حدادعادل در اولین نشست رابطین جامعه روحانیت مبارز و شورای همگرایی اصولگرایان:
اصولگرایان هم به تکلیف عمل کنند هم صحنه مبارزه را در نظر بگیرند/ آرمانگرایی همسان با واقعگرایی باشد
حدادعادل خاطرنشان کرد: امروز مساله فرق کرده و انتخابات 94 با انتخابات 90 تفاوت می کند و ما باید در روش های خود تجدیدنظر کنیم و نباید نکته هایی را که مقام معظم رهبری فرموده اند، فراموش کنیم، ایشان چندین بار تاکید کرده اند که آرمانگرایی باید با واقع گرایی همسان باشد و ما نمی توانیم آرمانگرا باشیم و در صورت شکست بگوییم ایرادی ندارد و ما به تکلیف خود عمل کرده ایم.
رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس افزود: اصولگرایان باید هم به تکلیف خود عمل کنند و هم صحنه مبارزه را در نظر بگیرند و برای اینکه همه چیز را از دست ندهیم، باید مقداری انعطاف به خرج دهیم.
وی با بیان اینکه قشر خاکستری در انتخابات اهمیت بسیاری دارد، تصریح کرد: 60 درصد از مردم جامعه ما به صورت فکری، وابستگی تعریف شده ای به اصلاح طلبان و اصولگرایان ندارند و در زمان انتخابات رأی آنها تاثیرگذار است، معمولا قشر خاکستری تحت تاثیر جریان و گفتمانی قرار می گیرند که در سه الی چهار ماه مانده به انتخابات برجسته میشوند. ما باید به این قشر توجه کرده و شعارهایی را انتخاب کنیم که دغدغه آنها است .
این صحبت نشون میده که جو جامعه داره تغییر میکنه و صحبت های «جان ساورز» رئیس پیشین سرویس اطلاعات خارجی انگلیس چندان بی ربط نیست
(۲۴/شهریور/۹۴ ۱۱:۱۱)mirza47824 نوشته است: [ -> ]این صحبت نشون میده که جو جامعه داره تغییر میکنه و صحبت های «جان ساورز» رئیس پیشین سرویس اطلاعات خارجی انگلیس چندان بی ربط نیست
نتیجه گیری شما غلط بود. ساروز این آرزو رو به گور میبرد.
چرا جلیلی نباید حرف بزند؟
مرتضی رضائیان، 24 شهریور 94
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۰
حضور مذاکرهکنندگان سابق هستهای در کمیسیون ویژه مجلس برای ارائه دیدگاههای کارشناسانه خود درباره برجام با واکنش منفی برخی رسانهها و صاحبان قلم و تریبون روبرو شده است؛ واکنشهایی که در مواردی قابل توجه، حالت تخریبی یافته و تداعیکننده برخی رویکردهای ناروا در سالیان گذشته است.در این باره حتی یکی از نمایندگان همسو با دولت، در ادعایی تأملبرانگیز، دعوت از تیم سابق را «گارد گرفتن مقابل دولت» دانسته و گفته است: «چه دلیلی دارد در نخستین جلسات این کمیسیون از سعید جلیلی دعوت شود و از او بخواهند که راجع به برجام نظر بدهد؟ چراکه پیش از ورود جلیلی از همان ابتدا نظر او و طیف نزدیک به او معلوم بود. به نظر میرسد چنین اقدامی گارد گرفتن مقابل دولت و دقیقاً خلاف توصیههای رهبر معظم انقلاب درباره برجام و حفظ وحدت است.»
در این باره گفتنی است:
۱ . پرونده هستهای و به تبع آن «برجام»، موضوعی «ملّی» است که تاثیر منحصر به فرد آن در ابعاد گوناگون اقتدار و پیشرفت نظام و نیز زندگی آحاد جامعه بر کسی پوشیده نیست. از این رو هر گونه اقدامی در راستای فروکاهیدن آن به سطح مباحث جناحی و سوءاستفاده سیاسی، مذموم و شایسته شدیدترین نکوهشهاست.
