تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پاتوق گردان های بیداری اندیشه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
بسم الله الرحمن الرحیم
بچه ها حرفاتون در مورد تالار واقعا تاسف باره!!!!!!
اینجا یک تالار گفت و گو است؟!
من اگر بیام تالار همون مطالبی رو که خودم انتخاب می کنم میخونم و پاش تشکر میزنم براش اعتبار میدم...
هیچ اجباری به من تحمیل نمیشه!!!!!
خودم مسئول اینم که معتاد تالار میشم و از زندگیم میزنم میام تالار...
خودم مسئولم که حرفای دیگران اونم توو یک ارسال برام میشه وحی الهی و بدون اینکه مطالعه دیگه ای داشته باشم برام میشن سند و میرم دنبالشون با بهشون اعتماد می کنم...
تک تک ماها با بازدیدمون از اون مطلی یاعث میشیم اون مطالب مهم جلوه کنن"جدا از گاهی اوقات که واقعا احساس می کنم کارخداس که بچه ها جذبش میشن"
من که توو تالار خدای عجیب و غریبی ندیدم که با خدای پیامبر فرق داشته یاشه هرچند شک دارم همون خدای پیامبرم رو هم خوب بشناسم...
درضمن گاهی هم ممکنه یک حدیث با دل آدم کاری رو بکنه که کلی سخنرانی و کتاب نمیکنه...
خروار خروار کتاب خوندن بدون برنامه ریزی و ذره ای عمل برای من سود نداره که ضرر هم داره ...
من همیشه اینجا برام به جامعه بوده که داره به سمت مهدوی شدن پیش میره ...و اینجا رو خیلی دوست دارم
کسانی اینجا با حرفاشون یاعث دلگرمی و هدایتم شدند که حتما در قیامت برای این اعمالشون شهادت مبدم و کسانی هم بودند که با حرفاشون آزارم دادند که همونجا ازشون گذشتم ... میبینین مثل همون جامعه ی بیرون از اینجا (دنیای واقعی خودمونه)
توو جامعه این منم که مسیرم رو انتخاب می کنم مهم اینه که به تابلوهای راهنما و علامتهای خطر توجه کنم...
سعدیه حرف زیاده کوو ذره ای عمل؟!؟!؟!؟! خاک بر سر زنبور بی عسل و عالم بی عمل.. کوو عملت بدبخت
من یکی که اگر یه یه جمله از همون صحیفه سجادیه و نهج و البلاغه عمل کنم دنیا و آخرتمو آبادکردم دنبال علم حدیث و تفسیر و رجال و ... رفتنم پیشکش ...
امام علی(علیه السلام):من نگهبان قلب خویش بودم و همین رمز این بود که علی(علیه السلام) مولی علی شد.
امام سجاد(علیه السلام): الهی اگر عمرم چراگاه شیطان است آنرا قطع فرما(دعای مکارم الاخلاق)
خدایا کمک کن نگهبان قلب خویش باشم و عمرم چراگاه شیطان نباشد... آمین
بسم الله الرّحمن الرّحیم


از همه کسانی که توی این گفتگو شرکت کردند تشکر می کنم.فکر می کنم من راهم رو پیدا کردم...و جمع بندیم رو هم عرض می کنم خدمتتون که بحث خاتمه پیدا کنه.

همونطوری که دوستان خوبم محیصا و هدهد گفتند هر کسی یک راهی داره و اجباری در یک روش وجود نداره (البته مسیر مشترکه اما روش وارد شدن توی این مسیر متفاوته). من هم همین فکر رو می کنم و دارم راه خودم رو پیدا می کنم و کسی رو مجبور به تایید یا تبعیت از خودم نمی کنم...

می دونم که برای افزایش آگاهی از دین مطالعه کتاب می تونه خیلی مفید تر از گذروندن وقت توی اینترنت و پیدا کردن یک احساس گذرا و بی پایه باشه (همون جوگیر و احساساتی شدن با خوندن بعضی پست های تالار) که البته این احساسات هم خیلی قشنگه. خیلی هم می تونه کمک کنه.
ولی
همونطوری که سریع به وجود میاد ، سریع هم از بین میره
من دنبال یه چیز پایه ای تر هستم...
اصلا گاهی همین احساسات گذرا وقت آدمو هدر میده. گاهی مسیر آدمو می بنده چون فکر می کنه دین همینه که گاهی بیاد و به یک احساس گذرا برسه و یه اشکی بریزه و.... اما وقت عمل که میرسه ....
یا اگه خدایی نکرده اگر حالی که اینجا بهم دست میده ناشی از احساسی باشه که از پایه و اساس اشتباهی تشکیل شده بجای سود، ضرر می رسونه!


