تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیرامون قطعنامه شورای امنیت در مورد توافقات هسته ای
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
چندتا سوال هم من دارم.

چند سال موضوع هسته ای مطرح بود آخرش در قطعنامه همین حالا یه هویی موشک ها مطرح شدند. آیا موضوعی قبلاً مطرح بوده ما خبر نداشتیم یا همین حالا یهویی بوده؟

ما رو مشغول کردند به برجام بی فرجام، آخر کار همین حالا یهویی قطعنامه و سند همکاری با آژانش بدون اینکه صداش در بیاد تصویب و امضا شد و شد آنچه که شد. آیا ما خواب بودیم یا ... ؟

این سند امضا شده با آژانس برای تصویب به مجلس رفت یا نه؟

راستی تکلیف خطوط قرمز رهبری چی شد؟ ما که همگی شنیدیم ایشون چه چیزهایی گفتند. مخصوصاً مسئله بازرسی از مراکز نظامی.
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
با ســـ
ـــلامی دوبـــ♥ـــاره[تصویر: Sheklak_1_.png]
(۲۱/مرداد/۹۴ ۱۸:۵۷)آقـــ♥ـــای عمار94 نوشته است: [ -> ]من ميخواستم پاسخ هاي متفاوتي (مخالف نظر خودم) براي اين سوالم پيدا كنم تا با ديدروشن تري به قضيه نگاه كنم
بـلـه بنـده از اول مـتـوجـه فرمایــشــات شـمـا شـدم ولـی منتـظر بـودم کـه بــه صـورت

کاملاً علنـی ایـن موضوع را بیـان کنیـد تا بنده از موضع یک فرد حامی بی چون و چـرای

دولـت تدبیـر و امـیـد بـا شمـا منـاظره کنـم. فقط بدونید اگـر بعداً از این حرف های بنده

علیـه خـودمـون استفـاده شود، مسبـب اصـلـی آن کـسـی جـز شـمـا نـخـواهــد بـود. ( این جمله ی آخر صرفاً جهت شوخی گفتم)

اولا لازم به ذکر است جنـاب آقای دکتـر ظریـف تسلط خوبی بر مسائل حقوق بین الملل

و فنـون مـذاکره را دارا می باشنـد و اصلا فارغ التحصیل رشته ی مطالعات بین الملل آن

هـم از آمـریکا می باشنـد و بنـده نیـز به ایشان اطمینان کامل دارم و دلواپـسی شمـا و

[تصویر: Urge_Congress_to_Stop_Iran.jpg]

دوستـان منتـسـب به شما را در خصوص برخی مسائل درک می کنم اما باور بفرمـاییـد

ما تیم آمریکا را زیر پا له کردیم و برای صحت این گفتار همین بس که متأسفانه عده ای

در داخل هم نوا با رژیم کودک کش و اشغالگر صهیونیستـی به مخـالفـت با ایـن تـوافـق

می پردازند. برای شرح اینکه چرا این توافق یک پیروزی بزرگ محسوب می شود، لطـفـا

به این موضوعات توجه بفرمایید که دو طرف به دنبال چه بودند و چه چیزی بدست آوردند.
به عنوان مثال تحریم تسلیحاتی: (توجه داشته باشید این یک بده بستان است)[تصویر: Sheklak_7_.png]

ایــران بــه دنـبــال چــه بــــود؟ برداشتن فوری تحریم.

ایالات متحده به دنبال چه بود؟ تحریم به قوت خود باقی بماند.

امـا نـتــیـجـه ی آن چـه شــد؟ ایران، بـا حمایـت روسیـه و چین، موفق شدند که به توافقی

دست یابند که در آن تحریم دائمی نخواهد بود. بر اساس این توافق تحریم تسلیحاتی بعد از

مدت حداکثر هشت سال برای موشک های بالستیک و پنج سال برای سلاح هـای متعـارف

برداشته می شود. اما این چارچوب زمانی، تحت شرایطی که آژانس بین المللی انرژی اتمی

تأیید کند که برنامه هسته ای ایران صرفاً برای مقاصد صلح آمیز است، می تواند کوتاه شود.

آیا نبـاید بگویم تا اینجا یک بر صفر به نفع دیپلماسی ایران؟ در ضمن شما انتظار دارید بـه جز

آژانس انرژی اتمی، چه کسی مسئول راستی آزمایی شود؟ احتـراماً بقـال سر کوچه را کـه

نمی توان مسئول راستی آزمایی کرد! پیشنهاد شما به عنوان جـایـگزیـن آژانـس چـیـسـت؟

لطفاً پای موضوعات در هاله ای از نـور را نیـز برای کم اهمیت کردن این پیروزی وسط نکشید.

اگر همچنان مایل بودید، بقیه ی سؤالات شمـا نیز در اسـرع وقـت پاسـخ داده خـواهـد شــد✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
بتن میریزند، بتن نمیریزند، راکتور اراک بتن مال شد.

«علی‌اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی پس از حضور در کمیسیون انرژی مجلس با بیان اینکه «جان کری» وزیر خارجه آمریکا به اشتباه در مورد رآکتور اراک گفته بود که در جایی که رآکتور برداشته می‌شود بتن ریخته می‌شود، افزود: اگر در رآکتور بتن ریخته شود دیگر رآکتوری باقی نمی‌ماند.

وی با تاکید بر اینکه مخزن فولادی که از داخل چاله در می‌آوریم و جای دیگری می‌گذاریم، تصریح کرد: چند کار می‌توان روی این مخزن فولادی انجام داد از جمله یا آن را ببریم یا داخل آن سیمان بریزیم که آنها مطمئن شوند که دیگر نمی‌خواهیم آن را بازگردانیم.

به گزارش خانه ملت، رئیس سازمان انرژی اتمی با رد شایعاتی مبنی بر این که مقرر شده بر اساس مفاد برجام داخل چاله رآکتور اراک بتون‌ریزی شود، گفت: چاله رآکتور به نوعی قلب آن محسوب شده و به هیچ وجه صدمه‌ای نخواهد دید و سالم می‌ماند بلکه مخزن فولادی داخل آن خارج و آن مخزن بتن‌ریزی می‌شود.
توضیحات برجام درباره بتن‌ریزی

در رآکتور اراک

گفتنی است رسانه‌های خبری پیش از این- با استناد به متن ترجمه شده برجام توسط وزارت امور خارجه- جزئیات بازطراحی رآکتور آب سنگین اراک را منتشر کردند و متاسفانه مفاد متن ترجمه شده برخلاف صحبت‌های آقای صالحی است.