۲ . در صداقت و تعهد تیم مذاکرهکننده قبلی و کنونی، خدشهای وارد نیست و ایراد اتهامهایی چون خیانت، دور از انصاف و بر خلاف نص فرمایش رهبر معظم انقلاب است. برخی منتقدان باید به یاد داشته باشند که مقام معظم رهبری تیم مذاکرهکننده در دولت یازدهم را با تعابیری همچون امین، غیور، شجاع و متدین یاد کردهاند، و به تعبیری «حُسن فاعلی» در آنان محرز است.
۳ . شایستگیهای شخصیتی تیم مذاکرهکننده و آراستهبودن به ویژگیهایی نظیر امانت، غیرت، شجاعت و تدین، اگرچه وجود «حُسن فاعلی» در آنان را در حدی ستودنی تثبیت میکند،اما نمیتواند مصونیت آنان در برابر خدعههای دشمن و نتیجهگیریهای غیربرتر را تضمین کند؛ چه اینکه به تعبیری، هر حسن فاعلی لزوما به حُسن فعلی نخواهد انجامید و چه بسا تیم مذاکرهکننده علیرغم تلاشهای فوقالعاده و غیرت بالای دینی و ملی، در مواردی نتوانسته باشد در دفاع از دستاوردهای نظام و عزت ملی، به نتایج قابل قبولی دست یافته باشد. از این روست که حضور کارشناسان فن از طیفهای گوناگون در میدان بررسی و نقد دلسوزانه «برجام» قبل از نهایی شدن، برای جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان قسمخورده، نهتنها «حق» که «وظیفه»ای دینی و ملی به شمار میآید.
۴ . در این میان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و بخصوص کمیسیون بررسی برجام، تکلیفی برجسته و تاریخی بر عهده دارند؛ تکلیفی که به ویژه پس از تصریح رهبر معظم انقلاب به ضرورت نقشآفرینی مجلس در فرآیند بررسی برجام، اهمیتی دوچندان یافته است. طبیعی است نمایندگان محترم در راستای انجام وظیفه خود، به استماع دیدگاههای کارشناسان فن بپردازد و دعوت از تیم سابق مذاکرهکننده نیز باید دراین راستا ارزیابی شود.
بنابراین طرح ادعاهایی چون «گارد گرفتن مجلس در برابر دولت» به بهانه دعوت و گوش فرادادن به نقدهای تیم پیشین مذاکره کننده، ادعاهایی دور از انصاف به شمار میآید. چه اینکه دعوت از تیم سابق، ضرورتی انکارناشدنی دارد و از قضا چنانچه کمیسیون ویژه از این اقدام غفلت میکرد، شایسته بازخواست و سرزنش میبود که چرا از آنان دعوت نکرده است. اهمیت تیم پیشین مذاکرهکننده به عنوان کارشناسان فن، به گونهای است که شورای عالی امنیت ملی متشکل از سران قوا و دیگر شخصیتهای حقیقی و حقوقی برجسته، به مدت «۱۲ ساعت» پای نقدهای رئیس تیم سابق نشستهاند!
۵ . پس از چند جلسه حضور مسئول سابق تیم مذاکرهکننده، برخی اشخاص و صاحبان تریبون و قلم، هجمهای ناصواب را بر ضد وی آغاز کردهاند؛ هجمهای که نه نسبتی با شعارهای میهندوستانه دارد و نشانی از شعارهای زیبای «دانستن حق مردم است، «نقد پذیری»، «زنده باد مخالف» و ... در آن به چشم میخورد.
انتظار منطقی از رسانهها و کارشناسان موافق برجام، ارائه پاسخهای «مستند و دقیق» به نقدهای ارائه شده از تیم سابق مذاکرهکننده است؛ تا بدینوسیله هم نمایندگان محترم مجلس را در ارزیابی نهایی یاری رسانند و هم جامعه بتواند باتامل در نقدها و پاسخهای متقابل، به درکی «غیراحساسی» و «واقعبینانهتر» از مذاکرات هستهای و نقاط قوّت و ضعف آن دست یابد.
