تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیرامون قطعنامه شورای امنیت در مورد توافقات هسته ای
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
موضوع مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای کشورمان طی دو سال اخیر همواره یکی از موضوعات بحث‌برانگیز بوده است. موضوع زمانی حساس‌تر می‌شود که تنها بین سال‌های 88 تا 90 پنج دانشمند هسته‌ای ایران ترور شدند.

امضای موساد و سیا پای پنج ترور
اولین ترور دی ماه سال 88 روی داد و دکتر مسعود علیمحمدی در یک بمب‌گذاری مقابل منزل خود به شهادت رسید. کمتر از یک سال بعد دکتر مجید شهریاری با بمب‌گذاری به شهادت رسید. همان روز فریدون عباسی نیز در نقطه‌ای دیگر از پایتخت مورد سوءقصد واقع شد که خوشبختانه این عملیات ترور ناکام ماند و عباسی مجروح شد.

مرداد سال 90 داریوش رضایی‌نژاد مقابل منزل خود و در برابر چشمان همسر و دختر خردسالش به ضرب گلوله به شهادت رسید. مجله اشپیگل به نقل از یک مقام اطلاعاتی رژیم صهیونیستی ترور رضايی‌نژاد را اولین اقدام جدی رئیس جدید موساد تامیر پاردو اعلام کرد. دی ماه سال 90 نیز مصطفی احمدی روشن بر اثر بمب‌گذاری به شهادت رسید. به دنبال این ترور سخنگوی ارتش رژیم اسرائیل در این باره گفت «ما برای این قتل اشکی نمی‌ریزیم». به نوشته جروزالم پست، فرمانده ارتش این رژیم، روز قبل از این حمله گفته بود، سال ۲۰۱۲ سالی بحرانی برای ایران خواهد بود و اتفاقاتی غیرطبیعی برای این کشور رخ خواهد داد.

شبکه ان‌بی‌سی آمریکا درباره ترور چهار دانشمند هسته‌ای ایران، به نقل از یک مقام آمریکایی، بدون فاش کردن هویت او، اعلام کرد حملات علیه دست‌اندرکاران برنامه اتمی ایران توسط سرویس اطلاعاتی رژیم اسرائیل انجام شده ‌است. این مقام آمریکایی افزوده بود: این ترورها با اطلاع واشنگتن انجام شده است.

تحقیقات و سرنخ‌های بعدی نشان داد، اطلاعات نشت کرده از طریق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی عامل اصلی شناسایی افراد و ترورهای مذکور بوده و در واقع آژانس نقش برج دیدبانی را برای شلیک سازمان‌های جاسوسی غرب و رژیم صهیونیستی به سوی افراد مورد نظر بازی می‌کند.

خط قرمزی برای حفظ جان دانشمندان
تجربه تلخ و سنگین جمهوری اسلامی ایران از تعامل آژانس با دانشمندان هسته‌ای کشورمان باعث شد تا دسترسی به آنان جزو خطوط قرمز مذاکرات اعلام شود. دولتمردان و تیم مذاکره‌کننده نیز چه در دوران مذاکرات و چه پس از آن در مقاطع مختلف بارها تاکید کرده‌اند که به خطوط قرمز تعیین شده از جمله عدم دسترسی آژانس به دانشمندان هسته‌ای پایبند هستند.
محمدجواد ظریف اوایل خرداد ماه سال جاری در گفت و گو با خبرگزاری خانه ملت ضمن تاکید بر رعایت این خط قرمز، گفت: موضوع مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای، ارتباطی به اصل مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه ١+٥ ندارد و این یک مسئله کناری و فرعی بوده و حدود ١٠ سال است که کشور برای حل این ادعاها و بهانه‌ها اقداماتی انجام داده است.

کمالوندی: قطعا موافقت نمی‌کنیم
کمتر از یک هفته بعد بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی در مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما گفت: صحبت با برخی افراد و بازرسی از برخی مراکز در خصوص مسایل گذشته، خواسته‌هایی است که در طول مذاکرات مطرح است.

معاون صالحی در ادامه گفت: همه تلاش مذاکره‌کنندگان این است که از طرف مقابل بخواهند که این موضوع را یک بار برای همیشه حل و فصل کنند و آنان بعضا مطرح کرده‌اند که برای این کار آماده‌اند اما مثلا دو جای دیگر را هم ببینند یا با دو نفر دیگر نیز مصاحبه کنند.

کمالوندی تاکید کرد: این موضوعی است که با آن موافقت نکرده‌ایم و قطعا هم موافقت نمی‌کنیم چون به نظر می‌رسد که به اندازه کافی چنین دسترسی‌هایی وجود داشته است و اگر بخواهیم این در را باز بگذاریم امروز مصاحبه با چهار نفر و فردا با شش نفر دیگر را مطرح می‌کنند و معلوم نیست انتهای این خواسته‌ها کجا باشد.

نیمه خرداد نیز کمالوندی در گفت و گو با العالم درباره موضوع مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای گفت: ما چیزی به نام بازجویی و مصاحبه با دانشمندان و چیزهایی از این قبیل نَه در پادمان و نَه در پروتکل نداریم.

کمالوندی تأکید کرد: به فرض؛ اگر اطلاعاتی درباره وجود فعالیت هسته‌ای اعلام نشده در منطقه‌ای به دست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برسد و آژانس بخواهد در خصوص صحت و سقم این اطلاعات بررسی کند، فقط می‌تواند دسترسی به آن منطقه داشته باشد و این تصور که آژانس یک یک دانشمندان را روی صندلی بنشاند و از آنها بازجویی و مصاحبه کند، تصور اشتباهی است.

پرده‌ای که کنار رفت!
با همه این تاکیدات و تضمین‌های ادعایی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی گفت: مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای تحت شرایط موافقت شده و با دقت خاص رخ می‌دهد!

«بهروز کمالوندی» سخنگو و معاون سازمان اتمی ایران در مصاحبه با شبکه «آی تی وی نیوز» گفت: ایران در اجرای تعهداتش در برجام با احتیاط و نه با شتاب عمل می‌کند.

کمالوندی افزود: مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای ایران با بهانه‌های ساختگی میسر نیست.
وی تصریح کرد: مصاحبه با دانشمندان ایران به بهانه ساختگی ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای گذشته امکان‌پذیر نیست، زیرا در آن صورت انگار ایران در کمال تعجب و بهت، اتهام دانشمندانش را در محکمه پذیرفته‌ است.

به گزارش فارس، سخنگوی سازمان انرژی اتمی در ادامه در اظهارنظری تامل‌برانگیز گفت: این رویداد (مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای) تحت شرایط موافقت شده و با دقت خاص رخ می‌دهد!

حال باید منتظر ماند و دید در مذاکرات هسته‌ای چه خطوط قرمز دیگری زیر پا گذاشته شده است و چه وقت از دستاوردهای جدید فتح‌الفتوح برجام رونمایی خواهد شد.