در ماده دو (B) پیوست اول مذاکرات وین، توضیحات و جزئیاتی درباره بازطراحی رآکتور آب ‌سنگین اراک منتشر شده است، جزئیاتی که نشان می‌دهد اگرچه رآکتور آب‌ سنگین اراک در جای خود قرار دارد، لکن دیگر آب ‌سنگین نام ندارد بلکه فناوری جدیدی است که توسط غرب وارد می‌شود و عملاً دانشمندان هسته‌ای نقشی در این بازطراحی ندارند و فناوری وارداتی است.
در ترجمه وزارت امور خارجه آمده است: ایران به ساخت ‌و ساز رآکتور ناتمام موجود بر مبنای طرح اولیه ادامه نخواهد داد و کالندریای(calandria) موجود را خارج کرده و آن را در ایران نگهداری می‌کند. تمام کانال‌های کالندریا با بتن به‌گونه‌ای پر می‌شوند که برای کاربرد هسته‌ای غیرقابل استفاده باشد و آژانس بتواند غیرقابل استفاده بودن آن را راستی‌آزمایی کند. برای مدرن کردن و بازسازی رآکتور آب ‌سنگین اراک، ایران بیشترین استفاده را از زیرساخت‌های موجود در رآکتور آب‌ سنگین اراک خواهد داشت.
بر اساس اظهارنظر نمایندگان و کارشناسان، کالندریا یا همان هسته رآکتور آب ‌سنگین اراک، از شاهکارهای بومی - صنعتی جوانان ایرانی بوده است که بر اساس مذاکرات وین با بتن پر می‌شود.

بر اساس بند نهم در پیوست اول مذاکرات وین، با اینکه جمهوری اسلامی ایران قبول کرده است رآکتور آب ‌سنگین اراک را تغییر بدهد یا به قول دیپلمات‌ها و دکتر صالحی، مدرن کند، ولیکن غرب و در رأس آن‌ها، آمریکا، اجازه ورود ایران در موضوعات تحقیقاتی و آزمایش‌های اولیه برای ساخت رآکتور بازطراحی شده را هم نمی‌دهند و عملاً تمامی آزمایش‌ها در کشور ثانویه به‌جز ایران انجام خواهد گرفت و حتی این آزمایشات در داخل ایران هم انجام نمی‌گیرد.

لازم به ذکر است که آب ‌سنگین مصارف زیادی در عرصه پزشکی، کشاورزی، تحقیقاتی، صنعتی و... دارد.
مصطفي قرباني

گفتمان(discourse) به معني منظومه‌اي از معاني و مفاهيم است که داراي انسجام دروني است. گفتمان مجموعه‌اي از نشانه‌هاست و هر نشانه نيز متشکل از دال و مدلول است. دال در حکم علامت و مدلول در حکم معنا و مفهومي است که دال به آن دلالت مي کند. اهميت گفتمان در حيات سياسي اجتماعي هر ملتي حداقل از دو منظر مورد توجه است:

الف) گفتمان سازنده وجود معنايي کنش و رفتار است. امر گفتماني به دنبال هژموني است و در اين صورت مي‌خواهد تا شکل هاي مسلط معنا و رفتار را تعيين کند و چون در شرايط حضور هژمونيک گفتمان‌ها، انسان‌ها در نقش‌ها و موقعيت‌هايي قرار مي‌گيرند که گفتمان براي آنها فراهم کرده است. بنابراين، مي توان گفت که آنگاه که امري تبديل به گفتمان شود، مي‌تواند منطق خود را بر بازيگران و کارگزاران مختلف اجتماعي تحميل کند و در اين حالت، امر گفتماني به امر عمومي تبديل شده است.

ب) امر گفتماني با غيريت سازي به دنبال هويت بخشي به کارگزاران اجتماعي است. اهميت اين ويژگي امر گفتماني در آن است که هر چيز در ارتباط با «غير» هويت مي‌يابد، زيرا اشيا داراي ذات و هويت ثابت نيستند و تنها در ارتباط با ديگري و ضديتي که با آنها برقرار مي‌کنند، هويت مي‌يابند. به عبارتي، گفتمان با برجسته‌سازي غير، به هويت بخشي و اتقان دروني مجموعه‌ها مي‌پردازد. در همين راستا، اهميت ديگر امر گفتماني در اين حالت آن است که زمينه ظهور گفتمان‌هاي رقيب را محدود مي‌کند و آنها را طرد و به محاق مي‌برد. به عبارت ديگر، چون هيچ گفتماني در هيچ زماني بطور کامل تثبيت نمي‌شود و پيوسته از سوي گفتمان‌هاي رقيب به چالش کشيده مي‌شود، گفتمان مسلط بايستي از پويايي لازم برخوردار باشد و پيوسته خود را بازتوليد کند. بنابراين مي‌توان گفت که گفتمان‌ها در شکل دادن به شکل هاي مسلط رفتار و معنا زماني مي توانند موفق باشند که رابطه تخاصمي با غير خود را مستحکم نگه دارند و غير براي آنان همچنان غير باقي بماند. هر‌گونه تغيير در تعريف غير براي هر گفتماني
به منزله تزلزل در آن گفتمان است و خطر فروپاشي ساختي و بنيادين آن را فراهم مي‌کند.

از آنجا که در صحنه مذاکرات هسته‌اي ميان جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي عضو گروه 1+5 در نگاهي کلان، شاهد صف‌آرايي دو گفتمان با گزاره‌ها و دال‌هاي متفاوت و در بسياري حوزه‌ها متعارض هستيم، در تطبيق آنچه در باب گفتمان و اهميت آن گفته شد، با اين مذاکرات هسته‌اي و توافق متعاقب آن بايد گفت که، فارغ از اينکه چه داده‌ايم و چه گرفته‌ايم، يکي از مهم‌ترين اهداف آمريکايي‌ها در اين زمينه، دستکاري عنصر «غير» يا «دگر» گفتمان انقلاب اسلامي ايران هستند؛ بدين معنا که چون آمريکايي‌ها در مذاکرات علاوه بر تلاش براي محدودسازي صنعت هسته‌اي کشورمان، به دنبال تغيير رفتار نظام اسلامي هم هستند و اين‌گونه وانمود کنند که جمهوري اسلامي ايران از داعيه‌هاي خود دست کشيده و حاضر به کنارآمدن با آمريکا شده است که البته تاکنون در اين زمينه توفيقي نداشته‌اند، توافق موجود و شرايط پس از آن را زمينه و بستري براي جامه عمل پوشاندن به اين هدف خود مي‌دانند. از اين رو، آنها بشدت تلاش مي‌کنند تا اين توافق را به ساير حوزه‌ها مانند سياست خارجي کشورمان که مبتني بر اصولي چون استکبارستيزي، حمايت از مظلومان و... است و اتفاقاً در حوزه دال هاي برتر گفتمان انقلاب اسلامي قرار مي‌گيرند تسري دهند؛ امري که تحقق آن در عمل تبعات سنگيني را متوجه نظام اسلامي مي‌کند و مي‌تواند به معناي تغيير رفتار مورد نظر آمريکايي‌ها باشد. سناريوي خطرناکي که متأسفانه برخي در داخل نيز، دانسته يا ندانسته، در زمين آن بازي و بدان دامن مي‌زنند.

