تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پاتوق گردان های بیداری اندیشه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
بسم الله الرحمن الرحیم
امشب لیلة الرغائب هست
دعاهای بزرگ بکنید
دعای های کوچیک بکنید
دعا بکنید
واسه بقیه
واسه بقیةالله
واسه همه اونایی که لا اقل اسم بقیة الله روشون هست
امشب از خدا روزی بخواید روزی یک عمر
خدا رزاق هست رزاق فقط روزی معمولی نمیده رزق میده اگه یه روزی هممون بفهمیم روزی چیه؟
واسه اونایی که امتحان دارند هم دعا کنید
چون همه امتحان داریم
یه دعای قشنگ
از خدا بخوایم که همیشه لیلةالرغائب باشه
به جون خودم میشه
به خدا میشه
دعا کنید
دعا کنید
ادعونی إستجب لکم
واسه همه دعا کنید
گفتم شاید سوال شما هم باشد
یکی از کاربران نوشته است:بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
عذر میخوام ولی اینهایی که قرمز کردم سوالاتیست که ذهنم رو مشغول کرده.... میشه جواب بدید؟

یکی از کاربران نوشته است:
دارم سعی میکنم که تاپیک ها رو بخونم...
دارم میخونم اما نه با اشتیاق و شوق اول...
خیلی عذر میخوام ولی این سیر مطالعاتی ما هیچ فرقی با این که توی خونه بشینی و کتاب بخونی نداره... اصل فهمیدن زمانیست که سوالی برایت باقی نمانده باشه... و من الان با اتکا به این جمله دارم میخونم...." شما به آنچه که میدانید عمل کنید، نادانسته ها برایتان معلوم خواهد شد"... احیانا الان دوباره عصبانی شدید که چرا دارم حرفی میزنم که مستند نیست... ولی باور کنید مجبورم...بلد نیستم... بخدا بلد نیستم... نمیدونم هم چیکار باید کرد که مستند حرف زد... برم کتاب حدیث بخونم؟ که اصلا دوست ندارم... یا هر حدیثی که میشنوم رو حفظ کنم؟... سخنرانی یا جایی هم که میرم و حدیثی میشنوم، توی این چند ماه که دقت کردم هیچکدوم منبعشو ذکر نمیکنند... توی یه سخنرانی که 10 تا حدیث میاره با فرض امکان پرسیدن سوال، چندبار میشه ازشون بخواید که منبع رو ذکر کنید؟؟؟؟ اصلا توی همین کتاب صلاه الخاشعین خیلی از احادیث مرجع نداره...


ممنون
یاعلی
در پناه حق
سلام
اما در مورد سوالها و قسمت قرمز رنگ

استادِ استاد ما میگن
نقل قول: مهم این است که ما یه روزی بالاخره با خدا آشتی کنیم

*****ص82: متأسفانه بسیاری از ما از دین و از حقایق، تنها در پی یادگرفتن الفاظی هستیم که آنها را به دیگران تحویل دهیم و هیچگاه در صدد این نیستیم که آیا مطالبی که یاد گرفته ایم و به حساب خودمان با یادگرفتن آنها خود را مسلمان میدانیم اعتقاد قلبی ما شده یا خیر؟!



...پس هان ای عزیز تنها به یادگرفتن قناعت مکن؛ زیرا یادگرفتن وقتی به انسان نفع می دهد که معلومات او توأم با اعتقاد باشد .البته منظور نفع اخروی است و الّا چه بسا افرادی با همین محفوظات، سال های سال از منافع دنیوی آن برخوردار و امور خود را به خوبی بگذرانند و مردم، اطرافشان را گرفته، انها را از بزرگان دین هم بدانند، و همین اجتماع و اعتقاد مردم، امر را بر انها مشتبه کرده، زودتر آنها را به هلاکت معنوی برساند.



اعتقاد نیز اگر اعتقاد صحیح و جازم باشد ملازم و همراه با عمل است. اگر عمل صحیح، ناشی از اعتقاد درست باشد دارای اثر و علامت است؛ روز به روز یقین و شوق به عالم بقا و پشت کردن به دنیا را زیادتر می کند تا جایی که انسان می شود ((روحانی)) و در عین حال که در زندان تن و عالم ناسوت محبوس است قلبش که از برکت اعمال صالح به حیات انسانی زنده شده، با ملاء اعلی در ارتباط است و نمونه ای از فیوضات عالم غیب را درک می کند.



{ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُو }"نحل-97"
(( هر كس- از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزه‏اى، حياتِ [حقيقى‏] بخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد))

پس هر عِلمی برای عمل است و قیمت هر عملی به قدر نیت عامل اوست و هر نیتی برای نتیجه است. در این عالم همه فعالیت می کنند، لکن اهداف و نیات و در نتیجه آثار مختلف است؛ زیرا از هر عملی اثری در نفس انسان پیدا میشود. اگر عمل ظلمانی بود ایجاد ظلمت می کند و اگر نورانی بود اثری دل افروز و نورانی خواهد داشت.



مهم اینه که ما برای معتقد شدن و عمل کردن بخونیم
قرار نیست که بخونیم که تحویل بدیم
یا بخونیم که مناظره کنیم
دستور عملی هم نیاز نیست باشه
ببینیند روحتون حقیقتاً چه معارفی میطلبه
اخلاقی، اعتقادی در چه زمینه ای
همان را بروید دنبالش
از یکی از اساتید پرسیدم حدیث بخونم یا نه وقتی بهش عمل نمیکنم؟
گفتند اولاً حدیث خوندن خودش عمل است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس بخوان
إن شاء الله کم کم عمل هم میکنی
بعد پرسیدم چی بخونم
همین جواب را دادند بعلاوه ی یک توضیح اضافی بسیار ارزشمند
گفتند آیات و روایات نوری دارند
وقتی که شما یک آیه یا روایت به طور مثال در مورد مسائل اخلاقی میخونید
اگه به نیت هدایت و عبد شدن بخونید
نور اون آیه وارد قلب شما میشه و تمام کاستی های اعتقادی و اخلاقی شما رو تحت تأثیر قرار میده
مثل یک سیال که ریخته میشه در یک جسم متخلخل
نه مثل یک جسم جامد که بره فقط اون بخش اخلاقی رو پر کنه
منتها نیتی که دارید میکنید برای خوندن اون آیه بسیار بسیار مهم است!!!!!
(۴/خرداد/۹۱ ۱۸:۲۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]گفتم شاید سوال شما هم باشد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اما در مورد سوالها و قسمت قرمز رنگ

استادِ استاد ما میگن
نقل قول: مهم این است که ما یه روزی بالاخره با خدا آشتی کنیم

*****ص82: متأسفانه بسیاری از ما از دین و از حقایق، تنها در پی یادگرفتن الفاظی هستیم که آنها را به دیگران تحویل دهیم و هیچگاه در صدد این نیستیم که آیا مطالبی که یاد گرفته ایم و به حساب خودمان با یادگرفتن آنها خود را مسلمان میدانیم اعتقاد قلبی ما شده یا خیر؟!




...پس هان ای عزیز تنها به یادگرفتن قناعت مکن؛ زیرا یادگرفتن وقتی به انسان نفع می دهد که: معلومات او توأم با اعتقاد باشد .البته منظور نفع اخروی است و الّا چه بسا افرادی با همین محفوظات، سال های سال از منافع دنیوی آن برخوردار و امور خود را به خوبی بگذرانند و مردم، اطرافشان را گرفته، انها را از بزرگان دین هم بدانند، و همین اجتماع و اعتقاد مردم، امر را بر انها مشتبه کرده، زودتر آنها را به هلاکت معنوی برساند.



اعتقاد نیز اگر اعتقاد صحیح و جازم باشد ملازم و همراه با عمل است. اگر عمل صحیح، ناشی از اعتقاد درست باشد دارای اثر و علامت است؛
روز به روز یقین و شوق به عالم بقا و پشت کردن به دنیا را زیادتر می کند تا جایی که انسان می شود ((روحانی))
و در عین حال که در زندان تن و عالم ناسوت محبوس است قلبش که از برکت اعمال صالح به حیات انسانی زنده شده، با ملاء اعلی در ارتباط است و نمونه ای از فیوضات عالم غیب را درک می کند.



{ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُو }"نحل-97"
(( هر كس- از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزه‏اى، حياتِ [حقيقى‏] بخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد))


پس هر عِلمی برای عمل است و قیمت هر عملی به قدر نیت عامل اوست و هر نیتی برای نتیجه است. در این عالم همه فعالیت می کنند، لکن اهداف و نیات و در نتیجه آثار مختلف است؛ زیرا از هر عملی اثری در نفس انسان پیدا میشود. اگر عمل ظلمانی بود ایجاد ظلمت می کند و اگر نورانی بود اثری دل افروز و نورانی خواهد داشت.




