تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیرامون قطعنامه شورای امنیت در مورد توافقات هسته ای
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
ادعای آمریکا درباره پاکسازی سایت پارچین

تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۵۱



بلومبرگ به نقل از مقامات اطلاعاتی آمریکا مدعی شد ایران چندین روز پس از حصول توافق هسته ای، سایت هسته ای پارچین را پاکسازی کرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، بلومبرگ با اشاره به جلسه مقامات اطلاعاتی آمریکا و نمایندگان کنگره گزارش داد مقامات اطلاعاتی آمریکا مدعی شدند ایران چندین روز پس از امضای توافق هسته ای، سایت مشکوک پارچین را پاکسازی کرد.

به گزارش جروزالم پست، مقامات اطلاعاتی آمریکا در گفتگو با بلومبرگ مدعی شدند آژانس اطلاعاتی آمریکا اواخر تیر و اوایل مرداد تصاویر ماهواره ای از سایت نظامی پارچین به دست آورد که حکایت از پاکسازی این سایت از آزمایش های هسته ای نظامی دارد؛ آن هم پیش از آنکه بازرسان آژانس انرژی اتمی اجازه ورود به این سایت را بیابند.

قرار است کنگره ۱۷ سپتامبر (۲۶ شهریور) رای نهایی خود را در خصوص توافق هسته ای ایران اعلام کند. این درحالیست که برخی از نمایندگان کنگره با ابراز نگرانی از این توافق اظهار داشته اند ممکن است ایران اجازه شفاف سازی های لازم در خصوص فعالیت های احتمالی نظامی در سایت پارچین را ندهد.

"ریچارد بر" -- رییس کمیسیون اطلاعات سنا – ادعا کرد اطلاعات جدید، نگرانی های بیشتری را در خصوص اقدامات ایران که خلاف توافق است، به وجود آورده است.

در بخشی از توافق هسته ای آمده است ایران باید تا ۱۵ اکتبر (۲۳ مهر) اجازه بازرسی از تاسیسات پارچین را صادر کند. یک مقام آمریکایی مدعی شد مسلما ایران تا آن زمان فرصت نخواهد داشت مقدار اندک اورانیوم را به طور کامل از سایت پارچین پاکسازی کند.

پ.ن.
جوهرش خشک نشده شروع کردند.
(۱۶/مرداد/۹۴ ۰:۳۷)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]ادعای آمریکا درباره پاکسازی سایت پارچین

تاریخ انتشار :
پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۵۱



بلومبرگ به نقل از مقامات اطلاعاتی آمریکا مدعی شد ایران چندین روز پس از حصول توافق هسته ای، سایت هسته ای پارچین را پاکسازی کرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، بلومبرگ با اشاره به جلسه مقامات اطلاعاتی آمریکا و نمایندگان کنگره گزارش داد مقامات اطلاعاتی آمریکا مدعی شدند ایران چندین روز پس از امضای توافق هسته ای، سایت مشکوک پارچین را پاکسازی کرد.

به گزارش جروزالم پست، مقامات اطلاعاتی آمریکا در گفتگو با بلومبرگ مدعی شدند آژانس اطلاعاتی آمریکا اواخر تیر و اوایل مرداد تصاویر ماهواره ای از سایت نظامی پارچین به دست آورد که حکایت از پاکسازی این سایت از آزمایش های هسته ای نظامی دارد؛ آن هم پیش از آنکه بازرسان آژانس انرژی اتمی اجازه ورود به این سایت را بیابند.

قرار است کنگره ۱۷ سپتامبر (۲۶ شهریور) رای نهایی خود را در خصوص توافق هسته ای ایران اعلام کند. این درحالیست که برخی از نمایندگان کنگره با ابراز نگرانی از این توافق اظهار داشته اند ممکن است ایران اجازه شفاف سازی های لازم در خصوص فعالیت های احتمالی نظامی در سایت پارچین را ندهد.

"ریچارد بر" -- رییس کمیسیون اطلاعات سنا – ادعا کرد اطلاعات جدید، نگرانی های بیشتری را در خصوص اقدامات ایران که خلاف توافق است، به وجود آورده است.

در بخشی از توافق هسته ای آمده است ایران باید تا ۱۵ اکتبر (۲۳ مهر) اجازه بازرسی از تاسیسات پارچین را صادر کند. یک مقام آمریکایی مدعی شد مسلما ایران تا آن زمان فرصت نخواهد داشت مقدار اندک اورانیوم را به طور کامل از سایت پارچین پاکسازی کند.

پ.ن.
جوهرش خشک نشده شروع کردند.

من هم این رو شنیدم. به نظر من که منطقیه یک تغییراتی تو پارچین داده بشه. نه اینطور که امریکایی ها میگن ،چون ما بمب اتم نداریم و نخواهیم داشت.بلکه جوری تغییر بدن که حداقل این حماقتی که شد و اجازه ی بازدید داده شد، به حد اعلا نرسه!

از یک بعد من نگران میشم، واقعا فرماندهامون میخوان بر خلاف نظر فرمانده ی کل قوا عمل کنند و اجازه ی بازرسی از مراکز نظامی رو بدن؟! تازه دارم تبریک گفتن های یکسری از فرماندهان به رهبری پس از بیانیه لوزان رو میفهمم!!! رهبر در مقابل همه ی مردم به نظامیان دستور دادند که هیچ فرمانده ای حق اجازه دادن به بازدید از مراکز نظامی رو نداره. ایکاش من یک سرباز تو پارچین یا هرجای دیگه بودم تا میرفتم جلوی درش دراز می کشیدم و می گفتم که حرف رهبر من نباید روی زمین بمونه و فریاد می کشیدم که من کوفی نیستم....Sad
من خودم شنیدم امام خامنه ای به نظامی ها گفتند تحت هیچ شرایطی اجازه بازرسی ندید.
به نام خدا

به نظر در دوران کنونی هر شخصی که بر ضد سیاستهای استعماری آمریکای جنایتکار سخن بگوید یا بر ضد ننگنامه هسته ای, جهت گیری کند, تهمت دلواپس و واپسگرا و تندرو و داعشی به او میچسبانند.

درست است که از نظر اخلاقی و شرعی استفاده از بمب هسته ای درست نیست ولی اگر دشمنان ایران بر علیه جمهوری اسلامی از بمب هسته ای استفاده کنند آنموقع تکیلف چه میشود ؟؟؟؟؟

آیا مثل ژاپنیها تسلیم میشویم و تبدیل به مستعمره نوین آمریکای جنایتکار میشویم یا به مقاومت ادامه میدهیم و بمبهای اتمی بیشتری هم به سمتمان هدف میگیرند تا با تلفات بیشتری مواجه شویم و بعد تسلیم میشویم و یا در نهایت به سلاح هسته ای دست پیدا میکنیم و با تکیه بر توان داخلی و رشد اقتصادی و مبارزه قاطع با فساد اقتصادی تبدیل به قدرت دیگری درعرصه جهانی خواهیم شد ؟؟؟؟؟؟

از آنطرف کشوری مانند کره شمالی هم وجود دارد که با داشتن سلاح هسته ای, آمریکا جرات نزدیک شدن به این کشور را ندارد ولی با تحریمهای شدید این کشور را با مشکل روبرو کرده است و البته گاهی این کشور هم در برابر شیطان بزرگ کوتاه آمده ولی هر بار به دلیل بدعهدی آمریکاییها, دوباره به سمت پیشرفت نظامی- هسته ای گام برداشته است, تا جاییکه همین چند وقت پیش مسئولان کره شمالی گفتند که هرگز زیر بار ننگنامه ای مانند آنچه ایران امضاء کرده نخواهند رفت.