۶ . در این میان، برخی مواضع و رویکردهای دولت و رئیسجمهور محترم چندان قابل هضم نیست. از رئیسجمهور گرانقدر که به ویژه در دوران تبلیغات انتخاباتی بر ضرورت نقدپذیری تاکید کرده و درمراسم تنفیذ، از بستن دهان منتقدان به خدا پناه بردهاند، انتظار میرفت فضای مناسبتری را برای اطلاعرسانی درباره مذاکرات و نیز نقد آن توسط کارشناسان فراهم کند؛ اما متاسفانه برخی مواضع ایشان، رسانهها و اشخاص همسو با دولت را برای درشتگویی علیه منتقدان تشجیع کرده و هزینه روانی برای بررسی کارشناسی برجام و طرح نقاط ضعف آن را افزایش داده است. [جناب پرزیدنت اون موقع تبلیغات انتخاباتی آدمها خیلی حرف می زنند اما موقع عمل ذاتشون رو میشه. یه روز که طرفدارهای دو آتیشه شما داشتند تبلیغ می کردند از یکیشون که جوون بود پرسیدم چرا بهش رای میدی؟ گفت قول داده فلان کار رو می کنه. ازش پرسیدم مطمئنی به قولش عمل می کنه؟ جناب پرزیدنت مسئولیت سنگینی به عهده گرفتی کمی بهش فکر کن.]
دکتر روحانی در آخرین موضعگیری قابل تامل خود در این باره گفته است: «عدهای روی کلمات این توافق پرافتخار که من بعدها راجع به آن صحبت خواهم کرد، بحث میکنند و من نخواهم گذاشت "یک عده افراطی" امید این ملت را ناامید کنند»؛ در حالی که افراطینامیدن منتقدان از سوی بالاترین مقام اجرایی کشور آنهم بدون ارائه هیچ مصداق عینی، میتواند پیامدهای بسیارناگواری برای فضای سیاسی جامعه و به تبع، نظام داشته باشد. به راستی چگونه رئیس جمهور محترم از اینکه «عدهای روی کلمات این توافق پرافتخار ... بحث میکنند» آزردهخاطر میشوند، در حالی که بدیهیترین اقدام هر کارشناس برای بررسی یک متن حقوقی و تعهدآور- حتی در حد اجاره یک مغازه کوچک- دقت در کلمات و محتوای توافقنامه است! چه رسد به توافقی که برخی آن را مهمترین توافق در تاریخ جمهوری اسلامی ایران ارزیابی میکنند. بیگمان شناسایی نقاط قوت و ضعف توافق و مقولاتی زیربنایی همچون «لغو» یا «تعلیق» تحریمها بدون دقت فوقالعاده در تکتک کلمات توافق، امکانپذیر نیست.
۷ . سخن پایانی اینکه شخصیتها و اصحاب قلم و تریبون باید از هر اقدام نابجا و موضعگیری نسنجیده که موجب دوقطبیکردن جامعه در موضوع هستهای میشود، به شدت بپرهیزند؛ اقدامی که به شدت مغایر با اهداف نظام اسلامی و در تضاد با منافع ملی است و به جریترشدن بدخواهان ملت میانجامد. تردیدی نیست که دستمایهقراردادن «پرونده هستهای» برای رسیدن به مطامع جناحی و انتخاباتی نیز از همین مقوله و درخور شدیدترین ملامتهاست.
بیگمان، نصبالعین قرار دادن رهنمودها و تصریحات رهبر معظم انقلاب در موضوع هستهای، مطمئنترین راه برای عبور از این مرحله بوده و خواهد بود.
(۲۴/شهریور/۹۴ ۱۰:۴۸)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]برجام
رئیس سابق امآی۶:
ماهیت انقلابی ایران در دوره ۱۵ ساله برجام تغییر میکند
«جان ساورز» گفت: «من فکر میکنم آنچه ما داریم میبینیم یک کشوری است که در حال دوران گذار و انتقال از یک پایه و اساس انقلابیگری به یک کشور عادیتر و نرمالتر است»
نقل قول:مقام معظم رهبری فرموده اند آرمانگرایی باید با واقع گرایی همسان باشد . نمی توانیم آرمانگرا باشیم و در صورت شکست بگوییم ایرادی ندارد و ما به تکلیف خود عمل کرده ایم.
نقل قول: حداد عال : برای اینکه همه چیز را از دست ندهیم، باید مقداری انعطاف به خرج دهیم.
این صحبت نشون میده که جو جامعه داره تغییر میکنه و صحبت های «جان ساورز» رئیس پیشین سرویس اطلاعات خارجی انگلیس چندان بی ربط نیست
(۲۴/شهریور/۹۴ ۱۱:۱۷)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]نتیجه گیری شما غلط بود.
