(۲۳/بهمن/۹۲ ۱:۲۹)soshiant نوشته است: [ -> ]
استقلال مالی خانمها غرور مرد رو خدشه دار میکنه .
همه عشق مرد بابت کارکردنش به اینه که بتونه با پولش همسرش رو راضی و خوشحال کنه .
روی صحبتم با مردهایی که سوء استفاده میکنن نیست .
یک دیالوگ شیرین برای آقایون :
مرد رفته سر کار برگشته ، خوشحال از اینکه امروز حقوقش رو گرفته و میتونه بره برای همسرش یک مانتو بخره برای فصل جدید ( آخه همسرش با اینکه مانتو نداشته تا حالا بهش نگفته ) میرسه خونه و میگه عزیزم امشب بریم یه مانتو برای خودت بخر ، واسه فصل جدید مانتو نگرفتی و ممنون که تا الان درکم کردی و صبر داشتی ، بعدشم خوشحالی همسر و ...
این دیالوگ اونجاش تلخ میشه که مرد همش با خودش میگه نکنه امروز بهش بگم بریم مانتو بخریم بگه دارم تازه خریدم !! نکنه با پولی که من دارم نتونه چیزی که دلش میخواد بخره و ...
استقلال مادی خانمها این حس قشنگ رو از مرد میگیره که همسرم به من تکیه کرده .
باز کردن خیلی چیزها سخته چون باید از زاویه یک مرد بهش نگاه کرد ، دقیقا مثل گفتن خیلی از احساسات برای خانمها که یک مرد شاید هیچوقت متوجهش نشه .
ما مردها گرچه گاها خشن و سنگ دل و ... خطاب میشیم اما همیشه تو وجود همه ما یه ذوق کودکانه وجود داره که فقط میتونیم در قبال کارهایی که واسه همسرمون انجام میدیم به نمایش بگذاریم .
حرف زیاده واسه گفتن ، امیدوارم منظورم رو رسونده باشم .ببخشید پرحرفی کردم 
ببخشید اگر در چنین موقعیتی که آقا با تمام ذوق و شوقش میخواد واسه خانم مانتو بخره ولی خانم میدونه که خیلی چیزا واجبتر از مانتو هست ایا باید به اقا بگه یا خیر به ذوق وشوق آقا دامن بزنه اگر بگه آقا چه برداشتی میکنه؟
اگر هم گفتنش مورد نداره چجوری بیان بشه که به بیانی تو ذوقش نخوره؟
(۲۳/بهمن/۹۲ ۰:۵۷)skyeygirls نوشته است: [ -> ]استقلال مالی خانم ها برای چی برای شما اقایون خیلی داره هایلایت میشه ؟؟
لطفا با صداقت جواب بدید.
*************************************************************
من متوجه جملتون کاربر reza2035 نشدم .دقیق منظورتون چی بود؟که این واژه رو براتون بازش کنم .
از چند نظر میشه در مورد کار خانوما بحث کرد
1-اون خانوم ممکنه برای سرگرمی کار کنه که تا زمان بچه دار شدن سرگرم بمونه(خیلی ها رو اینجور دیدم) که اینجور یک موقعیت شغلی رو اشغال میکنه و اون پسری که واقعا به اون کار نیاز داره برای تشکیل خانواده به مشکل بر میخوره
واس خانوما نداشتن کار اصلا عیب نیست و اصلا وقتی کسی میاد خواستگاری سرکار بودن خانوم واسش اهمیتی نداره و امتیازی حساب نمیشه(به جز موارد خاص!)
2-بعضی محیطها برای خانومها مناسب نیستن،من خودم مرد هستم و همجنس های خودم رو خیلی خیلی بهتر از خانوما میشناسم،میدونم چی توی ذهنش میگذره...حالا شما فکر کن یکسری ادم مریض هم اونجا کار کنند دیگه چه شود!
قبلا هم گفتم به نظرم بهترین شغل برای یک خانوم معلمی!حقوق ثابت داره،برای یک خانوم از همه شغلها مناسب تره!
تعطیلات زیاد،ساعت کاری کم و مناسب،محیط امن و فرهنگی و...