پس چکار باید کرد, اگر میخواستیم در برابر آمریکا سرانجام کرنش کنیم, چرا اینهمه هزینه شد ؟؟؟؟؟

البته یک نکته مهم را هم نباید فراموش کرده که طبق نص صریح قرآن مجید، مسلمانان در جنگ با کفار میتوانند به همان طریقی عمل کنند که آنها با مسلمین برخورد کرده اند, یعنی اگر آنها با بمب اتم به جان و مال و ناموس مسلمین دست درازی کنند, مسلمین هم میتوانند به همان صورت با بمب اتم پاسخ رفتار کثیف کفار و حتی محکمتر جواب آنها را بدهند و اگر بر خلاف این عمل شود مطمئنا شکست در انتظار مسلمین خواهد بود همانگونه که اکنون میبینیم که اکثر کشورهای مسلمان, تبدیل به مستعمره نوین و نوچه شیطان بزرگ شده اند.

حرمت سلاح هسته ای به نظر بنده تا جایی صحیح هست که کشور مسلمان توسط کفار به سرکردگی آمریکای خبیث, تهدید هسته ای نشود و اگر با سلاح هسته ای تهدید شد, صد در صد باید به دنبال سلاح هسته ای برود تا هم از خود دفاع کند و عامل بازدارنده ای در برابر حملات هسته ای, در دست داشته باشد.

ببینید دنیا چه جنگلی شده که شیطان بزرگی که تولید کننده و استفاده کننده و تهدید کننده با سلاح هسته ای هست, میاید برای کشورهای دیگر محدودیت دسترسی به سلاح هسته ای میگذارد و خودش هم میشود قاضی و پلیس و دزد و قاتل.

البته با توجه به جنگ رسانه ای و فرهنگی گسترده شیطان بزرگ و مسخ و شستشوی ذهنی مردم و به خصوص جوانان کشورهای هدفی مانند جمهوری اسلامی, شاید دولتمردان و مسئولین, چاره ای جز قبول ننگنامه هسته ای نداشتند که در این صورت میتوان گفت که بهتر است شعار مرگ بر آمریکا را هم به کناری بگذاریم و آمادگی تبدیل شدن به نوچه جدید منطقه ای آمریکای وحشی را کسب کنیم چون کشوری که به دشمن خونی اش اجازه بازرسیهای گسترده از مراکز نظامی را هم بدهد, حتی اگر صبح تا شب هم شعار مرگ بر فلان و بهمان هم سر بدهد, باز هم تبدیل به مستعمره کشور متخاصم خواهد شد.

نتیجه گیری نهایی اینکه : با پذیرفتن ننگنامه هسته ای, عملا شعارهای استکبارستیزانه جمهوری اسلامی هم لااقل برای مدتی نامعلوم, دفن شد و رک و راست بگویم که در برابر شیطان بزرگ, اینبار بازنده بودیم.

یک نکته هم راجب به نیروهای نظامی ایران به خصوص ارتش بگویم که وقتی شخصی مانند تتلو که لااقل در داخل کشور خواننده ای غیر قانونی میباشد, بیاید برای ارتش جمهوری اسلامی ایران, کلیپ تولید کند, مشخص میشودکه طرز فکر کلی در این نیروها چگونه است و به کدامین سو گام بر میدارند و چرا ممکن است به راحتی اجازه بازدید از مراکز نظامی داده شود.

فرهنگ مقاومت جای خودش را به فرهنگ مشایعت با سیاستهای خصمانه شیطان بزرگ داده تا ببینیم آینده چه میشود و چه زمانی دوباره همه این سیاستها تغییر کند.
(۱۶/مرداد/۹۴ ۱۴:۵۹)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا


حرمت سلاح هسته ای به نظر بنده تا جایی صحیح هست که کشور مسلمان توسط کفار به سرکردگی آمریکای خبیث, تهدید هسته ای نشود و اگر با سلاح هسته ای تهدید شد, صد در صد باید به دنبال سلاح هسته ای برود تا هم از خود دفاع کند و عامل بازدارنده ای در برابر حملات هسته ای, در دست داشته باشد.


شخصاً یادمه امام خامنه ای گفتند هر کسی به ایران حمله کنه در همان سطح بهش حمله می کنیم که فرداش یا چند روز بعد اوباما با دستپاچگی مسئله تحریم سلاح هسته ای رو از طرف امام مطرح کردند. این اولین باری بود که من شنیدم اوباما در باره فتوای امام صحبت می کرد.

پ.ن.
ما که شلاق رو خوردیم چرا پیاز رو هم بخوریم. چرا آش نخورده و دهن سوخته؟
ارزیابی استراتژیک برجام و قطعنامه‌۲۲۳۱




[تصویر: 555.jpg]



نویسنده: دکتر حسن عباسی









داده ها و ستانده ها و پیامدهای استراتژیک در توافق وین

دکتر حسن عباسی در یادداشتی اختصاصی در خصوص مذاکرات هسته ای و توافق وین معتقد است که امریکا پروژه های با عنوان SSR را برای درهم شکستن مقاومت جامعه در ایران طراحی نموده اند که دولت یازدهم با در پیش گرفتن فرمول برد-برد مسیر را برای عملیاتی نمودن این پروژه باز نموده اند و پس از تصویب قطعنامه‌ ۲۲۳۱، که محصول توافق وین و نشست‌و برخاست منتج‌شده به «برجام» می‌باشد، اکنون پروژه‌ی SSR به‌طور اتوماتیک عملیاتی شده است؛ زیرا تعامل گسترده‌ غرب با اقتصاد ایران، دروازه‌ SSR را به روی ایران گشوده، و از سوی دیگر مهار توان هسته‌ای ایران در دست غرب، اهرم فشار و زمینه‌ی بهانه‌جویی را برای او محفوظ داشته است.

در ادامه، متن کامل این یادداشت را از نظر می گذرانید:

مقدمه
تبیین «برجام» و «قطعنامه‌ی ۲۲۳۱» از منظر حقوقی ـ سیاسی، از دیدگاه دیپلماتیک، از زاویه فنی ـ ‌هسته‌ای، و از بُعد اقتصادی ـ‌ تجاری، بررسی شده و در سطح محافل علمی و رسانه‌ای، به نقد و نظر گذاشته شده، اما بُعد ارزیابی استراتژیکی آن صورت نگرفته است. تبیین برجام و قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ از منظر استراتژیکی، در یک کلان‌نگری و نگرش سیستمی، سه وجه و ضلع کلی دارد:

۱) ضلع توان هسته‌ای ایران و آنچه در مذاکرات به تصویب رسیده است.
۲) ضلع توان اقتصادی ایران و آنچه در مذاکرات در حوزه تحریم به تصویب رسیده است.
۳) ضلع توان دفاعی‌ـ ‌امنیتی ایران و آن‌چه در مذاکرات و در قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ به عنوان تعهد و تحدید توان دفاعی‌ـ ‌تسلیحاتی ایران رقم خورده است.

