تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پاتوق گردان های بیداری اندیشه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
از خدا می خواهم آنچه را شایسته توست به تو هدیه دهد، نه آنچه را که آرزو داری، زیرا گاهی آرزوی توکوچک و شایستگی تو بسیار است
دوستان این دعا رو برای همه شما عزیزان بیداری اندیش می کنم که هیچ وقت خدا رو از یاد نمی برید
با عرض سلام و درود
به پیشگاه آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
و تمام دوستان همسنگریم

باعث خوشحالیم هست که میبینم دوستان حرفها و تذکرات بجای دادن من هم با توجه به حرفهای دوستان یه‌چیز را باز یادآوری می‌کنم و اون اینه هست که فقط در روز با خود بیندیشیم که چقدر برای مرگ آمادگی داریم یا چقدر زمان داریم آیا هیچ حقی‌ به گردنمون نیست،این خودش باعث می‌شه که بلطف خدا و مرور زمان به قرب الهی برسیم ,که
البته دراینجا من خودم محتاج دعای تمام دوستان هستم که خدا توفیق اینا بده که بیشتر طاعت و بندگی حضرت حق را بجابیاریمدر صورتی‌ ایشان از من سرا پا تقصیر و شما دوستان عزیز هم راضی‌ و خشنود باشن
رسول خـــــدا صلی الله علیه و آله فرمــــود :
آی مـــردم دلاتون زنگ میزنه همانطور که آهــــن زنگ میزنه !
شخصی بلند شد گفت : یا رسول الله اگه آهن زنگ بزنه بلدیم جلاش بدیم ولی اگه دلامون زنگ زد چطور ؟
حضرت فرمودند : « جلای دلــــــهای زنگار گرفته یاد مرگــه و خواندن آیه های قــــرآن »
***
نکته بعد این هست کم من قبلاً هم اینرا گفتم سوره و العصر هست؛

پیشنهاد: بیایم با توجه به قرآن به سوره شریف عصر عمل کنیم:
روایتش را دقیق یادم نیست اما فکر کنم این بود درا زمان حضرت محمد (اص)زمانی‌ که مردم به یکدیگر می‌رسیدند سوره و العصر را میخوندند

خود دوستان که ماشاالله همگی‌ اهل علم هستن و خداوند در قرآن به اون قسم یاد کرده ;
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَ الْعَصرِ(۱)
إِنَّ الانسنَ لَفِي خُسرٍ(۲)
إِلا الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ وَ تَوَاصوْا بِالْحَقّ‏ِ وَ تَوَاصوْا بِالصبرِ(۳)
ترجمه آيات
به نام خداي رحمان و رحيم .
سوگند به عصر ( ۱) .
كه انسانها همه در خسران و زيانند ( ۲) .
مگر افراد و اقليتي كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند و يكديگر را به حق سفارش كرده و به صبر توصيه نموده‏اند ( ۳)
و نشون میده که با ارزش و گرانترین سرمایه زندگی‌ زمان هست که ارزش اون خیلی‌ بالا هست و ما باید به صورتی‌ از اون استفاده که فردای قیامت سربلند باشیم نه این که خدای نکرده سرمون از شرمندگی به زیر افکنده باشیم
پس دوستان بیاین تا می‌تونیم همدیگر را به کارهای خداپسندانه که خود توفیق انجام آنرا به ما عنایت می‌کنه سفارش کنیم و چگونه طلب خیر و صبر از برگه حق تعالی کنیم
ماشاالله همه دوستان خیلی‌ آگاه و عالم هستین، من کوچیکتون فقط خواستم یه یاد آوری کرده باشم که ما تا جای که امکان داره باید با توجه به آیه ۳ سوره عصر عمل کنیم یعنی‌ هر چی‌ کار خوب و عبادات با فضلیت در طول
روز یا هفتهشامل حالمون می‌شه یا اینکه با صبر و یاد خدا بر مشکلی‌ غلبه می‌کنیم حد اقل یکبار در هفته در این تاپیک قرار بدیم، این کار خیلی‌ فوایدی داره که اگر علی‌ آقا و دیگر دوستان بیایم و اونو بازگو کنیم به لطف خدا و سرورمون آقا امام زمان مشاهده خواهد شد.
باز هم دوستان اگر جسارتی شد از همه دوستان عذر می‌خوام و التماس دعا از محضر تک تک شما عزیزان دارم