همونطور که برادرم العبد گفت مومن با انجام واجبات و ترک محرمات مومن میشه و من هم دوست دارم همین رو در اولویت کارهام قرار بدم إن شاءالله...
میدونید؛ گاهی انقدر درگیر مستحبات می شیم که گناه های بزرگمون رو کوچیک می بینیم...
مثلا اگر کسی هر شب نماز شب بخونه و یه روز در میون هم روزه بگیره اما دچار گناه کبیره غیبت یا دروغ بشه؛ واقعا راه برگشتش سخت تره از کسی که اون مستحبات رو انجام نمیده. البته این نظر منه. دلیلش هم اینه که خودش رو خیلی بزرگ می بینه! واسه همین گناهاش به نظرش کوچیک میاد...

پناه می برم به خدا ازین که دچار این بیماری بشم!

برای پیشگیری فکر می کنم بهترین کار اینه که واجبات رو تمام و کمال انجام بدم . محرمات رو تمام و کمال ترک کنم و همه هم و غمم رو روی همین مورد بگذارم.
و بعد اگر موفق شدم به فکر مستحبات و مکروهات بیوفتم...


نقل قول:اگه قرار بود عمل کردن به احادیث باعث فاصله گرفتن از جامعه و زندگی و حتی خدا بشه پس علمای ما باید از همه ما بیشتر از اینها فاصله گرفته باشند...

اصل قضیه درسته ... یعنی حدیثی که میخونی باید عمل کنی... اما این که عمل کردن به آنها و حتی سعی در عمل به آنها باعث فاصله گرفتن از جامعه میشه درست نیست...

البته منظور من این نبود دوست من...
موضوع اینه که فهم من خیلی کوچیک تر از اونه که بخوام احادیث رو در زندگی بکار ببرم

بذارید یک مثال دیگه بزنم
تو مدتی که من توی این تالار بودم ،( الحمدلله تاثیرات خوبی هم گرفتم و چیزهای زیادی از کاربرای ارزشمندش یاد گرفتم و فکر می کنم لازم بود که بیام و این راه رو هم تجربه کنم) یک سری چیزهایی که خودم با عقل ناقصم از بعضی احادیث نتیجه گرفته بودم و می خواستم توی زندگیم پیاده کنم رو برای همه دوستان و فامیلهامون ایمیل می کردمBlush
ولی الان جدا پشیمونم و به فکر اینم که یه ایمیلی بزنم و بگم تروخدا همه چیزایی که گفتم رو فراموش کنید...

موضوع این نیست که به خاطر اون صحبت ها کسی از من جدا شده باشه، خیر!
مساله اینه که من کی باشم که بخوام نظر بدم در مورد طرز زندگی

به قول برادر، اینهمه سال مراجع نشستن درس حدیث خوندن، باز هم هیچ کدومشون به خودشون اجازه نمی دن در مورد روش و شکل زندگی کردن درست مردم نظر بدن مثلا بگن اگر کسی میخواد مومن واقعی باشه باید ....
اونوقت منی که هیچ علمی ندارم چقدر دارم راحت احادیث رو تعبیر و تفسیر می کنم و به خودمو دیگران ربط میدم!

یکم بترسیم این چه مسیریه که پیش گرفتیم!
خوندن قرآن و حدیث مشکلی نداره(حتی عمل کردن واسه خودمون هم ضرری نمی رسونه) ولی اینکه بخوایم بچسبونیمش به زندگی مردم واقعا کار ماها نیست!



نقل قول: داری اشتباه میکنم عزیز دلم... اشخاص بیانگر دین نیستند... تجدید نظر کن....

زده شدن من از دین نیست عزیزم از راهیه که پیش گرفتیم!
من نمی خوام دنباله رو اون خانواده ای باشم که برای خودشون و دیگران روش تفسیر به رای قرآن و احادیث رو در پیش گرفتند

چیزی که بهش رسیدم اینه که باید دنباله رو مرجع تقلیدم باشم و نه نظر شخصیم یا نظر شخصی دیگران! همین!