نکته پاياني و مهم اينکه همان‌گونه که مقام معظم رهبري تأکيد کردند که مذاکرات فقط در بحث هسته اي است و لاغير، بستر مذاکره و توافق قرار نيست و نبايد به بستري براي تغيير رفتار و تسري آنچه که در «برجام» صورت گرفته است، به ساير حوزه‌ها تلقي شود. نظام اسلامي در مذاکرات از سر قدرت و اقتدار و براي رفع برخي ظلم‌هاي ناروا و اتهامات بي‌اساس طرف مقابل حاضر شده و اگر در اين حوزه نرمشي صورت گرفته است، به هيچ وجه نبايد اين موضوع به ساير حوزه‌ها تسري داده شده و دال‌هاي هويت بخش و برتر انقلاب اسلامي را مورد خدشه قرار دهد. هر چند اين نيز به معناي ناديده گرفتن تلاش‌هاي تيم مذاکره‌کننده غيور و شجاع کشورمان نيست.
مردم بیدار بشید. دارن کلاه گشادی سرمون میذارن. ای کاش رفتار بهتری رو شاهد بودیم.

خواهش می کنم حوصله کنید و تا آخر مطالعه کنید.





راز ماده ۲۵ برجام/ آیا آمریکا تحریم ها را حفظ می کند؟

تاریخ انتشار :
شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۱۷



شاید بتوان خوش خیال بود و امیدوار و آرزومند، و احتمالات ممکن اما ناگوار را از نظر دور داشت، اما یقینا نمی توان واقعیات عینی را ندید و بر آنها چشم بست.

«لغو» تحریم ها در برابر «تعلیق» آنها، یکی از محورهای اصلی مباحث منتقدین روند مذاکرات هسته ای در دوران پساژنو بوده است. علت این اصرار بر سر لغو و اکراه از تعلیق نیز این بوده که تحریم ها وقتی وضع شدند، برای اجرای آنها ساختمان ها و ساختارهایی تاسیس، و ساز و کارهایی چیده شد که برچیده شدن آنها جز با لغو قوانین، «ممکن عقلی» نیست. تعلیق، یعنی حفظ آن ساختارها و توقف موقت اجرای بخشی از ماموریت ها. آمریکایی ها بازی اوبامای خوب- کنگره بد به راه انداختند و گفتند «لغو قوانین» در اختیار «کنگره بد» است و چون اینها مخالف توافقند، بیائید با همین «تعلیق» که در اختیار «اوبامای خوب» است، کنار آئید و توافق کنیم. ظاهرا این بازی را خوب هم بازی کردند و کسانی را در داخل کشور ما چنان به هیجان آوردند که نتوانستند کشفیات بدیع خود را در ذهن محصور دارند و به زبان هم آوردند که «باید حساب اوباما را از کل نظام آمریکا جدا کرد». (۱)

«تعلیق» بندهایی از قوانین تحریم کنگره که هم در ژنو و هم در برجام آمریکایی ها جز آن قبول نکردند و زیر بار «لغو» نرفتند، جز آنکه بازگشت پذیری یک شبه دارد، به مثابه این است که در یک ساختمان تحریم شده، موقتا قید تحریم را از چند میز و صندلی در یکی از اتاق ها بردارند و بگویند اینها را می توانید ببرید! چون آهنگ خارج کردن میز و صندلی را بکنید، درب های اتاق و راهرو و خروجی ساختمان و حیاط را بسته می یابید و وقتی خواهان گشوده شدن آنها می شوید، می شنوید که این درب ها طبق بندهای دیگر قوانین تحریم که تعلیق هم نشده اند و مربوط به حقوق بشر و تروریسم و موشک و ... می شوند، قفل هستند. اینگونه بود که وقتی تحریم طلا در توافق ژنو «تعلیق» شد، ایران نتوانست ۱۳ تن طلای خود را وارد کند و نهایتا ۱۹ ماه بعد در حاشیه مذاکرات وین در تیرماه ۹۴ بعد از رایزنی های فشرده، «آن درب ها» را گشودند و طلاها به ایران آمد و کسانی این موفقیت تاریخی را به رخ منتقدان نیز کشیدند!(۲)

دردسرهای «تعلیق» اما محدود و منحصر به این تجربه نیست که هیچ تضمینی هم نیست که در اجرای برجام تکرار نشود. قوانین تحریمی که کنگره آمریکا علیه ایران وضع کرده است، چندین لایه دارند که اگر کل قانون لغو نشده و صرفا لایه ای تعلیق شود، لایه های دیگر تحریم، انتفاع ایران از این «تسکین رئیس جمهور» را بسیار محدود و بلکه ناچیز خواهد کرد. یکی از این لایه ها، صدور جواز تحریم ایران توسط ایالات آمریکا در قوانین تحریم است. برای مثال، در بند ۲۰۲ قانون سیسادا (CISADA) مصوب اول جولای ۲۰۱۰ این اختیار به دولت های محلی ایالات داده شده است که شرکت هایی را که در ایران سرمایه گذاری می کنند، تحریم نمایند(۳)؛ و قانون Iran divestment act of ۲۰۱۲ مجلس ایالتی نیویورک، صراحتا اشعار می دارد که بر اساس مجوز اعطا شده در قانون سیسادا، دست به تحریم ایران می زند.(۴) یا بسیاری از نهادهایی که قرار است اوباما اجرای تحریم علیه آنها را متوقف کند از جمله بانک های ملت، ملی، صادرات، سپه و... در لیست سیاه ایالتی نیویورک قرار دارند. (۵)به واسطه مجوزهایی از این دست، مجالس ایالتی در آمریکا تحریم های متعددی را علیه ایران وضع کرده اند.(۶)

پرسشی که در این میان به ذهن متبادر می شود آن است که اولا اهمیت تحریم های ایالتی چیست و ثانیا آیا پیرو برجام و توافق احتمالی، تحریم های ایالتی نیز تعلیق شده و ایالات از وضع تحریم های جدید منع خواهند شد؟ در پاسخ به پرسش نخست باید گفت ماهیت تحریم هایی که آمریکا علیه ایران وضع کرده، در عبارت عوامانه «یا ایران یا آمریکا» قابل خلاصه شدن است. بدین معنی که آمریکایی ها وقتی تحریمی وضع می کنند کسی در دنیا از لحاظ حقوقی الزامی به تبعیت از آن ندارد؛ منتهی آمریکایی ها می گویند اگر شخصیتی حقیقی یا حقوقی با ایران وارد همکاری شود، اموالش در آمریکا ضبط می شود و هیچ فرد و نهاد آمریکایی حق معامله با آن را ندارد. حال این قانون وقتی در کنگره آمریکا وضع می شود، در کل خاک و حوزه اختیارات آمریکا اجرایی است و اگر در یک مجلس ایالتی وضع شود، در خاک و حوزه اختیارات آن ایالت اجرایی است. نتیجه اینکه اگر فی المثل مجلس ایالتی نیویورک ایران را تحریم کند، ساکنین این ایالت و شرکت های ثبت شده در آن، باید از قوانین تحریم خاص مجلس نیویورک نیز علاوه بر قوانین کنگره آمریکا تبعیت کنند. از آنجائیکه موسسات اقتصادی، مالی و تجاری آمریکا حتما مشمول قوانین یکی از ایالات هستند ، تحریم های خاص مجالس ایالتی دقیقا همان اثری را دارد که تحریم های کنگره دارد. لذا اگر تحریم کنگره توسط رئیس جمهور تعلیق شده و تحریم ایالتی باقی بماند، یا مجالس ایالتی، تحریم های تعلیق شده توسط رئیس جمهور را در چارچوب اختیارات خود وضع نمایند، عملا تحریم ها پابرجا خواهد ماند.