اللهم صلِّ على محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلای دلــــــهای زنگار گرفته یاد مرگــه و خواندن آیه های قــــرآن
در رابطه با صحبت های اخیر مایلم کمی بیشتر صحبت کنیم.
مرحوم آغاسی می گفت: حرف حق را از محقق گوش كن/ از لب قرآن ناطق گوش كن/ گوش كن آواز راز شاه را/ صوت اوصيكم بتقوالله را/ بعد از آن بشنو و نظم امركم/ تا شوی آگاه بر اسرار خم

حال باید دنبال مصداق برای این نظم امرکم گشت...
دوستمون با فراست متوجه منظور بنده شد. بله اینکه ما یک دفترچه داشته باشیم، مبنایی هست برای مشارطه، مراقبه و محاسبه که بزرگان سلوک بویژه امام خمینی به اون تاکید داشتند. خوب این ناظر به چند وجه هست.
- کسب سطحی از معرفت نفس
- تلاش برای بهبود کاستی و برآوردن نیازمندی ها
- تقویت قوه عاقله
و...
آنقدر دین ما غنی است که وقتی ابعادش را کمی گشوده می سازیم، جملگی فرقه ها و مکاتب و چه و چه، هاج و واج می مانند. آنچه یوگا در نهایت امر و در کاغذ رنگی و با کلی افتخار تحویل انسان می دهد، دین ما در بدایت امر خیلی بهترش را عرضه می کند.
ان شاء الله بعد از بحث مشارطه، مراقبه و محاسبه وارد بحث تربیت قرآنی می شویم. تربیت قرآنی، حاوی اصول شارطه، مراقبه و محاسبه اما خیلی گسترده تر و در کلیه شئون و البته به گویش امروزی و مقتضیات زمان است که حاصل زحمات اساتید و بچه های فرهنگسرای قرآن کریم است. اگر عمری باقی بود آن را هم برایتان خواهم گفت...

مباحث کمی زیاد است. سعی می کنم اگر خدا خواست، به تدریج وارد این مباحث شویم تا طولانی شدن مطلب و ازدیاد مفاهیم باعث خستگی نشود. اجالتا روش ما این باشد که به طبق یک حجت و برهان و سلطان، یک عمل لازم را در دستور کار قرار بدهیم، بعد ان شاء الله در طول مسیر، هم کمی خودمان اثراتش را وجدان می کنیم و هم به لطف خدا کمی هم اطلاعات نظری و کلامی و منطقی هم در موردش پیدا می کنیم و دلگرم تر می شویم و حرکت به فضل خدا، آگاهانه تر و با حضورتر خواهد شد.
این هم حجت و برهان و سلطان:
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: لا یکون العبد مؤمنا حتی یحاسب نفسه اشد من محاسبة الشریک شریکه و السید عبده؛ انسان مؤمن نخواهد بود، تا این‌که به حساب نفسش برسد؛ شدیدتر از حسابرسی شریک با شریکش و مولی با بنده‌اش

امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمودند: لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم فان عمل خیرا استزاد الله منه و حمد الله علیه و ان عمل شرّا استغفرالله منه و تاب الیه
از ما نیست کسی که هر روز به حساب نفس خود نرسد؛ پس اگر کار خوبی انجام داده بود خدا را شکر کند و از خدا بخواهد که آن کار را بیشتر و بهتر بتواند انجام دهد و اگر کار بدی انجام داده بود استغفار و توبه نماید.

در ضمن به یاد داشته باشید: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود، رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود... حالا آهسته نخواستین عیب نداره ولی پیوسته رو حتما مد نظر داشته باشین
Big Grin
بسم الله الرحمن الرحيم
همسنگراي عزيز فردا ، عصر جمعه همگي با هم
ان شاءالله
دعاي فرج :
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ
وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ
وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ
فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد
اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ
مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ
اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى
فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب
الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى
السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ
یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.



اللهم عجل لوليك الفرج


دوستان عزيز 4 تا گردانيم كه ان شاءالله بي شمار باشه
التماس دعا
استدعا دارم این تاپیک بسیار مهم و ارزشمند را به دقت مطالعه بفرماید
مهم است!!!!!!!!