مهم اینه که ما برای معتقد شدن و عمل کردن بخونیم
قرار نیست که بخونیم که تحویل بدیم
یا بخونیم که مناظره کنیم

دستور عملی هم نیاز نیست باشه
ببینیند روحتون حقیقتاً چه معارفی میطلبه
اخلاقی، اعتقادی در چه زمینه ای
همان را بروید دنبالش
از یکی از اساتید پرسیدم حدیث بخونم یا نه وقتی بهش عمل نمیکنم؟
گفتند اولاً حدیث خوندن خودش عمل است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس بخوان
إن شاء الله کم کم عمل هم میکنی
بعد پرسیدم چی بخونم
همین جواب را دادند بعلاوه ی یک توضیح اضافی بسیار ارزشمند
گفتند آیات و روایات نوری دارند
وقتی که شما یک آیه یا روایت به طور مثال در مورد مسائل اخلاقی میخونید
اگه به نیت هدایت و عبد شدن بخونید
نور اون آیه وارد قلب شما میشه و تمام کاستی های اعتقادی و اخلاقی شما رو تحت تأثیر قرار میده
مثل یک سیال که ریخته میشه در یک جسم متخلخل
نه مثل یک جسم جامد که بره فقط اون بخش اخلاقی رو پر کنه
منتها نیتی که دارید میکنید برای خوندن اون آیه بسیار بسیار مهم است!!!!!


[b]صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ
وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد
(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
و آل محمد
(علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد
و عجل فرجهمو لعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج.
ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ
♥♥ اَلْلهُمَ عَجِلْ لِوَلِیِّکْ اَلْفَرَجَ مَولانا صَاحِبَ الزَمان بِحَقِّ لِیلَةُ الرَغائب ♥♥
ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ
وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
و آل محمد(علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد
و عجل فرجهمو لعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج.
بسم الله الرحمن الرحیم

گفت: بذار همین اول ماه رجب بهت بگم فکر نکنی خودت میتونی کاری بکنی ها... حواست رو جمع کن....

(۳/اسفند/۹۰ ۱۳:۲۱)علی 110 نوشته است: [ -> ]توقع حالتی است که به دلیل دریافت احساس استحقاق نسبت به کسی در درون انسان به وجود می آید
و انسان استحقاق هیچ چیزی را در مقابل خدای متعال ندارد
اساساً موجودی که فقیر محض است چه انتظار و استحقاقی میتواند داشته باشد و هر فیض و نعمت و رحمتی که خداوند از فضل خود از زمان خلقت از عدم به انسان می رساند همه الطافی هستند که بی استحقاق انجام شده در حق انسان و بعلاوه بی توفیق و مدد و دستگیری خدا هم انسان نمیتواند ذره ای در راه خیر قدمی بردارد که بعد بخواهد ادعای استحقاق کند و متوقع باشد
بنابر این مومنی که توفیق خلوص در نیت و عمل پیدا کرده باشد از هیچ کس حتی خداوند توقع ندارد
بعد افزودند آن حسی که ما باید در ارتباط با خالق خود داشته باشیم
توقع نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بلکه حسن ظن و امید است
یعنی بعد از انجام تمام اعمال خیرمان با نیت الهی باید امیدوار باشیم که خداوند الطاف خود را شامل حالمان کند و نه این که توقع داشته باشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ریشه ی بسیاری از نا امیدی ها و یأسها در مسیر خودسازی و سلوک افراد همین احساس توقع است یعنی معمولاً فرض میشود که اگر شخصی توفیق یافت به ترک گناه انجام واجبات و مستحبات و پس از همه ی این امور به حوائج مادی و حتی معنوی خود دست پیدا نکرد نوعی سرخوردگی و یأس در خود احساس میکند و از ادامه ی مسیر سرد میشود.
البته یکی دیگر از ریشه های این حالت یأس و نا امیدی پس از تلاش در راه خود سازی نیت حقیقی درونی فرد است
اگر محور نیت خودِ فرد و کمال فرد باشد و هدف فردی که در مسیر خود سازی گام برمیدارد هر امر خیری باشد با محوری خودش، اینجا وقتی تحولات و اتفاقات مورد انتظار خود را نمیبیند دچار یأس میشود
اما اگر محور و نیت خودِ فرد نباشد بلکه عشق به محبوب باشد هر تلاشی با توجه به اینکه میداند مورد رضای محبوب است دل انگیز و روح افزا است
یعنی اگر کسی انگیزه اش از خود سازی و به طور مثال انجام وظایف منتظران کسب رضای خدا و ولی اعظم خدا باشد
حتی اگر هیچ یک از انتظاراتش هم براورده نشود همین که میداند در راه رضای محبوب گام برمیدارد برای ادامه ی مسیر با قدرت کافی است
و اگر حقیقتاً عاشق محبوب شده باشد حتی انتظاری هم جز کسب رضای محبوب ندارد که در صورت براورده نشدن آن انتظارات بخواهد ذهنش درگیر شود