چهارچوب نظری برای تحلیل برجام و قطعنامه‌ی ۲۲۳۱، پروژه‌ رسمی SSR ایالات متحده درباره‌ جمهوری اسلامی ایران است. آن‌چه مدام از سوی اوباما و جان کری و دیگر مسئولان آمریکا نسبت به موضع منتقدان آمریکایی‌ـ ‌صهیونیستی توافق وین (‌برجام) ‌مطرح می‌شود این است که توافق وین و قطعنامه‌ ۲۲۳۱، امنیت رژیم صهیونیستی را تضمین می‌کند و موجب تغییر رفتار جمهوری اسلامی در منطقه خواهد شد، کنایه از تحقق پروژه‌ SSR در قالب مفاد قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ است. «قطعنامه‌ی ۲۲۳۱» اعم از «برجام» است و عصاره‌ هفت قطعنامه‌ قبلی علیه برنامه‌ هسته‌ای ایران محسوب می‌شود؛ عملاً آن‌چه در قطعنامه‌های پیشین زائد بود و ناکارآمد، در این قطعنامه حذف و ابعاد اثربخش آن، هم‌چنان حفظ شده است.
[تصویر: 5551.jpg]



مبتنی بر چهارچوب نظری پروژه‌ SSR علیه ایران، ارزیابی استراتژیکی برجام و قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ حاکی از واگذاری «یقه‌ی جمهوری اسلامی» ‌به دشمن در محورهای متعددی است، و حکایت از پیدایش رخنه‌ها و منفذ‌های امنیتی متعددی در ساختار قدرت و امنیت جمهوری اسلامی دارد، به‌گونه‌ای که «شمشیر داموکلس» شورای امنیت، بالای سر جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

چهارچوب نظری استراتژی دشمن: پروژه‌ی SSR آمریکا علیه ایران

ایالات‌متحده در دو دهه‌ اخیر، در ذیل مقررات بین‌الملل و با پشتوانه‌ سازمان ملل، در کنار طرح پروژه‌ی DDR گروه‌های مقاومت اسلامی در منطقه، پروژه‌ی SSR ایران و سوریه و عراق را در دستور کار قرار داد، اما تاکنون امکان عملیاتی نمودن تعاملی آن را نیافته بود. اکنون مبتنی بر برجام و سپس بر مبنای قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ امکان عملی نمودن پروژه‌ی SSR را یافته‌اند، و رخنه و منفذی برای تحقق آن پیدا کرده‌اند.

طرح SSR به معنی «رفرم اجزاء و قطعات قطاع امنیت»‌ کشورِ هدف است.

پروژه‌ SSR "Security Sector Reform" طرحی برای در هم شکستن مقاومت یک جامعه محسوب می‌شود. هیچ کشوری منابع پنج‌گانه قدرت ارگانیکی(فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دفاعی‌- نظامی) هم‌سطح و هم‌ترازی ندارد؛ از این‌رو در یک حوزه قدرتمندتر و در حوزه‌ای دیگر ضعیف‌تر است.

سازوکار پروژه SSR به این گونه است که منابع پنج‌گانه قدرت کشورِ هدف، ارزیابی شده، سپس مشخص می‌شود که هر کدام از این منابع قدرت در چه سطحی هستند و بلندترین و پایین‌ترین سطح قدرت در کدام حوزه است؛ آنگاه با سازوکارهای خاص خود، قوی‌ترین منبع قدرت را آن‌قدر تحت فشار قرار می‌دهند و فرسوده می‌کنند تا به سطح چهارم برسد، سپس در مرحله بعد این دو سطح را با هم تحت فشار قرار می‌دهند تا به سطح سوم برسد و به همین ترتیب این روند تا آنجا طی می‌شود که همه سطوح قدرت به پایین‌ترین سطح برسند.

حال اگر به جای منابع پنج‌گانه قدرت ارگانیکی‏‏‏‏‏، منابع دوگانه‌ قدرت سایبرنتیکی (اطلاعات و انرژی) مطرح باشد نیز به همین منوال عمل می‌شود.


[تصویر: 5552.jpg]
قوت نظامی، سیاسی و فرهنگی انقلاب اسلامی موجب شده است که ایران در درون و بیرون از کشور خود، نهضت اسلامی و هم‌چنین استقلال از نظام سلطه را به پیش ببرد. پروژه‌ SSR پروژه‌ای حقوقی‌- ‌استراتژیک است که قوت‌های برتر کشور هدف را می‌فرساید و در نتیجه، توان امنیتی آن را در اجزاء قطاع آن به مرور کاهش داده و زمین‌گیر می‌سازد. سپس با پدیده‌ آشوب‌های درونی، جنبش‌های مخملی، و تروریسم تکفیری، موفق می‌شود تراز امنیتی آن کشور را از طریق «کاهش تراز اجزاء قطاع قدرت آن»، پایین آورد و آن را تضعیف نماید.

سابقه

در دوره‌ بیل کلینتون که استراتژی مهار دوجانبه (علیه ایران و عراق) از سوی کاخ سفید مطرح شد، مثلث کلینتون، ال‌گور (معاون رئیس‌جمهور) و کوهن (وزیر دفاع)، اصرار بر تحقق SSR ایران و عراق و DDR جنبش مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین داشتند.

در دوره‌ ۱۸ سال گذشته، عمده‌ فعالیت‌های حقوقی‌ـ ‌بین‌المللی آمریکا در سازمان ملل از جمله طرح تحریم‌های گسترده علیه ایران معطوف به ایجاد اهرم‌های فشاری برای کشاندن ایران به پای میز مذاکرات و سپس تحمیل تعهدات گسترده و عمیق به ایران برای تحقق SSR بود. تا هنگام تصویب قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ در تیر‌ماه ۱۳۹۴ این امکان برای غرب فراهم نشده بود. هر بار قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران تصویب می‌شد، ایران آن‌را نمی‌پذیرفت و عملاً ارتباط جهان استکبار را با ایران محدودتر می‌کرد. در ۱۳۸۷ غرب متوجه این نقیصه شد. از این‌رو گرهارد شرودر صدر اعظم پیشین آلمان را در جوار عامل دیپلماسی عمومی آلمان یعنی دکتر سمیعی جراح معروف مغز، به ایران اعزام نمودند. گرهارد شرودر در هر دو مصاحبه‌ی اصلی خود در ایران روی یک نکته تکیه کرد؛ «ایران بدون هیچ پیش‌شرطی، با غرب مذاکره کند.»

اگر غرب به تحریم، فشار و تهدید رو آورد، و مدام قطعنامه علیه ایران تصویب کند، ایران سقوط نمی‌کند و در مقابل روزبه‌روز از غرب دورتر شده و در نتیجه تأثیر پروژه‌ی SSR که جوهر آن، تعامل براندازانه‌ غرب علیه ایران است، به حداقل می‌رسد. از این‌رو پس از تصویب قطعنامه‌ ۲۲۳۱، که محصول توافق وین و نشست‌وبرخاست منتج‌شده به «برجام» می‌باشد، اکنون پروژه‌ی SSR به‌طور اتوماتیک عملیاتی شده است؛ زیرا تعامل گسترده‌ غرب با اقتصاد ایران، دروازه‌ SSR را به روی ایران گشوده، و از سوی دیگر مهار توان هسته‌ای ایران در دست غرب، اهرم فشار و زمینه‌ی بهانه‌جویی را برای او محفوظ داشته است. تنها بخش قدرت ملی ایران که غرب در آن حضور و نفوذ نمی‌یابد، بخش قدرت دفاعی است که قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ تمهیدات لازم را برای مهار آن فراهم ساخته است. اگر مقام مسئولی در تیم مذاکره‌ ایران مدعی شود که بخش‌هایی از قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ را نمی‌پذیریم، پس عملاً مدعی است که «قطعنامه‌های سازمان ملل، کاغذپاره‌ای بیش نیست.»

قاعده‌ نفی سبیل

مبنای فقهی سیاست خارجی انقلاب اسلامی، قاعده‌ی «نفی سبیل» است. قرآن کریم تأکید فرموده که «وَ لَن يَجْعَلَ اللَّـهُ لِلْكَافِرِ‌ينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» خدا هیچ راهی را برای سیطره و غلبه‌ کفار بر مؤمنان قرار نداده است. قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ بسترساز پروژه‌ی SSR است و این پروژه زمینه‌ی نفی قاعده‌ی «نفی سبیل» است. مگر در وزارت امور خارجه‌ی ایران دو نکته‌ی دیگر مطرح باشد:


۱) آمریکا و قدرت‌های استکباری، مصداق کفر جهانی نبوده و سیطره، هژمونی و استیلای آن‌ها بر ایران، مصداق قاعده‌ی مزبور نیست.
۲) یا این‌که اساساً وزارت امور خارجه‌ی ایران مبتنی بر قاعده‌ی «نفی سبیل» عمل نمی‌کند.