راه رسیدن به خدا#&(مهم)
بسم الله النور
سلام آقا .آقا امروز از صبح دنبال این بودم که به مناسبت تولد پدرتون یه عیدی عالی ازتون بگیرم مثل بچه پررو ها میخواستم عیدیمم خودم تعیین کنم یه هو نمیدونم چی شد ناپرهیزی کردم و گفتم آقا هر عیدی که خودت دوست داری بهم بده و بهترین عیدی عمرم رو ازت گرفتم.
آقا جلسات پنج شنبه هامون رو که با نام شما شروع کردیم و که یادتونه با بچه های گروه تحقیقاتی که تو این مدت انقدر عاصیم کردن که گفتم کار رو تنهایی پیش میبرم.آقاجون یادته حس می کردم جلساتمون بی فایده س؟یادته میخواستم تعطیلش کنم؟
آقا بزرگترین عیدی من حرفای امروز بچه ها بود که دوست دارم همه عالم بفهمن من امروز چه عیدی از دستای مهربون شما گرفتم.
آقا میدونم خودت شنیدی ولی دوست دارم برات خودم تعریف کنم دوباره آقا جونم وقتی از بچه ها پرسیدم تغییراتی تو زندگیتون به وجود اومده یه نه باورم نمیشد که به یکی از بزرگترین اهداف زندگیم نزدیک شده باشم.دوست دارم جمله ها رو بنویسم تا دوستان عزیزم تو تالار که مقدمه ساز تشکیل جلسات ما شدن هم بخونن تو اوج نا باوری زیباترین جمله رو تو آخرین لحظه نرگس زد،بهم گفت میدونی مریم یه اتفاق بزرگ تو زندگی من افتاده و اونم اینه من منتظر شدم و دیگه پشت سر هم جملات نابی بود که میشنیدیم:

دیگه حرف مردم برام مهم نیست

عاشق شدم عاشق امام زمان...

با حجاب شدم چون عاشق شدم عاشق خدا...

نمازام رنگ و بو گرفته آخه عاشق شدم...

دعای ندبه و کمیلم ترک نمیشه...

تازه امام زمانو دارم میشناسم...

هر جا میرم از آقا حرف میزنم ...

دوست دارم همه ش از آقا بگم...


و زیباترین جمله رو که دلای همه مون رو هوایی کرد مرضیه گفت:

بچه ها خبر آمد خبری در راه است

خدایا به برکت دلای پاک همه این بچه ها که منت سرم گذاشتن و دعوت من کمترین رو پذیرفتن برای آغاز مطالعه و خود سازی منم آدم کن.

آقا امروز تو خونه مون همه ش حرف شما بود اونم چه حرفای ناب و عاشقانه ای...
عیدی بهتر از این؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شکرا لله...شکرا لله...شکرا لله
بحث در مورد نظم امرکم را با توکل به حضرت دوست ادامه می دهیم. باشد که برای بچه های گردان خالی از فایده نبوده باشد:

شناخت نفس مبدا شناخت حق است. اما به زعم بنده شناخت نفس بدون رصد حالات مختلف آن، ورودی و خروجی ها و کارکردهایش، فهم علل و عوامل تاثیر گذار بر نفس و کشف ماهیت این اثر، ممکن نخواهد بود. اگر از حالات و احوالات نفس غافل بود، چگونه می توان برای بهبود اوضاعش کاری کرد؟ این عدم توجه به نفس باعث می شود که اعمال انسان یک جسد فاقد روح باشد، ظاهر داشته باشد اما طراوت و سریانی خیر! خوب بالتبع تداوم این حرکت جز روزمرگی و خستگی اثری ندارد.
به قول مجدد مرحوم آغاسی : ای نماز آگین پس از هفتاد سال / کو تحول کو طرب کو شور و حال/کی سزد خاموش و بی وجد و طلب / بر لب دریای میری تشنه لب/آستین شوق را بالا بزن / دست دل بر دامن دریا بزن/جرعه ای از جام آگاهی بزن / مست شو کوس اناالله ای بزن