فی الواقع از نشانه های مهم و بارز کسانی که ریشه عبادتشان و اطاعتشان حب محبوب است این است که همواره در خود احساس تقصیر و قصور دارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی فی المثل اگر کسی تمام وظایف منتظران را هم انجام داد متوقع نیست که الان دیگر باید به طور مثال جزو یاران حضرت حجت باشد.
چرا که اولاً میداند که بی توفیق الهی و مدد حضرت حجت اصلاً امکان ندارد که قدمی با موفقیت در این مسیر بردارد
و تازه بعد از انجام تمام این وظایف باز حدیث نفسش این است که:
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
یعنی مقام صبر و رضا عجین شده است در قلب اهل اخلاص
راضی هستند به حکم و رضای محبوب و بر هر مصیبت و رنج و سختی هم در کسب رضای محبوب صبر میکنند



یا علی
التماس دعای فراوان
به خصوص اگر شد برای پدر و مادر حقیر
ولی همه چیز به همون جمله سبز رنگ ختم میشه....
کاش روزی برسه که اندکی شامل حال ما شود....

در مورد

نقل قول:4- خدمت کنید برای رضای خدا به هر کسی که دست نیاز به سمت شما دراز میکند و شما میتوانید کمکش کنید که اینها پیک خدا هستند برای غرق کردن شما در رحمت خدا

هم یه نکته ای هست.... گاهی این پیکها دستشان را هم به سوی شما دراز نمیکنند... از سکوتشان باید فهمید.... حواسمونو بیشتر باید جمع کنیم....
(۷/خرداد/۹۱ ۰:۱۲)ZaHrA110M نوشته است: [ -> ]چرامن هرچی خداروصدا میکنم دعا میکنم و...جواب نمیگیرم؟؟؟بعضی وقتا فکر میکنم خدا به حرفهام گوش نمیده شاید هم انقد رصداش کردم براش تکراری شدهSad
حدیث قشنگی بود اما فقط قشنگ!!!!!!!!!!!کاش وقتایی که واقعا نیاز داشتم صدامو بشنوه و یه کاری کنه میکرد هی صبر رو بهونه نمیکرد.اگه نا امیدی گناهه چرا خداخودش آدمو نا امید میکنه!
بعضی وقتا بهش میگم اونجایی که گفتی بخوانید مرا تا اجابت کنم نگفتی اگه گناه کار بودین صدام نکنید پس چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاید سوال شما هم باشد
قسمتی از جواب: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39...#pid120305
بسم رب المهدی
سلام علیکم آقا جان و تمامی دوستان عزیزم

میخواستم اینجا شخصا به نوبه خودم در این پاتوق مقدس در حضور شما خوبان که من حقیررا نمیشناسن ولی آقام خیلی خوب من را میشناسان از حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) امام زمانم التماس دعابرای خودم و کل همگردانیهای عزیزم و بخشش در مورد خودم بخوام ،
یا امام زمان میدونم این دوشنبه بازهم پروندم به دستتون میرسه میخام وقتی پرونده من را نگاه میکنی آقا جون خودت میدونی چی شد وچی کار کردم .... برام دعا کنی .

ولی لطف خدا و دعا خودتون در حق من مستجاب شده و تا حدودی تونستم به لطف خدا و دعای شما و این محیط و دوستدوای دوستان خوبم شامل حالم شده روی نفسم کنترل داشته باشم .
یا امام خودت برام سره نمازت دعا کن از این حالت یا امتحانی که توش هستم سربلند بیرون بیام .