شما از صحبت های آقای خامنه ای و حداد عادل چه نتیجه ای گرفتید؟
بحث رو منحرف نکن. این مطلب مربوط به این تاپیک نمیشه.
اگر من بودم این برجام را امضا نمیکردم
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۳۶
استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه تهران در نشستی در اندیشکده شورای آتلانتیک، گفت توافق هستهای ایران و ۱+۵، چه از بعد زمانبندی و چه از منظر دادهها و ستاندهها، سند متوازنی نیست.
به گزارش فارس ناصر هادیان استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه تهران روز دوشنبه در نشستی که در اندیشکده شورای آتلانتیک برگزار شد، به تشریح نقاط ضعف برنامه جامع اقدام مشترک پرداخت و گفت اگر او بود، چنین توافقی را امضا نمیکرد.
وی که از حامیان دولت به شمار میرود، با بیان اینکه ۴ معیار را برای سنجش توافق در نظر دارد، گفت سند به دست آمده، بر اساس این معیارها سندی متوازن نیست و آنچه که ایران گرفته و آنچه که ستانده، معادل یکدیگر نیست.
در ادامه متن کامل این بخش از اظهارات وی آمده است:
من برای ارزیابی توافق، ۴ معیار را در نظر میگیرم؛ این چهار معیار عبارتند از
1- زمانبندی،
2-وزن راهبردی آنچه داده شده و آنچه دریافت شده،
3- ترکیب راهبردی آنچه داده و آنچه گرفته شده و
4- چهارم مسئله بازگشتپذیری و غیرقابل بازگشت بودن.
در مورد زمانبندی، آنچه مد نظر من است، نقد در برابر نقد و نسیه در برابر نسیه. وقتی صفحات سند را مرور میکنید، میبینید که در زمینه زمانبندی، امتیازاتی که ایران داده است، بسیار بیشتر است. ما باید ۲۰۰۰ سانتریفیوژ از فردو حذف کنیم، ما باید ۱۳۰۰۰-۱۲۰۰۰ سانتریفیوژ از نطنز حذف کنیم، ما باید حدود ۱۱۰۰۰ کیلوگرم از اورانیوم غنیشده خود را رقیق کرده یا آنها را خارج کنیم، ما باید رآکتور اراک را متحول کنیم، ما باید به سوالات آژانس در مورد ابعاد احتمالی نظامی پاسخ دهیم. ما باید همه این کارها را انجام دهیم و بعدا آژانس باید بگوید که "من راضی شدم." پس از آن است که تحریمها میتواند تعلیق شود.
رک بگویم، اگر من بودم، این توافق را امضا نمیکردم، من برای توافق دیگری مذاکره میکردم. اگر آژانس اعلام کرد که "من راضی نشدم" چه؟ اگر کنگره به اکثریت دو سومی لازم برای جلوگیری از انجام تعهداتی که رئیسجمهور ملزم شده، دست یافت چطور؟ بنابراین، اگر من بودم اینطور مذاکره میکردم که میگفتم ما این ۲۰۰۰ سانتریفیوژ را از فردو حذف میکنیم و شما هم فلان تحریمها را بردارید، ما ۵۰۰۰ سانتریفیوژ را برمیداریم و شما هم فلان کار را انجام دهید. خوب من به این دولت خوش بین هستم و به آن اعتماد دارم، اما همان طور که شما هم میگوئید، این (توافق) نباید بر اساس اعتماد باشد، بلکه باید بر اساس روشهای مختلف راستیآزمایی و روشهای مختلف پیشبرد موضوعات باشد.
شماره ۲، وزن راهبردی آنچه داده و آنچه گرفته شد. من جزو آنهایی نیستم که میگویند این باید ۵۰-۵۰ میشد. میدانید، اینکه گفته شود باید ۵۰-۵۰ باشد، برای ایرانی که با ۶ قدرت جهانی مذاکره میکرد، انتظار زیادی است. اما میشود این را از لحاظ کمی مد نظر قرار داد، همان کاری که من در کتابهایم انجام میدهم. از بعد کمی، از لحاظ آنچه دادهایم و آنچه گرفتهایم، به نظر من این حتی ۷۰-۳۰ هم نیست.