فرمول مذاکرات برد ـ ‌برد

بررسی «‌برجام»‌ و «قطعنامه‌ی ۲۲۳۱» از منظر پروژه‌ی SSR آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، در قالب فرمول مذاکرات هسته‌ای امکان‌پذیر است.

الف ـ داده‌ها در مذاکرات: ‌واگذاری و مهار توان تکنولوژیک هسته‌ای.

ب ـ‌ ستانده‌ها در مذاکرات: ‌رفع بخشی از تحریم‌های مالی ـ ‌تجاری کشورهای سلطه‌گر.

ج ـ‌ پیامدهای داده‌ها و ستانده‌ها: مهار فعالیت‌ها و توان دفاعی ـ امنیتی ایران، و اشراف اطلاعاتی دشمنان.


هرم SSR در تراز‌شناسی قدرت ملی ایران

مبتنی بر فرمول مذاکرات (‌داده ـ‌ ستانده ـ‌ پیامد)‌ هرم SSR شکل گرفته است و در ترازشناسی قدرت ملی ایران، با کاهش توان هسته‌ای، بخشی از تحریم‌ها رفع خواهد شد، اما پیامد آن این است که توان دفاعی ـ امنیتی نیز کاهش یافته و مهار می‌شود؛ یعنی آنچه که در مبحث داده و ستانده مطرح نبوده است (‌توان دفاعی ـ ‌امنیتی‌) عملاً «‌داده‌ اصلی» از سوی ایران در مذاکرات و «ستانده‌ واقعی» ‌از سوی استکبار جهانی است.


[تصویر: 5554.jpg]
الف‌- داده

در مذاکرات مقرر شد که ایران برای اثبات صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای خود، آن‌را کاهش داده و در بخش‌های عمده‌ای عملاً متوقف نماید و کاملاً آن‌را تحت نظارت و کنترل نظام سلطه درآورد. آنچه مبتنی بر «‌برجام» و «‌قطعنامه‌ی ۲۲۳۱»‌ از سوی ایران واگذار شده است، چهار بخش کلی را در بردارد:

۱) رقیق‌سازی و مینیاتوریزه کردن توان تکنولوژیک هسته‌ای ایران، به مدت حداقل ۱۰ سال.
۲) مهار و کنترل تکنولوژی هسته‌ای مینیاتوریزه شده‌ی ایران، به مدت حداقل ۱۰ سال.
۳) واگذاری عنان تکنولوژی هسته‌ای ایران به دشمن به عنوان عامل و اهرم فشاری برای تحقق استراتژی «مکانیزم ماشه» در شورای امنیت سازمان ملل متحد.
(مواردی مانند بند ۱۲ اعمال مفاد قطعنامه‌های پیشین در قطعنامه‌ی ۲۲۳۱، ذیل بند ۴۱ منشور ملل متحد زمینه‌ تحقق مکانیزم ماشه است.)
۴) تحقق اشراف اطلاعاتی دشمن، بر توان تکنولوژیک، به‌ویژه هسته‌ای ایران.


ب- ‌ستانده
در مقابل کاهش و توقف بخش عمده‌ای از فعالیت هسته‌ای، مقرر شد که استکبار جهانی بخشی از تحریم‌های ایران را حذف کند. وزارت خزانه‌داری آمریکا، در دوره‌ ۱۳۸۵_۱۳۷۳ بالغ بر ۲۵.۰۰۰ قرار‌داد و معامله‌ تجاری کشور‌های مختلف را با ایران منتفی ساخت و در بازه‌ ۱۳۹۴_۱۳۸۶ این رقم را با کنترل و شدت بیشتری در جهان اعمال نمود و بیش از ۵۰.۰۰۰ قرار‌داد و معامله‌ تجاری کشور‌ها با ایران را ملغی نمود.

این رقم، بیش‌ترین حجم خنثی‌سازی مراودات تجاری در «‌اقتصاد تحریم» ‌در جهان است که با همه‌ تحریم‌های کوبا،‌ عراق (عصر صدام)، ‌کره شمالی، بلا‌روس و روسیه برابر بوده و عملاً به مقاومت اقتصادی مردم ایران تبدیل شده و زمینه‌ی ظهور و بروز استقلال اقتصادی جمهوری اسلامی ایران گردید که در قالب «دکترین اقتصاد مقاومتی»، می‌رفت که به الگویی ویژه در جهان بدل شود.

اما تلاش طرف مذاکره‌کننده‌ ایرانی برای زدودن تحریم‌ها در برابر کند نمودن رشد توان هسته‌ای کشور، ‌فرصت طلایی برای استکبار جهانی پدید آورد تا دستاورد‌ زیست در محاصره‌ اقتصادی که «فرهنگ مقاومت اقتصادی» و توجه به ظرفیت‌های درونی و خود‌باوری در «‌توانستن» است را مورد هجوم قرار دهد. در واقع دستاورد رفع کانالیزه‌شده‌ تحریم برای نظام سلطه این است:‌ «زمینه‌سازی شرایط ویژه برای حمله به استراتژی امام خامنه‌ای‌ مدّظله‌العالی ‌در حوزه‌ دکترین مقاوم‌سازی اقتصاد در چهارچوب اقتصاد مقاومتی.»

هم‌چنین گشایش تعامل نظام مالی ـ‌ بانکی ایران با نظام مالی استکبار جهانی،‌ بستر ویژه‌ای برای شکل‌گیری سازوکار «‌جنگ ارزی» ‌در سال‌های آینده با جمهوری اسلامی است، زیرا مادامی‌ که ارتباطات مالی- بانکی به دلیل مقررات تحریم اقتصادی بین ایران و غرب کم و ناچیز بود، امکان نبرد ارزی نیز محدود بود، اما برای تأثیرگذاری بر ارز کشور هدف (در شرایطی که امروزه جهان به کارزار جنگ بین ارز کشورها بدل شده است) باید با نظام مالی و بازار پول آن کشور ارتباط داشت.

از سوی دیگر، هجوم ملخ وار گرگ های گرسنه اقتصادِ در حال رکود غرب به بازار ایران، بستر مناسبی برای سرویس های اطلاعاتی غرب در تحقق اشراف اطلاعاتی مالی- اقتصادی و تجاری نسبت به قدرت اقتصادی جمهوری اسلامی را فراهم می سازد. این نکته، ضریب امنیت اقتصادی در امنیت ملّی جمهوری اسلامی را کاهش می‌دهد.

در مجموع، رفع تحریم ها در بخشی محدود مرتبط با پرونده انرژی هسته ای ایران، به دلیل فقدان استراتژی مشخص در دولت برای وضعیت پساتوافق و پساتحریم، اقتصاد جمهوری اسلامی را با معضل جدیدی روبرو می‌سازد: عبور از «کاسبان تحریم» به «کاسبان توافق» یا «کاسبان پساتحریم».

کاسبان تحریم

۱) دولت ایران: چون در تحریم هستیم، پس نمی توانیم خدمات‌رسانی کنیم.
۲) تجار و دلالان داخلی: پدیده هایی چون بابک زنجانی.
۳) صرافان و دلالان ارز.
۴) کشور چین.
۵) کشور روسیه.
۶) کشورهای اتحادیه اروپا.
۷) کشورهای درجه ۲ در روابط تجاری ایران: هند، ژاپن، کره جنوبی و... .

کاسبان پساتحریم
۱) دولت ایران.
۲) تجار و دلالان سنتی.
۳) تجار و دلالان جدید و نوظهور.
۴) کشور آمریکا (به‌ویژه در صنعت هوایی و...)
۵) کشور فرانسه (به‌ویژه در صنعت خودرو و...)
۶) کشور آلمان.
۷) کشور انگلیس.
۸) کشور ایتالیا.
۹) کشور روسیه (به‌ویژه در صنعت نظامی و...).
۱۰) کشور چین (به‌ویژه در صنعت هسته¬ای و...).
۱۱) کشورهای لایه دوم: هند، ژاپن، کره جنوبی، ترکیه و... .