3-از نظر تربیت فرزند بخواهیم بررسی کنیم،میشه پدر بمونه خونه بچه بزرگ کنه بعد خانومه سر کار باشه؟
اصلا از روز اول قانون طبیعت این بوده که زن بچه رو تربیت کنه!اگر قرار بود مرد بچه رو تربیت کنه که الان مردها هم میتونستن به بچه شیر بدن!احساسات لطیف و حس مادرانه رو خدا در وجود کی قرار داده؟
حالا چونکه یکسری غربی و فمنیست بخاطر سبک زندگی غربی دارند این کارو میکنند میشه ما هم از اونها تقلید کنیم؟
در اطرافیان و آشناهای خودتون ببین بچه هایی که از سن کم در مهدکودک و زیر دست این و اون بزرگ شدن چی از آب در اومدن...
بحث استقلال مالی نیست...من خودم ازدواج کنم،تمام حقوق رو میدم دست خانوم خرج کنه!!

(زن ذلیل نیستم

)
الان خیلی از زوجها اینطور هستند که مرده کار میکنه ولی پول و خرج خونه دست زنه!!
(۲۳/بهمن/۹۲ ۲:۳۱)soshiant نوشته است: [ -> ]
راستش مانتو رو مثال زدم ،
تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل
بعید میدونم اگر خانم نظرش رو چیز دیگه ای باشه ناراحت کننده باشه . مهم خود خریده .
نه منظورم اون چیز واجب تر خرید نیست مثلا بگه قسط وام واجب تره حالا مانتو باشه یک وقته دیگه آقا بدش میاد؟
نقل قول:
Soshiant :
استقلال مالی خانمها غرور مرد رو خدشه دار میکنه .
همه عشق مرد بابت کارکردنش به اینه که بتونه با پولش همسرش رو راضی و خوشحال کنه .
روی صحبتم با مردهایی که سوء استفاده میکنن نیست .
استقلال مادی خانمها این حس قشنگ رو از مرد میگیره که همسرم به من تکیه کرده .
پس موافقید که برای دختران مجرد این ترس طبیعی هست .چون نمیتونن اعتماد کنن . مرد هایی که سو استفاده میکنن . بعد از چند سال یا زن باید بسوزه و بسازه . یا طلاق بگیره که طلاق با دو سه تا سکه ی قسطی ماهیانه و خونه نشینی تو خونه ی پدر و حرف مزخرف مردم داغونش میکنه . سو استفاده زیاده . بنابراین این ترس ما طبیعیه. و کنار گذاشتن شغلی که الان دارم خیلی ریسک بزرگیه . کلا خرده شیشه دارن مردا.قابل اعتماد نیستن . برای بدست اوردن دختر خیلی حرفا میزنن که بعد از ازدواج یادشون نمیاد چی گفته بودن . زندگی تو جامعه ی فعلی ما سخت شده .
نقل قول:[quote]
Ali:
3-از نظر تربیت فرزند بخواهیم بررسی کنیم،میشه پدر بمونه خونه بچه بزرگ کنه بعد خانومه سر کار باشه؟
اصلا از روز اول قانون طبیعت این بوده که زن بچه رو تربیت کنه!اگر قرار بود مرد بچه رو تربیت کنه که الان مردها هم میتونستن به بچه شیر بدن!احساسات لطیف و حس مادرانه رو خدا در وجود کی قرار داده؟
حالا چونکه یکسری غربی و فمنیست بخاطر سبک زندگی غربی دارند این کارو میکنند میشه ما هم از اونها تقلید کنیم؟
در اطرافیان و آشناهای خودتون ببین بچه هایی که از سن کم در مهدکودک و زیر دست این و اون بزرگ شدن چی از آب در اومدن...
بحث استقلال مالی نیست...من خودم ازدواج کنم،تمام حقوق رو میدم دست خانوم خرج کنه!!
(زن ذلیل نیستم
)
الان خیلی از زوجها اینطور هستند که مرده کار میکنه ولی پول و خرج خونه دست زنه!!