دو روز پس از توصیه رویترز به ترور دانشمندان
گفتنی است دو روز پیش خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت: اتکا به گزینه‌های اقتصادی و تهدید جنگ برای تضمین اجرای «برجام» از سوی ایران ناکافی است.

رویترز در اقدامی گستاخانه پیشنهاد کرد: بنابراین باید گزینه‌هایی که واشنگتن قبلاً آنها را مورد استفاده قرار داده، مانند ترور دانشمندان هسته‌ای مورد توجه قرار گیرد.

این خبرگزاری انگلیسی در ادامه نوشت: تاکتیک‌های قبلی، اعم از ترور، کارشکنی با نیروهای ویژه، خرابکاری‌های تکنولوژی، بسیج نیروهای مسلح، بمب‌گذاری‌های گسترده و جنگ، شایان بررسی دوباره هستند.

بازدید شبکه خبری انگلیسی از تأسیسات هسته‌ای ایران!
لازم به ذکر است که شبکه خبری انگلیسی «آی تی‌وی نیوز» علاوه بر مصاحبه با سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران در اقدامی نادر از تاسیسات هسته‌ای ایران بازدید کرد!

«راجح عمر» خبرنگار شبکه خبری «آی تی‌وی نیوز» با اشاره به این موضوع گفت: این دیدار بازدیدی از یکی از تاسیسات هسته‌ای، تحقیقاتی ایران بود که نه تنها مشمول برجام قرار دارد بلکه از جمله تاسیساتی است که به شدت از سوی بازرسان نظارت خواهد شد.

ایالت کالیفرنیا متعهد به تعلیق تحریم‌ها نیست
نمایندگان ایالت کالیفرنیا در نامه‌ای به رئیس مجلس نمایندگان و رئیس سنای این ایالت تاکید کردند که ایالت کالیفرنیا متعهد به تعلیق تحریم‌ها به پیروی از «برجام» نیست.

در بخشی از این نامه آمده است: برجام توافقنامه‌ای میان قوه مجریه کشورها است و تعهدی برای ایالت‌ها در خصوص اجرای توافق وجود ندارد.

روزنامه آلمانی «دویچه‌ ویترشافت‌ ناخریشتن» در گزارشی نوشت: برلین و پاریس در پی توافق هسته‌ای با تهران می‌کوشند، بهره هرچه بیشتری از بازارهای ایران به دست آورند.

در ادامه گزارش آمده است: کنسرسیوم رنو پیش از تحریم‌ها سالانه حدود 100 هزار دستگاه خودرو به ایران صادر می‌کرد و فرانسوی‌ها علاقه‌مندند که بار دیگر به این جایگاه برگردند.

به گزارش فارس، این روزنامه آلمانی تاکید کرد: مقامات اقتصادی آلمان هم روابط اقتصادی خوبی را با ایران پی می‌گیرند تا بتوانند به بازارهای این کشور وارد شوند.

در همین حال، پایگاه خبری «وَلیو واک» در گزارشی نوشت: باید تا روز اجرایی شدن توافق هسته‌ای برای درو کردن ثروت در ایران صبر کرد.

گفت: تازه چه خبر؟
گفتم: سازمان انرژی اتمی کشورمان اعلام کرده است که مصاحبه آژانس با دانشمندان هسته‌ای ایران انجام خواهد شد!
گفت: ولی مصاحبه آژانس با دانشمندان هسته‌ای کشورمان خط قرمز است و نوعی بازجویی برای کسب اطلاعات سرّی است.
گفتم: همین دیروز خبرگزاری انگلیسی رویترز با صراحت پیشنهاد کرده بود که آمریکا نباید ترور دانشمندان هسته‌ای ایران را متوقف کند!
گفت: دانشمندان هسته‌ای نباید به مصاحبه با این جاسوسان حرفه‌ای تن بدهند.
گفتم: ایول... از یارو پرسیدند اگر حالت تهوع بهت دست داد چیکار می‌کنی؟ گفت؛ خب! معلومه، باهاش دست نمیدم.
بسم الله الرحمن الرحیم

(۷/آبان/۹۴ ۰:۳۴)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]
سخنگوی سازمان انرژی اتمی گفت: مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای تحت شرایط موافقت شده و با دقت خاص رخ می‌دهد!

تو غفلت و سکوت خواص، هر لحظه تحمیل گری بر ولایت و زیر پا گذاشتن خطوط قرمز با سرعت ادامه داره و پیش می ره


برجام رو در جام ریختیم!!!!!



(۷/آبان/۹۴ ۲۰:۳۶)مصباح نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم

[/align]

تو غفلت و سکوت خواص، هر لحظه تحمیل گری بر ولایت و زیر پا گذاشتن خطوط قرمز با سرعت ادامه داره و پیش می ره


برجام رو در جام ریختیم!!!!!



در محافل خصوصی بارها و بارها گفتن برای بهتر شدن وضع کشور لازمه که باز جام زهر ....
اصلا به همین دلیل بود که حاج آقا خاطره یک خاطره جدید کشف کردن و بالاخره جعلی فرمودن که: امام بعدها به من فرمودند جام زهر تلخ بود ولی امروز برای من شیرین است.
بسم الله الرحمن الرحیم

(۸/آبان/۹۴ ۲۳:۴۰)علائم ظهور نوشته است: [ -> ]در محافل خصوصی بارها و بارها گفتن برای بهتر شدن وضع کشور لازمه که باز جام زهر ....
اصلا به همین دلیل بود که حاج آقا خاطره یک خاطره جدید کشف کردن و بالاخره جعلی فرمودن که: امام بعدها به من فرمودند جام زهر تلخ بود ولی امروز برای من شیرین است.

آخه بدبختی ما که فقط داخل نیست!!
متاسفانه پای یه عده به مذاکرات سوریه باز شده!!!
می ترسم بنا رو بذارن رو اینکه رو سر حزب الله هم بتن بریزن

و یا تمامی مدافعین حرم هم از سوریه اخراج کنن
جز یه 4، 5 نفری
اون هم برا کار تحقیقاتیSad
(۸/آبان/۹۴ ۲۳:۴۵)مصباح نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم


آخه بدبختی ما که فقط داخل نیست!!
متاسفانه پای یه عده به مذاکرات سوریه باز شده!!!
می ترسم بنا رو بذارن رو اینکه رو سر حزب الله هم بتن بریزن

و یا تمامی مدافعین حرم هم از سوریه اخراج کنن
جز یه 4، 5 نفری
اون هم برا کار تحقیقاتیSad


به نام خدا


دوباره ظریف و کری با هم دیگه پیاده روی کرده اند و دل داده اند و قلوه گرفته اند، معلوم نیست توطئه جدید چه میباشد ولی هرچه که هست به نظر نمیرسد خبرهای خوبی برای جمهوری اسلامی باشد. چقدر بزرگان گوشزد کردند که فریب آمریکا را نخورید ولی کو گوش شنوا،‌ البته شاید خودشون هم made in U.S.A هستند فقط نمیخواهند ریا بشه.