البته آنچه برای شخص من از اهمیت بیشتری برخوردار است، وزن راهبردی نیست، بلکه ترکیب راهبردی آن چیزی است که داده و گرفته شده است. من شخصا ترجیح میدادم که ۳ آبشار از سانتریفیوژ نسل دوم داشتیم که در فردو غنیسازی میکرد و دیگر اراک و نطنز را به طور کامل تعطیل میکردیم. اما ما الان ۵۰۰۰، ۵۰۴۹ سانتریفیوژ نسل اول در نطنز داریم که مدلهای بسیار بسیار قدیمی هستند. به همین دلیل است که من از ترکیب راهبردی آنچه که داده و آنچه که گرفته شده، انتقاد دارم.
اما شما در طرف آمریکایی، چهار مبنا داشتید که مذاکرات را بر اساس آن پیش میبردید. اولا، چهار مسیر برای رسیدن به بمب وجود داشت، که شما آن را بستید. همچنین مسئله شناسایی بود، به همین خاطر هم شما به دنبال ساختار راستیآزمایی بسیار قدرتمندی بودید که فراتر از پروتکل الحاقی است، چراکه چند مسئله فراتر از پروتکل وجود دارد، نه فقط پروتکل الحاقی، بلکه فراتر از آن. شماره سه، مسئله گریز هستهای و حرکت ناملموس به سمت بمب، بود. اینکه گفتید که "ما میخواهیم اگر دیدیم که شما در حال حقه زدن یا فریبکاری هستید، زمان لازم برای واکنش داشته باشیم." این زمان بین تصمیمگیری تا رسیدن به مواد هستهای لازم برای یک بمب است. این زمان الان ۲، ۳ ماه است، و "ما میخواهیم آن را به یک سال برسانیم." و همین مفهوم مذاکرات شما را هدایت کرد و همین زمان گریز مبنای اصلی تعداد سانتریفیوژها، نوع سانتریفیوژها و روند غنیسازی است. به همین خاطر هم هست که ما باید سطح ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به ۳۰۰ کیلوگرم کاهش دهیم.
مفهوم شماره ۴ هم، قابلیت بازگشتپذیری و عدم امکان بازگشت است. بسیاری از اقداماتی که ما انجام میدهیم، غیرقابل بازگشت هستند. (اصلاحات) اراک غیرقابل بازگرداندن است. رقیقسازی یا خارج کردن ذخایر اورانیوم غنیشده، غیرقابل بازگشت است. هرچند که شما میگوئید که تحریمها هم قابل بازگشت نیستند، اما آنها به لحاظ نظری و قانونی، کاملا قابل بازگشت هستند. بر اساس توافق، معماری تحریمها به سادگی قابل بازگشت است. بنابراین، بر اساس این چهار معیار، آنچه ما دادهایم و آنچه که گرفتهایم، معادل هم نیستند.
اما، من از این توافق حمایت میکنم. شاید بپرسید که چرا از آن حمایت میکنی، به دلیل تبعات راهبردی آن. ۴ پیامد راهبردیای که برای من بسیار حائز اهمیت هستند: امنیتیزدایی، عادیسازی روابط، مسائل منطقهای که البته بخشی از توافق نیستند، اما جزو تبعات آن هستند و شماره چهار هم تحریمها که خوب بخشی از توافق هستند.
پ.ن.
نظر ایشون برای من مهم نبود این چهار مقایسه بود که مهم بود. در واقع باید گفت بدون شرح!
توکلی: ساختار بخش عمده تحریمها باقی میماند
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۲۳
نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه در شرایط فعلی ساختار بخش عمده تحریمها باقی میماند، گفت که از ابتدا اصل بر لغو تحریمها بود.
به گزارش فارس، احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ضرورت بررسی برجام در مجلس را مورد تاکید قرار داد و اظهار داشت: در مذاکرات و توافق صورت گرفته تحریمها عموما لغو نشده بلکه تعلیق شدهاند. فقط برخی تحریمهایی که در اختیار دولت آمریکا بوده است نه تعلیق بلکه متوقف میشود.
وی افزود: ساختار بخش عمدهای از تحریمها در این میان باقی میماند و این بدین معنی است که اتحادیه اروپا آییننامههای تحریم را تعلیق میکند ولی مصوباتی که در خصوص تحریم داشته است را لغو نمیکند.