این دقت در احوال خویش باعث می شود انسان ذائقه اش کمی عوض شود. دیگر همه چیز را گوش نمی دهد. همه چیز را نمی بینید. هر کاری نمی کند. هر کسی را به درون دل راه نمی دهد. یک فی*ل*تری انجام می دهد که چه کار را چرا، چطور ، چقدر، کجا انجام دهد. این نتیجه عقلانی این دقت است
مثلا وقتی انسان می بیند بیدار ماندن شب و دیدن فیلم باعث می شود که فردا سر کار بی حوصله باشد و به خاطر این بی حوصلگی با کسی دعوایش شود، بعد با این دعوا کردن، حرفی بزند که نورانیتش را به باد دهد و شرمنده اش کند، خوب وقتی این را می بیند کلا قید آن بیدار ماندن را می زند. در قدم بعدی می بیند اصلا همان فیلم دیدن باعث شده که افکاری در ذهنش شکل بگیرد. پس به این علت آن فیلم را دیگر نمی بیند. این می شود توسعه. یعنی زمانی اثر فیلم دیدن را در بی حوصلگی فردا می بیند و زمانی پیشرفت که کرد می بیند اصلا این فیلم، نوعی افکار و عطف توجه انسان را به خود اختصاص می دهد که اصلا همینش مضر است. پس به این نیت رهایش می کند...

کلید رشد در افزایش آگاهی است. در حضور قلب است. در توجه و دقت است. این افزایش آگاهی ، کلا و افزایش خود آگاهی خاصه، باعث کشف رابطه های پیچیده و دقیق بین پدیده های مختلف می شود. این طور کم کم انسان منظور قرآن کریم را از وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِير- و هر مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‏گذرد می فهمد.
مشارطه یعنی شناخت و اراده. شناخت بایدها و نبایدها و عزم و اراده برای تحقق آنچه می باید.
مراقبه یعنی آگاهی لحظه ای از خود، ورودی ها و خروجی های نفس و دقت وسواس گونه در این کارکردها
محاسبه یعنی ارزیابی عملکردی واقع بینانه با دید عاری از توجیه، یاس یا غرور. خروجی محاسبه امروز، مبدا مشارطه فرداست.
این به اضافه اصل ثابت "انجام واجبات و ترک محرمات" به اضافه اصل واضح "عمل به آنچه می دانیم" یعنی سلوک مومنانه شیعی. نه ریاضت لازم است نه ریلکس شدن.

مبدا انسانیت با تفکر و تعقل، با دانستن و آموختن، با خواندن است. خواندن عالم و خواندن خویشتن خویش. اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ. که هر چیز در این عالم کلمه ای است... لازمه تفکر سکوت است و لازمه سکوت داشتن نظم و اعتدال است. تفکر منتهی به تعالی از انقطاع شکل می گیرد و این فلسفه عبادت و خلوت با خود و خداست. (پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قبل از بعثت، روزها تک و تنها در غار حرا چه می کرند؟)

می دانی چرا یوگا غذای مسوم است؟ یوگا هم می گوید و خلوت و سکوت. اما سکوت نه برای تفکر که برای تصور! که تفکر لازمه حیات انسانی و تقویت قوه عاقله و تصور آغاز جولانگاه شیطانی و تقویت قوه مخیله است. (که بزرگان ما گفته اند عالم خیال عالم شیطان است). خدا انسان را به "تفکر" در آفاق و انفس فرا می خواند و یوگا می گوید هاله ای طلایی دور خود "تصور" کن! بگذریم...

میزان انسانیت انسان به میزان اراده و قدرت تفکر اوست. بعضی چیزها مستقیما اراده و قدرت تفکر انسان را هدف گرفته است. اساتید فن، می گویند دیدن فیلم قدرت تفکر و عاقله انسان را به شدت کاهش می دهد. داشتن نظم به شدت آن را تقویت می کند.
کم کم داره ارتباط نظم امرکم با آسمانی شدن پیدا می شه درسته؟!
كاش ما هم واقعا منتظر باشيم .
دنيام يه رنگ ديگه شده ولي نميدونم واقعا درست درك ميكنم يا فقط دوست دارم كه اين جوري ببينم .
از من تا عاشقي راه زيادي مونده اما به بركت دعاي بچه ها انشاءالله اميدوارم كه منم منتظر باشم و عاشق
دعاي فرجي كه ديروز به صورت هماهنگ با هم خونديم خيلي برام شيرين بود .
حلاوت كاراي هماهنگ خيلي بيشتره مثه نماز جماعت ، مثه زيارت دسته جمعي
بچه ها هر كي نظري در اين مورد داره ( دعاهاي هماهنگ ) لطفا بنويسه چون واسه من كه خيلي بيشتر اثر داشته .