نقل قول:من خودم توی این یک ماهه که زیاد اومدم تالار احساس خوبی ندارم... فقط اوایلش خیلی خوب بود... راستش وقتی زیادی میخونم احساس گناه میکنم... چرا؟ چون میخونم و بهش عمل نمیکنم... یا وقتی که زیادی مینویسم(توی تالار) و بهش عمل نمیکنم

جانا سخن از زبان ما می گویی...
این هم یک درد دیگه هست که تو این تالار بهش مبتلا شدم...
گفتن و عمل نکردن
یا بدتر و وحشتناک تر از اون

یاد گرفتن ، فقط برای تحویل دیگران دادن

این جور علم به هیچ دردم نمی خوره... اینکه یک کتاب یا مقاله ای رو بخونم فقط برای اینکه اگر قشنگ بود بیام اینجا بنویسم

این هم تلنگری بود که تو همین هفته از یک نفر خوردم و به خودم اومدم و دیدم که بدجوری تو مسیر ابراز نظر کردن و آموزش دادن و حرف زدن افتادم و بدجوری از مسیر خودسازی (از نوع واقعیش و نه از نوع اجباری و ریاکاریش) و از مسیر یادگرفتن برای اینکه چیزی به خودم اضافه بشه فاصله گرفتم...


نقل قول:خود آقای بهجت برا ما آدم معمولی ها گفتند: شما فقط ترک محرمات و انجام واجبات داشته باشید
مگه شیخ رجبعلی خیاط روحانی بود؟
-------------------------------------------------------------------
بیا من و شما باهم از کارای کوچیک شروع کنیم.
کارای خیلی کوچیک

دم شما گرم
عرض منم همینه...


نقل قول:اینو منم قبول دارم اما راه حل چیست؟
خودمون بریم دنبال کتاب حدیث و....؟؟؟



من راهی که خودم فکر می کنم درسته رو می گم
ممکنه اشتباه باشه.

موضوع سر ولایت پذیریه
ما تو همه زندگیمون باید ولایت پذیر باشیم
و در حدی نیستیم که خودمون در مورد روش زندگی اظهار نظر کنیم
من اولین کتابی که بعد از این تغییرات قراره بخونم می دونید چیه؟

کتاب استفتائات و کتاب توضیح المسائل مرجع تقلیدم

کامل می خونمش...دقیق...

ببینم چند چندم... کجای کارم الان از انجام واجبات و ترک حرام فاصله گرفته

حرام هایی که در زندگی روزانم انجام میدم رو می نویسم. واجب هایی که انجام نمیدم رو می نویسم

یکی یکی حل می کنم همه رو إن شاءالله

وبعد اگر موفق شدم به مرحله بعد می رم که هرکسی دوست داره یک راهو واسه خودش انتخاب کنه...

موضوع اینه که ما اعتماد نمی کنیم. به کسانی که درس این موضوع رو خوندند اعتماد نداریم وگرنه خودمون مستقیم نمی رفتیم سراغ حدیث!



نقل قول:العبد نوشته است:

درسته افراد بیانگر دین نیستند.اما ما باید توجه کنیم به تجربه دیگران.ملاک واسه ما قران و عترت هست.اما اگر کسی بی گدار به اب بزنه هیچ چی نمیشه مطمئن باش.باید یا خود انسان عالم باشه یا به یک عالم تکیه کنه و از اون استفاده کنه.حرف اینه که افراد یک راه رو میرند.ما از دور نظاره گر هستیم.نباید جا پای کسانی بگذاریم که دچار اشتباه هستند.حرف اینه.

اینم یه حرف اشتباهه دوست خوب. البته تا یک حدی.

ببینید ملاک منی که تا حدی به دین آشنا هستم قرآن و عترت هست، اما واسه یکی که از دین خدا فقط یه چیزایی شنیده نمیاد قرآن و عترت رو بررسی کنه تو اولین قدم به آدمهایی که پرچم اسلام رو نگه داشتند نگاه میکنه.

اگه اینطور نبود که امام صادق علیه السلام نمیگفتند: زینت ما باشید و مایه شدم ما نباشید.

