(۱۴/تیر/۹۱ ۱۱:۵۰)محیصا نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
مراد از خلوت با خدا این است که در همه امور با خدا باشیم، اگر انسان در اعمال خود فقط با خدا باشد و جز خدا با هیچکس نباشد، این خلوت با خداست، نه اینکه مراد، خلوت درویشانه باشد که خلوت با خدا به معناى کنج عزلت رفتن و در بیغوله و صندوقخانه نشستن باشد، تا انسان به آنجا برود و اوهام و خیالاتى بنماید، البته چنین کسى جز با اوهام و خیالات خود محشور نمىشود، مراد از خلوت با خدا این است که انسان در هر امرى رضاى الهى را تحصیل کند و خدا را ببیند و با او وارد عمل شود و از خلایق مأیوس شده و به امر پروردگارش مأنوس گردد.
امام خمینی رحمة الله علیه
یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ اَسْئَلُکَ بِحَقِّکَ وَ قُدْسِکَ وَ اَعْظَمِ صِفاتِکَ وَ اَسْماَّئِکَ اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ بِذِکْرِکَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِکَ مَوْصُولَةً
پروردگارا!پروردگارا!پروردگارا!از تو درخواست مىکنم به حقّت و قدست و بزرگترین صفات و نامهایت که همه اوقاتم را از شب و روز به یادت آباد کنى و به خدمتگزاریت پیوسته بدارى.
فرازی از دعای کمیل
حرف کاملی نیست
مخالف سیره ی خود 14 معصوم است
خود 14 معصوم علاوه بر اینکه در همه ی امور با خدا بودند ساعتی در شبانه روز را با خدای خویش خلوت میکردند
این توصیه مأکد دین ماست و جزو سیره ی معصومین و بزرگان دین بوده
معنایش هم به هیچ وجه درویش مسلکی نیست
این که آدم در هر زمان خود را باید در محضر خدا بداند یک چیز است
این که مومن اگه بخواد طبق سنت 14 معصوم عمل کنه در شبانه روز باید ساعتی را با خدای خویش خلوت کند چیز دیگر
ربطی هم به درویش مسلکی ندارد
روایات در این زمینه بسیار فروان است
یکی را تقدیم میکنم:
حضرت رضا عليه السّلام فرموده است: كوشش كنيد اوقات روز شما چهار ساعت باشد.
ساعتى براى عبادت و خلوت با خدا، ساعتى براى تأمين معاش، ساعتى براى آميزش و مصاحبت برادران مورد اعتماد و كسانى كه شما را بعيوبتان واقف ميسازند و در باطن نسبت بشما خلوص و صفا دارند و ساعتى را بتفريحات و لذائذ خود اختصاص دهيد و از مسرّت و نشاط ساعت تفريح نيروى انجام وظائف ساعت ديگر را تأمين نمائيد.
الحديت-روايات تربيتى، ج2، ص: 136
یکی دیگر هم بیاوریم بد نیست:
امام صادق «علیه السلام»: كسى خوشبخت و سعادتمند است كه لحظاتى (و ساعاتى) با خود خلوت كند و تنها نشيند (و در آن خلوت و تنهايى) به خود (و محاسبه نفس خود، و سنجيدن احوال و اعمال خود، در ارتباط با خدا و خلق خدا) بپردازد.
الحياة با ترجمه احمد آرام، ج2، ص: 513
یک روایت دیگر هم بیاوریم باز به نظرم بد نیست
روايت است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله
تنهايى و خلوت با خدا را دوست داشت.
آداب، سنن و روش رفتارى پيامبر گرامى اسلام، ص: 47
و به نظرم زیباترین اینها این حدیث قدسی است
مفضل گويد حضرت صادق عليه السلام فرمود-
در مناجات و سخنانى كه ما بين موسى بن عمران و پروردگار بوده چنين است كه:
خداوند به موسى بن عمران گفت-
دروغ ميگويد كسى كه خيال ميكند مرا دوست دارد ولى هنگامى كه شب فرا ميرسد در بستر خود ميخوابد و با من راز و نياز ندارد آيا دوست خلوت با دوستش را طالب نيست-
امالى صدوق ص 215
خود حضرت امام خمینی هم حتی در زندگی خود از پیشتازان خلوت کنندگان با خدا بودند در دوران معاصر
منتها این خلوت چون مبنای درست داشت باعث میشد که همیشه خود را در محضر خداوند بدانند
وگرنه شک نیست که در سیره ی عملی خود امام خمینی خلوت با خدا جایگاه ویژه داشته