اللهم عجل لوليك الفرج
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان... از همین الان به خاطر پست طولانیم عذرخواهی میکنم
(۲۹/دی/۹۰ ۲۰:۰۳)neda نوشته است: [ -> ]

به نام خدا
سلام دوستان...
.... گره ای افتاده در زندگیم... چه دنیاییش و چه اخرویش... الان دو تا از دوستان خوبمو دیدم ازشون خواستم واسم دعا کنن جالب بود که هر دوتاشون گفتن انشاالله امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعایت کنند... در وجود خویش گشتم اما چیزی نیافتم تا از امام زمانم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقاضای دعا بکنم... یادم افتاد به این تالار و شما... اینجا بوی مهدی عج رو میده.....
در این رابطه یه چیزی رو هم بگم... من رابطه نزدیکی با امام زمانم عج ندارم ... اما چندسال پیش که رفته بودم کربلا توی دو تا مکان عجیب حضورش را احساس می کردم... شاید دوستانی که رفتن بدونن... و اون دو مکان، مقام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)در مسجد سهله و مسجد کوفه است.... و اینجا هم گاهی مرا به یاد گذشته می ا ندازد...
اگه میشه توی نمازهای شبتون، وقت خواندن دعای عهدتون، وقت اللهم کل ولیک الفرجتون ، وقت شکسته شدن دلهاتون برایneda نیز دعا کنید.....
..... انشاالله اگر زمانی این توفیقات نصیب من شد، من نیزدعایتان خواهم کرد....

(۲۷/بهمن/۹۰ ۱:۱۹)neda نوشته است: [ -> ]...
ان شاء الله ادامه دارد....
چندتا اسم آخر از بچه های تالار نیستند.....بچه ها میدونم اینجا جاش نیست اما خیلی محتاج دعایم ...خیلی وقته به دعای شما ایمان پیدا کردم و اکنون سخت محتاج دعایم...


(۸/اسفند/۹۰ ۰:۱۵)neda نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
(خدایا کمکم کن تنها برای تو بنویسم...)
سلام بچه ها
ارسالهاتون یکی در میون خوندم(به دلیل کمبود وقت، شرمنده..)... فرصت زیادی ندارم برای نوشتن... نمیدونم میخواید با این پاتوق چیکار کنید؟؟؟ قبول دارم که اون شور و شعف اولیه رو نداریم... من این رو کاملا درک میکنم چون احساسی که روزهای اول از دعاهای شما داشتم رو حالا ندارم نه این که نباشه مثل روزهای اول نیست.خود من هم مثل روزهای اول دعا نمیکنم... اما همین دعاها واسه من خیلی کارساز بوده... نمیخواستم اینها رو بگم اما شاید گفتنش اثری داشته باشه...
توی این مدت ..........

نمیدونم چی بگم؟؟؟ بهتره با صاحبش درد و دل کنم...
سلام آقاجون...خودت میدونی که چطور شد اومدم توی این گردانها... خودت میدونی که من لیاقت نداشتم و هنوز هم ندارم... خودت میدونی که همیشه ناامید بودم... خودت میدونی که چقدر ازت دور بودم... عنایت شما بود که این گردانها برپا شدند... عنایت شما بود که گردان علی(علیه السلام) و سیدالشهدا(علیه السلام) و عباس(علیه السلام) تکمیل شدند... آقاجون اگه میشه عنایتی کنید تا این پاتوق واین گردانها پا برجا بمانند... که چشم امید بعضیها چون من به اینجاست...