میدونید مردم راجع به این خانم چی فکر میکنند؟بعد با توجه به این راجع به اسلام و دین هم قضاوت میکنه
بعد این خانم یه گناه بزرگ کرده یعنی مانع هدایت کسی شده که شاید میتونسته هدایت بشه

شما هم که دارین حرف ایشون رو تایید می کنید... پس با کجاش مخالفید؟Smile


نقل قول:بچه ها حرفاتون در مورد تالار واقعا تاسف باره!!!!!!
اینجا یک تالار گفت و گو است؟!
من اگر بیام تالار همون مطالبی رو که خودم انتخاب می کنم میخونم و پاش تشکر میزنم براش اعتبار میدم...
هیچ اجباری به من تحمیل نمیشه!!!!!

بله دقیقا در مورد این پست های تالار هم این موضوع صدق می کنه و شما اجباری ندارید که نظرات تاسف بار بنده رو مطالعه کنید!!!
من تو پست اول هم گفتم که میخواستم نظر سایر دوستان هم بدونم که این مطالب رو نوشتم و کسی رو مجبور به مطالعه یا تبعیت نکرده و نمی کنم...



نقل قول: من همیشه اینجا برام به جامعه بوده که داره به سمت مهدوی شدن پیش میره ...و اینجا رو خیلی دوست دارم

شرمنده که این رو می گم اما همین خیلی خطرناکه...
موضوع اینه که جامعه ای که داره به سمت مهدوی بودن پیش میره باید ولایت پذیری رو یاد بگیره و تابع باشه ...

بگذریم ، دیگه نه من حال نوشتن دارم نه شما حوصله خواندن


یک مطلبی که هست اینه که بهترین کار اینه که هدایت رو از خدا بخوایم...خودش راهو نشونمون میده إن شاءالله

موفق باشید

یا علی(علیه السلام) مددی
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
و تشکر از همه دوستانی که توی بحث شرکت کردند ...

(۱۲/خرداد/۹۱ ۲۲:۳۰)محیصا نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
بچه ها حرفاتون در مورد تالار واقعا تاسف باره!!!!!!
اینجا یک تالار گفت و گو است؟!
من اگر بیام تالار همون مطالبی رو که خودم انتخاب می کنم میخونم و پاش تشکر میزنم براش اعتبار میدم...
هیچ اجباری به من تحمیل نمیشه!!!!!
خودم مسئول اینم که معتاد تالار میشم و از زندگیم میزنم میام تالار...
خودم مسئولم که حرفای دیگران اونم توو یک ارسال برام میشه وحی الهی و بدون اینکه مطالعه دیگه ای داشته باشم برام میشن سند و میرم دنبالشون با بهشون اعتماد می کنم...
تک تک ماها با بازدیدمون از اون مطلی یاعث میشیم اون مطالب مهم جلوه کنن"جدا از گاهی اوقات که واقعا احساس می کنم کارخداس که بچه ها جذبش میشن"
من که توو تالار خدای عجیب و غریبی ندیدم که با خدای پیامبر فرق داشته یاشه هرچند شک دارم همون خدای پیامبرم رو هم خوب بشناسم...
تک تک ماها با بازدیدمون از اون مطلی یاعث میشیم اون مطالب مهم جلوه کنن"جدا از گاهی اوقات که واقعا احساس می کنم کارخداس که بچه ها جذبش میشن"
من که توو تالار خدای عجیب و غریبی ندیدم که با خدای پیامبر فرق داشته یاشه هرچند شک دارم همون خدای پیامبرم رو هم خوب بشناسم...
درضمن گاهی هم ممکنه یک حدیث با دل آدم کاری رو بکنه که کلی سخنرانی و کتاب نمیکنه...
خروار خروار کتاب خوندن بدون برنامه ریزی و ذره ای عمل برای من سود نداره که ضرر هم داره ...
من همیشه اینجا برام به جامعه بوده که داره به سمت مهدوی شدن پیش میره ...و اینجا رو خیلی دوست دارم
کسانی اینجا با حرفاشون یاعث دلگرمی و هدایتم شدند که حتما در قیامت برای این اعمالشون شهادت مبدم و کسانی هم بودند که با حرفاشون آزارم دادند که همونجا ازشون گذشتم ... میبینین مثل همون جامعه ی بیرون از اینجا (دنیای واقعی خودمونه)
توو جامعه این منم که مسیرم رو انتخاب می کنم مهم اینه که به تابلوهای راهنما و علامتهای خطر توجه کنم...