آقا جان منی که سنگ شیعه و منتظر بودنت را به سینه همیشه برای ظهورت دعا میکنم ;
که آقا جان الغوث الغوث الغوث ....العجل العجل العجل میگم ،

اصلآ دوست ندارم و نمیتونم خودم را قانع کنم و خودم گناهایی که انجام میدم در فرجتون تاخیر بندازم آقا جون غلط کردم ،بچه بدی بودم ، ولی حالا که خودت من روسیه را خاستی برام دعا کن ، کمکم کن همونجوری که تو دوست داری و باید باشم ، منم همونطوری بشم و بمونم تا بتونم قدمی برای برداشتن موانع ظهورت بردارم ، آقا جون همه چیزم به فدات منا برای خودت جدا کن .
یا حجت ا... (عجل الله تعالی فرجه الشریف)خودت برای من و تمام دیگر دوستان خوبم دعا کن یک منتظر واقعی باشیم .
آقا مرا ببخش برای گناهانی کردم و در ظهورت تاخیر انداختم .

دعا پشت دعا براي آمدنت
گناه پشت گناه براي نيامدنت

دل درگير ميان اين دوانتخاب
کدام آخر؟ آمدنت يا نيامدنت!

صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ

وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)

و آل محمد(علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .

اللهم صل علي محمد ال محمد
و عجل فرجهم ولعنة الله على عدائهم اجمعين

و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه

واللهم عجل الوليك الفرج.
خاک بر سر دکتری که نسخه میپیچد برای مرضی که خودش به آن مبتلاست
(۸/خرداد/۹۱ ۰:۰۴)علی 110 نوشته است: [ -> ]خاک بر سر دکتری که نسخه میپیچد برای مرضی که خودش به آن مبتلاست
سلام علیکم
علی آقا برادر اگر میشه بیشتر توضیح بدین؛
که این حرفی که شما زدین منظورتون را واضح تر بیان کنین.
یعنی چی؟!
تشکر
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ
وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
و آل محمد(علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد
و عجل فرجهم ولعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج.



(۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱:۵۰)یا ثارالله نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم



امشب بحث سلام رو مطرح می کنیم :


به عنوان مقدمه بد نیست بدانیم که سلام کردن خود یک ادب است در فرهنگ ما و این ادب ارتباط تنگاتنگ و کاملی دارد با هدف نهایی برای زندگی انسان. یعنی همانطور که هدف زندگی انسان وصول به خدا و تحصیل رضای خداست ، شروع زیارت هم با ادبی شروع می شود که این ادب در حقیقت انسان رو در مسیر تحصیل رضای او قرار خواهد داد.

اما کلمه "سلام" دارای معانی بسیار لطیف و زیباییست.حال بقیه معانی سلام رو هم ذکر می کنیم و در پایان استنتاج می کنیم.(توصیه اکید می کنم پست رو بخونید.خیلی زیباست خیلی...در ضمن هر معنی را که می بینید با جمله "السلام علیکم یا اهل بیت النبوة مقایسه نمایید.)

مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان چهار معنا برای کلمه "سلام" ذکر کرده اند.




1- اسمیست از اسماء الهی .



2-گاهی به معنای سلامتی است که یعنی سلامتی بر شما باد.سالم بمانید از آفات و امراض و بلاها


3- سلام یک درختی است بسیار قوی که هیچ آفتی از آفات به اون عارض نخواهد شد و چون هیچ آفتی به آن نمی رسد ، آن درخت رو به عنوان شجره سلام نامگذاری کرده اند



(یک نکته : ما داریم معانی سلام را بررسی می کنیم؛اما سلام تعریفی نیز دارد: مراقب اصفهانی صاحب مفردات تعریف زیبایی از سلام کردند که ترجمش رو قرار میدهیم...با دقت بخوانید

"سلام یعنی کنار بودن از همه آفات ظاهری و باطنی"

یعنی انسان نه به آفات ظاهری مبتلا باشد و نه باطنی ؛ این حالت ،حالت سلام است.که میبینیم این تعریف به معنای دوم سلام از صاحب مجمع البیان (که سلامتی بود) نزدیک است.)

4-اما چهارمین معنایی که در مجمع البیان وارد شده: سلام گاهی معنای مصدری دارد .

که اگر معنای مصدری رو اراده کردید به معنای دعا خواهد بود، وقتی میگید السلام علیکم یعنی إن شاءالله خدا شما را سالم نگه داره ، إن شاءالله خدا شما را از جمیع آفات و بلیات محفوظ نگه داره.و این خودش در حقیقت یک نوع ابراز ارادت است و یک نوع ابراز دوستی است که شما در حقیقت به انسانی که بهش سلام می کنید، محبت و دوستی تان هم ابراز می کنید.