..... فرصت زیادی برای تحویل پایان نامه ام نداشتم... هر بار یک مشکل تازه... از انواع و اقسامش..... اینها یک طرف مشکلات دیگه هم یک طرف دیگه.... توی این اوضاع فقط اینجا آرامم میکرد...
همینطور اوضاع بدتر میشد... تا اینکه رسیدم به آخرش... گفتم باشه خدا اگه تو میخوای باشه... اون روز و اون شب خیلی گریه کردم... باخودم گفتم تا حالا هرچی خودت میخواستی بهت داده، الان خدات اینطوری میخواد... دنبال یه ذکری میگشتم که یه طوری به خدا بگم خدایا راضی ام کن به رضایت... نمیدونم چی شد امضای تازه مسلمان اومد توی ذهنم..." انت کما احب، فجعلنی کما تحب" چندین بار تکرارش کردم... خیلی قشنگ بود......
آرامتر شده بودم بی آنکه شرایط تغییر کند... فرصتم برای تحویل تمام شده بود... دیرتر تحویل دادن معادل بود با کسری نمره و دفاع بعد از عید.... شنبه شده یکشنبه... یکشنبه شد دوشنبه... و...نشد.... نشد که نشد.......
صبح روز سه شنبه: زهرا: نداجان، بچه ها انصراف دادن و ما رسیدیم به اسم شما... میای؟؟؟ پاسپورت داری؟؟ مدارکت آماده است؟؟؟
زبانم از سخن گفتن باز مانده است... باز هم از امضاهای قشنگ تالار یادم می آید: کیست که به خدا اعتماد کرد و پشیمان شد؟؟؟... خدایا چه بگویم؟؟؟ من فقط یک روز و یک شب خودم را به خودت سپردم....
.... انشالله آخر این هفته میرم کربلا.... من وفاطمه السادات( نفر اول گردان امام رضا(علیه السلام)) با هم میریم.... انشالله دعاگویتان هستیم.... میخواستم زودتر خبر بدم اما باورم نمیشد... هنوز هم باورم نمیشود... احساس میکنم خواب هستم... و تا زمانی که سوار اتوبوس نشم باورم نمیشه....
حالا چرا اینجا نوشتم؟؟؟
خواستم بگم دعاهای شما در این توفیق خیلی موثر بوده...... هرچی فکر میکنم نمیتونم تصور کنم که فقط 10 روز مانده به حرکت، بخوام ثبت نام کنم.... اینجا رو محکم بچسبید... این پاتوق و این گردانها را فراموش نکنید که......

اما چند تا خواهش
اول این که حلالم کنید... اگه یه موقع حرفی زدم که باعث ناراحتی شما شد، اگه پستتون جای تقدیر داشته و من سهوا فراموش کردم، اگه ارسال بیهوده گذاشتم و اگه حرفهایم ارزش گرفتن وقت شما را نداشته... حلالم کنید... همتون به گردنم حق دارید... مطالب زیادی ازتون خوندم که توی زندگیم اثر گذاشته... بابت اونها ممنونم.....

دوم : قرار شده اسمهای هر گردان رو بنویسم + دعایی که هرکدومتون جلوی اسمتون نوشتید... و بعد بندازم توی حرم.... قراره آقا علی (علیه السلام) نامه بچه های گردان علی بن ابیطالب(علیه السلام) را بادستهای نازنینش بگیره و این بار خودش 41 نفرمان را اسم ببرد... احیانا ببوسد و بر دیده نهد و دستهایش را بلند کرده و دعایمان کند... میدونم حالا میگید چه اعتماد به نفسی!!! اما دست خودم نیست... میدونم که مولا به پاکی نیت تک تکمان آگاهه. به غیر از اون هستن کسانی توی گردانها که مولا به خاطر اونها نامه را ببوسد و بر دیده نهد....
نامه بچه های گردان سید الشهدا(علیه السلام) توی حرم امام حسین(علیه السلام) و نامه بچه های گردان عباس بن حیدر(علیه السلام) توی حرم عباس(علیه السلام)...
میمونن بچه های گردان امام رضا(علیه السلام).... ؟؟؟؟؟ نظرتون چیه؟؟

سوم: پر از گناهم... نمیدانم چگونه در حرم علی (علیه السلام) قدم بگذارم... چگونه با گناهان سنگینم در بین الحرمین راه بروم... بیشتر از همیشه محتاج دعاهای پاکتون هستم..... و بیشتر از همه محتاج نصحیت،سخن و... نمیدونم اسمشو چی بذارم محتاج سخنانی هستم که برای سفرم نیاز باشد....... منتظر حرفهایتان هستم... البته فکر کنم اینجا جاش نباشه... پیام بدید..
و حرف آخر
دعا کنید که زائر حسین (علیه السلام) بشم نه زائر کربلا
....

راستی اگه دعای خاصی دارید بهم پیام بدید... تا سه شنبه... قرار شده حرفهای دل برخی از دوستان را واسشون بندازم توی حرم....

(عذر میخوام که پستهای قبلی رو نخوندم... فرصت زیادی ندارم... اگر رفتم و برگشتم ... میخونم...)




صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
آدرس های مرجع