اما برجام درباره این قوانین تحریم ایالتی سکوت اختیار نکرده است. ماده ۲۵ برجام ناظر به همین امر است و در آن آمده است: « چنانچه قانونی در سطح ایالتی یا محلی در ایالات متحده مانع از اجرای لغو تحریم‏های مشخص شده در این برجام شود، ایالات متحده، با در نظر گرفتن تمامی اختیارات موجود، گام های مقتضی را به منظور تحقق اجرای مزبور اتخاذ خواهد نمود. ایالات متحده به طور فعال، مقامات در سطح ایالتی یا محلی را تشویق خواهد کرد که تغییرات در سیاست ایالات متحده منعکس شده در لغو تحریم‏های وفق این برجام را در نظر داشته و از اقداماتی که با این تغییر در سیاست همخوانی ندارد خودداری نمایند».(۷)

همانطوریکه مشاهده می شود، ماده ۲۵ به دو بخش تقسیم شده است. بخش اول، مربوط به «قوانین مزاحم اجرای برجام» است. یعنی اگر قانونی در سطح ایالتی وجود داشته باشد که مانع از انتفاع ایران از تعلیق تحریم ها شده و نقش «درب های بسته» را در مثال سرآغاز یادداشت حاضر ایفا کند، آمریکا مکلف شده است که «با در نظر گرفتن تمامی اختیارات موجود»، گام های مقتضی را به منظور تحقق اجرای برجام بردارد. عبارت «با در نظر گرفتن تمامی اختیارات موجود»، تعهدات آمریکا را «مشروط» کرده است و امروز، کسانی در آمریکا می گویند بر اساس حکم شماره ۵۵۲ U.S. ۴۹۱ سال ۲۰۰۸ دادگاه عالی آمریکا در قضیه موسوم به مدلین و تگزاس(Medellin v. Texas)، دولت حق ندارد ایالات را مجبور به اجرای پیمان های بین المللی نماید «مگر با مصوبه کنگره»؛ فلذا ایالات تعهدی به اجرای برجام ندارند. (۸) این است که یکی از نگرانی های عمده درباره اجرای برجام، تکرار مکرر داستان ۱۳ تن طلاست با این تفاوت که دیگر «مذاکرات وین»ی در کار نیست که در حاشیه آن برای رهایی از این قوانین مزاحم، رایزنی شود.

بخش دوم ماده ۲۵ برجام اما مربوط به تحریم های ایالتی است. اینجا دیگر عبارت «با در نظر گرفتن تمامی اختیارات موجود» نیز مشاهده نمی شود و آمریکایی ها به صورت کلی قول داده اند ایالات را «تشویق» کنند (Encourage) تغییرات سیاست آمریکا درباره لغو تحریم ها را «در نظر داشته باشند». حال اگر ایالتی در نتیجه این تشویق، تحریم های خاص خود را برنداشت یا از وضع تحریم جدید خودداری نکرد، آمریکا هیچ تعهدی ندارد و به وظیفه خود مبنی بر «تشویق» عمل کرده است! از همین روست که اخیرا سه ایالت میشیگان، کانزاس و میسوری اعلام کرده اند قصد اعمال تحریم هایی جدید علیه ایران دارند(۹) و اوبامای مودب و باهوش نیز سکوت اختیار کرده است.

همه این بازی های ثانویه ناشی از آن است که آمریکایی ها صادقانه پای میز مذاکره نیامدند و در قبال امتیازات بی سابقه ای که تیم مذاکره کننده ایرانی حاضر شد به آنها بدهد، به بهانه های گوناگون زیر بار «لغو همه تحریم ها» نرفتند. اگر قوانین تحریم به کلی لغو و توافقی قرص و محکم منعقد می شد که ایالات متحده آمریکا از وضع هرگونه تحریم جدید منع شود، بلاتردید این شرایط مبهم و تاریک پیش نمی آمد. در حداقل ترین شرایط ممکن، آمریکا می توانست در چارچوب اختیارات آقای اوباما، بندهای مربوط به اعطای اختیار به ایالات برای تحریم ایران را نیز به حالت تعلیق درآورد، اما چنین نیز نکرد.

آنها که علت وضع تحریم ها علیه کشورمان از سوی آمریکا را «نگرانی آمریکا از برنامه هسته ای ایران» می دانند، پندارشان این بوده و هست که با محدودسازی برنامه هسته ای و ارائه تضمین های محکم و طولانی مدت، می توان نگرانی های آمریکا را رفع و تحریم ها را لغو کرد. اما برای آنان که در این سطح ماجرا توقف نمی کنند و می دانند که مسئله آمریکا، نظام جمهوری اسلامی است که دست استعمار و استثمار و استکبار آمریکایی را از منابع ایران کوتاه کرده است، این بازی ها و بدعهدی ها و «راه در رو» گذاشتن ها در دل توافق، در نظرشان «طبیعی» جلوه می کند. [خوش خیال ها خائن نیستند نمی دانم چه هستند!!!!!!!!!]

گفته می شود دور اخیر مذاکرات تجاری موسوم به TPP میان کشورهای حاشیه اقیانوس آرام تا ۹۸ درصد پیش رفته بود که مواضع استرالیایی ها درباره ضرورت تسهیل صادرات «لبنیات» خود به آمریکا و دیگر کشورها آن را به شکست کشاند. ممکن است مذاکرات تا ۹۸ درصد هم پیش رود، اما برخی واژگان آن ۲ درصد باقی مانده می تواند آن قدر مهم باشد که مذاکرات به فرجام نرسد. آمریکایی ها از یک سو با عبارت «تعلیق» و از سوی دیگر با ماده ۲۵ برجام که ناظر به تحریم های ایالتی است، راه های در رو فراوانی پیش روی خود باز گذاشته اند که تحریم ها را در عین محدودسازی برنامه هسته ای ایران حفظ کنند. شاید بتوان خوش خیال بود و امیدوار و آرزومند، و احتمالات ممکن اما ناگوار را از نظر دور داشت، اما یقینا نمی توان واقعیات عینی را ندید و بر آنها چشم بست.

پانوشت ها

---------------------------------

۱-http://isna.ir/fa/news/۹۴۰۳۲۵۱۴۶۹۲/

۲- http://www.farhangnews.ir/content/۱۳۰۹۸۹

۳-http://www.treasury.gov/resource-center/sanctions/Documents/hr۲۱۹۴.pdf

۴-http://www.assembly.state.ny.us/leg/?default_fld=&bn=A۰۸۶۶۸&term=۲۰۱۱&Summary=Y&Text=Y

۵-http://www.ogs.ny.gov/about/regs/docs/ListofEntities.pdf

۶-http://www.unitedagainstnucleariran.com/state-legislation

۷-http://www.mfa.gov.ir/uploads/۱۵۰۷۲۶-JCPOA-PERSIAN-Final-۲_۵۶۰۰۳.pdf

۸-http://www.breitbart.com/big-government/۲۰۱۵/۰۷/۲۲/surprise-the-states-can-reject-the-iran-deal/

۹- http://farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳...۰۰۶۱۵

فارس*
بسم الله

[تصویر: 69154_13090257.jpg]
دوستان خواهش می کنم حوصله به خرج بدید و بخونید. حضرت علی میگه. انظر ما قال و لا تنظر من قال.