عضو کمیسیون بودجه مجلس شورای اسلامی همچنین تصریح کرد: آنها ادعا کردند همه تحریمها را از میان برمیداریم. برداشتن به معنای لغو نیست. کلمه برداشتن هر معنایی میتواند داشته باشد. میتواند معنای لغو، توقف یا تعلیق مشروط داشته باشد. [!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟]
توکلی در ادامه مطلب خاطرنشان کرد: همه تحریمها جز در مورد خاص که دست آمریکا بود بقیه تعلیق شده و عقب میافتند و تفاوت آن در بازگشتپذیری آنها است. هنگامی که تحریم از نظر اقتصادی لغو نشود بازگشتپذیری آن (چون قانون آن وجود دارد و حفظ میشود) با یک تصمیم لحظهای میتوانند تحریمها را برقرار کنند. [یعنی هیچ بانکی جرات کار با ایران رو نداره چون هر لحظه احتمال بازگشت تحریم ها هست و اونها ریسک نمی کنند.]
وی ادامه داد: لذا تاثیر تعلیق در کاهش ریسک سرمایهگذاری بسیار کمتر از لغو است و الفاظ خالی نیست و میتواند منشا اثر باشد. میتواند تحریمها را به سرعت بازگرداند. لذا اثر آن در کاهش ریسک سرمایهگذاری و نااطمینانی کم میشود.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی متذکر شد: به دنبال آن جذب سرمایه صورت نمیگیرد و این مشکل جذب سرمایه چه در مسائل خارجی و چه موارد داخلی مشکلات ما را دیرتر حل میکند.
توکلی به اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب در خصوص لغو تحریمها، متذکر شد: بنابراین اینکه رهبر معظم انقلاب در جمع اعضای مجلس خبرگان تاکید فرمودند که تحریمها باید لغو شوند برای این است که شرایط بازار و اقتصاد زودتر عادی شود.
وی اضافه کرد: گفته شده تحریمها لغو میشود، در این صورت اگر بخواهند تحریمها را مجدد برقرار و لحاظ کنند باید مسیر طولانی طی شود و در این میان برای ما زمان فرصت پیدا میشود و آنها نمیتوانند تحریم را تکرار کنند و بازگشتپذیری به راحتی نخواهد بود اما هنگامی که صحبت از تعلیق میشود تحریمها میتوانند به سرعت به جای اولیه خود بازگردند لذا ما لغو تحریمها را میخواهیم و ما از ابتدا اصل را بر این میدانستیم و میدانیم.
پ.ن.
جناب پرزیدنت هدف از این توافق چی بود؟ انتخابات یا تحریم ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(۲۸/شهریور/۹۴ ۹:۵۹)mirza47821 نوشته است: [ -> ]مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی مرگ بر تکفیریان داخلی
همون هایی که با آمریکا و اسراییل رابطه دارند؟ مثل باقی تکفیری ها
همون هایی که نتانیاهو گفت بزرگترین سرمایه های ما در ایران هستند؟
همون هایی که نامه زدند تو این دولت توافق نکنید و تحریم ها رو تشدید کنید؟
همون هایی که ...
ميرزا چرا اين قدر عصباني !
راستي ميرزا يه سوال ميپرسم تو يك كلمه پاسخ بده ! فرض كن در نقش يك ناظر بي طرف ازتو خواستن به توافق نامه امتياز بدي ! با در نظر گرفتن همه ي جوانب نمرت از ده چنده؟ بگو ايران فلان نمره امريكا بهمان نمره
ميخوام نظر خودت رو بدونم
قاضی و طرف دعوا یکی است برجام ضمانت اجرا ندارد
«ضمانت اجرای برجام برای اجرای تعهدات از سوی ایران بسیار سنگین بوده اما تعهدات آمریکا و غرب فاقد کمترین ضمانت اجرایی است.»
