که از دین خدا فقط یه چیزایی شنیده نمیاد قرآن و عترت رو بررسی کنه تو اولین قدم به آدمهایی که پرچم اسلام رو نگه داشتند نگاه میکنه.

اگه اینطور نبود که امام صادق علیه السلام نمیگفتند: زینت ما باشید و مایه شدم ما نباشید.

میدونید مردم راجع به این خانم چی فکر میکنند؟بعد با توجه به این راجع به اسلام و دین هم قضاوت میکنه
بعد این خانم یه گناه بزرگ کرده یعنی مانع هدایت کسی شده که شاید میتونسته هدایت بشه
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
آدرس های مرجع