شریعتمداری: بندهایی از توافق وین فاجعه آفرین است

تاریخ انتشار :
شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۲۴



توافق وین و اسناد پیرامونی آن- قطعنامه ۲۲۳۱ و نقشه‌راه آژانس- شامل «بندها» و «موادی» است که برای اصول و مبانی انقلاب فاجعه‌آفرین است و همین بندها و مواد است که دغدغه رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان را در پی داشته است.

حسین شریعتمداری در یادداشتی نسبت به بندها و موادی از توافق وین مجددا هشدار داد و نوشت:۱- متن زیر، بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در خطبه دوم نماز عید فطر امسال است که به «توافق وین» اختصاص داشته است. این متن را به دقت بخوانید، چه برداشتی از آن دارید؟ نگارنده بر این باور است که حضرت آقا در این فرازها از دغدغه خویش نسبت به برخی از آنچه در «توافق وین» آمده است خبر داده‌اند این دغدغه به وضوح درباره اصول و مبانی انقلاب و نظام است که نباید از نگاه مسئولان بررسی‌کننده برجام دور بماند. اما، راه‌کار موثر برای رفع دغدغه ایشان که مانند همیشه از نگاه ملکوتی و پدرانه حضرتش نسبت به آینده نظام برخاسته است، چیست؟ ابتدا متن را بخوانید!

«رئیس‌جمهور محترم و بالخصوص تیم مذاکره‌کننده که حقیقتا زحمت کشیدند و تلاش کردند؛ چه این متنی که تهیه شده است در مجاری قانونی پیش‌بینی شده خود تصویب بشود و چه نشود، اجر آنها محفوظ است... چه این متن تصویب بشود و چه نشود، به حول و قوه الهی، اجازه هیچگونه سوءاستفاده‌ای از آن داده نخواهد شد، اجازه خدشه در اصول اساسی نظام اسلامی به کسی داده نخواهد شد... چه این متن تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید، از ملت مظلوم فلسطین، از ملت مظلوم یمن، از ملت و دولت سوریه، از ملت و دولت عراق، از مردم مظلوم بحرین، از مجاهدان صادق مقاومت در لبنان و فلسطین... اینها همواره مورد حمایت ما خواهند بود... با این مذاکرات و با متنی که تهیه شده است، در هر صورت سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد... جمهوری اسلامی در زمینه حفظ قابلیت‌های دفاعی و امنیتی خود، هرگز تسلیم زیاده‌خواهی دشمن نخواهد شد... (دشمنان) تسلیم ایران را مگر به خواب ببینند و...»

۲-رهبر معظم انقلاب در سخنان مورد اشاره نیز مانند همیشه بر حفظ و تداوم اصول و مبانی انقلاب تأکید ورزیده‌اند اما، آنچه در بیانات اخیر ایشان تازگی داشت این که، قبل از تاکید بر هر یک از اصول و مبانی انقلاب، از قید و پیشوند «این متن تهیه شده - برجام- تصویب بشود یا نشود» بهره گرفته و این عبارت را به صورت یک «ترجیع‌بند» تکرار فرموده‌اند و سؤال این است که حضرت ایشان در تکرار این پیشوند، چه ضرورتی دیده‌اند؟ آیا از این نکته نمی‌توان نتیجه گرفت که؛

الف: حضرت آقا در متن توافق وین، مواردی را مشاهده کرده‌اند که در صورت تصویب برجام می‌تواند آینده جمهوری اسلامی ایران را با خطر جدی روبرو کند. اگر اینگونه نبود، تأکید ایشان بر حفظ اصول و مبانی انقلاب با این قید که برجام «تصویب بشود یا نشود» ضرورتی نداشت.

ب: رهبر معظم انقلاب حجت را تمام کرده و اولتیماتوم می‌دهند که چنانچه «توافق وین» با اصول و مبانی انقلاب در تعارض و تضاد باشد، حتی اگر از سوی مسئولان نظام نیز تصویب بشود، ایشان اجازه اجرای آن را نخواهند داد.

ج: برخی از نظرات ارائه شده این روزها که رهبر معظم انقلاب درباره متن توافق وین نظر مثبت و موافقی دارند، نمی‌تواند پایه و اساس قابل قبولی داشته باشد، چرا که بهره‌گیری از ترجیع بند «این متن تصویب بشود یا نشود» نشانه عدم اعتماد ایشان به متن برجام است و از دیگر سو، اگر توافق یاد شده با نگاه مثبت حضرت آقا روبرو شده بود، بر ضرورت بررسی متن در مجاری قانون - خطبه عیدفطر و پاسخ به نامه رئیس‌جمهور- تاکید نمی‌ورزیدند.

۳- ایشان در آغاز سخن با تقدیر از زحمات تیم مذاکره‌کننده می‌فرمایند «چه این متن که تهیه شده است در مجاری قانونی تصویب بشود یا نشود، اجر آنها محفوظ است». حضرت آقا از این طریق راه خُرده‌گیری‌ و اعتراض به عملکرد تیم مذاکره‌کننده- و نه انتقاد منصفانه- را مسدود می‌کنند و متن تهیه شده را نهایت تلاش آنها می‌دانند. بنابراین اگر متن تصویب نشود به معنای نادیده گرفتن تلاش آنان نیست، نتیجه این نگاه حکیمانه، آن که اولا؛ نباید اعتراض به دشمن بیرونی - که وحدت‌آفرین است- با اعتراض به تیم مذاکره‌کننده- که تفرقه‌آور است- جابه‌جا شود. ثانیا: تیم‌ مذاکره‌کننده اطمینان داشته باشد که اگر توافق به تصویب نرسد، علت آن وجود فاکتورهای ناسازگار با منافع و مصالح ملی است و نه کوتاهی آنان، بنابراین به جای آن که انتقاد به متن را متوجه خود بدانند، بایستی این انتقادها را ناشی از زیاده‌خواهی حریف تلقی کنند و از آنجا که نسبت به متن اشراف بیشتری دارند در کشف نقاط خسارت‌آفرین و فاجعه‌بار آن به بررسی‌کنندگان متن مشورت داده و کمک‌رسانی کنند و نه آن که خود را در نقطه مقابل آنان تصور نمایند.

۴- حضرت آقا تاکید می‌فرمایند که متن تهیه شده تصویب بشود یا نشود، سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد، از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید، دشمنانمان مگر آرزوی تسلیم ایران را در خواب ببینند و...

اکنون نوبت پاسخ به این پرسش است که مخاطب این بخش از بیانات قاطع و پُرصلابت رهبرمعظم انقلاب چه کسانی هستند؟ به یقین اگر کسانی- دشمنان بیرونی و یا برخی از دنباله‌های داخلی آنها- در پی آن نبوده و نباشند که از پذیرش توافق به عنوان مقدمه‌ای برای تغییر رفتار و ساختار اسلامی و انقلابی نظام بهره بگیرند و در نهایت نسخه تسلیم ایران در برابر آمریکا را بپیچند، حضرت آقا نیازی به این خطاب پرعتاب احساس نمی‌کردند. مخاطبان این بخش از بیانات رهبر معظم انقلاب را می‌توان در سه طیف تعریف کرد.