در نتیجه، «کیک بازار ایران» در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ از سوی تحریم گران در یک توافقِ نانوشته، تقسیم شده است؛ استعاره آن این است که ابن‌زیاد، ابن‌سعد و شمر، پس از بستن آب به روی یاران امام حسین (علیه السلام) در کنار نهر علقمه، بطری های آب خود را برای عرضه و فروش به حضرت ابوالفضل (علیه السلام) چیده باشند.

البته باید متوجه این نکته بود که تحریم ها تاکنون «ظالمانه» خوانده می شد؛ اکنون اما تحریم‌کننده ها ضمن این که به بازار ایران هجوم می آورند، هم چنان تحریم هایی را علیه اشخاص و نهادهای گوناگون انقلاب اسلامی محفوظ می‌دارند، که طبیعتاً این تحریم ها را باید «تحریم های عادلانه» نامید!

مؤلفه های حوزه «ستانده» پنج موضوع کلی را در بر می-گیرد:

۱) خنثی‌سازی عملی و روانی فرهنگ «ما می توانیم» و «توانستیم» و «خدا می خواهد».
۲) ممانعت از تحقق مقاوم سازی اقتصاد ایران در دکترین اقتصاد مقاومتی.
۳) فراهم سازی مقدمات سیستماتیک زمینه برای آغاز جنگ ارزی علیه ایران در سال های آتی.
۴) تحقق اشراف اطلاعاتی دشمن بر توان مالی، تجاری و اقتصادی ایران.
۵) رشد فرهنگ مصرف و پدیده سبک زندگی بورژوایی در مردم ایران و در نتیجه کاهش روحیه مقاومت و استکبار ستیزی.

ج- پیامد

«داده» های توان هسته ای، «ستانده»های اقتصادی در رفع بخشی از تحریم را در برداشت. به این «بده-بستان» عنوان «برد- برد» نهاده شد.

اما این بده- بستان، یک ضلع سوم دارد: پیامدهای این بده- بستان.

پیامدهای «بده- بستان» مذاکرات اخیر، عمدتاً درحوزه دفاعی- امنیتی انقلاب اسلامی خود را می‌نمایاند و اثرات مخرب آن در ماه ها و سال های آینده به معضلی کلیدی در امنیت ملّی جمهوری اسلامی تبدیل می گردد.

درواقع از رهگذر توافق وین، مشکلاتی از کشور حل شده و مشکلات جدیدی پدیدار خواهد گردید؛ نسبت «آنچه حل شد» و «آنچه به گونه ای نوظهور حادث می شود» قطعاً نسبت متوازنی نیست. درواقع، ساده‌انگاری است که کسی «داده» و «ستانده» را محصور به مباحث فنی هسته ای و حوزه های رفع‌شده در تحریم نماید. در صورتی‌که ظاهراً با یک «داده»ی اولیه (در کاهش توان هسته ای) روبه‌رو بوده، و با یک «ستانده» (در کاهش بخشی از تحریم‌ها) مواجه هستیم، اما عملاً یک «داده»ی ثانویه هم وجود دارد: کاهش توان دفاعی- امنیتی. اگر مقام مسئولی بگوید: «ضمانت اجرا ندارد و نمی پذیریم» در این صورت از نظر حقوقی مشکلات جدیدی مبتنی بر قطعنامه ۲۲۳۱ ظهور و بروز می یابد.

برای نمونه، همان گونه که در بند ۹ قطعنامه ۱۹۲۹ در سال ۲۰۱۰ موضوع توان موشکی بالستیکی ایران هدف قرار گرفت، اکنون در قطعنامه ۲۲۳۱ نیز توان موشکی بالستیکی مجدداً آماج دشمن واقع شده است.

همچنین در قطعنامه ۲۲۳۱ فروش تسلیحات به ایران ذیل نظارت سازمان ملل متحد دیده شده و خرید سلاح از ایران نیز کاملاً کانالیزه شده است که به نظر می رسد با توجه به عدم تمرکز جمهوری اسلامی بر تجارت صنعتِ دفاعی، هدف طرح این موضوع در قطعنامه ۲۲۳۱، موضوع کمک ایران به جنبش های مقاومت اسلامی است. پیامدهای «بده- بستان» مذاکرات منتج به توافق برجام، چهار مؤلفه کلیدی در حوزه دفاعی- امنیتی دارد:

۱) مهار فعالیت های دفاعی بومی (موشکی) که محصول داخل کشور است.
۲) مهار و کنترل فروش تسلیحات ایران، با هدف مهار کمک ایران به نهضت های مقاومت اسلامی.
۳) مهار و کنترل خرید تسلیحات از سوی ایران.
۴) تحقق اشراف اطلاعاتی دشمن بر حوزه ی دفاعی- امنیتی نیروهای انقلاب اسلامی ایران.

نتیجه

در مذاکرات اخیر که منتج به توافق وین (برجام) و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت گردید، قاعده این است:

۱) داده‌ی اولیه: توقف و کاهش بخش های قابل توجهی از توان و ظرفیت هسته ای کشور؛
۲) ستانده: رفع بخشی از تحریم های مالی، تجاری و اقتصادی از سوی استکبار جهانی، و
۳) پیامد (داده‌ی ثانویه): مهار و کنترل توان دفاعی- امنیتی کشور خواهد بود (مبتنی بر پذیرش تعهدات، محدودیت ها و فشارهای وارده که در ماه ها و سال های آتی، مشکلات عدیده ای را برای کشور به بار خواهد آورد.)