ببینید من میدونم بعضی خانوم ها نمیتونن مدیرت زمان داشته باشن و خسته میشن و نمیتونن به خانواده برسن. اما من چون 25 ساعته شایدم 27 ساعته !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فعالیت دارم . خیلی راحت میتونم کارهام رو سبک کنم و به تمام مسائل برسم.
من در باشگاه زنانه خیلی خانوم های متاهل افسرده ( چقدر شبیه اسم یه فیلم شد !!!!!!!!!!!!!) دیدم که نمیتونن روزشون رو به شب درست برسونن .میگن خوش به حالت درامد داری .سرت گرمه . از تکراری بودن خسته شدن . میگن مفید نیستیم . یکی دو تا که نیستن بگم واسه دو نفر بوده که .تازه بعضی هاشون هم سرخورده شدن. خاله زنک شدن.حوصله ی بچه هاشونم ندارن. دیدم که سر بچه داد میزنن.بچه کاری هم نکرده.اما خانمه افسردس. حوصلشو نداره
بازم میگم .این ترس برای دختران مجرد مثل من طبیعیه . من الان با همه ی گرفتاری ها و بدبختی ها و دلواپسی ها و کار و درس و سلامتیم و 1000 تا چیز دیگه خوشبختم .نمیخوام مردی بیاد گند بزنه به بدبختی های من!!!! که خوشبختم کنه !!!!!!!!!!!!!!!.این رو باز نمیکنم . من در ازدواج دوست دارم به مرد تکیه کنم اما میخوام هویتم داشته باشم. هویت تعریفش برای من تعریفش مشخصه .باز نمیکنم . هر خانواده ای فرهنگ مربوط به خودشو داره .
با این حساب زن دیپلم بگیره بسه .یدفه اقاشون مریض شد بتونه تلفن بزنه بیان ببرنش بیمارستان .!!!!!! بیشتر از اون اشغال کردن جا برای تحصیل مرده .
به هر حال از اقایون ممنون که به سوالات من جواب دادید.
فکر کنم این مفید ترین تاپیکی بود که این چند وقت باز شد! من یک سوال داشتم!آقایون واقعا براشون مقدور نیست که به خانم ها در محیط دانشگاه یا کار به چشم انسان نگاه کنند؟؟
در کنار سوال sdg عزیز
فکر کنم این مفید ترین تاپیکی بود که این چند وقت باز شد! من یک سوال داشتم!آقایون واقعا براشون مقدور نیست که به خانم ها در محیط دانشگاه یا کار به چشم انسان نگاه کنند؟؟
*****************************************************************************
یه سوالم من دارم . غیرت زن رو مرد تعریفش چیه از نظر شما ؟؟؟؟؟
(۲۳/بهمن/۹۲ ۹:۲۷)skyeygirls نوشته است: [ -> ]
پس موافقید که برای دختران مجرد این ترس طبیعی هست .چون نمیتونن اعتماد کنن . مرد هایی که سو استفاده میکنن . بعد از چند سال یا زن باید بسوزه و بسازه . یا طلاق بگیره که طلاق با دو سه تا سکه ی قسطی ماهیانه و خونه نشینی تو خونه ی پدر و حرف مزخرف مردم داغونش میکنه . سو استفاده زیاده . بنابراین این ترس ما طبیعیه. و کنار گذاشتن شغلی که الان دارم خیلی ریسک بزرگیه . کلا خرده شیشه دارن مردا.قابل اعتماد نیستن . برای بدست اوردن دختر خیلی حرفا میزنن که بعد از ازدواج یادشون نمیاد چی گفته بودن . زندگی تو جامعه ی فعلی ما سخت شده .
علاوه بر اینکه خودتون دید منفی نسبت به همسر دارید ، این دید رو منتقل هم میکنید با این نوع نگارش .