هیچوقت یادم نمیره که همین قذافی هم زمانی که دست از مقاومت برداشت و شروع به خوش و بش با آمریکاییها و اروپاییها کرد و گوش به فرمان آنها شد با چه وضع فجیعی کشته شد و کشورش و مردمش هم بر باد داد.

کاش عبرت میگرفتید.
خب به فرض ایران نمیرفت ، توی تمام رسانه ها مطرح میشد که از ایران دعوت شده و نیومده چون طرفدار ترورسیت های سوری هستن ایرانی ها و بشار اسد هم بر ضد ملت خودش کار مکنه چون حتی ایران از اون حاظر نیست دفاع کنه. متاسفانه این مسادل پیچیده باعث این شده که بین سیاستمدار های ایران و بعضی قشر های جامعه اختلافاتی پیش بیاد که توی همه ی جوامع هست.
به نظر من کار بسیار درستی بوده ، نه اینکه اعتماد کردن که بارها مطرح شده اعتمادی به طرف های غربی امریکایی نداریم، از این نظر درست بوده که الان میشه در یه دوربین و تریبون بزرگتر از حقوق سوریه دفاع کرد که راه حل نظامی نداره
لطفاً با دقت مطالعه کنید. واقعاً از شرح این متن ناتوانم..... اسمش عناده؟ اسمش ساده لوحیه؟ اسمش چیه نمی دونم اما شباهت های تاریخی با قضایای زمان حضرت علی بیداد می کنه.


ارزیابی توکلی از پاسخ روحانی به نامه رهبری / از گذشته درس بگیریم

بخش داخلی الف، 9آبان 94
تاریخ انتشار :
شنبه ۹ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۴۸


پس از آن که رهبر انقلاب در ۲۹ مهر نامه ای خطاب به رئیس جمهور محترم نوشتند و در آن مطالب بسیار مهمی پیرامون برجام ابراز فرمودند و دستوراتی برای مرحله اجراء صادر کردند، آقای روحانی روز بعد بدان پاسخ داد. در باره این پاسخ نکاتی وجود دارد که ملاحظه می کنید.

۱. پاسخ هر نامه ای معمولا مانند آئینه ای است که اصل نامه را منعکس میکند. اگر کسی نامه ۲۹ مهر رهبری را نخوانده باشد وروز ۳۰ مهر با نامه روحانی مواجه شود چه تصوری از نامه رهبر انقلاب پیدا میکند؟آن چه از این طریق در ذهن این فرد نقش می بندد جز این نخواهد بود که رهبری مذاکرات را بی عیب و نقص شناخته و نتایج آن را که برجام باشد، پذیرفته و تأیید کرده اند تنها شروطی معمولی قرار داده اند که دولت با رعایت آن ها، " نسبت به اجرای کامل و با حسن نیت برجام اقدام خواهد نمود."همچنین وقتی آقای روحانی در پاسخ به مقام بالاتر از خودش نامه مینویسد و سراسر نامه ذکر برکات برجام است و چند بار از رهبر انقلاب تقدیر و تشکر میگردد، به ذهن فردی که نامه رهبری را نخوانده متبادر میشود که رهبر نیز کم و بیش همه این مناقب را برای برجام قائل است.

۲. اما وقتی به نامه رهبری رجوع کند میبیند درست عکس آن است. در حالی که آقای روحانی در نامه خویش مذاکرات و نتایج آن را اینگونه توصیف میکند: "یکی از خطیرترین گردنه‌های صعب‌العبور، با افتخار و سربلندی، و با دستی پر از تأمین حقوق و منافع خود در برنامه هسته‌ای، عبور کرد." و از مهر تأیید رهبری همراه با الزامات به عنوان" آغازگر فصلی نوین در حرکت رو به تعالی جمهوری اسلامی ایران" یاد میکند، در نامه رهبری آمده است: "محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعفهای ساختاری و موارد متعدّدی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ میتواند به خسارتهای بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود" و هدف اصلی از صدور نامه را رهبر انقلاب این میدانند که مسئولان "فرصتهای کافی برای رعایت و حفظ منافع ملّی و مصالح عالیه‌ی کشور در اختیار داشته" باشند.

در حالی آقای روحانی از اجرای کامل برجام با حسن نیت سخن میگوید که شاکله اصلی نامه رهبری هشدارهای مستند نسبت به " دشمنی رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا را بر ضدّ جمهوری اسلامی" و "ورود فریب‌کارانه‌ی آمریکا در مذاکرات هسته‌ای، نه با نیّت حل‌وفصل عادلانه، که با غرض پیشبرد هدفهای خصمانه‌ی خود درباره‌ی جمهوری اسلامی" صورت گرفته است. تمام سعی رهبری توجه دادن به خطرات سلطه طلبی آمریکا و مبنایی بودن دشمنی هیأت حاکمه آمریکا با ملت ایران است، ولی در پاسخ روحانی هیچ اشاره ای نسبت به این امر خطیر دیده نمی شود.

۳. موضوع بسیار مهم این است که این تفاوت های فاحش اختلاف نظر بین دو صاحب نظر نیست تا ما آن را امری طبیعی بدانیم. گر چه موضع رهبری در باره برجام مستند است به واقعیات امروز و تاریخ ما و به تحقیقات دقیق در برجام که هم متضمن " نقاط مثبت و در اصلِ تثبیت آن نقاط" و هم تمام زوایای پرابهام و ضعف ساختاری آن را نشان میدهد. ضعف هایی که مکررا بیان شده ولی از طرف دولت دفاعی قابل قبول ارائه نشده است. بلکه موضوع از این حیث اهمیت بسیار زیادی دارد که قانون اساسی و شرع مقدس حق تعیین سیاست های راهبردی را به رهبری داده است و تمامی سیاستهای دیگر باید با آن ها هماهنگ باشد و همچنین تمام سیاستمداران نیز باید خود را با آن سیاستگذار همسو سازند. اگر تحلیل این دو مقام در این حد با یکدیگر فاصله داشته باشد خطر در اجرای برجام و رعایت الزامات قانونی و شرعی دو چندان خواهد شد.

۴. بنده به عنوان یک دوست و همکار قدیمی جناب روحانی از ایشان میخواهم این فاصله را که نه بر استدلال و واقعیات بلکه بر تعلقات مبتنی است، از میانه بردارند. از گذشته درس بگیریم. فاعتبروا یا اولی الابصار.
مگه نه بند رعایت شده که .... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

«علی اکبر صالحی» اعلام کرد که اجرای تعهدات جمهوری اسلامی ایران به استناد برنامه جامع اقدام مشترک آغاز شده است.

به گزارش میزان، «علی اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی ایران روز دوشنبه اعلام کرد که اجرای تعهدات جمهوری اسلامی ایران به استناد برنامه جامع اقدام مشترک آغاز شده است.