منبع مقاله :
رجانیوز
س از پایان مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5 در وین، منتقدان توافق- که تیم رسانه‌ای دولت تلاش می‌کنند تا آنها را مخالفین اصل توافق معرفی کنند- در نقدهای متعدد به بررسی فنی و حقوقی مفاد توافق و قطعنامه 2231 پرداختند. اما متاسفانه دولتمردان به جای پاسخگویی فنی و حقوقی، به پاسخ‌های شبه سیاسی و برگزاری جلسات خنثی و یکطرفه اکتفا کردند.
برای مثال در میان تحریم‌های مختلف و پیچیده‌ای که بر ملت ایران تحمیل شده بود، تحریم فروش نفت خام یکی از دو تحریم اصلی و به عبارت دیگر ستون اصلی ساختمان تحریم‌ها بود. دلیل آن نیز بسیار روشن است. اقتصاد ایران وابستگی شدید به پول نفت داشته و دارد و دولت‌ها فارغ از گرایش‌های سیاسی‌شان و شعارهایی که در زمان انتخابات می‌دهند، بطور جدی تمایل به استفاده از پول نفت برای انجام برنامه‌های مد نظر خود دارند.
حال سوال مهم که با بررسی متن جمع‌بندی توافقنامه یا همان برجام برای کارشناسان ایجاد شده است این است که آیا ایران با پذیرش توافق‌نامه می‌تواند به پول‌های حاصل از فروش نفت خود در گذشته و نفتی که در آینده خواهد فروخت، دسترسی داشته باشد؟
متاسفانه علی‌رغم زحمات تیم مذاکره‌کننده، آمریکا و طرف‌های دیگر مذاکرات از دادن این امتیاز خودداری کرده‌ و برجام نیز به صورت آشکاری درباره سرنوشت پول‌های نفتی و لغو تحریم‌های مربوط به آن ساکت بوده و در نتیجه رویه گذشته که در آن پول‌های نفتی محصور (Locking Up) می‌شد ادامه پیدا خواهد کرد.
علاوه بر این، ظاهراً خروجی مذاکرات هسته‌ای سه متن برجام (متن اصلی)، قطعنامه شورای امنیت و نقشه راه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای روشن کردن موضوعات باقیمانده گذشته و حال بوده است.
قطعنامه 2231 شورای امنیت ۲۹ تیر تصویب شده و وفق متن برجام، ۹۰ روز بعد از آن یعنی 26 مهرماه ۹۴ (18 اکتبر 2015) روز تصویب برجام محسوب می‌شود. 26 مهرماه یعنی روزی که تعهدات ایران در متن توافق شده با آژانس اجرا شده است.
به عبارت دیگر و مطابق تاریخ‌هایی که در برجام، قطعنامه و توافق ایران و آژانس به نحو حساب‌ شده‌ای- بخوانید موذیانه‌ای- در هم تنیده شده‌اند، حتی پیش از قطعی شدن برجام برای طرفین، ایران باید تعهدات خود در توافقش با آژانس را به صورتی مستقل و موازی با روند تصویب برجام انجام دهد. در نتیجه حتی اگر ایران برجام را تصویب هم نکند، به این تعهدات فوق‌العاده مهم بطور پیش‌بینی عمل کرده و امتیازات بسیار سنگینی را واگذار نموده است. نیاز به تأکید نیست که توافق ایران با آژانس، توافقی بسیار مهم و حاوی تعهداتی سنگین است که آمانو را به سنای آمریکا کشانده است اگرچه برخی مسئولان دولتی از آمانو خواسته‌اند که متن محرمانه توافق ایران با آژانس را در اختیار سنای آمریکا قرار ندهد!
جالب و تأسف‌بارتر اینکه علی‌رغم پذیرش این تعهدات سنگین توسط تیم محترم مذاکره‌کننده و اجرای کامل آن پیش از روز امضای توافق (!) و بدون طی روال قانونی در داخل کشور، در پایان اجرای همه این تعهدات، آژانس تنها باید گزارشی در رابطه با اقدامات شفاف‌ساز ایران ارائه کند و هیچ الزامی برای بستن موضوعات از سوی این نهاد وجود ندارد!
همچنین براساس آنچه در قطعنامه آمده است ایران با استناد به ماده 41 از فصل هفتم منشور سازمان ملل، «تهدیدی علیه صلح» تلقی شده است! و با پذیرش توافق وین نه تنها از دستور کار شورای امنیت بیرون نمی‌‌رود، بلکه دست‌کم برای مدت 10 سال دیگر تحت ماده 41 فصل هفتم باقی می‌ماند. و این نیز تحقیر دیگری و به مفهوم آن است که ایران مقتدر و پیشتاز را که تهدیدی علیه صلح جهانی و منطقه‌ای است، به بند کشیده! و فعلا! حداقل برای 10سال مهار کرده‌ایم!
علاوه بر این، سامانه دفاع نظامی پیشرفته جمهوری اسلامی ایران که برخورداری از موشک‌های بالستیک میان‌برد- و انشاءالله در آینده دوربرد- از جمله این تسلیحات مدرن است، یکی دیگر از پایه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران است، که بند 3 از ضمیمه B قطعنامه 2231، به گونه‌ای آشکار- و نه پنهان- می‌تواند کشورمان را از داشتن این تسلیحات پیشرفته و کارساز محروم کند. ضمن آن که اجازه بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان هسته‌ای و نظامی در پوشش ظاهر فریب «دیدارهای فنی و کارشناسی»! و موارد مشابه دیگری که پرداختن به آن فرصت جداگانه‌ای می‌طلبد، در صورت پذیرش توافق وین، می‌تواند ایران اسلامی را در عرصه توان نظامی و دفاعی به کشوری ضعیف و دست‌چندم تبدیل کند!
علاقه دولتمردان
به مونولوگ هسته‌ای!
همانطور که در ابتدای این گزارش نیز اشاره شد، دولتمردان همواره تلاش کرده‌اند که سوالات فنی و حقوقی را با عباراتی شبه سیاسی و بعضا توهین‌آمیز پاسخ دهند.
برای مثال، آقای روحانی تاکید کرده است که فقط صهیونیست‌ها و جنگ‌طلبان آمریکایی مخالف توافق هستند! و اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور نیز در واکنش به منتقدان با ارائه آماری مخدوش و قابل تامل گفت: مخالفان توافق هسته‌ای در حد 4 درصد صحبت کنند!
از سوی دیگر، جلسات نمایشی بررسی توافق ژنو به مونولوگ هسته‌ای دولتمردان تبدیل شده و حاضرین تنها شنونده این اظهارات هستند. جلسه وزیر امور خارجه با شورای روابط خارجی و جلسه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای با کمیسیون امنیت ملی مجلس نمونه‌هایی از این قبیل جلسات است. در این جلسات نمایندگان دولت صرفا به بیان دستاوردها پرداخته و تقریبا بحثی چالشی و عمیق درباره نقاط ضعف توافق بیان نمی‌شود و جای منتقدان جدی توافق نیز خالی است. از همین روست که تاکنون تقریباً بحثی فنی و حقوقی در دفاع از توافق منتشر نشده و موافقان نیز مباحثی بعضا طنزآلود را مطرح کرده‌اند. از جمله یکی از نمایندگان موافق توافق که مدعی شده بود پس از توافق آب و هوای کشور عوض و بارانی شده است!
جلسات چندین ساعته فنی کنگره و سنا
این در حالی است که رویکرد آمریکا در مذاکرات هسته‌ای به گونه‌ای است که تاکنون جلسات متعدد و چندین ساعته در کنگره و سنا با موضوع هسته‌ای برگزار شده است و شدیدترین سوالات و نقدهای فنی خطاب به تیم مذاکره‌کننده بیان شده است.

کیهان
خوب عزیزان شما که میاین انتقاد میکنین(حالا بعضی جاها کار از انتقاد هم میگذره و به توهین میرسه)،بیاین راه حل بدین که چیکار باید می کردیم؟اگه این مذاکرات انجام نمی شد و مشکلات یا جامعه جهانی حل نمی شد،کار کشور به کجا می رسید؟

راه حل بدین،انتقاد خالی که فایده نداره
آیا واقعاً انتفاد از توافقنامه ای که حتی دولت حاضر نیست به عنوان توافقنامه به شکل لایحه به مجلس ارائه کند خیانت است؟؟؟؟؟؟؟؟



این روزها به خصوص بعد از توافق وین همانند توافق ژنو و بیانیه لوزان، برخی افراد حرف ها و بحث هایی را در رسانه ها مطرح می کنند مبنی بر اینکه: چون اسرائیل وعربستان و بعضی دول منطقه از توافق هسته ای وین ناراحتند پس این توافق،توافق خوبی است و مطلقا" نباید آنرا نقد کرد چون در اینصورت متهم به هم سویی با دشمنان (اسرائیل و عربستان) می شوند.

در پاسخ به این افراد باید گفت:اولا"طبق گفته های حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) در صحیفه نور و سخنان گرانقدر رهبرانقلاب ملاک هم سویی با دشمنان،تعریف دشمن از شماست،که این تعریف، بارها از سوی دشمنان قسم خورده امام و انقلاب از اصلاح طلبان در مجلس ششم،در فتنه۸۸، در فتنه۷۸ و در موارد دیگر مطرح شده است که جمله معروف بوش و نتانیاهو که گفته بودند: اصلاح طلبان خط مقدم آمریکا در ایران و سرمایه اسرائیل هستند گویای همین امر است،حال برای روشن شدن این حرف، ذکر ۲ نکته زیر الزامی است.