اخیراً تختروانچی از اعضای تیم مذاکره کننده گفته بود: «غربیها میتوانند با درخواست ما برای خرید یک کالای دو منظوره مخالفت کنند و ما نسبت به ادله آن عضو (کارگروه خرید اقلام دوگانه)راضی نباشیم و برجام به هم بخورد ما مقصر نیستیم. برجام صراحتاً میگوید اگر طرف شاکی نسبت به مخالفت با درخواستش از روند راضی نشود میتواند از توافق کنار بکشد». اما روزنامه جوان در نقد این اظهارات و تله حقوقی ضمانت اجرای برجام نوشت: در تعهدات دوجانبه یا چند جانبه در فضای بینالملل اگر یکی از طرفین نقض تعهد نماید کشور مقابل میتواند از طریق مراجع صلاحیتدار پیشبینی شده- از جمله دیوان بینالمللی دادگستری -الزام کشور نقض کننده را به مفاد تعهدات خواهان شده و در نهایت دیوان میتواند ناقض عهد را تشخیص داده و اعلام نماید.
برجام هر چند که یک تعهد چند جانبه به شمار میآید اما همانطور که در برجام آمده دو طرف مذاکره مرجع حل اختلاف را در مراحل- کمیته هشت نفره، هیئت داوران و نهایتاً شورای امنیت- در نظر گرفتهاند، یعنی چنانچه نقض عهدی در اجرای تعهدات روی دهد این شورای امنیت سازمان ملل است که نهایتاً باید به آن رسیدگی و حکم نهایی را صادر نماید، به علاوه آنکه قطعنامه 2231 هم تحت ماده 41 منشور سازمان ملل و ذیل فصل هفتم صادر شده که به معنای این است که ایران اقرار کرده رویکرد و رفتارش تاکنون ناقض صلح و امنیت جهان بوده و در صورتی از این اتهام خارج میشود که تعهدات خود در برجام را به صورت کامل انجام دهد.
مرجع صلاحیتدار و تصمیم گیرنده نهایی درباب اختلافات فیمابین ایران و 5+1 شورای امنیت است که میتواند در صورت نقض تعهد توسط ایران مراحل مبنی بر «اعاده تحریمهای سابق»، «وضع تحریمهای جدید» و در نهایت «حمله نظامی» را در دستور کار قرار دهد. بنابراین «ضمانت اجرای» ایران در اجرای تعهدات بسیار سنگین بوده و به راحتی میتواند به مجوز رسمی نهادهای بینالمللی جهت حمله نظامی به کشورمان هم بینجامد چرا که ما در برجام و قطعنامه، خود را ملزم به تکلیفهای مالایطاق کردهایم که همین مسئله زمینه هر گونه اقدام نظام سلطه علیه خود را بازگذاشتهایم. [جناب پرزیدنت مچکریم!]
جوان میافزاید: اما جالب است بدانیم «ضمانت اجرای طرف مقابل جهت اجرای تعهدات» اساساً وجود خارجی ندارد چرا که احراز و اثبات نقض تعهد توسط یکی از اعضای 5+1 به شرط تشخیص مرجع صلاحیتدار- یا همان شورای امنیت سازمان ملل- است. حال چطور امکان دارد این نهاد که وابستگی مشخصی به آمریکاییها دارد علیه 5+1 تصمیمی اتخاذ نماید.
به بیان بهتر عدول غرب از اجرای تعهدات باید توسط ایران نزد قاضی -شورای امنیت- اثبات شود، در صورتی که قاضی خود یکی از طرفهای دعوا است و چگونه امکان دارد قاضی علیه خود حکمی را صادر نماید. با توجه به آنچه گفته شد بحث ضمانت اجرا برای ایران و 5+1 شرایطی کاملاً متفاوت را داراست و عواقب بینالمللی نقض برجام توسط ایران بسیار سنگینتر از آن چیزی است که برخی از مقامات داخلی عنوان میکنند و برخلاف گفته برخی از مسئولان کشور است که میگویند تحریمها یک شبه لغو شده است،اولاً تحریمها تعلیق شده نه لغو و دوماً تعلیق به قیود متعدد مشروط شده، سوماً با پذیرفتن تکلیفهای مالایطاق عملا ً ایران را در معرض تحریمهای جدید و حتی حمله نظامی قرار دادهایم.
پ.ن.
جناب پرزیدنت این بود فتح الفتوح؟ این بود برد 3 به 2؟ این بود امید مردم؟ این بود پیروزی در حوزه دیپلماسی؟ این بود پیروزی در مقابل 5+1؟
وقتش نرسیده از خواب بیدار شی؟ به خدا بهت رای میدیم، دور بعد پرزیدنت میشی. ما رو بدبخت نکن.