اول: آمریکا و متحدانش که این روزها با اشاره -متاسفانه بخوانید با استناد- به بخش‌هایی از توافق وین، قطعنامه ۲۲۳۱ و نقشه راه که میان ایران و آژانس به امضاء رسیده است، با اطمینان از پیروزی خود در مقابله سی‌وچند ساله با موجودیت جمهوری اسلامی ایران سخن می‌گویند و از توافق وین در صورت اجراء با عنوان یک گام بلند برای تغییر ساختار نظام یاد می‌کنند، گام بلندی که به زعم آنان هرگز از طریق حمله نظامی به دست نمی‌آمد! و با تأسف باید اذعان کرد این «ظرفیت‌ منفی» در جای جای توافق وین به وضوح دیده می‌شود و کیهان، به موارد فراوانی از آن با استناد به متن برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ اشاره کرده است و البته تاکنون غیر از هیاهو و جنجال کمترین پاسخ مستندی دریافت نکرده است.

اما نکته مهم و در خور توجه آن که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند توافق وین تصویب بشود یا نشود، اجازه چنین سوءاستفاده‌ای را به دشمن نخواهند داد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت حضرت آقا، این ظرفیت منفی و فاجعه‌آفرین را در متن توافق دیده‌اند که نهیب زده‌اند. آیا غیر از این است؟!

دوم: توده‌های عظیم مردم پاکباخته این مرز و بوم را می‌توان طیف دیگری از مخاطبان رهبر معظم انقلاب تلقی کرد. این طیف که در عبور از همه عقبه‌های سخت و نفس‌گیر در صحنه حاضر و پای در رکاب بوده‌اند، به خود حق می‌دهند که این روزها با نگاه به برخی از موارد باج‌خواهانه توافق وین و اظهارنظر شماری از مسئولان که متأسفانه رنگ و بو و سمت و سوی تسلیم‌پذیری دارد نگران آینده باشند. حضرت آقا در خطاب پرصلابت خود به این طیف که به قول حضرت امام(رحمة الله علیه) صاحبان اصلی انقلاب هستند، اطمینان می‌دهند هرگز توافقی را نمی‌پذیرند که در آن اصول و مبانی انقلاب نادیده گرفته شده باشد.

سوم: طیف سوم که باید آنان را اصلی‌ترین مخاطبان بخش یاد شده از بیانات رهبر معظم انقلاب تلقی کرد، مسئولان محترم نظام هستند که وظیفه مشترک بررسی دقیق متن توافق وین، قطعنامه ۲۲۳۱ و نقشه راه را برعهده دارند و در این‌باره گفتنی است؛

۵- مروری -هرچند گذرا- بر متن برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل به وضوح نشان می‌دهد که در جای جای آن از مکانیسم ماشه -TRIGGER- استفاده شده است و بسیاری از «بندها» و «مفاد» آن به سوی استقلال، امنیت و در یک کلمه، موجودیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نشانه رفته است.

بیانات مورد اشاره رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز عید فطر امسال کمترین تردیدی باقی نمی‌گذارد که حضرت آقا از نارسایی و عواقب فاجعه‌آفرین توافق یاد شده اطلاع‌ کامل دارند و با جرأت می‌توان گفت که ایشان به هیچوجه از متن تهیه شده راضی نیستند و اگر غیر از این بود با توجه به اطلاع دقیق از توافق وین، تأکید حضرت ایشان بر «متن تهیه شده تصویب بشود یا نشود از اصول انقلاب دست نخواهیم کشید» و تکرار چندباره آن ضرورتی نداشت. از این روی وظیفه غیرقابل تغییر مسئولان بررسی‌کننده متن توافق وین آن است که هیچیک از «بندها»، «فصل‌ها» و «مفاد» برجام را که با اصول و مبانی اسلام و انقلاب و موجودیت نظام در تعارض است، نپذیرند تا به قول حضرت آقا، امروز در مقابل مردم و فردا در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی شرمسار و سرافکنده نباشند. اما چگونه؟!... بخوانید!

۶- تمامی مسئولان محترم و کارشناسان و دست‌اندرکاران- بدون استثناء- در این نقطه اتفاق‌نظر دارند که برخی از مفاد توافق وین، قطعنامه ۲۲۳۱ و نقشه راه با اصول و مبانی انقلاب و نظام نه فقط همخوانی ندارند بلکه این اصول و مبانی را نشانه رفته‌اند‌ و در صورت اجرا می‌توانند فاجعه‌آفرین باشند. اگر این باور در میان مسئولان محترم وجود دارد- که‌دارد و آن را انکار نمی‌کنند- بدیهی است که تن دادن به اجرای توافق وین - برجام- با وجود این بندها و مفاد، جز تن دادن به فاجعه، مفهوم و نتیجه دیگری نخواهد داشت. اما، آیا می‌توان تصور کرد که موافقان «توافق وین» با تأکید بر پذیرش آن - خدای‌نخواسته- در پی مقابله با اصول و مبانی انقلاب و نظام هستند؟! پاسخ این پرسش به یقین منفی است و این وصله ناجور به مسئولان محترم، بی‌تردید ناچسبیدنی است. بنابراین چرا برخی از آنان بر پذیرش برجام اصرار می‌ورزند. پاسخ را در ادامه بخوانید.

۷- برخی از مسئولان و دست‌اندرکاران محترم ضمن آن که وجود «بندها» و «پیوست»های مغایر با اصول و مبانی نظام را در برجام و ملحقات آن انکار نمی‌کنند و این بخش‌ها را خطرآفرین می‌دانند ولی از «اعلام تحفظ» یا «حق شرط» -RESERVATION- به عنوان چاره‌کار و راه مقابله با بخش‌های مورد اشاره یاد می‌کنند که ‌ باید گفت، ارائه این پیشنهاد از سوی برخی مسئولان که انتظار می‌رود از حقوق معاهدات با خبر باشند، تعجب‌آور است. توضیح آن که؛ حق شرط یا تحفظ به مفهوم خودداری از پذیرش یک یا چند بخش یک معاهده است (کنوانسیون ۱۹۶۹- حقوق معاهدات). اما، مطابق همان کنوانسیون، حق تحفظ فقط در معاهدات چندجانبه بین‌المللی قابل پذیرش است که در آن یکی از امضاءکنندگان معاهده می‌تواند نسبت به بخشی از آن اعلام تحفظ کرده و خود را ملزم به اجرای آن نداند، ولی حق شرط یا تحفظ در معاهدات دو جانبه ممنوع و غیرقابل پذیرش است و برجام یک معاهده دوجانبه است که یک طرف آن جمهوری اسلامی ایران و طرف دیگر آن مجموعه کشورهای ۵+۱ هستند و دقیقا به همین علت اعلام شده است که در مواجهه با توافق وین فقط دو راه وجود دارد، پذیرش کامل آن (آری) و یا رد کامل آن (نه) و هیچ راه دیگری قابل تصور نیست.