وی در گفت و گو با خبرگزاری «کیودو» ژاپن در پاسخ به سووالی در باره اینکه آیا ایران روند کاهش شمار سانتریفیوژهای تاسیسات اتمی خود را به استناد برنامه جامع اقدام مشترک آغاز کرده است؟ گفت: مقدمات انجام این کار آغاز شده است و در حال انجام است.

رئیس سازمان انرژی اتمی ایران تاکید کرد: اجرای مرحله فنی برنامه جامع اقدام مشترک آغاز شده است.

وی افزود: این نخستین اقدام عملی ایران در اجرای برنامه جامع اقدام مشترک پس از توافق هسته ای با کشورها ۱+۵ است.

پ.ن.
یکی گفت: در انتخاباتی که معین کاندید بود شعار میداد رهبری رو باید به رفراندوم بذاریم. خدا رو شکر ملت از شرش خلاص شدند.
یکی دیگه جواب داد: این یکی بدون رفراندوم کارش رو می کنه. اینها مقدمات قسم جلاله است. صد رحمت به کفن دزد اول.
دفاع از ظریف و نقد برجام؛ تحلیل آخرین مواضع هسته ای رهبرانقلاب

تحلیل آخرین مواضع هسته ای رهبرانقلاب نیازمند مروری مجدد بر راه طی شده در مذاکرات است. ممکن است برای برخی این سؤال ایجاد شود که چطور ممکن است اجرای برجام به شکل کنونی و به تعبیر رهبری انقلاب مبهم و نگران کننده باشد، اما عملکرد ظریف قابل دفاع باشد و حتا بخشی از دستاوردهای مذاکرات نیز مورد تمجید و تحسین رهبری قرار گیرد؟

مناسب است در کنار این سؤال، پرسش دیگری نیز در خصوص مواضع هسته ای رهبر انقلاب مطرح شود. سؤال اینجاست که اگر رهبری معتقدند مذاکره با آمریکا هیچ نفعی ندارد، با کدام هدف استراتژیک مجوز مذاکره با آمریکا را در مساله خاص هسته ای صادر کردند؟

در این رابطه ۳ موضع و حتا ۳ دوره موضع گیری رهبری مورد توجه است.
1- اولین موضع مربوط به "بدبینی " صریح ایشان نسبت به سرنوشت مذاکرات است. ایشان به کرات فرمودند که به آینده مذاکرات بدبین هستم.
2- مرحله دوم مجوزی است که رهبری انقلاب با عنوان "نرمش قهرمانانه " برای مذاکره با آمریکا دادند.
3- در نهایت اینکه مرحله سوم و آخرین موضع رهبری اظهار نگرانی درباره اجرای توافق هسته ای به شکل موجود است و تاکید بر اینکه هر نوع مذاکره جدید نیز ممنوع است. در این خصوص رهبری انقلاب در دیدار با فرماندهان سپاه تعبیر صریحی درباره مذاکرات دارند و می‌فرمایند: مذاکره با آمریکایی‌ها " هیچ " نفعی برای ما نداشته است. می‌فرمایند آمریکایی‌ها با مذاکره به دنبال نفوذ فرهنگی و سیاسی هستند و در مذاکرات اخیر نیز در مواردی به این هدف دست یافتند.

به این ترتیب سوالی که مطرح می‌شود این است که اگر رهبری بدبین بودند و در نهایت نیز معتقدند این مذاکرات هیچ نفعی برای جمهوری اسلامی نداشته است چرا مجوز مذاکرات هسته ای را با عنوان نرمش قهرمانانه صادر کردند؟

برای پاسخ به این دو سؤال لازم است از مواضع هسته ای و تحلیل‌های مربوط به برجام یک دسته بندی ساده و مختصر داشته باشیم. سه گونه تحلیل درخصوص برجام و توافق هسته ای در کشور وجود دارد.
تحلیل دسته اول مربوط به منتقدانی است که طی ماه‌های گذشته بیشترین خدمت را در روشن شدن اشکالات برجام داشتند. این گروه معتقد بودند برآیند هزینه‌های برجام بیش از منافع آن است و البته هزینه‌های برجام را ناشی از عملکرد ضعیف تیم مذاکرات و غرب گرایی دولت می‌دانستند. سرانجام این تحلیل اگرچه بخشی از اشکالات توافق را بدرستی تبیین می‌کرد اما چون تیم مذاکره کننده را هدف نقدهای خود می‌دانست، خواه یا ناخواه نگاه‌ها را متوجه خیانت تیم مذاکره کننده می‌کرد.

تحلیل دوم مربوط به گروهی است که معتقدند دست آوردهای هسته ای برجام بیش از ضعف‌های آن است و اجرای برجام به حکم فزونی منافع بر هزینه‌هایش، حکم عقل و منطق است.

دسته سوم ماجرا را اینطور تحلیل کردند که برآیند هزینه و فایده برجام منفی است اما در نهایت برجام باید اجرا شود.

به این فهم تحلیل سوم درست است و غیر از تحلیل سوم نمی‌توانیم ۲ سؤال صدر این یادداشت را پاسخ دهیم. در این رابطه توضیح بیشتر لازم است.
گروه اول در نقد مذاکرات هیچگاه نتوانستند برای دفاع حداکثری و تمام قد رهبری انقلاب از تیم مذاکره کننده، تحلیل دقیقی ارائه کنند. سؤال این است که با همه این نقدها و اشکالات چرا رهبری باید از تیم مذاکره تعریف و تمجید کنند؟

گروه دوم که ارزیابی کاملاً مثبت از نتایج توافق داشت، طبیعتاً نامه نگران آمیز رهبری انقلاب درخصوص توافق را بسختی تحلیل می‌کنند. اگر مذاکرات مثبت بوده است چرا رهبری در نامه اخیر خود اجرای آن به شکل کنونی را نگران کننده می‌دانند؟ اگر در مذاکرات توفیق داشتیم چرا رهبری می‌فرمایند در مذاکره با آمریکا "هیچ " نفعی نمی‌بریم.

با این توصیف تحلیل مواضع رهبری و جمع بندی آن به چه نحو است؟ لازم است درباره این پرسش، تحلیل گروه سوم مختصری توضیح داده شود.
دسته سوم معتقدند که تیم مذاکرات مستند به داشته‌ها و توانشان، در نهایت درایت عمل کرده است. اشکالات برجام نیز به جای خود باقی است و وجود این اشکالات به خدعه و دسیسه و زیاده خواهی آمریکایی‌ها مربوط است نه عملکرد تیم مذاکره کننده.