اولا"اگر این افراد راست میگویند که دلواپسان و منتقدان دلسوز تیم هسته ای کشورمان که با ذکر دلایل متقن نقد خود را بیان می کنند، تا به حال شده است که نتانیاهو یا اوباما و یا سایر دشمنان قسم خورده از آنان حمایت لفظی و یا عملی بکنند؟ خیر هیچگاه این اتفاق نیفتاده، بلکه اتفاقا" آنان از منتقدان هسته ای بیشتر متنفرند و بارها ترس خود را از آنها با نسبت دادن القاب و عناوینی چون: تندروهای ایران اگر سر کار بیایند وضعیت ما در منطقه بدتر می شود و... ابراز داشته اند، پس کسی نمی تواند بگوید که منتقدان هسته ای با اسرائیل هم نوا شده اند.

ثانیا" در زمان مبارزات علیه رژیم طاغوت هم کمونیست ها شرکت داشتند، هم مجاهدین خلق، هم طرفداران امام خمینی(رحمة الله علیه)، آیا این بدان معنا بود که طرفداران امام با کمونیستها یک هدف را دنبال می کردند و دستشان در یک کاسه بود،خیر ابدا" اینچنین نبود، چون امام هدفش از سرنگونی شاه، برقراری حکومت اسلامی بود اما کمونیستها هدفشان از سرنگونی شاه،برقراری حکومت ضدجمهوری اسلامی وسرکار آوردن یک حکومت کمونیستی هم سو با شوروی بود پس نمیتوان گفت: کمونیست ها با طرفداران امام چون هر دو ضد حکومت شاه بودند پس دستشان در یک کاسه بود.

امروز هم اگر منتقدان هسته ای دولت،منتقد توافق وین هستند بدین معنا نیست که همسو با اسرائیل اند بلکه آنان معتقدند که میتوانستیم امتیازات بیشتری در مذاکرات بگیریم و این حرف را از روی منطق میزنند نه توهم، اما اسرائیل برعکس منتقدان داخلی ایران، معتقد هست که کشورهای ۱+۵ می توانستند امتیازات بیشتری از ایران بگیرند و حتی از آن هم بیشتر بهتر است به جای مذاکره با ایران، آمریکا با حمله نظامی با ایران برخورد کند و خیال اسرائیل را راحت کند، پس باز هم میگویم اساسا" نمی توان گفت منتقدان داخلی تیم هسته ای با اسرائیل هم نوا شده اند.

پناه می‌بریم به خدا از وعده‌هایی که عملی نمی‌شوند



نعیمه موحد، 17 مرداد 94
تاریخ انتشار :
شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۰۶

تیتر روز ۱۳ مرداد روزنامه کیهان دقیقاً همانی است که می‌شود این نوشته را با آن آغازکرد. جملات رئیس جمهور روحانی در مراسم تحلیف و جمله معروف: «پناه می‌برم به خدا از بستن دهان منتقدان». اتفاقی که بارها نقض آن در این دولت اتفاق افتاد و بارها صدای منتقدان این نقض به رکنی از ارکان دولت نرسید.

وهمه این نقض وعده‌ها درحالی اتفاقی می‌افتد که دولت یازدهم بیشتراز همه شعار «زنده باد مخالف من» سرداد. در حقیقت یکی از پررنگ‌ترین وعده‌های انتخاباتی این دولت نرم شدن برخورد با منتقدین در عمل بود و در طول دوسال گذشته هم رئیس جممهور بارها و بارها گفت که از نقد استقبال می‌کند.

***

۱۶ دی ۹۲ روزنامه یا لثارات الحسین اولین قربانی این عهدشکنی دولت شد و به خاطر آنچه افترا به دولت و مقامات دولتی خوانده شده شد توقیف شد. بحث این نیست که به روزنامه یا لثارات و انصار حزب الله نقدی وارد نیست چراکه بسیاری از مطالب این روزنامه از نگاه اصولگرایان و معتقدین به نظام هم دارای ایراد بود اما بسته شدن این روزنامه به اتهام توهین و افترا به دولت قطعاً خلاف وعده‌های روحانی در آزادی بیان مخالفین است.

واقعیت این است که آزادی بیان در مواجه با مخالف موضوعیت پیدا می‌کند و اگر در دولت یازدهم روزنامه‌های اصلاح طلب درباره آنچه در دوره‌های قبل با احتیاط می‌نوشتند بی پرواترشده اند دلیلی بر وجود آزادی بیان نیست. بلکه نشانه‌ی آن است که دولت فضای آزادتری را برای این دسته فراهم کرده است؛ اما اینکه مخالفان و منتقدان دولت چقدر در تبیین نظرات خود آزادی بیان دارند، مؤلفه‌ی دیگری ست، چرا که هفته نامه ای مانند ۹ دی با مدیرمسئولی آقای حمید رسایی که مشخصاً مواضعی انتقادی نسبت به دولت آقای روحانی دارد تاکنون سه بار به حکم توقیف دولت یازدهم دچار شده است. تمام این توقیفات به استناد بند قانونی: «مصوبات شورای عالی امنیت ملی برای مطبوعات لازم‌الاتباع است. در صورت تخلف، «دادگاه می‌تواند» نشریه متخلف را موقتاً تا دو ماه ‌توقیف و پرونده را خارج از نوبت رسیدگی نماید.» انجام شده و بعد از آخرین آن‌ها در دوازده مرداد سال جاری آقای رسایی در نامه ای خطاب به آقای جنتی، وزیر ارشاد می‌نویسد: «هفته نامه ۹ دی دوبار پیش از این در دولت یازدهم با استناد به این بند، توقیف شد که هر دو بار در بررسی قضایی به دلیل عدم کفایت مستندات، قرار منع تعقیب برای آن صادر و تبرئه شد.»

دراین بین و بعد از توافق هسته ای که دولت اصرار دارد آن را پایان یافته وبه عنوان بزرگ‌ترین وعده انتخاباتی محقق شده خود قلمداد کند، وعده انتخاباتی آزادی بیان منتقدین نقض می‌شود و وطن امروز و کیهان به خاطر انتقاد ازمذاکرات تذکر می‌گیرند.

برخورد دولت آقای روحانی فقط با رسانه‌ها صورت نگرفته بلکه ادبیات تند وی نسبت به منتقدین برای اولین بار مردم را با نوع جدیدی از انتقادگریزی دولت‌ها آشنا کرد. الفاظ بی سواد و بی شناسنامه و به جهنم انقدر برای ادبیات سیاسی این کشور نامانوس بود که تا مدت‌ها راجع به آن صحبت و نقد و نوشته تولید شد.

رئیس جمهور می‌گوید که «دولت منتقدان و نقد سازنده و منصفانه را نعمت می‌داند» اما به نظر می‌رسد که باید از رئیس جمهور خواست تا نمونه ای از نقد منصفانه را به عنوان الگو به تمام رسانه‌ها و افراد منتقد بدهد تا دقیقاً مشخص شود که انتقاد از دولت باید چگونه باشد که منجر به بسته شدن دهان منتقد نشود.

هر چند امروز وزیر ارشاد در مراسم روز خبرنگار با اشاره به توقیف چندباره هفته نامه ۹ دی و گلایه ضمنی از دادگاه ویژه روحانیت برای تبرئه ۹ دی صریحاً اعلام کرد که باردیگر در صورت اصرار بر تخلف، این هفته نامه را به جای توقیف لغو پروانه می‌کند و در عین حال، در بازدید از خبرگزاری ایسنا اظهار کرد که «خبرگزاری‌هایی که همراهی خوبی با دولت دارند نیازمند همراهی و کمک هستند».