۸- و بالاخره، اگر باور داریم که توافق وین و اسناد پیرامونی آن- قطعنامه ۲۲۳۱ و نقشه‌راه آژانس- شامل «بندها» و «موادی» است که برای اصول و مبانی انقلاب فاجعه‌آفرین است و همین بندها و مواد است که دغدغه رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان را در پی داشته است، تنها راه عبور از آن، پاسخ «نه» به کلیت برجام و رد کامل آن است. آیا‌راه‌دیگری هست؟!
از دوستان خواهش ميكنم در مورد دوران پسا تحريم هم نظر بدهند مثلا اگر دولت هاي بعدي در ايران يا آمريكا مخالف توافق نامه باشند چه سناريوهايي پيش خواهد آمد
به نام خدا

دکتر صادق زیبا کلام الگوی مناسبی برای آشنایی با تفکر کلی حاکم بر شبه روشنفکران استعمار زده, میباشد. برای آشنایی بهتر با نوع تفکر غلط و انحرافی این گروه که تئوریسین نام آشنایشان زیباکلام است فقط کافیست این نامه سرگشاده را به دقت تا انتها مطالعه فرمایید تا متوجه شوید که جریان استعمارزده در داخل کشور به دنبال چه مدل حکومتی میباشد :

نامه سرگشاده زیباکلام به آقای ظریف

خبرآنلاین - صادق زیبا کلام معتقد است تصویری که توافق هسته ایی برای ایران بوجود آورده بی شباهت به تصویری که بدنبال انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ برای ایران بوجودآمد، نیست.

اين استاد دانشگاه تهران، در نامه اي سرگشاده به محمدجواد ظريف، وزير امورخارجه نوشت:

بسمه تعالی
جناب آقای دکتر محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران طول الله عمره
با سلام و تحیات،توافق تاریخی هسته ایی وین بدون تردید دستاورد مهمی در جهت منافع ملی کشورمان می باشد.کمترین دستاورد آن جلوگیری از خونریزی بیشتری بود که زخم هسته ایی بر پیکرمنافع ملی مان ظرف ۱۲ سال گذشته وارد ساخته بود.

جنابعالی به همراه آقایان دکترعباس عراقچی و دکترمجید تخت روانچی با تلاش،ادب،صبوری و درعین حال ایستادگی برروی مصالح و منافع ملی توانستید اجالتا تنظیف برروی آن زخم ببندید و جلوی خونریزی بیشتررا با توافق وین بگیرید.

موفقیت شما فقط جلوی خونریزی را نگرفته بلکه فضای جدیدی درعرصه بین المللی برای کشور ایجاد کرده.تصویری که توافق هسته ایی برای ایران بوجود آورده بی شباهت به تصویری که بدنبال ریاست جمهوری آقای خاتمی درسال ۷۶ برای ایران بوجودآمد نیست.تصویری که ایران بجای داشتن سرجنگ با دیگران و آرزوی مرگ و نیستی دیگران را نمودن،درحالیکه شاخه زیتونی دریک دست دارد دست دیگرش را بمنظوربرای برقراری تفاهم و دوستی بسمت دیگران دراز نموده است.دنیا مجددا با یک سید محمد خاتمی دیگراز ایران روبرو شده بنام محمد جوادظریف که همچون سلفش بجای اصرار بر مرگ و نیستی دیگران خواهان تفاهم و همکاری شده است.

آقای ظریف حیف است این فرصت فراهم شده همچون دوران اصلاحات ازبین برود وایران مجددا بازگردد به دادن وعده نیستی و نابودی دیگران،ارائه راهکارهای "مدیریت جهانی"،براه انداختن همایش های بین المللی درانکارهلوکاست،رفتن به آنطرف دنیا و برقراری رابطه با ونزوئلا،بولیوی،السالوادور،کوبای انقلابی و...بمنظور"حضوردرحیات خلوت آمریکا"و...واقعا حیف است که این فرصت تاریخی که بعد از ۳۶ سال برای ایران پیش آمده به هرزبرود.

فعالیت های مستمرشما بدنبال توافق هسته ایی ستودنی است.تلاش های تان درزدودن تصویری که ازایران بلاخص درسطح منطقه بوجود آمده و شاخه زیتونی که بدست گرفته اید و از پایتخت یک کشورعربی به پایتخت دیگر پرواز می کنید واقعا قابل تقدیراست.اینکه اصراردارید تا به کسرقابل توجه ایی ازاعراب که جملگی علیه ما موضع گیری کرده اند بفهمانید که دلیلی برای ترس ازایران ونیازی به جبهه گیری علیه مان ندارند، بدون تردید درست ترین رویکرد سیاست خارجی درشرایط فعلی برای ایران می باشد.

حتی یک دشمن هم درمنطقه برایمان زیاد است چه رسد به صف گسترده ایی که تقریبا شامل تمامی کشورهای منطقه می شود.اما آقای دکترظریف عزیز،کلام متین،ادب و احترام اگرچه ملزومات اولیه دیپلوماسی موفق می باشند اما بنظر نمی رسد بدون یک خانه تکانی جدی دردیپلماسی مان دررابطه با جهان عرب،صرف تکراراینکه "ازما نترسید وما دست دوستی بسمت شما دراز کرده ایم" بتنهایی دردی را دواکند.

بنیان سیاست خارجی ما درمنطقه درسه محور خلاصه می شود: دشمنی با آمریکا؛نابودی اسراییل؛و بالاخره حمایت از شیعیان.درخصوص دشمنی با آمریکا مطلب قابل عرضی ندارم الا همان ترجیع بند همیشگی ام : خوشحال می شوم اگر"آمریکا ستیزان" بتوانند یک مورد(و نه بیشتر) نشان دهند که آمریکا ستیزی نفعی برای منافع ملی مان داشته است. ومن در مقابل یک دو جین مورد نشان می دهم که آمریکا ستیزی چگونه لطمه به منافغ ملی مان وارد کرده است.

در خصوص نابودی اسراییل هم ترجیع بند دیگرم را ذکر می کنم :" رسالت نابودی اسراییل را کدام نهادومرجع بما محول نموده؟" البته هم "آمریکا ستیزی" و هم نابودی اسراییل بدل به هویت مان شده و کنار گذاردن آنها باعث می شود که با "بحران هویت"روبرو شویم.بنابراین تنها مطلبی که در این دو محور می توان گفت آنست که تلاش نماییم آسیب آنها برمنافع ملی مان تقلیل یابند.

سخن اصلی بنده در خصوص حمایت ما از شیعیان در کشورهای دیگراست که موجب بروز اختلافات زیادی میان ایران و جهان عرب شده است.یقینا ما خصومتی با اهل سنت نداریم اما نحوه حمایت مان از شیعیان دشمنی های زیادی میان ما اهل سنت بوجودآورده است.فی الواقع باعث شده که ما در یکطرف و اعراب در طرف دیگر قرار بگیرند.بنده معتقدم که ایران می بایستی از شیعیان حمایت نماید.