در خود قرآن هم آیات زیادی مطرح شده است که از مجموعه آیات قرآنی می توان معنای سلام را نتیجه گرفت:


(ایشان در سخنرانی آیه هایی مثال می زنند که برای جلوگیری از طولانی شدن پست از ذکرشون صرف نظر می کنم . البته گوش دادن کامل سخنرانی رو به همه دوستان پیشنهاد میکنم. اینم لینک دانلود

یک نکته خیلی جالبی که در آیات مطرح کردند رو عرض می کنم و بعد میریم سراغ نتیجه گیری در مورد معنای سلام از آیات قرآن

نکته اینه که کلید ارتباط در بهشت سلام هست! در حقیقت اگر میخوایم اینجا تشخیص بدیم که توی این دنیا بهشتیا کیا هستن ، کافیه ببینیم چه کسانی خوب ارتباط سالمانه برقرار می کنند؛ و سلامت نفس بر اونها حاکم است....
در حقیقت اگر در بهشت رضوان الهی اینگونه است که هر انسان بهشتی کلید ارتباطش با بهشتیان دیگر "سلام" است و سخنش را با سلام شروع می کند، در این عالم هم اینگونه است یعنی مقدمه ورود به جنت الهی اینست که انسان در این دنیا نیز هم با سلام شروع به کلام بکند و هم با سلامت نفس ادامه کلام بدهد و هم با سلام صحبتش رو خاتمه بدهد.لا یسمعون فیها لغوا و لا تاثیما الا قیلا سلاما سلاما هم یعنی هیچ گونه سخن لغو و بیهوده ای نیست..هر چه که هست سلام است و سلامتی است...به همین دلیل هم هست که خداوند نام بهشت را گذاشته "دارالسلام" !... )
سلام یکی از اسماء حسنی ذات باریتعالی است. در سوره مبارکه حشر داریم : "هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام ....که مرحوم علامه در تفسیر المیزان در رابطه با این آیه آورده است که : به این معنا نام پروردگار "السلام" باشد که او مالک سلامتی مطلق است.از این رو هر نوع سلامتی چه سلامتی فکری چه روحی و چه جسمی که به هر انسان سرایت بکند از پرتو اسم السلام است.
خب همینجا یکی از دلایلی که ما زیارت را با سلام آغاز می کنیم مشخص شد...
میدانیم که 14 معصوم مظاهر اسماء حسنی الهی هستند... خود امام رضا(علیه السلام) فرموده اند : قسم به خدا "ما" اسماء حسنی الهی هستیم!
یکی از اسماء حسنی الهی اسم "السلام" است.
پس وقتی می گوییم : السلام علیکم یا اهل بیت النبوة ، داریم میگیم ای کسانی که مظهر اسم "السلام" خداوند هستید؛ هر سلامتی که از هر جنبه به هر کسی خدا برساند (علیکم یا اهل بیت النبوة!) به واسطه مظهر اسم "السلام" می رساند. پس شاید وقتی ما می گوییم ، السلام علیکم یا اهل بیت النبوة در حقیقت می خواهیم از مظهر اسم "السلام" که اهل بیت هستند تقاضای سلامتی بکنیم...سلامتی نفس ، سلامتی قلبی و روحی و سلامتی جسمی...
اما یک معنای زیبای دیگر سلام از آیه زیر استنتاج می شود :

إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

که عده ای از علما کلمه تسلیما رو همان سلام دادن معنی کرده اند. در حقیقت یکی از معانی کلمه سلام ، تسلیم بودن است. پس وقتی می گوییم : السلام علیکم یا اهل بیت النبوة یعنی ای اهل بیت، من تسلیم شما هستم! إن شاءالله ادامه بحث سلام و بخصوص قسمت نتیجه گیری رو چند شب دیگه قرار میدم تا فرصت مطالعه تا همینجا حاصل بشه برای شما یا زهرا(سلام الله علیه)
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام

نقل قول:خاک بر سر دکتری که نسخه میپیچد برای مرضی که خودش به آن مبتلاست

بافرض عمل نکردن دکتر به نسخه ای که خود برای مریضش می پیچد، مریض باز هم خوب میشود....
انشالله همان دعای مریضها در حق دکتر کارها خواهد کرد...
شاید خدا بدون نسخه شفایش داد....
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
آدرس های مرجع