صبر کن دوست عزیز............. آهسته تر.....
من در هیچ جایی از صحبت هام انگشت اشارمو به سمت تالار نگرفتم... من همیشه گفتم و باز هم میگم من توی این تالار خیلی چیزها رو یاد گرفتم... چیزهایی که به قول شما شاید با خروارها کتاب خوندن به دست نمیاد... واسه همین تا آخر عمر مدیران ومسئولینش دعاگویشان خواهم بود... چه تالار بیام و چه نیام... که البته بعید بدونم بتونم از این جا دل بکنمBlush...
اگه زیاد تالار میام و... کسی جز خودم مسئول نیست... منم کسی رو متهم نکردم... سوال من چیز دیگه ای بود... من فقط گفتم از این که زیاد میخونم و عمل نمیکنم احساس گناه میکنم... از این که مینویسم و خودم عمل نمیکنم احساس گناه میکنم... توی هیچکدوم اینها هم کسی رو مقصر ندونستم جز خودم.....

(۱۲/خرداد/۹۱ ۲۳:۵۲)یا ثارالله نوشته است: [ -> ] جمع بندیم رو هم عرض می کنم خدمتتون که بحث خاتمه پیدا کنه.

میشه این بحث رو ادامه داد... اما به قول دوستمون بهتره که تمومش کرد...
این بحث رو تموم میکنیم با تموم سوالهای بی جوابی که ماند و سوالهایی که میتونست بهتر جواب داده بشه و...
..........
بحث تموم شد ولی این بحث برای خوب جواب گرفتن نیاز به راهنمایی کسی داشت که بیشتر از ما میفهمید...
.
.
.
در پناه حق
(۱۳/خرداد/۹۱ ۷:۰۳)neda نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمن الرحیم


میشه این بحث رو ادامه داد... اما به قول دوستمون بهتره که تمومش کرد...
این بحث رو تموم میکنیم با تموم سوالهای بی جوابی که ماند و سوالهایی که میتونست بهتر جواب داده بشه و...
..........
بحث تموم شد ولی این بحث برای خوب جواب گرفتن نیاز به راهنمایی کسی داشت که بیشتر از ما میفهمید...
.
.
.
در پناه حق
دوست من راهنمایی های شما و دوستان عزیز دیگه ای که شرکت کردند خیلی مفید بود
بنده هم جوابی که می خواستم رو گرفتم
جواب این بود که :
جوابی وجود نداره...

یا حق
به نام خدا
باسلام

من دیر رسیدم واین مطلب رو خوندم ولی بااین حال جواب میدم :
مشکل همه ما اینه که درون خودمون دچار افراط وتفریط میشیم یعنی چون خودمون رو نمیشناسیم دنبال این هستیم که ازبقیه ایراد بگیریم و بگیم عمل اونا باعث دین زدگی میشه !ولی هرکس با توجه به روحیات خودش میتونه به برداشت صحیح ازاحادیث عمل کنه.
دوستان،سلام.
جالب بود.استفاده کردم.
وقت همه دوستان به خیر و سعادت.
وفات بانوی صبر و استقامت رو خدمت همه شما تسلیت عرض میکنم
تا حالا یه شاگرد مکانیک دیدین؟
مکانیک کیه؟شاگردش کیه؟
اصلا مکانیکی چیه؟
وقتی کسی عشق پیدا میکنه از اسرار یه ماشین سردر بیاره میره شاگرد یه مکانیک میشه.البته میتونه بره کتاب بخونه و یاد بگیره اما تجربه دیگران چنین اجازه ای رو بهش نمیده.تازه یا یاد نمیگیره یا اشتباه یاد میگیره.مگه اینکه واقعا...
بعد یه مدتی که شاگردی کرد و هی توی سرش خورد و بلند شد ،به مقام استادی میرسه.حالا میتونه از اسرار ماشین سر در بیاره.شاید کاملا نتونه چرا که فقط سازنده ماشین کاملا میدونه که اسرار ماشین چیه.
حالا که استاد شد میتونه شاگرد بپذیره.وقتی شاگرد یه اشتباهی رو میخواد مرتکب بشه سریع جلوش رو میگیره.میدونید چرا؟چون خودش قبلا تجربه اون اشتباه رو داشته.
این یه مثال ساده است.اکثر ماها که زده میشیم به خاطر اینه که شاگردی نکردیم.فکر میکنیم اونچه که توی ذهنمون درست کردیم واقعا درسته.اما درست چیز دیگه ایه و ما خبر نداریم.
چرا میگن برید و عقایدتون رو پیش یکی که خبره دینه و استاده عرضه کنید؟
تا حالا حمد و سوره نماز تون رو پیش یه عالم عرضه کردین؟ببینید آیا درسته یا فکر می کردین درسته یانه؟
دوستان من،برای رسیدن به قله های معرفت باید یه استاد داشته باشیم.استادی که به پیچ و خم های مسیر آشناست و میدونه راه کجاست و چاه چیه و دره کجاست.توی یه کلام،استادی که خودش راه رسیدن به معرفت رو طی کرده.مثلا آقای بهجت.
از ایشون سوال شد که عرفان چیه:گفت:به آنچه که میدانید عمل کنید،این تمام عرفان است.
حرف من به خودم و کسانی که دوست دارن به مقام بندگی خدا برسن همینه.
خیلیها رو وقتی بهشون میگی استادت کیه میگن ائمه و قرآن و ...
آخه منی که هر رو از بر تشخیص نمیدم کجا که مستقیم به قرآن وصل بشم.
اما در مورد احادیث حرف دوستمون خیلی بجاست.هر حدیثی قابل توجه نیست.
من کمی درایه و رجال خوندم.علوم خیلی مشکلیه
تازه بعدش میفهمی که چرا مثلا فتوای فلان عالم با اون عالم دیگه به هم فرق میکنه.
پس دوستان ،
استاد،
استاد،
استاد
ببخشید که زیادی حرف زدم و بی موقع .
یا زینب(سلام الله علیها)