اما جان کلام اینجاست که این حمایت می تواند بگونه ایی صورت بگیرد که منجر به شکاف میان جهان اسلام نشده و ما را در برابراهل سنت قرار ندهد."بهارعربی" که براه افتاد ما نام آنرا در ایران گذاشتیم "بیداری اسلامی" که متاثر از انقلاب اسلامی و سیاست های ضد غربی،ضد آمریکایی و ضد اسراییلی ایران بوده است.اینکه این برداشت چقدر بدوراز واقعیت های جهان عرب بود فعلا محل بحث مانیست.ما با شادی و هیجان از"بیداری اسلامی" استقبال نمودیم.

اما وقتی "بیداری اسلامی" به سوریه رسید ماهیت آن دفعتا یکشبه دگرگون شد.در حالیکه در همه کشورهای دیگرعربی این حرکت مردمی توصیف می شد اما به سوریه که رسید تبدیل شد به "توطئه ایی مشکوک و خطرناک ازجانب استکبار و صهیونیزم علیه رژیم انقلابی سوریه قهرمان که با افتخاردرمرکز محورمقاومت قرار داشت." ما جنگ اعلام نشده ایی علیه اسراییل براه انداخته ایم و چون سوری ها می گذارند تا ما ازطریق دمشق به حزب الله برای آن جنگ کمک کنیم سوریه برای ما اهمیت استراتژیک پیدا کرده و می شود "محورمقاومت".اما آویختن مدال انقلابی محور مقاومت برسینه بشاراسد نه ماهیت آنرا تغییرمی دهد و نه باعث می شود تا بخش عمده ایی از مردم سوریه به آن علاقمند شوند.

ستون فقرات حاکمیت درسوریه تشکیل شده از ۱۲% اقلیت علوی آنکشور که بر ۸۸% دیگر که عمدتا سنی هستند با اختناق و سرکوب همواره حکومت می کرده اند.وابستگی استراتژیکی که ما بواسطه مبارزه با اسراییل به سوریه پیدا کرده ایم باعث می شود که ما چشمان خود را برروی بسیاری از واقعیت های رژیم سوریه ببندیم.والا از نظرشیوه سرکوب بی رحمانه منتقدین و مخالفین،نبودآزادی های مدنی، انتخابات آزاد و غیره کدام تفاوت جدی میان معمرقذافی،حسنی مبارک،صدام حسین،علی عبدالله صالح،حکام سعودی و بحرینی با رهبران بعثی سوریه است؟ نه فلسطینی ها، نه اخوانی ها، نه مسلمانان میانه رو، نه لیبرال ها،نه سکولارها، نه چپ ها، نه فمنیست ها، نه روشنفکران و نه هیچ جریان دیگری نه درخود سوریه و نه در جهان عرب کدام حمایت را از رژیم بشار اسد کرده اند؟ بمجرد آنکه مردم سوریه علیه بشاراسد بپا خواستند فلسطینی ها هم با مردم سوریه همسو شدند.

آیا می توانید منکرسرکوب گسترده فلسطینی ها توسط رژیم سوریه بشوید؟ جناب آقای دکترظریف،نگاهی به وضعیت ساکنین اردوگاههای آوارگان فلسطینی در یرموک و مابقی در خاک سوریه بیاندازید و مجددا بگویید "سوریه محور مقاوت است".اگر بشار اسد ۵ سال پیش که بهارعربی براه افتاد حاضربه اصلاحات سیاسی واقعی و کناره گیری از قدرت شده بود آیا سوریه امروز ویران،بیش از ۶ میلیون نفر از مردم آن آواره و بیش از ۲۰۰۰۰۰ هزار نفر ازساکنینش در جنگ داخلی از بین می رفتند؟ اگر بشاراسد با زبان گلوله با مردمش سخن نگفته بود آیا امروز کشورش جولانگاه داعش وافراطیون دیگرشده بود؟چگونه جنابعالی انتظاردارید که ما ازیک اقلیت ۱۲ درصدی علوی آنهم در قالب رژیمی همچون بشار اسد درسوریه حمایت کنیم و درعین حال درمیان نخبگان، فعالین سیاسی، متفکرین، روشنفکران،نویسندگان،اسلام گرایان، دانشجویان،فعالین جامعه مدنی و...در جهان عرب از احترام، اعتبار و محبوبیت برخوردارباشیم و بما بچشم برادران مسلمان شان نگاه کنند؟ درمورد یمن هم گفتنی بسیاراست.

ما اگرازحوثی ها که یک سوم جمعیت یمن را تشکیل می دهند پشتیبانی کنیم فرقه گرایی نیست اما دیگران اگراز سنی ها حمایت نمایند آب به آسیاب دشمن می ریزند،وحدت مسلمانان را از بین می برند،جنگ نیابتی براه می اندازند، در زمین دشمن بازی می کنند و...... جناب آقای دکتر ظریف،من به صداقت،میهن پرستی و توانایی های دیپلماتیک شما ایمان داشته و یقین دارم که همه تلاش های شما درجهت خدمت به منافع ملی کشورمان است.اما بدون افکندن نگاهی جدی وواقع بینانه به عملکرد و موضع گیری های خودمان و بر عکس علی الدوام دیگران را متهم نمودن خیلی راه بجایی نمی برد هرقدرهم که نیت مان درست باشد.

ایام بکام باد

صادق زیباکلام
بیست و چهارم مردادیکهزاروسیصدونودوچهار
نقل قول:
دکتر صادق زیبا کلام الگوی مناسبی برای آشنایی با تفکر کلی حاکم بر شبه روشنفکران استعمار زده, میباشد. برای آشنایی بهتر با نوع تفکر غلط و انحرافی این گروه که تئوریسین نام آشنایشان زیباکلام است فقط کافیست این نامه سرگشاده را به دقت تا انتها مطالعه فرمایید تا متوجه شوید که جریان استعمارزده در داخل کشور به دنبال چه مدل حکومتی میباشد...

میشه لطفاً دلایلتون رو برای غلط و انحرافی بودن این نامه بگید؟ من در هیچ کدوم از مواردی که تو این نامه ازشون ذکر شده اطلاعات کافی نداشتم. امّا خیلی از حرف‌هاش به نظرم منطقی میاد و برام سوال ایجاد می کنه، بالاخص:

آمریکاستیزی و نابودی اسرائیل برای ما چه سودی دارند؟ من از جنایات جنگی و نژادپرستی اسرائیلی‌ها متنفرم و سکوت آمریکا در مقابلش رو هم تأیید نمی‌کنم و نمی‌گم نسبت بهش بی‌تفاوت باشیم. امّا ستیز ما چه سودی داشته و خواهد داشت؟ سیاست‌های ایران دقیقاً با چه پشتوانه‌ای این قدر نسبت به این دو کشور تهاجمی‌ هستن؟ آیا تنها حرف شما "پشتوانه‌ی یاری امام زمان" و امثالهمه؟ دقیقاً برنامه‌ی ما برای قد علم کردن مقابل اینا چیه؟ و چه اصراری هست وقتی هنوز تو ضروری ترین سیاست‌های داخلیمون مشکل داریم این قدر بلندپروازانه حرف بزنیم؟
آدرس های مرجع