از طرفی اینطور نیست که تیم مذاکره کننده از اشکالات برجام بی اطلاع باشد و ناشی گری تیم مذاکره باعث زیاده خواهی آمریکایی‌ها شده باشد؛ کما اینکه رهبر انقلاب در سخنرانی چند ماه پیش خود در پاسخ به برخی نقدهای تند و تیز به مذاکرات، صریح می‌فرمایند که تیم مذاکرات در بسیاری از موارد شناخت کامل و دقیقی از نقدها دارند و حتا جلوتر از منتقدین بر اشکالات مذاکرات واقف‌اند؛ بنابراین اشکالات توافق به زیاده خواهی و زور گویی و روحیه استکباری آمریکا مربوط است و عملکرد تیم مذاکره کننده در دفاع از صنعت هسته ای کشور قابل دفاع و شایسته تقدیر است.

اما سؤال دوم این بود که اگر برآیند نتایج مذاکرات مثبت نبوده است و رهبری نیز از ابتدا بدبین بوده‌اند و امروز هم همان بدبینی ثابت شده است، پس به چه دلیل پذیرفتیم که پای میز مذاکره رویم؟

پاسخ به این سؤال را نباید در متن برجام جستجو کرد. پاسخ به این بخش فرامتن است. ماجرا فراتر از مساله هسته ای است. بحث فنی هسته ای بجای خود قابل تحلیل است اما آنچه مارا کمک می‌کند تا تحلیل جامع تری از توافق برجام و موضع رهبری انقلاب داشته باشیم فراتر از متن توافق است.

رهبری انقلاب نسبت به نتیجه مذاکرات بدبین بودند؛ اما مجوز مذاکره هسته ای با آمریکایی‌ها را صادر کردند. چند علت بر این تصمیم قابل تحلیل است.
اولین دلیل که به این فهم مهم‌ترین دلیل است تجربه تاریخی ای است که جامعه ما از روحیه استکباری و جنگ طلبانه آمریکایی‌ها کسب می‌کند. مدل رهبری اجتماعی این نیست که فارغ از رشد فهم و عقیده مردم تصمیم بگیرد. مدیریت و رهبری جامعه منحصر در نسخه‌های بالا به پایین نیست. جامعه ای در مقابل غرب می‌تواند مقاومت داشته باشد که فهم درستی از غرب و استکبار داشته باشد. تصور ساده انگارانه از مذاکره که تنها جغرافیای غرب را می‌فهمد و نه ایدئولوژی‌اش، نمی‌تواند ضرورت مقاومت را درک کند.

توجه به این موضوع بسیار راهگشا و کلیدی است که رهبری جامعه تنها در صورت رشد و تعالی فهم اجتماعی می‌تواند رو به جلو گام بردارد و برای رسیدن به این فهم عمومی باید هزینه داد، حتا به قیمت تضعیف صنعت هسته ای. چرا که آنچه انقلاب را حفظ می‌کند بی تردید چرخه سوخت هسته ای نیست بلکه مقاومت مردم است و مقاومت مردمی در گرو اعتلای فهم و درک استکبار ستیزی است؛ آنهم نه استکبار ستیزی صرفاً شعاری.

سال‌هاست که جمهوری اسلامی با مذاکره مخالفت کرده و پای میز مذاکره نرفته است. ممکن است برخی که حداقل ۵۱ درصد جامعه را شامل می‌شوند (میزان آرای جناب روحانی) بعد از مدتی چنین تصور کنند که انقلاب اسلامی با اصل مذاکره مشکل دارد و در مواجهه با آمریکا شعاری رفتار کرده است واگر شعارهای غیرواقعی را کنار می‌گذاشت، مردم رفاه بیشتری داشتند.

مذاکره اخیر یک تجریه روشن پیش روی مردم است تا فهم دقیق تری از استکبار پیدا کنند. مذاکرات هسته ای توسط کسانی صورت گرفت که بالاترین سطح اعتقاد را به مذاکرات داشتند و البته همین‌ها نیز امروز واقف‌اند که آمریکا رفتار و هدف ثابتی در تعامل با جمهوری اسلامی دنبال می‌کند و آنهم خلاصه در زورگویی و زیاده خواهی است و دراین راه فرقی نمی‌کند در جنگ باشد و آدم بکشد یا پای میز مذاکره باشد.

امروز بخشی از حرفهای مؤثر آمریکا ستیزانه را ظریف و تیم هسته ای می‌زنند. به این فهم امروز با هشدارها و تبیین‌های رهبری انقلاب- ونه نقش آفرینی رسانه‌ها- شناخت کم و بیش روشنی از امپریالیسم ایجاد شده است. نمونه آشکار آنرا باید در بی توجهی بازار اقتصادی به توافق هسته ای دید. بازارهای اقتصادی کشور که تا پیش از این با شایعات هسته ای بالا و پایین می‌شد امروز به این سطح از بلوغ رسیده است که به توافق رسمی هسته ای نیزهیچ واکنشی نشان نمی‌دهد.

اما هدف مذاکره تنها کسب تجربه داخلی نبود. دفاع از حق جمهوری اسلامی در جوامع بین المللی نیز هدف مهم دیگری بود که باید از مسیر مذاکرات پی گیری می‌شد.

در نهایت هدف دیگر احقاق حق مردم در حوزه صنعت هسته ای و برداشتن تحریم‌ها بود. هر میزان به این هدف نزدیک می‌شدیم یک گام مؤثر بود. روشن بود که این مسیر برای کشور بدون هزینه نخواهد بود. حداقل هزینه‌ها شکستن تابوی مذاکرات بود. از دست دادن بخشی از دستاوردهای هسته ای و فراهم شدن شرایط نفوذ برای غربی‌ها و امریکایی‌ها نیز از دیگر هزینه‌های این مسیر بود. این درحالی است که نسبت به اصل برداشتن تحریم‌ها و حفظ یک صنعت کامل هسته ای نیز تردیدهای جدی وجود داشت.

نامه اخیر رهبری نیز تصریح بر همین نگرانی است. با این حال هرمیزان در مساله هسته ای و تحریم‌ها نیز امتیاز کسب کنیم یک گام رو به جلوست؛ اما اگر حاضر به پرداخت هزینه شدیم به این سبب بود که امتیازات مادی تنها و تنها هدف مذاکرات نبوده است. در نهایت اینکه توافق از حیث مادی و مطابق متن به نفع ما نیست و این از ابتدا قابل تصور بود. با این حال سرجمع مذاکرات نه از حیث متن بلکه فرامتن به نفع جمهوری اسلامی است. درک این مساله و تفکیک متن با فرامتن بسیار کلیدی و حائز اهمیت است.

"مصلحت " کشور در این بود که مسیر مذاکرات طی شود. تاکید می‌شود که مصلحت تنها این نیست که توافق پذیرفته شود بلکه مصلحت در این است که مسیر مذاکرات طی شود. به تعبیری ماجرا فراتر از برجام و توافق است.

برخی متاسفانه نام "مصلحت " را مترادف "جام زهر " می‌دانند و تصور می‌کنند وقتی سخن از مصلحت می‌شود یعنی کشور در موضع ضعف مجبور به پذیرفتن شکست شده است. اصلاً چنین نیست. حداقل در ماجرای هسته ای ماجرا اینطور نبوده و نیست.