حالا دیالوگ بهتری رو حقیر جاگزین میکنم با همون منظور کلی که شما مطرح کردید :
بله برای انتخاب همسر چه دختر و چه پسر یک ترسی وجود داره اما میشه این ترس رو با تحقیق و دید باز و مشورت و ذهنی باز از بین برد ،
همه دخترها و پسرهای ما خوبن اما گاهی توشون پیدا میشن که از روی نادانی کارهایی بکنن و آدم باید خیلی تو انتخابش دقت کنه ،
زن و مرد بهتره بعد از ازدواج خودشون رو تا میتونن به سمت هم تغییر و سوق بدن تا خدایی ناکرده سوء فهم یا غیر همفکری خاصی بینشون پیش نیاد و فراموشم نکنیم صبر و گذشت 2 عاملی هستن که یک زوج با تکیه بر اونها میتونن زندگیشون رو همیشه حفظ کنن ،
گاها انسان باید برای بدست آوردن یک چیز خوبتر ، یک چیز خوب رو از دست بده و اگر هر کسی مطمئن گام برداره میتونه خودش رو یک عمر در آرامش ببینه ،
گرچه مردها خیلی با ما فرق دارن و گاها نمیتونیم با هم تو یک خط فکری باشیم اما میشه به خیلی از اونها تکیه کرد و خیال راحت داشت و چه بهتر که یکی از مهمترین پیش فرض این انتخاب گذاره های دینی باشه .
گرچه تو دوران سختی زندگی میکنیم اما هنوز هم میشه ساده و زیبا و با عشق زندگی کرد و تو این مسیر سعی کرد تا شرایط رو برای ظهور حجت خدا مهیا کرد .
رد پای کسی که آرامشم را برهم زده بود دنبال کرد و در آخر به خودم رسیدم !!
(۲۳/بهمن/۹۲ ۹:۲۷)skyeygirls نوشته است: [ -> ]
من در باشگاه زنانه خیلی خانوم های متاهل افسرده ( چقدر شبیه اسم یه فیلم شد !!!!!!!!!!!!!) دیدم که نمیتونن روزشون رو به شب درست برسونن .میگن خوش به حالت درامد داری .سرت گرمه . از تکراری بودن خسته شدن . میگن مفید نیستیم . یکی دو تا که نیستن بگم واسه دو نفر بوده که .تازه بعضی هاشون هم سرخورده شدن. خاله زنک شدن.حوصله ی بچه هاشونم ندارن. دیدم که سر بچه داد میزنن.بچه کاری هم نکرده.اما خانمه افسردس. حوصلشو نداره
بازم میگم .این ترس برای دختران مجرد مثل من طبیعیه . من الان با همه ی گرفتاری ها و بدبختی ها و دلواپسی ها و کار و درس و سلامتیم و 1000 تا چیز دیگه خوشبختم .نمیخوام مردی بیاد گند بزنه به بدبختی های من!!!! که خوشبختم کنه !!!!!!!!!!!!!!!.این رو باز نمیکنم . من در ازدواج دوست دارم به مرد تکیه کنم اما میخوام هویتم داشته باشم. هویت تعریفش برای من تعریفش مشخصه .باز نمیکنم . هر خانواده ای فرهنگ مربوط به خودشو داره .
با این حساب زن دیپلم بگیره بسه .یدفه اقاشون مریض شد بتونه تلفن بزنه بیان ببرنش بیمارستان .!!!!!! بیشتر از اون اشغال کردن جا برای تحصیل مرده .
میشه به جای کثیفی پنجره قشنگیه منظره رو به نظاره نشست .
دنیا همیشه بدی داشته و داره اما خوشبخت اونیه که بین این همه بدی بتونه شاخه های گل خوشبختی رو بچینه .
دوستان سوالات گم نشه .جواب شما رو هم نمیدم که تاپیک به 3 صفحه کشیده میشه . ببخشید ما نویسنده ی ارزشی نیستیم .
*******************************************************************************
در کنار سوال sdg عزیز
فکر کنم این مفید ترین تاپیکی بود که این چند وقت باز شد! من یک سوال داشتم!آقایون واقعا براشون مقدور نیست که به خانم ها در محیط دانشگاه یا کار به چشم انسان نگاه کنند؟؟
*****************************************************************************
یه سوالم من دارم . غیرت زن رو مرد تعریفش چیه از نظر شما ؟؟؟؟؟