بسم الله النور

سلام.
وای............
اینجا چرا اینطوری شده؟
چرا انقدر سوت و کوره؟چرا جلوی اسم کلی از بچه های گردان ما علامت غایب خورده؟
یادش به خیر.گردان ما با چه شور و شوق و سرعتی تشکیل شد.............حیف.............انگار دوباره تب تندی بود که زود عرق کرد.
من کلا اهل زیادی حرف زدن نیستم اما اینجا و امشب فرق داره.اینجا پاتوقمونه و امشب شبیه که من دوباره به زمین هبوط کردم و دلم عجیب تنگ اون بالاهاست.

جاتون خالی از اعتکاف برگشتم.به یاد تک تکتون بودم و کلی آرزوهای بزرگ براتون کردم.اما یه گله:
چرا اونایی که آتیش رفتن به اعتکافو به جون ما انداختن خودشون نرفتن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه قرار نبود برای گردان حسن ابن علی علیه السلام آماده بشیم؟
پس کو زحمت کشیدنمون؟سیر مطالعاتیمون چی شد؟آمادگی برای عضویت چی شد؟
غصه میخوردم که اختکاف تموم شد و از طرفی هم خوشحال بودم که داریم نزدیک میشیم به شروع ثبت نام این گردان خاص.
بچه های گردان ما کجان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی دلم گرفته.
آقا خودت یه نظری کن،رونق رو به گردان هامون برگردون.
یک سری چیزها در نظر ما هست. فکر می کنیم خیلی مهم اند. فکر می کنیم این ها اصل و اساسند. برنامه ای می شود به عنوان برنامه طلایی که اگر به آن برسیم، ایده آل است... عقلانی و منطقی هم هست: تعادل، تعامل، تعالی (سطرها هم می توانی در موردش بنویسی و ساعت ها صحبت کنی!)
جالب وقتی می شود که چیزهایی را که فکر می کنی خیلـــــــــــــــی می ارزد، خیلی سنگیـــــــــــــــن است، چندان هم این طور نبوده، و چیزهایی را که زیر سبیلی رد می کردی یا اساسا در باغ نبودی و از آن غافل بودی حسابی مهم و تعیین کننده می شوند. به قول علی 110 فقط باید امیدوار بود. والا ول معطلیم! سرمایه اصلی یک بچه شیعه چیست؟ نماز؟ روزه؟ اعتقاد صحیح؟ ولایت؟ مولا علی (علیه السلام) در دعای کمیل فرمودند: ارحم من راس ماله الرجاء! بله سرمایه اصلی امید است(به رحمت واسعه الهی). بالا و پائین کن، کلش را بهم بریز و از نو بچین. در تکاپو باش اما آرام! نه آن چیزی است که من فکر می کنم و نه آن چیزی است که شما فکر می کنی! فقط بدان همین غلیان و جوشش قشنگ است. همین روندگی شرط است...

يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ - اى انسان حقا كه تو به سوى پروردگار خود بسختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى كرد (6 انشقاق)

التماس دعا
(۱۴/بهمن/۹۰ ۱:۳۸)علی 110 نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
گردان 41 نفره ی اول را گردان علی بن ابیطالب مینامم
و گردان 41 نفره ی دوم که در حال تکمیل است را گردان سید الشهدا مینامم


گردان های اول و دوم تالار بیداری اندیشه
به خودمون باید حالی بکنیم که میخواهیم سرباز شویم
نه نه نه
به نظرم بهتر است به خود حالی کنیم که میخواهیم عبد شویم (عبد اوست کریم)
و در نتیجه عبد واقعی در مقابل امامش سمعاً و طاعتاً هست
کسی هم که سمعاً و طاعتاً شد خوب مشخصاً إن شاء الله نامش در لیست سربازخانه هم نوشته خواهد شد


جان من باور کنید که قرار نیست شیعیان مریخ مقدمات ظهور را فراهم کنند
آثار دعای خیر دوستان را در زندگی شخصی و احوالات شخصی خودم خدا وکیلی حس میکنم


چرا هر کدام از ما نباید این نشان افتخار را دریافت نکنیم
یا کاشف الکرب عن وجه المهدی



اینجا پاتوق گردان های آماده باش بیداری اندیشه است
[/font]
اما اینجا کسی باید بیاید که خود را حقیقتاً مشغول آماده سازی برای حضرت حجت میداند

علاوه بر عشق به حضرت حجت ، اینجا نیازمند حس مسئولیت هم هستیم
مراقبتمان از اعمالمان ، رفتارمان با اطرافیانمان و کسانی که بر گردن ما حق دارند و حق الله و حق الناس و حق النفس را و.... باید حسابی رو به بهبود باشد

یک نکته ی بسیار مهم از نکته های حضرت استاد
ایشان میگفتد
رستگاری با عمل حاصل نمیشود
رستگاری بی عمل هم حاصل نمیشود
پس چه خاکی بر سرمان بریزیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عمل را انجام میدهیم اما به عمل خود اتکا و اعتنا نباید بکنیم ، امید و اتکای ما فقط و فقط باید به فضل خدا باشد
فضل میدانید یعنی چه
یعنی بی استحقاق بخشیدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


یا علی منتظران و عاشقانی که میخواهند مسئولیت هم بپذیرند و عزم بندگی کردن خدا را دارند

[font=Arial]

التماس دعای فراوان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگه حقیر رو هم دعا نکردید بی زحمت پدرومادر حقیر رو دعا بفرماید
االلهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم عجل لولیک الفرج
االلهم صل علی محمد و آل محمد


بسم الله
سلام
فک کنم همه ی ماها هدفمون رو از اومدن به اینجا گم کردیم ....
یا نمیدونم شایدم اون اوایل جوگیر شدیم! مثل خود من! که یه رفت و برگشتی داشتم اما ظاهرا اجازه ی رفتن رو به کسی نمیدن ......
جالبه، تاپیکای دیگه همیشه مشتری دارن، مث تاپیک حلال بخندیم، هر وقت پنل کاربریم رو به روز میکنم اون تاپیک همیشه یه حرفی واسه گفتن داره! اما این تاپیک و تاپیکای مشابهش رفتن تو حاشیه! دیگه باید بگردی تا پیداشون کنی!
نه اینکه بگم برا خوب بودن باید بیایم اینجا نه! اما اینجور جاها یه دلگرمی به آدم میده و اون اینکه تو دنیای بزرگ و پهناور ما هنوز هستن کسایی که فکر و دعای اولشون آقاشونه ... آقای غریبشون .......
نه اینکه اونایی که اینجا نیستند منتظر نیستند، حتا خیلی از اونایی که اینجا هستن هم منتظر نیستند! نمونش خود نامرده من!!! که آقامو روندم به حاشیه ی غربت ..... حداقل تو ظاهر، چون واقعیت اینه که خودم غایبم ......
من زیاد پست نمیزنم بیشتر از پستای دوستان و بزرگان استفاده میکنم، اما به قول خواهرم مشکات اینجا واقعا یه جوری شده ......!!

غایب شده منکر حضورت هستیم .....
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49
آدرس های مرجع