رفتار مطابق با مصلحت در مساله هسته ای به این شکل است که برای رسیدن به اهداف فراهسته ای، حاضر شدیم مذاکره با آمریکا را که از ابتدا نسبت به نتایج مادی آن بدبین بودیم و اعتقاد داشتیم "هیچ " نفع مادی برای ما ندارد بپذیریم.

به تعبیر رهبری به اذن الله ضرر نمی‌کنیم و نکردیم چون هدف مان تنها متن برجام نبود. به مصلحت مذاکره و بعد هم برجام را پذیرفتیم چون اهداف فراتری از مذاکرات و برجام مدنظر بود. در نهایت اینکه فهم صحیح و عالمانه از "مصلحت سنجی " که تشخیص آن صرفاً در اختیار ولی مسلمین است شاه کلید تحلیل وضع موجود است.

با این نگاه آقای ظریف و تیمش متناسب با داشته‌ها و توان کشور و ظرفیت اجتماعی، در نهایت تدبیر و تدین عمل کردند. از سویی اگرچه سرجمع برجام از حیث مادی منفی است اما امتیاز و دستاوردهای مادی هم داشتیم و مهم‌تر اینکه مذاکره برای کشور آورده‌های فرا هسته ای داشته است و لذا پذیرفتن برجام با همه اشکالاتش منطقی است.

پ.ن.
اینطور توجیه شده که پریزش برای بالا بردن سطح فهم مردم بوده البته باید بگم من هم این رودیدم. افرادی که طرفدار دو آتیشه بودند امروز طور دیگه ای حرف می زنند. اما بدون شک بار منفی برجام بیشتره.
(۱۱/آبان/۹۴ ۲۳:۵۶)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]
دفاع از ظریف و نقد برجام؛ تحلیل آخرین مواضع هسته ای رهبرانقلاب

تحلیل آخرین مواضع هسته ای رهبرانقلاب نیازمند مروری مجدد بر راه طی شده در مذاکرات است. ممکن است برای برخی این سؤال ایجاد شود که چطور ممکن است اجرای برجام به شکل کنونی و به تعبیر رهبری انقلاب مبهم و نگران کننده باشد، اما عملکرد ظریف قابل دفاع باشد و حتا بخشی از دستاوردهای مذاکرات نیز مورد تمجید و تحسین رهبری قرار گیرد؟

مناسب است در کنار این سؤال، پرسش دیگری نیز در خصوص مواضع هسته ای رهبر انقلاب مطرح شود. سؤال اینجاست که اگر رهبری معتقدند مذاکره با آمریکا هیچ نفعی ندارد، با کدام هدف استراتژیک مجوز مذاکره با آمریکا را در مساله خاص هسته ای صادر کردند؟

در این رابطه ۳ موضع و حتا ۳ دوره موضع گیری رهبری مورد توجه است.
1- اولین موضع مربوط به "بدبینی " صریح ایشان نسبت به سرنوشت مذاکرات است. ایشان به کرات فرمودند که به آینده مذاکرات بدبین هستم.
2- مرحله دوم مجوزی است که رهبری انقلاب با عنوان "نرمش قهرمانانه " برای مذاکره با آمریکا دادند.
3- در نهایت اینکه مرحله سوم و آخرین موضع رهبری اظهار نگرانی درباره اجرای توافق هسته ای به شکل موجود است و تاکید بر اینکه هر نوع مذاکره جدید نیز ممنوع است. در این خصوص رهبری انقلاب در دیدار با فرماندهان سپاه تعبیر صریحی درباره مذاکرات دارند و می‌فرمایند: مذاکره با آمریکایی‌ها " هیچ " نفعی برای ما نداشته است. می‌فرمایند آمریکایی‌ها با مذاکره به دنبال نفوذ فرهنگی و سیاسی هستند و در مذاکرات اخیر نیز در مواردی به این هدف دست یافتند.

به این ترتیب سوالی که مطرح می‌شود این است که اگر رهبری بدبین بودند و در نهایت نیز معتقدند این مذاکرات هیچ نفعی برای جمهوری اسلامی نداشته است چرا مجوز مذاکرات هسته ای را با عنوان نرمش قهرمانانه صادر کردند؟

برای پاسخ به این دو سؤال لازم است از مواضع هسته ای و تحلیل‌های مربوط به برجام یک دسته بندی ساده و مختصر داشته باشیم. سه گونه تحلیل درخصوص برجام و توافق هسته ای در کشور وجود دارد.
تحلیل دسته اول مربوط به منتقدانی است که طی ماه‌های گذشته بیشترین خدمت را در روشن شدن اشکالات برجام داشتند. این گروه معتقد بودند برآیند هزینه‌های برجام بیش از منافع آن است و البته هزینه‌های برجام را ناشی از عملکرد ضعیف تیم مذاکرات و غرب گرایی دولت می‌دانستند. سرانجام این تحلیل اگرچه بخشی از اشکالات توافق را بدرستی تبیین می‌کرد اما چون تیم مذاکره کننده را هدف نقدهای خود می‌دانست، خواه یا ناخواه نگاه‌ها را متوجه خیانت تیم مذاکره کننده می‌کرد.

تحلیل دوم مربوط به گروهی است که معتقدند دست آوردهای هسته ای برجام بیش از ضعف‌های آن است و اجرای برجام به حکم فزونی منافع بر هزینه‌هایش، حکم عقل و منطق است.

دسته سوم ماجرا را اینطور تحلیل کردند که برآیند هزینه و فایده برجام منفی است اما در نهایت برجام باید اجرا شود.

به این فهم تحلیل سوم درست است و غیر از تحلیل سوم نمی‌توانیم ۲ سؤال صدر این یادداشت را پاسخ دهیم. در این رابطه توضیح بیشتر لازم است.
گروه اول در نقد مذاکرات هیچگاه نتوانستند برای دفاع حداکثری و تمام قد رهبری انقلاب از تیم مذاکره کننده، تحلیل دقیقی ارائه کنند. سؤال این است که با همه این نقدها و اشکالات چرا رهبری باید از تیم مذاکره تعریف و تمجید کنند؟

گروه دوم که ارزیابی کاملاً مثبت از نتایج توافق داشت، طبیعتاً نامه نگران آمیز رهبری انقلاب درخصوص توافق را بسختی تحلیل می‌کنند. اگر مذاکرات مثبت بوده است چرا رهبری در نامه اخیر خود اجرای آن به شکل کنونی را نگران کننده می‌دانند؟ اگر در مذاکرات توفیق داشتیم چرا رهبری می‌فرمایند در مذاکره با آمریکا "هیچ " نفعی نمی‌بریم.

با این توصیف تحلیل مواضع رهبری و جمع بندی آن به چه نحو است؟ لازم است درباره این پرسش، تحلیل گروه سوم مختصری توضیح داده شود.
دسته سوم معتقدند که تیم مذاکرات مستند به داشته‌ها و توانشان، در نهایت درایت عمل کرده است. اشکالات برجام نیز به جای خود باقی است و وجود این اشکالات به خدعه و دسیسه و زیاده خواهی آمریکایی‌ها مربوط است نه عملکرد تیم مذاکره کننده.