***

روز خبرنگار امسال هم رسید و دوباره سیل پیامک‌ها و ایمیل‌ها و خبرهای تبریک به این قشر رسانه ای به راه افتاد. دراین بین اما چندنفر این جمله آقای روحانی که «خبرنگاران وجدان زنده و دیدگان بیدار جامعه در مسیر تعالی و بهروزی هستند»، این جمله وزیرکار که «دولت به دنبال نشاط بیشتر در مطبوعات است» و یا جمله وزیر ارشاد که «مبارزه واقعی با فساد در سایه دسترسی آزاد به اطلاعات تحقق می‌یابد» را جدی می‌گیرند؟

تخریب صنعت بومی ایران



[تصویر: 00778.JPG]

آمریکا بر اساس توافق، رآکتور اراک را با بتن پر می‌کند مذاکرات ایران با 1+5 در وین، به ایستگاه پایانی رسید و طرفین به مذاکرات وین، رضایت دادند. متن مذاکرات به همراه 5 پیوست درباره جزئیات فنی و اجرایی در همان روز نهایی شدن مذاکرات، منتشر شد.
در ماده دو (B) پیوست اول مذاکرات وین، توضیحات و جزئیاتی درباره بازطراحی رآکتور آب‌سنگین اراک منتشر شده است، جزئیاتی که نشان می‌دهد اگرچه رآکتور آب‌سنگین اراک در جای خود قرار دارد، لکن دیگر آب‌سنگین نام ندارد بلکه فنّاوری جدیدی است که توسط غرب وارد می‌شود و عملاً دانشمندان هسته‌ای نقشی در این بازطراحی ندارند و فنّاوری وارداتی است.



داستان تلخ بتن‌ریزی در قلب رآکتور آب‌سنگین اراک
دراین‌ بین، آنچه از همه تلخ‌تر است، از کار افتادن هسته رآکتور آب‌سنگین اراک با بتن است. بر اساس بند سوم ماده دوم پیوست اول، هسته یا دیگ رآکتور اراک، می‌بایست برای اطمینان طرف غربی از عدم استفاده میله‌های سوخت، با بتن پر شود.
Iran will not pursue construction at the existing unfinished reactor based on its original design and will remove the existing calandria and retain it in Iran. The calandria will be made inoperable by filling any openings in the calandria with concrete such that the IAEA can verify that it will not be usable for a future nuclear application. In redesigning and reconstructing of the modernized Arak heavy water research reactor, Iran will maximise the use of existing infrastructure already installed at the current Arak research reactor.
ترجمه وزارت خارجه:

ایران به ساخت‌وساز رآکتور ناتمام موجود بر مبنای طرح اولیه ادامه نخواهد داد و کالندریای موجود را خارج کرده و آن را در ایران نگهداری می‌کند. تمام کانال‌های کالندریا با بتن به‌گونه‌ای پر می‌شوند که برای کاربرد هسته‌ای غیرقابل استفاده باشد و آژانس بتواند غیرقابل استفاده بودن آن را راستی آزمایی کند. برای مدرن کردن و بازسازی رآکتور آب‌سنگین اراک، ایران بیشترین استفاده را از زیرساخت‌های موجود در رآکتور آب‌سنگین اراک خواهد داشت.
[تصویر: 007781.JPG]
[تصویر: 007782.JPG]
بر اساس اظهارنظر نمایندگان و کارشناسان، کالندریا یا همان هسته رآکتور آب‌سنگین اراک، از شاهکارهای بومی – صنعتی جوانان ایرانی بوده است که بر اساس مذاکرات وین، با بتن پر می‌شود.



آمریکا اجازه حضور ایران در فناوری بازطراحی رآکتور اراک را هم نمی‌دهد

بر اساس بند نهم در پیوست اول مذاکرات وین، با اینکه جمهوری اسلامی ایران قبول کرده است رآکتور آب‌سنگین اراک را تغییر بدهد یا به قول دیپلمات‌ها و دکتر صالحی، مدرن کند، غرب و در رأس آن‌ها، آمریکا، اجازه ورود ایران در موضوعات تحقیقاتی و آزمایش‌های اولیه برای ساخت رآکتور بازطراحی شده را هم نمی‌دهند و عملاً تمامی آزمایش‌ها در کشور ثانویه به‌جز ایران انجام خواهد گرفت و حتی این آزمایشات در داخل ایران هم انجام نمی‌گیرد.
The redesigned reactor will use up to 3.67 percent enriched uranium in the form of UO 2with a mass of approximately 350 kg of UO2 in a full core load, with a fuel design to be reviewed and approved by the Joint Commission. The international partnership with the participation of Iran will fabricate the initial fuel core load for the reactor outside Iran. The international partnership will cooperate with Iran, including through technical assistance, to fabricate, test and license fuel fabrication capabilities in Iran for subsequent fuel core reloads for future use with this reactor. Destructive and nondestructive testing of this fuel including Post-Irradiation-Examination (PIE) will take place in one of the participating countries outside of Iran and that country will work with Iran to license the subsequent fuel fabricated in Iran for the use in the redesigned reactor under IAEA monitoring.
ترجمه وزارت خارجه:

راکتور بازطراحی شده اورانیوم غنی‌شده 3.67 درصد در ترکیب شیمیایی دی‌اکسید اورانیوم، با جرم حدود 350 کیلوگرم در بارگذاری اول قلب با سوختی که توسط کمیسیون مشترک بررسی و تائید شده است به کار خواهد برد.
مشارکت بین‌المللی با همکاری ایران سوخت اولیه راکتور را در خارج از ایران خواهند ساخت. مشارکت بین‌المللی از طریق کمک‌های فنی به ایران در ساخت و تست سوخت مورداستفاده در بارگذاری‌های آتی این راکتور و اعطای پروانه توانایی ساخت سوخت در ایران همکاری خواهند کرد. تست‌های مخرب و غیر مخرب این سوخت‌ها ازجمله تست‌های بعد از تابش‌دهی توسط یکی از کشورهای مشارکت‌کننده در خارج از ایران انجام خواهد گرفت و آن کشور با ایران کار خواهد کرد تا بتواند پروانه ساخت سوخت در ایران را متعاقباً برای بارگذاری‌های آتی راکتور بازطراحی شده تحت نظارت آژانس انجام دهد.




رآکتور آب‌سنگین اراک حاصل نبوغ جوانان ایرانی است و این رآکتور بومی است، ازآنجا که ساختار کلی همه راکتورها مشابه همدیگر است لذا اگر ما به فناوری ساخت این رآکتور 40 مگاواتی به‌طور 100 درصد دسترسی پیدا کنیم و این رآکتور به بهره‌برداری برسد قادر خواهیم بود دیگر راکتورهای قدرت موردنیاز کشور را هم در داخل و با فناوری بومی تولید کنیم که این مهم باعث مخالفت می‌شود؛ سوخت رآکتور قدرت بوشهر یا نیروگاه اتمی بوشهر اورانیوم غنی‌شده زیر 5 درصد بوده و سیستم خنک‌کننده آن آب سبک است که به آن رآکتور آب سبک هم می‌گویند اما سوخت موردنیاز رآکتور آب‌سنگین اراک اورانیوم طبیعی بوده و سیستم خنک‌کننده آن آب‌سنگین است.

هم‌چنین قدرت رآکتور آب‌سنگین اراک 40 مگاوات بوده و تحقیقاتی است و برای تولید رادیو ایزوتوپ‌های موردنیاز در پزشکی و صنعت از آن استفاده می‌شود درحالی‌که نیروگاه اتمی بوشهر 1000 مگاوات بوده و برای تولید برق است.
در اراک دو تأسیسات وجود دارد یکی تأسیسات آب‌سنگین است که فقط آب‌سنگین تولید می‌کند و دیگری رآکتور آب‌سنگین IR-40 است که باقدرت 40 مگاوات کار می‌کند (همان راکتوری که سیستم خنک‌کننده آن آب‌سنگین است).
تأسیسات آب‌سنگین صرفاً آب‌سنگین مصرفی رآکتور 40 مگاواتی را تولید می‌کند و البته آب‌سنگین مصارف زیادی در عرصه پزشکی، کشاورزی، تحقیقاتی، صنعتی و... دارد.[1]

پی‌نوشت‌:

[1] - http://www.yjc.ir/fa/news/5159748

منبع مقاله :

مشرق نیوز
آدرس های مرجع