از طرفی اینطور نیست که تیم مذاکره کننده از اشکالات برجام بی اطلاع باشد و ناشی گری تیم مذاکره باعث زیاده خواهی آمریکایی‌ها شده باشد؛ کما اینکه رهبر انقلاب در سخنرانی چند ماه پیش خود در پاسخ به برخی نقدهای تند و تیز به مذاکرات، صریح می‌فرمایند که تیم مذاکرات در بسیاری از موارد شناخت کامل و دقیقی از نقدها دارند و حتا جلوتر از منتقدین بر اشکالات مذاکرات واقف‌اند؛ بنابراین اشکالات توافق به زیاده خواهی و زور گویی و روحیه استکباری آمریکا مربوط است و عملکرد تیم مذاکره کننده در دفاع از صنعت هسته ای کشور قابل دفاع و شایسته تقدیر است.

اما سؤال دوم این بود که اگر برآیند نتایج مذاکرات مثبت نبوده است و رهبری نیز از ابتدا بدبین بوده‌اند و امروز هم همان بدبینی ثابت شده است، پس به چه دلیل پذیرفتیم که پای میز مذاکره رویم؟

پاسخ به این سؤال را نباید در متن برجام جستجو کرد. پاسخ به این بخش فرامتن است. ماجرا فراتر از مساله هسته ای است. بحث فنی هسته ای بجای خود قابل تحلیل است اما آنچه مارا کمک می‌کند تا تحلیل جامع تری از توافق برجام و موضع رهبری انقلاب داشته باشیم فراتر از متن توافق است.

رهبری انقلاب نسبت به نتیجه مذاکرات بدبین بودند؛ اما مجوز مذاکره هسته ای با آمریکایی‌ها را صادر کردند. چند علت بر این تصمیم قابل تحلیل است.
اولین دلیل که به این فهم مهم‌ترین دلیل است تجربه تاریخی ای است که جامعه ما از روحیه استکباری و جنگ طلبانه آمریکایی‌ها کسب می‌کند. مدل رهبری اجتماعی این نیست که فارغ از رشد فهم و عقیده مردم تصمیم بگیرد. مدیریت و رهبری جامعه منحصر در نسخه‌های بالا به پایین نیست. جامعه ای در مقابل غرب می‌تواند مقاومت داشته باشد که فهم درستی از غرب و استکبار داشته باشد. تصور ساده انگارانه از مذاکره که تنها جغرافیای غرب را می‌فهمد و نه ایدئولوژی‌اش، نمی‌تواند ضرورت مقاومت را درک کند.

توجه به این موضوع بسیار راهگشا و کلیدی است که رهبری جامعه تنها در صورت رشد و تعالی فهم اجتماعی می‌تواند رو به جلو گام بردارد و برای رسیدن به این فهم عمومی باید هزینه داد، حتا به قیمت تضعیف صنعت هسته ای. چرا که آنچه انقلاب را حفظ می‌کند بی تردید چرخه سوخت هسته ای نیست بلکه مقاومت مردم است و مقاومت مردمی در گرو اعتلای فهم و درک استکبار ستیزی است؛ آنهم نه استکبار ستیزی صرفاً شعاری.

سال‌هاست که جمهوری اسلامی با مذاکره مخالفت کرده و پای میز مذاکره نرفته است. ممکن است برخی که حداقل ۵۱ درصد جامعه را شامل می‌شوند (میزان آرای جناب روحانی) بعد از مدتی چنین تصور کنند که انقلاب اسلامی با اصل مذاکره مشکل دارد و در مواجهه با آمریکا شعاری رفتار کرده است واگر شعارهای غیرواقعی را کنار می‌گذاشت، مردم رفاه بیشتری داشتند.

مذاکره اخیر یک تجریه روشن پیش روی مردم است تا فهم دقیق تری از استکبار پیدا کنند. مذاکرات هسته ای توسط کسانی صورت گرفت که بالاترین سطح اعتقاد را به مذاکرات داشتند و البته همین‌ها نیز امروز واقف‌اند که آمریکا رفتار و هدف ثابتی در تعامل با جمهوری اسلامی دنبال می‌کند و آنهم خلاصه در زورگویی و زیاده خواهی است و دراین راه فرقی نمی‌کند در جنگ باشد و آدم بکشد یا پای میز مذاکره باشد.

امروز بخشی از حرفهای مؤثر آمریکا ستیزانه را ظریف و تیم هسته ای می‌زنند. به این فهم امروز با هشدارها و تبیین‌های رهبری انقلاب- ونه نقش آفرینی رسانه‌ها- شناخت کم و بیش روشنی از امپریالیسم ایجاد شده است. نمونه آشکار آنرا باید در بی توجهی بازار اقتصادی به توافق هسته ای دید. بازارهای اقتصادی کشور که تا پیش از این با شایعات هسته ای بالا و پایین می‌شد امروز به این سطح از بلوغ رسیده است که به توافق رسمی هسته ای نیزهیچ واکنشی نشان نمی‌دهد.

اما هدف مذاکره تنها کسب تجربه داخلی نبود. دفاع از حق جمهوری اسلامی در جوامع بین المللی نیز هدف مهم دیگری بود که باید از مسیر مذاکرات پی گیری می‌شد.

در نهایت هدف دیگر احقاق حق مردم در حوزه صنعت هسته ای و برداشتن تحریم‌ها بود. هر میزان به این هدف نزدیک می‌شدیم یک گام مؤثر بود. روشن بود که این مسیر برای کشور بدون هزینه نخواهد بود. حداقل هزینه‌ها شکستن تابوی مذاکرات بود. از دست دادن بخشی از دستاوردهای هسته ای و فراهم شدن شرایط نفوذ برای غربی‌ها و امریکایی‌ها نیز از دیگر هزینه‌های این مسیر بود. این درحالی است که نسبت به اصل برداشتن تحریم‌ها و حفظ یک صنعت کامل هسته ای نیز تردیدهای جدی وجود داشت.

نامه اخیر رهبری نیز تصریح بر همین نگرانی است. با این حال هرمیزان در مساله هسته ای و تحریم‌ها نیز امتیاز کسب کنیم یک گام رو به جلوست؛ اما اگر حاضر به پرداخت هزینه شدیم به این سبب بود که امتیازات مادی تنها و تنها هدف مذاکرات نبوده است. در نهایت اینکه توافق از حیث مادی و مطابق متن به نفع ما نیست و این از ابتدا قابل تصور بود. با این حال سرجمع مذاکرات نه از حیث متن بلکه فرامتن به نفع جمهوری اسلامی است. درک این مساله و تفکیک متن با فرامتن بسیار کلیدی و حائز اهمیت است.

"مصلحت " کشور در این بود که مسیر مذاکرات طی شود. تاکید می‌شود که مصلحت تنها این نیست که توافق پذیرفته شود بلکه مصلحت در این است که مسیر مذاکرات طی شود. به تعبیری ماجرا فراتر از برجام و توافق است.

برخی متاسفانه نام "مصلحت " را مترادف "جام زهر " می‌دانند و تصور می‌کنند وقتی سخن از مصلحت می‌شود یعنی کشور در موضع ضعف مجبور به پذیرفتن شکست شده است. اصلاً چنین نیست. حداقل در ماجرای هسته ای ماجرا اینطور نبوده و نیست.

رفتار مطابق با مصلحت در مساله هسته ای به این شکل است که برای رسیدن به اهداف فراهسته ای، حاضر شدیم مذاکره با آمریکا را که از ابتدا نسبت به نتایج مادی آن بدبین بودیم و اعتقاد داشتیم "هیچ " نفع مادی برای ما ندارد بپذیریم.

به تعبیر رهبری به اذن الله ضرر نمی‌کنیم و نکردیم چون هدف مان تنها متن برجام نبود. به مصلحت مذاکره و بعد هم برجام را پذیرفتیم چون اهداف فراتری از مذاکرات و برجام مدنظر بود. در نهایت اینکه فهم صحیح و عالمانه از "مصلحت سنجی " که تشخیص آن صرفاً در اختیار ولی مسلمین است شاه کلید تحلیل وضع موجود است.

با این نگاه آقای ظریف و تیمش متناسب با داشته‌ها و توان کشور و ظرفیت اجتماعی، در نهایت تدبیر و تدین عمل کردند. از سویی اگرچه سرجمع برجام از حیث مادی منفی است اما امتیاز و دستاوردهای مادی هم داشتیم و مهم‌تر اینکه مذاکره برای کشور آورده‌های فرا هسته ای داشته است و لذا پذیرفتن برجام با همه اشکالاتش منطقی است.

پ.ن.
اینطور توجیه شده که پریزش برای بالا بردن سطح فهم مردم بوده البته باید بگم من هم این رودیدم. افرادی که طرفدار دو آتیشه بودند امروز طور دیگه ای حرف می زنند. اما بدون شک بار منفی برجام بیشتره.


به نام خدا

به نظر پذیرش برجام میتواند تدبیر مناسبی از سوی نظام برای ثابت کردن این نکته باشد که آمریکا با اصل نظام مشکل دارد نه فقط با هسته ای اما نکته مهم اینجاست که همین برجام ممکن است خسارت سنگینی هم به کشور در آینده وارد کند که باید دستگاه‌های امنیتی شدیدا هوشیار باشند.

در واقع برای دو روز راحتی بیشتر ممکن است آینده فرزندان این مملکت بر باد رود.

نکته مهم اینجاست که متاسفانه در دنیای امروز این قدرتهای هسته ای هستند که برای جهان تصمیم میگیرند و کشوری که دارای سلاح هسته ای باشد به نوعی از آسیب تجاوز خارجی میتواند در امان باشد.


اوج ظلم اینجاست که کشوری که خود سلاح هسته ای دارد یعنی شیطان بزرگ، نه یکی و نه دوتا بلکه شاید هزاران کلاهک اتمی دارد میاید و برای دیگر کشورها تصمیم میگرد که کدام هسته ای داشته باشند و کدام نداشته باشند.

به هر حال شاید به نوعی مانند قطعنامه آتش بس با صدام، با توجه به فشارهای اقتصادی که البته حجم اصلی آن به علت فسادهای اقتصادی بود ایران مجبور به پذیرش این ننگنامه شد.

آینده همه چیز را مشخص خواهد کرد که آیا غربیها بر سر قول و قرارشان میمانند یا مانند سال 81 و 82 که درب هسته ای هم تخته شد ولی آنها بدقولی کردند، تاریخ تکرار میشود.

و نکته آخر هم اینکه وقتی مردم از لحاظ اعتقادی سست میشوند و فرهنگ زندگی لیبرالی و مادی در تمام تار و پود زندگی آنها رسوخ میکند حتی در خانواده های مثلا مذهبی و وقتی در یک کشور فساد اقتصادی سیستماتیک جولان میدهد و اکثرا هم عین خیالشان نیست، نتیجه این میشود که با یک تلنگر دشمن، شیرازه کشور ممکن است از هم بپاچد.

افرادی که به دنبال زندگی راحت حتی با طعم خفت هستند،‌ حال اسلحه به دست گرفتن و جنگیدن ندارند، حال مقاومت ندارند. اینها فقط میخواهند پول در بیاورند حتی از راه حرام و تفریح و خوشگذارنی کنند هرچند باز هم حرام و بخورند و بخوابند، دیگه وقتی برای تفکر به اوضاع جهان و ظلم و ستمی که دنیا را گرفته و حتی تاراج منابع خودشان توسط استعمارگران را ندارند.

اینها اوج اعتراضشان این است که چرا خانومها روسری و چادر بر سر دارند و چرا کاباره و دیسکو تعطیل است و یا چرا در پلاژها و استخرها زنان و مردان مختلط نیستند. اینها اوج جهان‌بینی‌شان این است که چرا نمیتوانند در بار، مشروب بخورند و چرا قمارخانه وجود ندارد و مشکل بغرنج آنها این است که چرا خانومها نمیتوانند اندام خود را به صورت عریان در خیابان به نمایش بگذارند و چرا همجنسبازان نمیتوانند با همجنس خود ازدواج کنند و در نهایت اوج دیدگاه فلسفی آنها این است که چرا در مطبوعات و رسانه ها نمیتوان از مذهب انتقاد کرد و خدا و پیامبر را زیر سوال برد. ببینید اوج نگرش این قشر تازه به دوران رسیده و مسخ شده لذت و کثافت، چیست !!!!!!!!!!

خوب مشخص است آدمی که اوج اعتراضش چیزهایی باشد که در بالا گفته شد دیگه وقتی برای فکر کردن به بلایی که شیاطین بر سر انسان میاورند ندارد.

آنها دیگر وقتی برای تفکر به آیات قران و تفکر به اصول اسلام و دفاع از ارزشها ندارند و نتیجه آن میشود وضع کنونی جامعه جمهوری اسلامی ایران که شاید اثر بسیار کمرنگی از اسلام واقعی بتوان در آن مشاهده کرد.

جامعه ای که در اکثر بخشهای اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی آن وقتی دقت میکنید انواع فسادهای اقتصادی و اخلاقی را مشاهده میکنید و این جامعه چاره ای ندارد جز تن دادن به خواسته دشمنانش.

برجام تصویب شد و اجرا میشود ولی مهم اینها نیست، مهم خارج شدن این ملت از این مسخ شدگی سنگین رسانه ای میباشد. مهم برخواستن این ملت از این خواب غفلت میباشد و مهم جدا شدن این ملت از انواع و اقسام فسادهایی میباشد که برای زندگی تجملاتی تر به آن تن میدهند.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67
آدرس های مرجع